« مدیریت منابع آب | صفحه اول | تسخیر جامعه مدنی »

15 اسفند 92

ساواک؛ حافظ یا برانداز رژیم پهلوی

اخیرا به طور تصادفی به جزوه ای دسترسی یافتم که توسط فردی نظامی در رژیم پهلوی نوشته شده است. این فرد که خود از ابتدا بدلیل شغلی در جریان تشکیل " سازمان امنیت و اطلاعات کشور " ( ساواک ) پس از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ قرار گرفته و پس از تشکیل ساواک در زمره ماموران این سازمان در بخش خارجی بوده است، نظرات جالبی در مورد عملکرد این سازمان در بدو تاسیس و روندی که پیموده و به یک تشکیلات مخوف و رژیم بر باد ده تبدیل شد، ارائه کرده است. وی در بیان چرایی شکل گیری این سازمان نوشته است :

" من از قرائت متن قانونی تشکیل چنین سازمانی و مقّررات و وظائف اجرایی هر یک از ادارات مختلف آن واقعاً لذت بردم و فکر کردم با این مواد و با این نحوه و طرز اجرا آنچنان امنیّت و آسایشی برای مملکت و ملت بوجود خواهد آمد که در طول تاریخ ایران بی سابقه خواهد بود. زیرا آنچه که از نظر جمع آوری اطلاعات و بهره برداری و بهره گیری از آنها بخاطر تامین منافع و مصالح ملّت و ایجاد امنیت در سراسر کشور نوشته شده بود، جالب و امیدوار کننده بود...سازمانی جز خدمتگذار واقعی ملک و ملّت نبود. سازمانی که جز تامین رفاه و آسایش مردم نظری نداشت. هدفی جز مبارزه با عناصر فاسد و مخرّب، و عواملی خرابکار و خائن به ملّت و کشور نداشت، جمع آوری اطلاعات برای تامین امنیّت، نه امنیّت و آسایش را فدای اطلاعات و خبرچینی و ایجاد زحمت و ناراحتی و نارضایتی برای مردم کردن و استفاده از کل عناصر و عوامل ارتشی و غیر ارتشی پاکدامن، درستکار، باشرف و خدمتکار برای اجرای قانون و مقّررات ساواک. "
وی در ادامه به نقل از تیمسار پاکروان که پیگیر تشکیل ساواک بوده است، می نویسد : " در شرفیابی های متعدّد اخیرم، اعلیحضرت خیلی تاکید داشته اند که باید در تشکیل سازمان اطلاعات و امنیّت کشور نهایت درجه سعی و کوشش بعمل آید، چه از نظر قوانین و مقّررات و چه از نظر انتخاب افراد و عناصر، و بالاخره چه از نظر طرز اجرای مقّررات، کوچکترین مشکلاتی برای مردم بوجود نیاید. باید سازمانی بوجود آید که از نظر کمیّت و کیفیّت با سایر سازمان های اطلاعاتی خوب و خوشنام جهان برابری کند. توجه به کمیّت نشود، آنچه که باید صرف شود، نهایت درجه سعی و کوشش در انتخاب عوامل و عناصر صالح است، که با آموزش بسیار صحیح و اصولی و راهنمائی و هدایت درست بر مبنای خدمتگذاری در تامین امنیّت واقعی در معنای وسیع کلمه آن برای ملت و حفاظت و حضانت کشور از نفوذ بیگانگان به هر منظوری بعمل آید. اعلیحضرت به هیچ عنوان علاقه ندارند که کوچکترین عملی که سبب نگرانی و ناراحتی مردم گردد از این سازمان سر بزند. این سازمان باید ملجأ و پناهگاه ضعفا و بیچارگان و مخصوصاً مظلومان باشد. بدون آنکه مردم شخصاً به این سازمان مراجعه کنند و یا اصولاً مراجعاتی داشته باشند،باید در کلیه شئون اجتماعی آنها چنان جلب اعتماد اعتماد کرد و اطلاعات موثّقی در هر موردی بدست آورد و در اختیار مقامات و اداراتی که مردم با آن سر و کار دارند، گذاشته شود که هیچکس نتواند بر خلاف حق و حقیقت و بدور از انصاف و عدل نسبت به آنها رفتار یا قضاوت کند. کار سهل و ممتنعی است، اگر عوامل و عناصر سازمان در شرف تشکیل به وظائف خود عمل و بدون تظاهر و اعمال نظر مجری مقّررات با حسن نیّت نسبت به مملکت باشند، نتایج بس مفیدی عاید مملکت و ملّت خواهد شد. ولی اگر برخلاف آن رفتار شود، نتایج معکوسی عاید خواهد شد. به واقع چنین سازمانی چه از نظر تامین امنیّت داخلی و چه از نظر اطلاعات خارجی که آنهم جزئی از تامین امنیّت عمومی کشور است، با مراقبت از عوامل خرابکار و جاسوسان خارجی در ایران می تواند منشأ بهترین خدمات واقع شود. "
برپایه این تصور و اظهارات بوده است که ساواک به عنوان یک تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی برای حفاظت از رژیم پهلوی شکل می گیرد اما در گذر زمان کار این تشکیلات بجایی می رسد که همین نویسنده در باره اش این چنین می نویسد : " در اینجا ناگزیرم متذکّر شوم مشکلاتی که سازمان امنیّت ایران بعدها با آن روبرو شد، و روش خدمت و کار و نحوه رفتار و کردار کارمندانش را نسبت به ملت و مردم ایران تغییر داد، بر اثر ماموریت افسران یا کارمندان جدیدی بود که به صورت سطحی و در شرایطی کاملاً بی مورد استخدام و در سازمان بکار اشتغال ورزیدند... ملّت ایران باید بداند که تشکیل هر سازمانی بسیار کار سهل و ساده ای است، ولی نگهداری و مراقبت از آن، آنهم به وسیله کادر و پرسنل شرافتمند، خدمتگزار و از خود گذشته، بی نظر و مردم خواه و ملّت دوست می تواند پابرجا بماند و منشأ اثرات قابل توجهی برای خود گردانندگان و مسئولان همان سازمان و اهدافی که براساس و مبنای آن بوجود آمده است، بشود. "
و در یک جمع بندی نهایی می نویسد : " باز هم معتقدم، و همچنانکه قبلاً نوشتم، بازهم تکرار می کنم : یک سازمان اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی به همان اندازه که می تواند در تحکیم موقعیت یک کشور و حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آن ایفای نقش کند و عامل بقا و دوام آن در تمام زمینه ها شود، به همان اندازه نیز می تواند وسیله مناسبی برای نابود ساختن یک نظام سیاسی و سرنگونی یک حکومت و از هم پاشدن شیرازه یک کشور شود، که شد. آنچه که منجر به اتحاد و اتفاق گروه های مخالف با ایدئولوژی ها مختلف و مردمان ناراضی و ناراحت در اکثر طبقات جامعه گردید. آنها که همه در یک صف و بتدریج در زیر چتر آیت الله روح الله خمینی که در پاریس برافراشته بود، قرار گرفتند. بادهای انقلاب ایران که از چندی پیش شروع به وزیدن کرده بود، به طوفان سهمگین و مهیبی تبدیل شد. همه چیز را ویران و نابود کرد. بالاخره " نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان "."
داستان غریبی است و بسیار عبرت آمیز و آموزنده! سازمانی که با هدف اولیه تامین امنیت و برای حفاظت از رژیم پهلوی تاسیس و با هزینه فراوان تشکیل و اداره می شد، بتدریج در مسیری قرار گرفت که به جای تامین و القای امنیت به درون جامعه، خود امنیت زدا شد و با تبلیغات روانی و شایعه سازی در پی القای این مطلب برآمد که در هرجمع کوچکی یک مامور ساواک برای خبرچینی حضور دارد! حاکمیت در سایه رعب راهنمای عمل ماموران اداره کل امنیّت داخلی ساواک شد و بگیر و ببند و سرکوب و شکنجه در برخورد با منتقدان و مخالفان شاه به امری رایج در این سازمان تبدیل گشت و بازجویان ساواک برای حفاظت از رژیم دست زدن به هرجنایتی را مجاز شمردند و...و اینگونه بود که آوازه ساواک به جنایتکاری بر ذهن و دل ایرانیان سایه افکن شد و بجای رعب و وحشت، کینه و نفرت از رژیم پهلوی را دامن زد و برآتش انقلاب افزود و تا ساقط کردن رژیم سلطنتی ٢۵٠٠ ساله به پیش رفت! حال با توجه به این تجربه باید پرسید : « ساواک؛ حافظ یا برانداز رژیم پهلوی » بوده است؟ و آیا نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران نباید از این تجربه تلخ درس بیاموزند؟ و براهی نروند که ساواک رفت؟




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007