« ساواک؛ حافظ یا برانداز رژیم پهلوی | صفحه اول | یادباد آن روزگاران یاد باد! »

18 اسفند 92

تسخیر جامعه مدنی

یادم می آید پس ازانتخابات نمایشی و فرمایشی مجلس هفتم، روزنامه همشهری، که اداره اش در دستان مردان احمدی نژاد بود، بقلم یکی از روشنفکران ارگانیک جناح اقتدارگرا مقاله ای انتشارداد با این عنوان : « تسخیر جامعه مدنی ».
دراین مقاله نویسنده تلاش کرده بود با استفاده از نظریه های آنتونیو گرامشی درمورد چگونکی چیرگی حکومتهای سرمایه داری درکشورهای غربی به فعالان جناح اقتدارگرا نوید وخط دهد که نگران عدم مشروعیت وپایگاه اجتماعی خود نباشند چراکه با استفاده ازقدرتی که بدست آورده اند وبا تکیه بر روشنفکران ارگانیک خود می توانند به « تسخیر جامعه مدنی » پرداخته وازاینطریق پایگاه مشروعیتی واجتماعی خود راترمیم ومستحکم سازند.

می توان گفت درسایه تمسک به همین نظریه بود که جناح حاکم اقتدارگرا در هشت سال گذشته بدون هرگونه هراسی ازپایگاه مشروعیتی خود ابتدا راه تسخیرقدرت وحاکمیت را بدون هرگونه ملاحظه ای پیمود وپس از به دست گیری همه قوا و نهادهای حاکم و حذف اصلاح طلبان درپی « تسخیر جامعه مدنی » برآمده و با تمام نیرو و قوا دراین مسیر حرکت کرد. برخورد حذفی با نهادهای مدنی و صنفی، احزاب سیاسی، و سازمان های مردم نهاد ( غیردولتی ) و به تعطیلی کشاندن آنها به شدت دنبال شد، و از سوی دیگر به ساماندهی نهادهای موازی وابسته به حاکمیت برای جایگزینی اینها و « تسخیر جامعه مدنی » اقدام شد، اما در نهایت نتیجه چه بود؟
دردنیای جدید " جامعه مدنی " حلقه واسط بین شهروندان وحاکمیت است ونقش تنظیم کننده را دارد، و جامعه مدنی هم با نهادهای مدنی، که ریشه در درون شهروندان داشته باشد، شکل می گیرد. به عبارت دیگر شهروندان حق دارند برپایه باورها وعلائق و سلایق و منافع جمعی خود را تشکل وسازمان دهند، و این درقالب احزاب سیاسی، انجمن های صنفی و حرفه ای، نهادهای مردم نهاد خیریه واجتماعی و…شکل می گیرد، و درسایه رقابت وتعامل این نهادهای مدنی عرصه عمومی فضایی فعال، بانشاط ،متکثر، متنوع و شفاف می شود، و شهروندان این فرصت را می یابند که بنا به ذوق و سلیقه و علائق و استعداد و توانایی خود در عرصه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی حضور و مشارکت یابند ، و اگر در قالب احزاب سیاسی خواهان دستیابی به مقامهای حکومتی اند ازدرون چرخه ای رقابتی وشفاف عبور کنند وهمه آنانی که به قدرت وحکومت می رسند خود را درمقابل چشمان ناظر نهادهای جامعه مدنی مسئول و پاسخگو بدانند. با شکل گیری چنین جامعه ای و طی این مسیر است که نظام مردمسالار معنا می یابد و استبداد و دیکتاتوری از جامعه رخت برمی بندد، و به عبارت روشن دیگر فردی یا نهادی دیگر قادر به استبداد ورزیدن یا دیکتاتوری نخواهد بود.
جامعه ایرانی یک جامعه استبدادزده و به تعبیری برخوردار از تاریخی با ویژگی " استبداد مطلقه " است. هرچند بیش از یک قرن است که ایرانیان برای رهایی ازاین وضعیت تلاش ومبارزه می کنند و چندین جنبش وانقلاب بزرگ (جنبش مشروطیت، نهضت ملی، انقلاب اسلامی، جنبش اصلاحات، و جنبش سبز ) رادراین مسیر براه انداخته اند اما بدلیل شکل نگرفتن وفقدان " جامعه مدنی " درگذرزمان آب رفته استبداد به جوی ایران بازگشته وما دوباره سرخط قرارگرفته ایم! والبته همواره اقتدارگرایان واستبدادخواهان این شانس وامکان راداشته اند که با استفاده از زمینه های تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی استبداد خواهی به راحتی آب رفته به جوی بازگردانند.
« تسخیر جامعه مدنی » نسخه روزآمد بازگشت به استبداد ودیکتاتوری درجامعه ما درهشت سال گذشته بود و البته در لباس دین وارزشها واصولگرایی! والحق والانصاف از روزی که اقتدارگرایان همه قدرت وحاکمیت را دراین ملک بدست گرفتند بدون ذره ای هراس ورودربایستی برای این تسخیر گام براشته اند ودرپی بستن همه منافذ ومجاری جامعه مدنی برآمدند.
هرچند اقتدارگرایان با کاربست تمام شیوه ها و قدرت در صدد « تسخیر جامعه مدنی » برآمدند اما تجربه انتخابات ریاست جمهوری اخیر و شکست فاحش اقتدارگرایان نشان داد که آنها فقط با نگاهی حذفی و کوتاه مدت در این باره عمل کردند و با عملکرد و سابقه ای که از خود باقی گذاشتند ضرری درازمدت را برای خود ذخیره کردند. درسایه این تجربه برهمه افرادی که بدنبال حاکمیت مردمسالاری در ایران هستند لازم است با استفاده از شرایط حادث و تمهید راههای مناسب در پی بازسازی و تقویت " جامعه مدنی " برآمده و جهت تشکیل نهادهای مدنی و سازماندهی نیروها و اقشاراجتماعی درقالب تشکل های صنفی وحمایت از نهادهای موجود و حضور فعال در آنها دست بکار شوند، کاری که انگیزه، حوصله، صبر وپشتکار فراوان می طلبد و دیر به نتیجه می رسد اما نتیجه اش می تواند استبداد و دیکتاتوری را از این سرزمین ریشه کن و آزادی و مردمسالاری را درآن پایدار و نهادینه کند.
اقتدارگرایان « تسخیر جامعه مدنی » را برای اعمال حاکمیت استبدادی خود تئوریزه و پی گیری و عملیاتی کردند اما دراین باره ناموفق ماندند حال این فرصت برای دموکراسی خواهان فراهم آمده است که با پی سازی " جامعه مدنی " برای حاکمیت مردمسالاری ( و نه حاکمیت این جناح یا آن جناح سیاسی ) دست به اقدام زنند و با صرف حوصله و هزینه راه دشوار بسوی آزادی و مردمسالاری را به پیمایند.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007