« پایه های حقوق شهروندی | صفحه اول | شاخص فساد در ایران »

6 دی 92

پرورش در پیچش تاریخ

امروز درخبرها آمد که سیدعلی اکبر پرورش درگذشت. فکر می کنم کمتر اصفهانی مذهبی و اهل سیاست باشد که ایشان را نشناسد. درحدیث آمده است که :" مردان را در گذر زمان و دگرگونی احوال بشناسید "، و آقای پرورش که حالا پرونده زندگی اش بسته شده، به لحاظ فکری چرخش های معنا داری داشت. از عضویت در انجمن حجتیه و عبور از دالان این انجمن تا مراتب بالا، بریدن از انجمن و طرفدار دکتر شریعتی و امام خمینی، عضو فعال حرب جمهوری اسلامی و گردش به راست و عضو شورای مرکزی موتلفه و قائم مقامی این حزب و موضع گیری علیه آیت الله طاهری به ویژه در سال های اخیر!
آشنایی من با ایشان از سال 54 شروع شد که به جلسات سخنرانی ایشان که بیشتر تفسیر قرآن بود، و همچنین جلسات درس نهج البلاغه که در دبیرستان طالقانی برگزار می شد، می رفتم و همچنین در ایام ماه رمضان در مسجد حسین آباد از صدای دلنوازشان در خواندن دعای ابوحمزه بهره می بردم و از اینرو ایشان حق استادی به گردن من دارد و از خداوند رحمت و مغفرت برای این تازه گذشته مسئلت دارم.

من درسال های پس از انقلاب دیگر هیچ برخورد و مجالستی با ایشان نداشتم اما همواره برایم این سئوال مطرح بود که چرا ایشان اینهمه چرخش براست پیدا کرد تا جائیکه در روزنامه رسالت بارها سرمقاله های تندی علیه آیت الله طاهری نوشت درحالیکه ایشانرا بخوبی می شناخت و در سال های قبل از انقلاب مسجد آیت الله طاهری پاتوق ایشان بود؟ برای اینکه این چرخش بازتر شود به دو خاطره ار ایشان اشاره می کنم: یادم می آید در سال 56 شب های جمعه در منزل اقای بصیری جلسه تفسیر قرآن برقرار بود و مرحوم مهندس مصحف تفسیر می گفت. درشب جمعه آخر خرداد و درهنگامی که جلسه رو به پایان بود آقای پرورش با حالتی پریشان و چشمانی اشک آلود وارد به گونه ای که همه را به تشویش و نگرانی انداخت. تا جلسه تمام شد از ایشان سئوال شد که چرا اینقدر پریشان و حزین هستید، و ایشان با حالت گریه اعلام داشت که خبرآمده دکتر شریعتی را به شهادت رسانده اند و های های گریه می کرد و حاضران نیز با شنیدن این خبر به گریه و حزن افتادند. خاطره دوم وقتی بود که در مرداد یا شهریور همین سال آیت الله مصباح یزدی برای سخنرانی به اصفهان آمده بود و همه سخنرانی هایش در نقد و رد اندیشه های دکتر شریعتی بود. در روزی که جمعی از دوستان دانشجوی ما بهمراه معنونان طرفدار شریعتی در پای منبر مصباح در دبیرستان احمدیه حضور یافته بودیم قرار شد سخنرانی ایشانرا برهم بزنیم و اقای پرورش دراین باره بسیار فعال و محرک بود، و عجیب اینکه در گذر زمان و به ویژه در سال های اخیر ایشان همفکر و طرفدار اقای مصباح شد!
بنظرم هرچند اقای پرورش در سال های قبل از انقلاب رشد فکری داشت و از همگنانش جلوتر بود اما پس از انقلاب رشد فکری اش متوقف و مغلوب مناصب حکومتی و قدرت حاکم شد چرا که من در سال های پس از انقلاب هیچ گفته و نوشته و نکته جدیدی از ایشان ندیدم و آنچه می گقت و می نوشت تکرار همان حرف ها و سخنانی بود که من قبلا از ایشان شنیده بودم. بنظرم ذوب در حکومت و ولایت شدن و چرخش به راست و اسلام سنتی پویایی فکری را از ایشان گرفت و احوالش بجایی رسید که حتی بخش تندروی جناح راست پس از روی کارآمدن احمدی نژاد حاضر نشدند نام ایشان را در فهرست نامزدهای انتخاباتی برای مجلس هشتم بگذارند و ایشان که نامزد شده بود رای نیاورد و این آخرین تجربه سیاسی اش با شکست مواجه شد!
در سال جاری هم آیت الله طاهری به رحمت خدا رفت و هم پرورش، ایندو که روزگاری در برپایی انقلاب اسلامی نقش داشتند در گذر زمان به دو مسیر کاملا متفاوت روی آوردند. آیت الله طاهری همچنان بر معیارها و ارزش ها و اصول انقلاب پایدار ماند و منتقد رفتار حاکمیت اقتدارگرا و ولایت فقیه شد و خانه نشینی را بر منصب امامت جمعه و...ترجیح داد اما پرورش ذوب در قدرت و ولایت فقیه شد با اینهمه کاراوهم دراین اواخر به خانه نشینی کشید چرا که رای مردم را از دست داد. تشییع جنازه ایندو خود می تواند بازتابی از نگاه مردم به دو رجلی باشد که برای انقلاب با هم بودند اما در حکومت رو در روی هم شدند. یکی با انقلاب و مردم بودن را ترجیح داد و آن دیگری با حکومت و قدرت بودن را!و البته برای اهالی اصفهان از دست دادن این مردان تاریخ ساز اسباب تاسف است و اینکه به سختی می توان انتظار داشت چرخ روزگار مردانی اینگونه بسازد، مردانی که هر راه و منشی در پیش گرفتند چه امثال بنده بپسندد یا نپسندد ریشه در خاک و سنت این سرزمین داشتند و تلاش کردند بر سر بر راه دانش برند، و به نظرم مشمول این حدیت اند که بردرستکاران دو اجر است و خطاروان یک اجر!و خداوند ایندو مرحوم را غریق رحمتش فرماید.



   نظرات

سبدانی :

جناب مزروعی سلام-اینجانب مدت زیادی است که شما راندیده ام و حرف هایتان را نخوانده بودم ولی با خواندن این متن و قضاوت هایتان تا ته خط را رفتم و متوجه شدم که از منطق و انصاف در گفتار خبری نیست اولاً مرحوم پرورش کدام مناصب حکومت راداشت ایشان نیز مدت زیادی بود خانه نشین بود دوماً ایشان از نظر طرز فکر سیاسی کی به این شاخه و آن شاخه میرفت و تغییر جهت میداد ایشان از اول پیرو ولایت فقیه (امام خمینی) بود و مدافع و در خدمت جمهوری اسلامی و پس از امام نیز باز همان م(ایت الله خامنه ای) طی میکرد منتها چون شما قبلاً در مسیر انقلاب اسلامی با ایشان هم مسیر بوده اید و اینک مسیر خود را تغییر داده اید توقع دارید ایشان نیز چنین کند که نکرده است چون ایشان را در کنار خود نمی بینید گمان میکنید ایشان بیراهه رفته است که دور از انصاف است سوماً مرحوم ایت الله طاهری که امیدوارم خداوند ایشان را رحمت کند نقش و فعالیتشان در قبل و پس از انقلاب بر هیچ کس پوشیده نیست ولی بیاد داریم که در فتنه باند سید مهدی هاشمی معدوم کدام سمت را گرفت در قضیه انحراف و عزل مرحوم ایت لله منتظری امام را رها کرد و سمت ایشان را گرفت در قائله های بعدی سال 78 و اتفاقات نأسف بار که نظام را دچار مشکل و چالش کرد ترجیح داد نظام، انقلاب، و ولایت فقیه زمان را رها کند و طرف مقابل را بگیرد و تو افتخار بزرگ امامت جمعه را و مهمتر افتخار نمایندگی رهبری را به دوستی با فتنه گران ترجیح داد و خلاصه اینکه من هم همیشه در اصفهان بوده و هردوی ایشان را می شناختم و رفتارشان را رصد میکردم آقای پرورش با عقاید قبلی اش تغییری نکرده بود بلکه ثابت قدم بود و در آخر می خواهم بگویم مزروعی جان جلوی ضرر را هروقت بگیری سود کرده اید. کمی به عقاید گذشته خود بنگرید و حال را ببینید که تغییر را متوجه خواهید شد بیاندیشید. خداوند عاقبت مارا ختم به خیر کند.پدر مرحوم و زحمت کش شما به شما نان کارگری داد ولی اینک فرزند خود را بنگرید که از طریق مواجب سازمان سیا و اینتلجنت سرویس تأمین معاش می کند و لقمه اینچنینی در دهان نوه عزیزتان می گذارد مزروعی جان بیاندیشید ببینید خیلی واضح است پیچیده نیست!جلوی ضرر را هروقت بگیرید سود برده اید.
باسلام
دوست عزیز! شما اگر به این نظرتان باور دارید چرا نام و مشخصات واقعی تان اعلام نظر نکرده ید؟ از همین معلوم می شود شما حتی جرئت پذیرش آنچه را نظر داده اید ندارید و روشن است که براحتی می توانید هر تهمت و اتهامی را به دیگران بزنید. درمورد اقای پرورش فکر نمی کنم سن شما انقدر قد بدهد که سابقه قبل و بعداز انقلاب ایشان و چرخش فکری اش رابخوبی بدانید و ظاهرا حتی شما نمی دانید که ایشان چه مناصب حکومتی داشته اند و از مقامات بوده اند ( نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی ، دو دور نماینده مجلس و وزیر آموزش و پرورش در دولت موسوی و پس از ان هم در بیت رهبری). درمورد آیت الله طاهری و آنچه ادعا کرده اید مردم به بهترین وجه در تشییع جنازه ایشان به نادرست بودن این اباطیل نظر دادند. در مورد منهم آزادید هرتهمت و افترایی می خواهید بزنید ظاهرا شما اینقدر درک ندارید تا بفهمید امثال بنده بدرد سیا و اینتلجنت سرویس نمی خوریم که بخواهند بمن حقوق بدهند و اگر بخدا و قیامت باور دارید لابد برای پاسخگویی در ثیامت هم فکری کرده اید! دوست عزیز من بخوبی می دانم چه کرده ام و چه می کنم و براهی که از دوران نوجوانی در پیش گرفته ام تا کنون افتخار می کنم و چون بخدا باور دارم همه اینها را حواله بخدا می دهم و نگرانی ندارم اما تاسف بار است که امروز کسانی برای انقلاب و نظام سینه چاک می کنند که حتی یک سیلی نخورده اند و درایام سختی و جنگ هم خانه نشین بودند و باید هم اینگونه افراد مرا به اینگونه اتهامات بنوازند!راستی یک سئوال : وبلاگ من درایران فیلتر است و ورود به آن از نظر مقامات حکومت غیرقانونی است می شود شما توضیح دهید چگونه به وبلاگ من دسترسی پیدا کرده اید؟

 

سبدانی :

با سلام و با تشکر از جوابتان-جناب مزروعی اولاً اینکه خود را کاملاً معرفی نکردم ناشی از ترس نیست چون من شجاعت و عدم ترس خود را در دفاع مقدس هشت ساله در جنگ با دشمنان این مرز و بوم و میزبانان فعلی شما ثابت کرده ام و عدم معرفی کامل نه از سر ترس بوده بلکه بدین جهت بوده که ممکن است شما با شناختن اینجانب وارد ذهنیات حاشیه ای شوید و از اصل مطالب غافل بمانید-در رابطه با آقای پرورش و مسئولیتهایش منظور بنده نداشتن مسئولیت در سالهای اخیر بوده که علا رقم نداشتن پست و مسئولیتی، در دفاع از عقاید قبلی(اسلام-انقلاب-امام) استوار و ثابت قدم بوده است قابل ذکر است اطلاعات من در این زمینه کمتر از شما نیست واگر هم باشد قابل توجه نیست البته اگر هم سن بنده به قول شما قد ندهد دلیل نمی باشد چون امروزه جوانان با مطالعه و تحقیق به اطلاعات گذشته اگاه میشوند مثل پسر خود شما که با سن کم الان سالهاست در امور سیاسی اظهار نظر می کند و احترام بزرگتر ها را رعایت نمیکند -در رابطه با ایت الله طاهری من برای ایشان آرزوی رحمت کردم من در اصفهان شاهد بودم مراسم تشییع جنازه ایشان نیز مثل مرحوم پرورش خیلی شلوغ بود ولی نکته ای هست که شلوغی مراسم همیشه برای مرحوم باعث خیرات نیست نوع حضار نیز مهم است بسیاری از افرادی که طی سالیان گذشته باعث جدایی و فاصله گرفتن ایشان از نظام،رهبری و انقلاب شدند حاضر شده بودند مثالی می زنم در مراسم مرحوم نلسون ماندلا بسیاری از شخصیتها و رئسای کشورها شرکت کردند ولی اگرنگاه کرده باشید حتماًدیده اید بسیاری از سران شرکت کننده، همانهایی بودند که سالیان نه چندان دور خود باعث استعمار، ظلم، تبعید، زندانی شدن و گرفتاریهای ایشان و کشورش بودندو شرکت ایشان در مراسم نه از سر عذر خواهی و خیرات برای ماندلا بلکه برای تثبیت و تداوم سلطه آینده خودشان شرکت کرده بودند - در رابطه بااینکه گفته اید شما به درد سازمان سیا و اینتلجنت سرویس نمی خورید اشتباه می کنید چون به دردشان خورده اید اگر قبول ندارید بررسی کنید اگر کسی برای کاری یک ماهه بخواهد به یکی از این کشورهای غربی برود چه مکافاتی برای ویزای چند روزه باید بکشد تا اگر به او بدهند یا ندهند ولی برای امثال شما نه تنها ویزا آماده شده بلکه بلند مدت و امکانی برای شما فراهم کرده اند تا در همه آن کشور ها به راحتی سفر و اقامت کنید اگرقبول ندارید کافی است در یک موضوع یا مقطعی بعنوان آزمایشی مواضعی در دفاع از جمهوری اسلامی بگیرید خواهید دید وقتی بکارشان نخورید با شما چه خواهند کرد-گفته اید شما از آنها حقوق نمی گیرید من حرف شما را رد نمی کنم ولی با اطمینان می گویم که آقای مزروعی برای آنها مفت کار کرده اید چون ما از بیرون گود شما را بهتر از خودتان می بینیم و رصد میکنیم شما در مصاحبه ها سمینارها، شبکه های تبلیغی و جلسات، تمام قد در خدمت اهداف دشمنان این مرز و بوم قرار گرفته اید اگر شک دارید برنامه کاری یک ماهه خودتان را مرور کنید قطعاً متوجه خواهید شد-در رابطه با مواجب گرفتن فرزندتان اگر به وب سایت او مراجعه کنید اولین قسط آنرا خود اقرار می کند (آذر ماه 88 در مجلس آلمان)و اگر مواجب نگیرد در دیار غربت چه بکند؟-در آخر میخواهم بگویم مزروعی جان صحبتهای من نیاز به پرخاش و اهانت نداشت من یک انسان معمولی و کارمند جزئ هستم و دنبال متنهای وب سایتی نبودم تنها از سر دلسوزی و به عنوان وظیفه خواستم گفته باشم قدری باخود و خدای خود خلوت کنید و به مسیر گذشته ها و امروز خود بیاندیشید خیلی پیچیده نیست شما الان در حال همکاری با کسانی هستید که گذشته دشمنان شما و کشورتان بودند آیا آنها عوض شده اند یا شما تغییر جهت داده اید ؟ به داد خود برسید جلوی ضرر را هروقت بگیرید سود است.والسلام
باسلام
اول اینکه من همه سبدانی هایی را که در جنگ بوده اند می شناسم و طبعا تا زمانی که خودتان را دقیق معرفی نکنید در باره ادعای شما که درجنگ بوده اید و عدم معرفی ناشی از ترس نیست،داوری من همان قبلی است. دوم اینکه مقصود من از معرفی شما نه شجاعت بلکه پذیرش مسئولیت در قبال مطالبی است که بیان داشته اید برای اینکه ادعاهای شما تا وقتی اسم مشخصی پشتش نباشد اعتباری ندارد. سوم اینکه مقایسه شما در مورد تشییع جنازه آیت الله طاهری و ماندلا از همه جهات قیاس مع الفارق و باطل است. واگر از نظر شما آیت الله طاهری آنقدر کم جنبه و ناآگاه بوده است که تحت تاثیر دیگران از نظام فاصله گرفته دیگر تکلیف امثال بنده روشن است. چهارم وقتی آقایان خاتمی، میرحسین موسوی و کروبی و...که درداخل کشورند متهم به ارتباط با اجانب و پول گرفتن از آنها می شوند باز تکلیف امثال بنده برای متهم شدن به این اتهاماتی که ردیف کرده اید روشن است. متاسفانه شما اصلا شناخت و اطلاعی از دنیای پیرامونتان ندارید و نمی دانید که حدود 5 میلیون ایرانی در کشورهای امریکا و اروپا زندگی می کنند و لابد همه اینها حقوق بگیر نهادهای جاسوسی هستند و...از اینرو من نیازی به توضیح در باره این اتهامات و اباطیل نمی بینم. آخر اینکه من یادم نمی آید در پاسخم پرخاش و اهانت بود و متاسفانه این شما هستید که در مطلب قبلی و این مطلب یک مشت اتهام بدون هرگونه شاهد و مستند و تنها برپایه خیالات ذهنی باطل و تحت تاثیر تبلیغات حکومتی و رسانه ای صدا و سیما و کیهان و...برای من و ایضا فرزندم ردیف کرده اید. آیا اینها پرخاش و توهین و اهانت نیست؟ و ادعای کارمند جز بودن یا هر شغل دیگری اینها را توجیه می کند؟ من فقط شما را همانند قبل اگر باور به خدا و قیامت دارید به خدا و قیامت حواله می دهم وازقضای روزگار من دراینجا وقت خوبی برای خلوت با خود وخدا دارم و فکر می کنم شما باید فرصتی برای اینکار بیابید.آخر اینکه شما پاسخ ندادید چگونه برخلاف قوانین جمهوری اسلامی که بدان باور دارید به اینترنت وارد و به وبلاگ من که فیلتر است، وارد می شوید؟ آیا این خود نشانه عدم باور شما به این نظام نیست؟ و آیا این علت عدم معرفی دقیق شما نیست؟ نکته پایانی اینکه بچه های جبهه و جنگ مارچین همه مرا بخوبی می شناسند و از قضای روزگار غالب آنها هم موضع من و از طرفداران آیت الله طاهری و منتقد وضعیت کنونی هستند . دعا می کنم که خداوند همه ما براه راست هدایت و عاقبت بخیر گرداند.

 

سبدانی :

با سلام - جناب مزروعی صحبت ازبچه های جنگ کردید توجه و خاطر شما را به حدود سی و سه سال قبل میبرم. در آن زمان که جنگ هشت ساله برانقلاب، نظام و کشور ما تحمیل شد عملکرد مردم ایران با این پدیده متفاوت بود. عده ای حقیقت این هجوم ناجوانمردانه را که انتقام نظام سلطه، از مردم ایران بود را به خوبی درک کرده و جهت دفاع، به صورت ممتد یا متناوب کمر همت بسته به سمت جبهه ها شتافتند. عده ای دیگر توانایی یا تمایل شرکت در جبهه ها را نداشته ولی از داخل شهرها در حد توان با کارهای مختلف،در پشتیبانی ازرزمندگان وجبهه ها دین خود را ادا نموندد– دسته سوم گروهی بودند که چون نظر مساعدی نداشتند هیچ گونه همکاری نکرده و به زندگی معمولی خود ادامه دادند و تنها با تحمل سختیها، ناملایمات و محدودیتهای زمان جنگ از دوران گذر کردند- چهارم عده محدودی ضمن نداشتن نظر مساعد، توانایی تحمل ناملایمات و خطرات جنگ را نیز نداشته پس بار سفر بسته و با تنها گذاشتن کشور و مردم خود راه سفر خارج کشور را پیش گرفتند و بعضی خود در کشور ماندند ولی فرزندان جوان خود را برای در امان ماندن از سربازی و خطر، به خارج فرستادند – این گروهها ی ذکر شده همه قابل احترامند و عملکرد آنها در جای خود قابل دفاع یا انتقاد می باشد- ولی دسته پنجم که به نسبت جمعیت مردم، تعداد بسیار اندکی را تشکیل میدادند بر خلاف دیگر گروههای ذکر شده به داخل خاک عراق رفته و با پیوستن به گروه منافقین ضد خلق(باند رجوی و مریم جنایت کار) با دشمن بعثی همدست شده ودر زمانی که هم میهنان خود بار سخت دفاع و مصائب جنگ را تحمل میکردند با استفاده از تجهیزات اهدایی آنها شروع به دشمنی و ضربه زدن به کشور خود نمودند و با کارها و جنایاتی که انجام دادند از جمله ترورها، بمب گذاریها، ربودن هواپیما و همکاریهای جاسوسی، راه خیانت به مردم و کشور خود را در پیش گرفتند و اینقدر بار جنایاتشان سنگین شده که اربابانشان هم در ظاهر خود را از آنها بری می دادنند- گمان نکنم هیچ انسانی باهرآیینی و کمترین منطقی حاضر شود از کار گروه پنجم کمترین دفاعی کند و انها را در کنار گروههای قبلی بگذارد وقابل مقایسه با آنها بداند- حال جناب آقای مزروعی آن پنج میلیون ایرانی که گفتید در اروپا یا امریکا گذران میکنند امیدوارم و دعا میکنم همه به خیر و سلامت باشند خواه به ایران باز گردند یا همانجا بمانند ولی انتقاد و اعتراض من و امثال من به شما این است که حضور شما با آنها بسیار متفاوت است به هیچ وجه خود را با آنها مقایسه نکنید شما چه آگاهانه و چه ناآگاهانه هم اکنون کار و مأموریت گروه پنجم را به گردن گرفته اید و تنها در دیار غربت سکنا نگزیده اید بلکه در سنگر مبارزه با مردم و کشور خود قرار گرفته اید مدل نبرد تفاوت کرده است این شبکه های فارسی زبان که شما و دوستانتان در آنها مشغول کارید و فکر میکنید آنها را اداره میکنید اینها سنگرهایی هستند که دشمنان این مرز و بوم برای حمله به این کشور،نظام و آسیب به انقلاب ساخته اند و خود اداره می کنند و شما سربازان آنها شده اید خیال میکنید این هزینه های گزاف امکانات فنی، کرایه شبکه های ماهواره و حفوق پرسنل و مهیا کردن میتینگها ونشستهای شما را برای خیرات و خمس و زکات پرداخت می کنند قطعاً اینطور نیست اینها ادامه همان خیانتها و ظلمها ،کودتای مرداد سال 1332، حوادث شهریور 1320 ،کودتای شهید نوژه همدان،جنایت هفتم تیر 1360 ،جنگ تحمیلی سال 1359 ،جنایات در کردستان و .......میباشد من اهانت نکردم ولی توصیه و نصیحت کردم اگر قدری تآمل کنید و کلاه خود را قاضی کنید خواهید دید که شما در این مسیر قرار گرفته اید و در خدمت کشورهای اجنبی و متخاصم،قرار گرفته اید. حال با حقوق باشد یا رایگان! و مطمعن باشید بچه های رزمنده مارچین نیز که ذکر کردید با شما هم فکر نیستند جز نفرات اندکی که از فعالیت های شما اطلاعی ندارند ممکن است منتقد باشند ولی معاند نیستند- در مورد دریافتی فرزندتان هم که از قول خودش قبلا آدرس دادم. متنی راکه او جهت دریافت اولین حقوق خود در مجلس آلمان،خوانده را یک بار بخوانید و با متن هایی که منافقین گروه رجوی در زمان جنگ تحمیلی از رادیو عراق میخواندند مقایسه کنید تفاوت چندانی ندارد - در مورد آخر با شما همفکرم من هم آرزو میکنم خدا مارا هدایت کند و عاقبت ما را ختم به خیر گرداند.
باسلام
اگر من پس از سال ها درس خواندن و بیش از 35 سال کار سیاسی و 30 سال کار دولتی هنوز نااگاه هستم چرا شما زحمت آگاه کردن مرا می کشید؟ اینها که نوشته اید چه ربطی به من دارد؟ شما خیالات خودتان را به عنوان اتهام برای من و فرزندم ردیف کردیده اید آنوقت انتظار دارید که من قبول کنم شما حسن نیت دارید و می خواهید مرا نصیحت و هدایت کنید؟ شما حتی دراین حد نمی دانید که آنچه به پسر من دادند یک جایزه بود و نه حقوق و پول! قبلا هم برای شما نوشتم که شما تصور روشنی از خارج ندارید و از اینرو یک مشت دروغ و اتهام ردیف می کنید که امیدوارم روز قیامت پاسخگو باشید چون دراین دنیا که دست من به شمای ناشناس نمی رسد. شما نه تنها از خارج نمی دانید حتی آنقدر در تصورتان خودتان از حکومت غرق شده اید که حتی از وضعیت رزمندگان مارچین و نگاهشان نسبت به حکومت اطلاع نداری.به شما که نمی دانم مارچینی هستی یا نه؟ توصیه می کنم یک تماسی با این دوستان بگیری و به درد و دل آنها گوش بدی تا دریابی که آنها چه فکر می کنند نسبت به وضعیت موجود. آخر اینکه ننوشته شما که اینقدر طرفدار وضع موجود هستی چگونه قانون این حکومت را زیر پا می گذاری و به وبلاگ فیلتر شده من دسترسی می کنی؟ آیا همین کار شما نشان نمی دهد که شما هم پایبندی به قانون همین حکومت نداری و آنرا اشتباه می دانی؟ سخن آخر اینکه شما هرکس را که مثل شما فکر نکند نااگاه خطاب می کنید و خودتان را آگاه ، و این بزرگترین اشتباه شما در برخورد با دیگران است. سوگمندانه باید بگویم اگر اگاهی شما از نوعی که در اینجا درارتباط با من نوشته اید باید به خدا پناه برد و تاسف خورد که حکومتی که قرار بود بنام خدا باشد و به کسی ظلم نکند طرفدارانی چون شما دارد که به آسانی هر نسبت و طلمی را به دیگران روا می دارند!

 

سبدانی :

با سلام –جناب مزروعی برای اینکه بدانید خیلی هم بی انصاف نیستم باید بگویم مزروعی قبل از انقلاب تا عملیات فتح المبین با مزروعی بعد از آن سالها و افتاده در دام احزاب و گروههای سیاسی خیلی فرق دارد شما نظرات آنموقع بچه های محل نسبت به خودتان را در ذهن دارید نه الان آنها را. هرچه باشد من بین آنها هستم یا حد اقل نزدیک آنها ،و اطلاعاتم در این زمینه بیشتر از شماست با هزاران کیلومتر فاصله. آنها پیروان این انقلاب و نظام هستند ممکن است در مواردی منتقد باشند یا گلایه ای داشته باشند اما به هیچ وجه معاند نیستند - خیلی به خود مطمئن نباشید انسان تا پایان عمر همیشه در خطر سقوط و لغزش میباشد و همیشه باید خود را وارسی کند بزرگان بیشماری را در تاریخ اسلام و انقلاب دیده ایم که پس زحمات و خدمات فراوان، دچار لغزش شده اند من و شما که جای خود دارد. – سعی کردم به خود بقبولانم که اشتباه میکنم و شاید خیالات باشد و بدبین شده باشم ولی ببینید مگر میشود حضور پررنگ شما را در این شبکه های معاند نظام نادیده گرفت مگر میشود گزارش حضور شما را در جلسات معاندین نظام که بعظاً منتشر میشود نادیده گرفت؟ آیا شک دارید که این شبکه ها در مالکیت کیست؟هزینه آنها را چه کسی پرداخت میکند؟ مسئولین .خود سازمان سیا و اینتلجنت سرویس خوب و روشن، ادعا میکنند! گزارش سالیانه فعالیت خود را در راه بر اندازی علیه جمهوری اسلامی به دولتها و پارلمان هایشان مطالعه کنید متوجه خواهید شد در زمین و سنگر چه کسی دارید بازی می کنید- آنوقت متوجه خواهید شد که این مطالب به شما ربط دارد یا ندارد. ادعاست یا انعکاس -. -نکته دیگر اینکه تا آنجایی که من خوانده ام سازمانهای جاسوسی و مخرب مواجب را در قالب هدیه، کادو، جایزه و عناوین زیبای دیگرپرداخت میکنند – راستی متنی راکه فرزندتان در موقع دریافت به اصطلاح جایزه در مجلس آلمان خواند را مطالعه کردید؟ توصیه میکنم بخوانید- در رابطه با تذکر تان باید بگویم هرکسی وبلاگ ایجاد میکند لابد توقع دارد دیگران به آن وارد شوند و اگر من نیز وارد آن شده ا م نشانگر آنستکه امکان پذیر بوده است - در آخر از خدا میخواهم که به من روحیه ای دهد که هیچگاه خود را دارای عقل مطلق و مصون از خطا و لغزش ندانم در همه زمان خود را وارسی، و اعمال خود را مورد بازبینی و غربال نمایم. و بار دیگراز او استدعا دارم که عاقبت ما را ختم به خیر گرداند.انشاالله . . باسلام
ممنون از اینکه لااقل در پرونده زندگی من صفحه هایی سفید دیده اند و آنرا دلیل انصاف خود گرفته اید! متاسفانه مطالب بعدی شما هیچ بویی از انصاف ندارد. جهت اطلاع شما من همین الان بیشتر از شما با دوستان مارچین که اهل انقلاب و جبهه و جنگ بودند و ترکش در بدنشان دارند ارتباط دارم و درد دلشان را می دانم. خوشبختانه تکنولوژی فاصله ها در هم شکسته است و همینگونه که من با شمای ناشناس ارتباط و گفتگو دارم با دیگران هم دارم و اتفاقا ادم ها ممکن است درکنار هم باشند اما از وضعیت هم به درستی اطلاع نداشته باشند و من یقین دارم که شما از وضعیت دوستانی که من می شناسم اطلاعی ندارید!نکته دیگر اینکه معلوم می شود شما مطالب مرا نخوانده اید وگرنه درمی یافتید که من معاند یا برانداز نظامی که برای برپایی آن زحمت کشیده ام نیستم بلکه منتقد عملکرد قوا و نهادها و مقامات حاکم هستم که از شعارهای اصلی انقلاب فاصله گرفته و دست به استبداد و دیکتاتوری و ظلم و ستم زده اند. من یک اصلاح طلبم و در داخل و خارج مواضع به یک گونه بوده است .از نظر من آنهائی برانداز نظام هستند که در قامت رئیس دولتی مانند احمدی نژاد با عملکردشان کشور را به فلاکت نشانده و اسباب گریز مردم از اسلام و انقلاب شده اند. شما حتی یک مورد از نوشته ها و گفته های من نمی توانید در بیارید که مدعای شما را اثبات کند. در مورد شبکه ها هم اشتباه می کنید من فقط با یک شبکه مصاحبه می کنم که برای همه شناخته شده است و وقتی هم درایران بودم با این شبکه مصاحبه می کردم. متاسفانه اطلاعات شما از جهان خارج نادرست است و اینگونه نیست که شما تصور کرده ایدودر مورد حضور در مجامع و محافل هم هیچ مطلب پنهانی نبوده و هرجا بوده ام خبرش و مطالبی که گفته ام انتشار عمومی یافته است و من در هیچ کجا جز تاکید برمشی اصلاح طلبی نظر نداشته ام و شما حتی یک مورد نمی توانید پیدا کنید که من از براندازی نظام صحبت یا دفاع کرده باشم. متاسفانه شما در اتهام زدن اهم غراق گویی کرده اید و تازه دم از انصاف هم می زنید! لابد با این دیدگاهی که شما دارید حضور امام خمینی در پاریس و مصاحبه ای ایشان با شبکه های خارجی و استفاده از فضای افکارعمومی هم نادرست بوده است!و این به من نشان می دهد که شما مرا نشناخته اید و بچه مارچین نیستید و از عنوان " سبدانی " برای ارتباط استفاده کرده اید که از نظر من اشکالی ندارد و من خوشحال می شوم با هر شهروند ایرانی گفتگو داشته باشم و اتفاقا اشکال امثال بنده به حاکمیت یکی هم این است که چرا راه ارتباط و گفتگوی شهروندان ایرانی را از طریق فیلترینگ اینترنت و وبلاگ ها بسته اند! نوشته اید :" سازمانهای جاسوسی و مخرب مواجب را در قالب هدیه، کادو، جایزه و عناوین زیبای دیگرپرداخت میکنند – راستی متنی راکه فرزندتان در موقع دریافت به اصطلاح جایزه در مجلس آلمان خواند را مطالعه کردید؟ توصیه میکنم بخوانید- " خوب دوست عزیز من که تاکنون هیچیک از اینها را دریافت نکرده ام اگر شما آدرسی دارید برای دریافت اینها لطف کنید بفرستید تا برای دریافتش اقدام کنم. اگر منظورت پسرم هست قبلا توضیح دادم که یک تقدیرنامه برای کار روزنامه نگاری اش بوده است و هیچ ارزش مادی نداشته است. مراسم هم در مجلس آلمان نبوده است درجمع روزنامه نگاران بوده است و متن ایشانرا را هم من خوانده ام و اشکالی درآن ندیدم چون واقعیت جاری درایران را گزارش کرده است. ظاهرا از نظر شما همه چیز در ایران گل و بلبل است و هرگزارش دیگر نشانه معاند بودن با نطام و...است! دوست عزیر چرا از پاسخ درست به سئوال من ابا دارید؟ درسته من وبلاگ دارم و دوست دارم دیگران به آن دسترسی داشته باشند اما برخی مسئولان جمهوری اسلامی مثل شما براین نظرند که افرادی مانند من معاندند و حق ارتباط با مردم را ندارند و از اینرو وبلاگ مرا فیلتر و دسترسی به آنرا غیرقانونی اعلام کرده اند و عمل شما برای دسترسی به وبلاگ من غیرقانونی و خلاف است. من هربار از شما پرسیده ام شما که به نظام جمهوری اسلامی ایران باور دارید و باید قوانینش را رعایت کنی چطور خلاف قانون این نظام عمل می کنی؟ آیا این نشانه این نیست که شما هم قانون این نظام را قبول نداری؟و آیا این نشانه این نیست که این عمل مسئولان آنقدر نادرست است که شما هم آنرا رعایت نمی کنید؟ و یا اینکه شکا کارمند جرء نهادی هستید که می توانید اینکارها را با خیال راحت بکنید؟ آخر اینکه یادآور شده اید همه در معرض خطر و انحراف هستند قطعا سخن درستی است اما همه سخن دراین است که چگونه می توان اینرا محک زد؟ شما الان می بینید که تقریبا تمامی بزرگان انقلاب و مسئولین نظام به انحراف و فتنه و ...متصف شده اند. از پنح عضو سران قوای دوران امام یکی به رحمت خدا رفته( سید احمد خمینی) و سه نفر دیگر متهم به انحراف و قتنه و..( هاشمی،میرحسین موسوی و آیت الله موسوی اردبیلی) و فقط آقای خامنه ای براه راست مانده است! در مورد آیت الله منتظری،آیت الله طاهری، آقایان کروبی و خاتمی و...هم که همین قاعده براه است. آیا فکر نمی کنید که کمی هم اقای خامنه ای به خطا رفته باشد وقتی اینهمه آدم درست و حسابی به انحراف رفته اند؟ از نظر من همه انسانها جایزالخطا هستند وبنا بر عقیده شیعه جز چهارده معصوم هیچ استثنای دیگری وجود ندارد اما برخی می خواهند از اقای خامنه ای یک فرد معصوم بسازند و دیگران را هم به ذوب در ولایت بخوانند! دوست عزیز من ترجیح می دهم در زمره کسانی باشم که همش چوب این انقلاب و نظام را خورده اند و در پی نام و نانش نبوده اند! شما اگر واقعا مارچینی باشی باید بدانی که چه کسانی دارند درهمان مارچین نان انقلاب را می خورند بدون آنکه چوبی برایش خورده باشد! در سطح کشور هم این وضعیت بجایی می رسد که ادم بی ریشه ای مثل احمدی نژاد با حمایت بسیج و سپاه و شورای نگهبان و با تقلب بروی کار کند و هشت سال دولت را دراختیار گیرد و بلایی برسرکشور آورد که هیچ دشمنی نمی توانست بیاورد!د مشکل امثال من همین پایبندی به شعارهای اصلی انقلاب است و اینکه بهترین دوستان من برای این انقلاب جان خودشان را داده اند و نباید خونشان پایمال شود وگرنه من هم می توانستم با ذوب در ولایت به نان و نام و منصب برسم و از مواهب دنیوی حکومت کمال استفاده را بکنم! البته امثال بنده هیچگاه خود را بری از خطا نمی بینیم و از اینرو معتقد به گفتگو و انتقاد هستیم و اینکه فضای کشور باید بروی همه نظرات بازباشد و برای دستیابی به مقامات حکومتی هم باید رای ملت از طریق یک انتخابات آزاد و رقابتی تعیین کننده باشد و مشکل هم درهمین جاست که جریانی درحاکمیت باوری به اینها ندارد و با استبداد و دیکتاتوری می خواهد برملت حکومت کند.بازهم از خداوند می خواهم که اخر و عاقبت من و شما را ختم بخیر گرداند. .

 

سبدانی :

با سلام-قصد کرده بودم متن قبلی ارسالی آخرم باشد ولی مطالبی گفته اید که بر آن شدم مورد آخر و پنجم هم داشته باشد. ببینید دوست سابق، من قبلاً دلیل عدم معرفی را گفته بودم اگر روزی به دامن نظام و کشور بازگشتید مطمئن باشید با شما روبرو خواهم شد. چون شما را از قبل میشناسم میگویم که اگر راست گویید و معاند و بر اندازنظام نباشید پس نا آگاهانه در دام دشمن افتاده اید چون هم اکنون در خانه تیمی و سنگری که دشمنان نظام در برابر و برای تهاجم و بر اندازی آن مهیا کرده اند قرار گرفته اید و به همراه عده ای دیگر سخت مشغول کارید حال چه در یک شبکه یا بیشتر، پشت صحنه یا روی صحنه،برنامه سازی یا اجرا، با مزد یا بدون مزد، فرقی نمی کند این همان نقشی است که منافقین در زمان دفاع مقدس هشت ساله مردم ایران از درون عراق و پادگان اشرف انجام میدادند . حضور خود را در این کشور ها با حضور امام در پاریس سال 57 مقایسه کرده بودید اصلاً اینطور نیست امام وقتی از کشور تبعید شدند و سپس از همه جا رانده شدند به مدت سه ماه به انجا رفته و در تاریخ و خاطرات خانواده پهلوی ثبت است که دولت وقت فرانسه به شاه ایران پیغام داد که ما با شماییم و هر کاری میخواهید با او میکنیم. ولی شما نه تنها از کشور رانده نشده اید بلکه با هماهنگی و میل و دعوت سازمانهای اطلاعاتی آن دولتها به انجا رفته اید و در پازل و اهداف آنها مشغول کارید .من تاکنون اسمی از مسئولین اجرایی نبرده بودم ولی آقای احمدی نژادی که او را عامل آسیب به کشور ورای آوردن با تقلب میدانید،اولین انتخاب او که در دولت مورد نظر شما آقای خاتمی انجام شد و اگر تقلبی شده باشد کار وزارت کشور ایشان که از همفکران شما می باشد بوده است به آنها اعتراض میکردید چرا نکردید؟ ولی واقعیت چیز دیگری است شما و همفکرانتان انتخاباتی را دمکراسی میدانید که حتماً کاندیدای مورد نظر شما در آن پیروزشده باشد. در نه دوره انتخابات، کاندید مورد نظر آقایان برنده شده دموکراسی است و بی ایراد بوده است ولی در دوره نهم و دهم که مردم شخص غیر نظر شما را بر گزیدند تقلب میدانید و به دهان مردم ذهر کردید در صورتیکه مکانیزم انتخاب یکی بوده است . شما و همفکرانتان از روز اول انتخاب آقای احمدی نژاد سنگ اندازی و دشمنی را آغاز کردید و اجازه ندادید که ایشان کارش را انجام دهد و بعد نقد کنید یا موضع بگیرید انتخابات سال 88 را هم که خود بهتر میدانید که هماهنگی های آن از پیش توسط دوستانتان با چه کسانی انجام شده بود( جورج سوروس و تشکیل کمیته صیانت از آراء را که بیاد دارید). جناب مزروعی من معتقد به معصوم بودن مسئولین نظام نیستم و قوانین کشور را هم بی اشکال نمیدانم اما اعتقاد دارم راه حل، مشکلات و ایرادات احتمالی کشور را باید در داخل کشور وبا کمک همین مردم و مسئولین جستجو و حل کرد نه در خارج! کسانی که در خارج کشور برای مخالفین، آغوش باز کرده و ادعای همدردی ودلسوزی میکنند و امکانات فراهم میکنند اینها قصد خیر برای شما و این کشور ندارند اینجانب مانند. شما ادعای 35 سال سابقه کار سیاسی ندارم ولی تاریخ و سوابق اتفاقات گذشته کشور را بسیار مطالعه کرده ام هر مصیبت و توطئه ای که در گذشته برای این کشور بوده پای این کشور هایی در میان بوده که شما به آنها پناه برده اید - مطلب دیگراینکه بدانید و مطمئن باشید کسی با ذوب شدن در ولایت به نان و نوای مادی نمی رسد و اگر کسی فکر میکند رسیده بیراهه رفته و ذوب نشده و ولایتی نیست – و آخرین مطلب اینکه من خود، نان تخصص فنی ام را میخورم ولی باید بگویم از اول انقلاب سال 1357 تاکنون توطئه های بیشمار دشمنان که علیه این نظام و کشور انجام شده که یکی از آنها میتوانست انقلاب را ار پای در آورد. همه یا اکثراً با وجود سپاه و بسیج خنثی گشته یا بی اثر شده است و عقده و ناراحتی بیگانگان از سپاه و بسیج به این سبب است و بارها به آن اذعان کرده اند. شما دیگر چرا؟؟؟ والسلام

باسلام و ممنون از مجموعه اتهاماتی که برای من ردیف کرده اید که این از اخلاق جاری اصولگرایان و ولایت مداران کشورماست! به دیگران براحتی اتهام می زنند بدون هرگونه مستند و شاهدی و دیگران باید در برابر این اتهامات از خود دفاع کنند! و یکی از مشکلات اصلی کشور ما همین است. دوست عزیر اصل بر برائت است و معلوم است شما حتی نوشته های مرا درهمین وبلاگ بطور کامل نخوانده اید که اصرار دارید مرا با منافقین و معاندین یکجور بدانید و از اینراه بخواهید مدعای خودتان را پیش ببرید. متاسفانه معلوم می شود شما نه منافقین و معاندین را درست می شناسید و نه مرا؟ حقیقت اینکه من تاکنون متوجه نشدم که معیار و ملاک شما برای معاند و برانداز نظام دانستن من مستند به چه دلیل و گفته و نوشته من است؟ شما حتی یک مصداق از مطالب من نمی توانید برای این مدعایتان بیاورید جز اینکه مرتب به خارج بودن من اشاره می کنید و ...من مثل چند میلیون ایرانی به خارج آمده ام بصورت قانونی و بدون دعوت هیچ کشوری و دراینجا که هستم فقط اجازه اقامت موقت دارم و تا امروز از هیچ امکان و...که شما هی تصور می کنید و نسبت می دهید استفاده نکردم و نمی دانم این مدعا را از کدام قوطی عطاری دروغ درآورده اید که :" هماهنگی و میل و دعوت سازمانهای اطلاعاتی آن دولتها به انجا رفته اید و..." همه آنچه دراین نظرات شما به من نسبت می دهید تصورات و خیالات باطل شماست و نشانه بی اطلاعی از وضع دنیا که امیدوارم در پیشگاه عدل الهی پاسخگو باشید. من در مورد امام منظورم این بود که ایشان هم از همین شبکه ها استفاده می کرد که شما روی آن مانور می دهید. من نمی دانم شما مثل همفکرانتان چه اصراری دارید منی را که اعلام می کنم منتقد و نه برانداز و معاند نظام هستم به معاند و برانداز بودن متصف کنید؟ فکر می کنید واقعا این راه و روشی درست در برخورد با دیگرانی است که غیر از شما فکر می کنند؟ و به عملکرد مسئولان انتقاد دارند؟ فرق من و شما شاید دراین باشد که من مقامات حاکم و عملکردشان را برپایه سخن امام علی با معیارها و اصولی که سالها در مکتب همین روحانیون آموخته ام می سنجم و نه اینکه حق را با افراد بشناسم. عدالت از مهمترین اصول پایه دینی و انسانی است و قرار بود جمهوری اسلامی براین پایه استوار باشد که متاسفانه عملکرد حاکمیت و به ویژه قوه قضائیه عدالت را به مسلخ برده است و من منتقد این وضعیت هستم و این سخن گوهر باز پیامبر را یادآور می شوم که ملک با کفر باقی می ماند و باظلم نه! من چون می خواهم جمهوری اسلامی بماند منتقد این وضعیت ظالمانه هستم و جمهوری اسلامی را به رسمش می شناسم و نه به اسمش و مقاماتش. یادآور می شوم در سال 83 فرزندم را در پرونده موهومی بنام وبلاگ نویسان ( که کیهان به آن شبکه عنکبوت لقب داده بود) بازداشت و به زندان انفرادی بردند و بیش از دوماه در یک زندان مخفی و غیرقانونی نگه داشتند پس از اینکه وی با پیگیری من آزاد شد و کار به رسیدگی و دیداروی و افراد دیگری که در رابطه با این پرونده گرفتار شده بودند با رئیس قوه قضائیه کشید و سرانجام ایشان یک هیاتی را مسئول رسیدگی به این پرونده کرد و این هیات پس از مدتی گزارش داد که بازداشت این افراد هیچ وجه قانونی نداشته و اینرا نه تنها تقصیر بلکه قصور هم نداشته اند!( برای اطلاع بیشتر می توانید به اخبار و رسانه های آنزمان رجوع کنید) البته هیچ ادعای حیثیتی از این افراد نشد که همه آنها را مدتی بازداشت و شکنجه و زندانی کرده و کلی هزینه روی دست خانواده هاشان گذاشتند! همه اون افراد که دراین پرونده اینگونه باهاشون براساس یک توهم توطئه کیهانی بدست قاضی مشهور مرتضوی برخورد شده بود بتدریج کشور را ترک کردند و فرزند من نیز می خواست کشور را ترک کند اما من بهش توصیه کردم با اینهمه ظلمی که بهش شده بود درکشور بماند و ماند تااینکه سه روزپس از انتخابات 22 خرداد 88 باردیگر بخانه ما ریختند برای بازداشت او و او چه باید می کرد؟ لابد باید می ماند و می رفت زندان! شما در واقع دارید از حاکمیتی دفاع می کنید که برخوردش با هر منتقدی چنین است و چون چوبش به شما نخورده است معنای ظلم و بی عدالتی و بی قانونی را درنمی یابید!تازه این بامنی بوده که سوابقم روشن بوده و تازه پس از نمایندگی مجلس بود! خوب با این احوال بنده اگر در ایران می ماندم برپایه این رفتار ظالمانه باید مثل دوستانم آقایان تاج زاده و میردامادی و بهزاد نبوی و...به زندان می رفتم شما لابد همین را درست می دانید؟ و تازه همه این اتهاماتی که شما برای من که درخارج هستم شما برای همین دوستانی که در داخل و زندانند هم ردیف کرده اید در این فقره :" انتخابات سال 88 را هم که خود بهتر میدانید که هماهنگی های آن از پیش توسط دوستانتان با چه کسانی انجام شده بود( جورج سوروس و تشکیل کمیته صیانت از آراء را که بیاد دارید). " یعنی اتهام زنی برای شما داخل و خارج ندارد و لزومی ندارد حتما فرد درخارج باشد تا اتهام با جورج سورس و سیا و...به او بخورد! دوست عزیز وقتی در ایران جایی برای منتقد نیست و حکومت حاضر به اجرای فصل حقوق ملت در قانون اساسی نیست چه باید کرد؟ راستی شما فکر می کنید همه این افراد از هاشمی، خاتمی، کروبی، میرحسین موسوی، ...معاند و برانداز نظامند و باید باهاشون اینگونه برخورد می شد؟ در این میان تکلیف امثال بنده روشن است.
البته با این نگاهی و گرایش ایدئولوژیک که شما دارید بحث در جزئیات با شما مفید فائده نیست چون شما پیشاپیش راجع به همه موضوعات و مسائل موضع دارید و آنهم موضع جناح موسوم به اصولگرایان است و من همه این حرفها را بارها شنیده ام . فقط یادآور می شوم در مورد تقلب هم منظورم سال 88 بود که انتخابات را دولت احمدی نژاد برگزار کرد و استدلالی که در مورد انتخابات آورده اید تکراری است که مشکلی را حل نمی کند.من دراین باره درهمان ماه اول پس از انتخابات یک مناظره مکتوب با یکی از همفکران شما داشته ام که در سایت های الف و نوروز و همین وبلاگم انتشار یافته است که می توانید به آن رجوع کنید تا دریابید چرا برنظر تقلب در انتخابات 88 هستم.
دوست عزیز فکر می کنم در اینکه نان تخصص تان را می خورید و نه ذوب در ولایت را شوخی می کنید! جهت اطلاع شما بگویم که فرزند دوم مرا که اصلا سیاسی نیست بدلیل فرزند من بودن پس از انتخابات 88 از کار در یک شرکتی که وابسته به سایپا بود بیکار کردند درحالیکه نان کارش را می خورد! دوست عزیز من فکر می کنم شما نه تنها از وضعیت دوستان جبهه و جنگ مارچین اطلاع ندارید بلکه از واقعیت های جاری در کشور و گزینش ها و غالب ب.دن روابط بر ضوابط و...هم اطلاع ندارید.
خوشمزه اینکه آخر نه تنها حاضر نشدید خودتان را معرفی کنید و مسئولیت نظرات و اتهاماتی را که به من زدید بپذیرید و آنرا مشروط به بازگشت من به دامن نظام و کشور کرده ید! بلکه حاضر نشده اید پاسخ دهید که چگونه قانون نظام را دور می زنید و وارد اینترنت شده و دسترسی به وبلاگ من پیدا می کنید؟ لابد اینهم بواسطه تخصص تان است اما به واقع شما هم این قانون نظام را که گردش آزاد اخبار و اطلاعات را بروی مردم بسته است قبول ندارید و خلاف آن عمل می کنید و نمی دانم چگونه از این نظام دفاع می کنید؟
از اینکه دیگر قصد ندارید ادامه به گفتگو بدهید متاسفمم اما برای من گفتگو با شما از این نظر مفید بود که دریافتم جریان فکری که شما از آن دفاع می کنید همه یک جور نسبت به ادم و عالم فکر می کنند و همه مسائل را در پرده ای از توظئه و جورج سورسی به تبعیت از کیهان نگاه می کنند و هیچ فکر مستقل و آزاد برای فکر کردن ندارند و از دنیا تصور سینمایی و خیالی دارند و فکر می کنند درهمه جای عالم و کشورها نشسته اند و دارند برای سرکونی حکومت ایران برنامه ریزی و توطئه می کنند درحالیکه ضربه و خسارتی که دولت احمدی نژاد به کشور و نظام زد احتیاجی به هیچیک از اینها نبود و تعجب می کنم که امثال شما هنوز از این دولت و عملکردش دفاع می کنید. البته بنده هم مثل شما براین باورم که اصل مسائل ما در داخل کشور باید حل و فصل شود و باید فضا برای حضور همه اندیشه ها و افکار و نیروها فراهم شود و همه بتوانند امنیت داشته باشند و ما هر موفقیت یا شکستی داشته باشیم در درجه اول به عملکرد خودما بستگی دارد و در درجه بعد البته کشورهای خارجی می توانند روی این وضعیت تاثیر مثبت با منفی بگذارند. نمونه روشنش هم نحوه برخورد خارجی ها با دو دولت احمدی نژاد و روحانی است که می بینید که در مورد پرونده هسته ای چه رفتاری دارند. به هرحال دعا می کنم خدا آخر و عاقبت همه ما را ختم بخیر گرداند.


 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007