« دولت روحانی در تله فقر | صفحه اول | ادامه برکار عبث سفرهای استانی »

8 اسفند 92

اقتصاد و سیاست و دست نامرئی

همه کسانی که دانشجوی علم اقتصاد بوده اند یا علاقه ای به مطالعات اقتصادی دارند نام " آدام اسمیت " (۵ ژوئن ۱۷۲۳ - ۱۷ ژوئیه ۱۷۹۰) را شنیده اند. وی فیلسوفی اسکاتلندی بود که از او به عنوان پیشروی اقتصاد سیاسی یاد می‌شود.
او همچنین از نظریه‌پردازان اصلی نظام سرمایه‌داری مدرن به شمار می‌رود؛ اسمیت ایده‌های خود راجع به اقتصاد را در کتاب خود " ثروت ملل " به تفصیل شرح داده است.« دستان نامریی » آدام اسمیت، اساس و بنیان اندیشه های اقتصادی او را که در کتاب بی نظیرش " ثروت ملل " تجلی یافته، شکل می دهد. اندیشه هایی که برای اولین بار با نگرش تحلیلی، منسجم و نظام‌مند به مباحث اقتصاد، آنرا بصورت یک علم تدوین کرد و با بنیان گذاری آنچه امروز، اقتصاد کلاسیک نامیده می شود، لقب پدر علم اقتصاد را برای صاحب این اندیشه ها به ارمغان آورد.

« دستان نامریی » آدام اسمیت که به احتمال زیاد نتیجه تعمیم نظریه " دست راهنما "ی استاد اخلاقش، فرانسس هاچسن از دنیای اخلاق به دنیای اقتصاد است، در واقع چنین تحلیل می کند که برای تنظیم قیمت کالاها، مقدار و نحوه تولیدات، لازم نیست متوسل به دولت یا متولیانی شد که تعیین کنند، چه چیزی تولید شود؟ چگونه و با چه قیمتی؟ بلکه این نظم بازار آزاد است که با سیستم مبادله یا تجارت آزاد و با انگیزه های خودخواهانه، منفعت طلبانه و کمال جویانه تک تک افراد جامعه به گونه ای تنظیم می شود که در نهایت بهترین پاسخ را برای این سوالها یافته و تامین کننده نفع همگانی می شود. آدام اسمیت این قابلیت بازار آزاد را « دستان نامریی » بازار نامید.
اساس نظریه فرانسس هاچسن؛ استاد اخلاق آدام اسمیت نیز بر این پایه استوار است که حاکمیت بهتر اخلاق در جامعه، نه نتیجه یک مرجع اخلاقی مانند روحانیون یا دولت است، بلکه نتیجه یک نظم طبیعی نشات گرفته از خرد جمعی است که این خرد جمعی بهتر از هر نهاد و متولیانی می تواند مسیر درست اخلاقی جامعه را تعیین کند.
حال با توجه به آنچه آمد باید به این سئوال پاسخ داد که چرا جامعه ما هر از گاهی دچار تلاطمی اقتصادی اجتماعی یا سیاسی می شود؟ وآیا اخلالگران و مفسدان اقتصادی یا توطئه گران خارجی و دشمن بوجودآورنده چنین بحران و تلاطم هایی هستند؟ وآیا با نگاه های نظامی و امنیتی و بگیر و ببند و بازداشت و محاکمه و زندان و ایجاد رعب می توان مسئله حل کرد؟ در پاسخ به این سئوالات از منظر علمی به جرئت می توان گفت که بستر و زمینه چنین رخدادهایی در جامعه را عملکرد حاکمیت بطور کلی و دولت بطورخاص بوجود می آورد، و در واقع بازاری را در « اقتصاد و سیاست » می سازد که « دستان نامرئی » بصورتی کاملا سودجویانه فعال می شوند تا بهره اقتصادی و سیاسی خود را از شرایط حادث ببرند. وقتی نقدینگی کشور در طول ٨ سال نزدیک به ۷ برابر افزایش می یابد وتولید ملی نمی تواند همپای آن حرکت کند و حداکثر درهمین زمان دو برابر می شود، و درنتیجه شاخص تورم افزایش نزدیک به چهار برابری سطح عمومی قیمت ها را ثبت می کند، و افزایش انبوه وارادات نرخ بیکاری را بالا می برد، و ارزش پول ملی به یک سوم می رسد، و مجموعه عملکرد اقتصادی بدون برنامه دولت احمدی نژاد انباشتی از ناکارآمدی و بی کفایتی را تلنبار می کند، آیا انتظاری جز سودجویی و رانت خواری از برخی افراد و گروه ها می توان داشت؟
درعالم « سیاست » هم، اگر شرایط بازار رقابتی برقرار باشد، « دستان نامرئی » با انگیزه های خودخواهانه، منفعت طلبانه و کمال جویانه تک تک افراد جامعه به گونه ای تنظیم می شود که بیشترین سود و منفعت را برای جامعه به همراه داشته باشد، و هنگامی که شرایط غیر رقابتی و گزینشی می شود، مانند آنچه در کشورمان شاهدش هستیم، بازهم « دستان نامرئی » کار خود را می کند بدون آنکه منفعتی برای جامعه داشته باشد و فقط شاهد برکرسی نشستن افراد برمناصب و پست هایی هستیم که شایستگی اش ندارند، و بنام خدا و دین فقط پرکردن جیب خود را پی گیرند و حاضر به انجام هرکاری برای حفظ مقام و منصب خود باشند!
همچنان که اسمیت به شیواترین وجه توضیح داده است در ایران هم « دستان نامرئی » مثل همه جای دیگر عالم عمل می کند با این تفاوت که در " اقتصاد و سیاست نفتی - رانتی " ایران امکان استفاده این « دستان نامرئی » برای آنانی که دسترسی به اطلاعات پنهان و محافل و مجاری قدرت دارند، بسیار گسترده است و جلوی کارکرد این « دستان نامرئی » را با بگیر و ببند و نیروهای امنیتی و انتظامی نمی توان گرفت چون نامرئی است و دربندی سر از روزن درآرد! راه حل بنیادی اینکه این « دستان نامرئی » در راه خیر عمومی بکار افتد و اسباب رشد و پویایی اقتصادی و سیاسی را در کشور دامن زند به ایجاد شرایط عادلانه به مفهوم عام و رقابتی در کشور بازمی گردد که جزء وظائف اصلی حاکمیت و دولت برای " حکمرانی خوب " است و هیچ برنامه و راه دیگری برای مبارزه با فساد و رانت جویی و... جز این کارآمد و پاسخگو نیست.
حاکمیت براحتی می تواند تجربه هشت سال گذشته را، که ناشی از شرایط غیررقابتی و رانتی بود، مرور نماید. با اینکه نظام هزینه سنگینی را برای یکدست کردن حاکمیت اقتدارگرا با اعمال " نظارت استصوابی " برای پر کردن کرسی های مجلس هفتم به بعد و ریاست جمهوری پرداخت اما نتیجه جز بی کفایتی و ناکارآمدی مفرط دراداره کشور نبود! در انتخابات اخیر ریاست جمهوری که رقابتی نسبی وجود داشت ملاحظه می شود نتیجه به نفع نظام و کشور بود. از اینرو انتظار می رود حاکمیت برگزاری انتخابات های آزاد و رقابتی و عادلانه را با همه لوازم و مقتضیاتش برای آینده در دستور کار قرار دهد تا از این طریق بتوان بستر حل مسائل ملی را که دامنگیر کشور شده است با مشارکت همه ایرانیان فراهم آورد، و البته حاکمیت باید بستر ساز این شرایط رقابتی و عادلانه در همه عرصه های حیات شهروندان ایرانی باشد تا « دستان نامرئی » در مسیر تامین منافع ملی بکار افتد. هیچ انسانی از انگیزه های خودخواهانه، منفعت طلبانه و کمال جویانه خالی نیست اما انسانها می توانند این انگیزه ها را در زرورقی از عناوین وجیه و زیبا بپوشانند تا راه خود را در دستیابی به مناصب و منافع مادی و معنوی هموار نمایند! در عام واقع « اقتصاد و سیاست و دستان نامرئی » همزادند و با هم قدم برمی دارند و با هیچ ترفندی نمی توان اینها را ازهم جدا کرد جز اینکه در شرایط رقابتی و عادلانه « اقتصاد و سیاست » می توان این « دستان نامرئی » را درجهت خیر عمومی جهت داد و بکار انداخت، و در شرایط غیررقابتی و ناعادلانه میدان را برای تاخت و تاز سودجویان و منفعت طلبان و رانت خواران هموار و جامعه را از خیر عمومی محروم کرد.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007