« هنر نزد ایرانیان است و بس! | صفحه اول | شاخص فلاکت و عمق فاجعه »

11 دی 92

سیاست خارجی و روابط با همسایگان

کالبد شکافی سیاست خارجی ایران در سالهای پس از انقلاب و فرار و فرودهایی که دراین باره به ویژه در روابط با همسایگان داشته است بحث مبسوطی را می طلبد که در حوصله این مقال نیست اما در ادامه تلاش خواهم کرد به« سیاست خارجی و روابط با همسایگان » پس از روی کارآمدن دولت روحانی و راهی که این دولت باید درپیش گیرد، بپردازم.
یادآور می شود که دولت احمدی نژاد پس از روی کارآمدن از میانه سال ۸۴ با در پیش گیری " سیاست خارجی تهاجمی " به جای " سیاست خارجی تنش زدای" دولت خاتمی روابطی را با بسیاری از کشورهای دنیا و از جمله کشورهای همسایه پایه ریخت که پس از گذشت هشت سال از عمر این دولت جز تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی و گسترش تنش زایی با ایران در بیشتر کشورهای همسایه دستاورد دیگری برای کشور بهمراه نداشت؟ و به جرئت می توان گفت که در این دوره کشورمان هیچ دوست نزدیک و استراتژیکی که بتواند در روزهای سخت به همراهی همه جانبه آن متکی و امیدوار باشد، نداشت. خوشبختانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به همه پرسی ای روشن در باره " سیاست خارجی تهاجمی " از نوع احمدی نژاد و جلیلی و " سیاست خارجی تنش زدای " از نوع خاتمی و روحانی تبدیل شد، و مردم با رای خود به روحانی به سیاست خارجی از نوع دوم رای دادند، و طبعا دولت روحانی پس از استقرار باید پیگیر اجرای این سیاست باشد.

این از مسلمات علم سیاست است که هرکشوری در پی حداکثر کردن امنیت و منافع ملی خود است و این را در سایه برنامه، که در برگیرنده مجموعه ای از سیاست ها در عرصه داخلی و خارجی است، پی می گیرد. در علم سیاست و روابط بین الملل پیوند وثیقی بین سیاست های داخلی و خارجی یک کشور قائلند و سیاست خارجی را ادامه سیاست داخلی برای تامین امنیت و منافع ملی می دانند، و از این رو معمولا اولویت سیاست خارجی هر کشور در روابط با همسایگان تعریف می شود و به دیگر کشورها در سطح جهان توسعه می یابد. این قاعده کلی در مورد شکل گیری و اجرای سیاست خارجی کشورهاست اما اینکه در عرصه عمل هر کشور چقدر بتواند با اجرای مجموعه ای از سیاست ها برآورنده این هدف گذاری باشد، محل بحث و مناقشه است. و طبعا جمهوری اسلامی ایران هم از این قاعده و موضوع مستثنا نیست.
ایران از شمال با کشورهای جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق همسایه‌است، و همچنین از شمال به دریای خزر (همسایه روسیه و قزاقستان) و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان(همسایه با کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات و عمان) محدود می‌شود، که این دو منطقهٔ از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند. ملاحظه می شود که ایران به لحاظ همسایگی با پانزده کشور و پل ارتباطی بین شرق و غرب آسیا و قاره آسیا با اروپا ازموقعیت جغرافیای سیاسی بسیار ممتازی برخوردار بوده و می تواند نقشی راهبردی در عرصه سیاست و اقتصاد این منطقه بازی کند.
روابط با همسایگان جنوبی
روابط ایران با همسایگان جنوبی در سال های پس از انقلاب تحت تاثیر رخداد انقلاب و جنگ تا حدودی تنش زا بوده و دراین دوران تابع قاعده روشنی نبوده و بیشتر اقتضائی و بستگی به شرایط هر کشور قبض و بسط یافته، و در دولت احمدی نژاد به بدترین وضع رسید. روابط با عربستان به مرز خصمانه رسید. روابط با بحرین به دلیل جنبش اعتراضی شیعیان بحرین و اتهام مداخله ایران دراین ماجرا در مرز قطع شدن قرار گرفت. روابط با قطر نیز برغم اینکه این کشور تلاش کرد گهگاه نقشی میانجیگرانه بین ایران و غرب داشته باشد، دوستانه نبود. روابط با امارات هم به رغم اینکه این کشور بیشترین حجم روابط تجاری را با ایران در سال های پس از انقلاب داشته است درایندوره بهبودی نداشت. عمان تنها کشوری بود که در دوره احمدی نژاد تلاش کرد همچون گذشته روابط دوستانه سنتی خود را با ایران حفظ نموده و هراز گاهی به عنوان میانجی میان ایران و آمریکا ایفای نقش نماید.
روابط با دو همسایه غربی
اگرچه روابط ایران و عراق در سایه اکثریت جمعیت شیعه این کشور دوستانه ماند اما به هرحال تحت تاثیر روابط عراق و غرب به ویژه آمریکا قرار داشت. روابط ایران با ترکیه درهمه سال های پس از انقلاب به لحاظ اقتصادی و سیاسی خوب بوده است، و هرچند ترکیه بیشترین سود را از این روابط برده، اما ایران درهرحال ترجیح به حفظ این روابط داده است. پس از روی کار آمدن دولت اسلامگرا در ترکیه، این کشور بگونه ای رقیب ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران درمیان کشورهای اسلامی شده و در سه سال اخیر و درپی موضع گیری ترکیه در حمایت از بهارعربی، این رقابت وجهی علنی یافته و بر سر کشور سوریه به انشقاق و بعضا رویارویی با ایران کشیده شده است. در دولت احمدی نژاد برغم ارتقای حجم روابط اقتصادی و تجاری میان دو کشور و گذر از مرز ۲۰ میلیارد دلار، بدلیل " سیاست خارجی تهاجمی " و تحولات حادث در منطقه، روابط ایران و ترکیه رو بسردی گذاشت و به نوعی شکاف و رقابت سیاسی میان ایران و ترکیه در منطقه دامن زد.
روابط با همسایگان شمالی
در دولت احمدی نژاد روابط ایران با آذربایجان بدلیل مسائل قومی و مذهبی تیره، ولی با ارمنستان دوستانه ماند. با ترکمنستان هم روابط عادی بود. ایران از طریق دریای خزر با قزاقستان و روسیه همسایه است و هرچند موضوع تقسیم دریای خزر پس از فروپاشی اتحاد شوروی بین پنج کشور ساحلی این دریا( ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و آذربایجان) همچنان محل مناقشه و حل ناشده باقی مانده است اما ایران به حفظ روابط عادی خود با قزاقستان ادامه داده و درعین حال در ایندوره به ارتقاء روابط دوستانه با روسیه پرداخت.
با اوج گیری مناقشه هسته ای میان ایران و غرب، دولت احمدی نژاد تلاش کرد از طریق ارتقای روابط اقتصادی و تجاری و سیاسی با روسیه، این کشور را به متحد خود دراین مناقشه تبدیل کند، و از سوی دیگر روسیه در پی تامین منافع خود میل به بازیگری میانجی و بعضا امتیازگیری از غرب با برگ ایران را به نمایش گذاشت. خلاصه اینکه روابط با همسایگان شمالی نیز از قاعده روشن و ثابتی پیروی نکرده و روابط با این کشورها درتناسب با شرایط دچار قبض و بسط بوده است.
روابط با دوهمسایه شرقی
در سال های پس از انقلاب ایران هزینه سنگینی را در رابطه با افغانستان پس از اشغال این کشور توسط شوروی و ایضا پس از روی کارآمدن طالبان متحمل شده است، و از اینرو در همراهی با نیروهای خارجی در سرنگونی طالبان و استقرار نظام سیاسی جدید عمل کرده تا بتواند جاپایی در این کشور برای تامین امنیت و منافع ملی داشته باشد. از اینرو روابط ایران با افغانستان دوستانه مانده اما این روابط تحت تاثیر روابط افغانستان با کشورهای غربی به ویژه آمریکا قرار داشته است.
روابط ایران با پاکستان بطور تاریخی و سنتی دوستانه بوده است اما با توجه به پیوندهایی که این کشور با غرب و به ویژه آمریکا دارد، و همچنین مسائل منطقه ای این روابط دچار چالش و قبض و بسط بوده است.
برپایه آنچه بطور اختصار آمد بخوبی می توان دریافت که معدل « روابط ایران و همسایگان » به دلیل پیگیری " سیاست خارجی تهاجمی " توسط حاکمیت یکدست اقتدارگرا از میانه سال ۸۴ بدینسو از شرایط دوستانه و تنش زدا به سردی گرائید و تنش زا شد بگونه ای که در پایان کار دولت احمدی نژاد ایران هیچ دوست و متحد استراتژیکی در میان همسایگانش نداشت، و نوعی جنگ سرد و پنهان بین ایران و غالب کشورهای همسایه ایران شکل گرفته بود، و در جمع بندی می توان گفت پیگیری این سیاست خارجی ماجراجویانه درایندوره نه تنها نتوانست به تامین حداقلی از امنیت و منافع ملی بیانجامد بلکه به تنهایی و انزوای ایران در دریای طوفانی حوادث منطقه و جهانی دامن زد، و از اینرو بازگشت به سیاست خارجی تنش زدا توسط دولت روحانی برای نجات کشور اجتناب ناپذیر می نمود، و خوشبختانه این دولت اجرای این سیاست را در تعامل و مذاکره با کشورهای قدرتمند بر سر پرونده هسته ای آغاز کرد و با توافق ژنو فصل تازه ای را در سیاست خارجی ایران رقم زد که در درون آن « روابط با همسایگان » نیز بستر مناسبی برای بازسازی یافت.
سفر وزیر خارجه کشورمان به برخی کشورهای همسایه برای مذاکره و رفع سوء تفاهم ها و کدورت ها گام مثبتی برای بازسازی « سیاست خارجی و روابط با همسایگان » به شمار می رود، و به ویژه این اقدام باید در در رابطه با همه کشورهای همسایه دنبال شود، و به ویژه با کشورهایی همچون عربستان و ترکیه که به نوعی در پی رقابت با ایران در مسائل منطقه ای برآمده اند، با نگاه به منافع مشترک و تسامح در گذار از مسائل اختلافی سیاست همگرایی را به پیش برد. دولت روحانی باید تدبیری را در پیش گیرد که عمق دوستی کشورمان را تا درون این کشورها گسترش دهد و در سایه این دوستی مرزهای امنی را برای شهروندان ایرانی به ارمغان آورد، و بذر امید را برای همگرایی هرچه بیشتر در منطقه بپاشد، و از این طریق مسیر توسعه کشورمان را هموار نماید.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007