« نگاهی به تحولات بازار بورس ایران | صفحه اول | امام حسین و کرامت انسان »

20 آبان 92

مجازات تیزهوشی

وقتی انتخابات ریاست جمهوری سال ١۳٨٤ مهندسی شد و ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارشدند تا محمود احمدی نژاد بر کرسی رئیس جمهوری بنشیند و حاکمیت یکدست اقتدارگرا سرنوشت جمهوری اسلامی ایران را بدست گیرد وضعیتی را به لحاظ اقتصادی از دولت خاتمی تحویل گرفت که شاخص های اقتصادی آن برای سال ١۳٨۳ این بود : نرخ رشد اقتصادی۶٫٤ درصد، نرخ تورم ١۵٫۳ درصد، و نرخ بیکاری ١٠٫۳ درصد. دولت احمدی نژاد پس از چهارسال با درآمد ارزی ۳٤٠ میلیارد دلار ( ٢٨۷ میلیارد دلار درآمد نفتی و ۵۳ میلیارد دلار درآمد غیرنفتی ) این وضعیت را برای سال ١۳٨۷ تحویل داد : نرخ رشد اقتصادی ٠٫٨ درصد، نرخ تورم٢۵٫٤ درصد، و نرخ بیکاری ١٠٫٤ درصد، تا رسیدیم به انتخابات ریاست جمهوری دهم در ٢٢ خرداد سال ١۳٨٨.

هرچند « تیزهوشان » از همان ابتدای ورود احمدی نژاد به انتخابات سال ٨٤ از روی سوابق و حرف ها و شعارها و وعده هایش دریافتند که چه رخدادی در پیش است و با روی آمدن و عملکردش هشدار دادند که چه بلا و فاجعه ای دارد سرکشور می آید ( نمونه روشنش سه نامه اقتصاد دانان به وی در سه مقطع مختلف )، اما در پایان سال چهارم دولتش افراد با "هوش متوسط " نیز دریافتند که این دولت به رغم برخورداری از درآمد افسانه ای نفت بدلیل سوء مدیریت احمدی نژاد چه کارنامه سیاهی برجای گذاشته است، از اینرو در انتخابات ریاست جمهوری دهم که امکان رقابت فراهم آمده بود رای دهندگان سعی کردند که با رای به رقبای احمدی نژاد راه برون رفتی بروی کشور بگشایند اما احمدی نژاد و حامیان اقتدارگرایش که دریافته بودند امکان رای آوری وی بسیار دشوار است از طریق پول پاشی ( توزیع سود سهام عدالت، سیب زمینی، ...) و بکارگیری همه امکانات حکومتی ( بقول حجاریان تدلیس سیستماتیک ) برای رای سازی بکار افتادند، و آنگاه که به رغم همه تمهیدات و تخلفات دریافتند که رای سازی جواب نداده است رو به تقلب آوردند و بدون شمارش درست آراء به صندوق ریخته شده، به اعلام نتیجه باورنکردنی بیش از ٢٤ میلیون رای برای احمدی نژاد پرداختند، و آنگاه که با اعتراض رای دهندگان به موسوی و کروبی مواجه شدند دست به کودتا و سرکوب زدند و شد آنچه شد.
اگر دلائل دیگری برای اثبات اینکه در انتخابات سال ١۳٨٨ تقلب شده و احمدی نژاد این رای را نیاورده است، نباشد همین یک دلیل کفایت می کند که دولت احمدی نژاد در دور اول شق القمری نکرده بود که بتواند رای اورا در دور دوم بیشتر کند نسبت به سال ٨٤، بلکه کارنامه ای ببار آورده بود که حتی افراد با " هوش متوسط " را از او رویگردان و به سمت دیگر رانده بود. فراموش نشود که روسای جمهور اول و دوم ( آقایان خامنه ای و هاشمی ) در دور دوم انتخابات آراء شان کاهش داشت و فقط خاتمی بود که در دور دوم آراء اش کمی افزایش داشت، و براین پایه برای افزایش رای احمدی نژاد آنهم به میزان ۷ میلیون رای، با توجه به عملکردی که داشت، به هیچوجه نمی توان توجیه قانع کننده و منطقی پیدا کرد، و فقط رای اعلام شده برای ایشان می تواند حاصل یک تقلب باشد.
وقتی در اعتراض به این تقلب جمعیت میلیونی مردم با شعار " رای من کو؟ " به خیابان آمدند حاکمیت بجای شنیدن صداهای اعتراض و پاسخگویی و اقناع، رو به کودتا و سرکوب و « مجازات تیزهوشان » آورد و آنها را به بند و حبس کشید. بنظر اقتدارگرایان حاکم « تیزهوشان » باید تاوان آگاهی بخشی و پیش بینی های خود را می دادند چرا که اینان بودند که شهروندان را نسبت به عملکرد فاجعه بار احمدی نژاد هوشیار و به پای صندوق های رای آوردند و اسباب شور و نشاط سیاسی را در جامعه دامن زدند و انتخابات را از مسیر مهندسی و نتیجه دلخواه حاکمیت خارج ساختند و بردامن حاکمیت یکدست اقتدارگرایان تَرَک انداختند. با این هزینه سنگین احمدی نژاد چهار سال دیگر برکرسی رئیس دولت نشست و باز هم به رغم برخورداری از ٤١٩ میلیارد دلار درآمد ارزی ( ۳۳٠ میلیارد دلار درآمد نفتی و ٨٩ میلیارد دلار درآمد غیرنفتی ) بدلیل سوء مدیریت در اداره کشور و سیاست خارجی ماجراجویانه، که تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی را علیه کشورمان در پی داشت، چنین کارنامه ای را در سال ١۳٩١ برای دولت بعدی برجای گذاشت : نرخ رشد اقتصادی منفی ۵٫٤ درصد، نرخ تورم درصد۳١٫۵، و نرخ بیکاری١٢٫٤ درصد، و شاخص فلاکت کشور را به رقم ٤۳٫٩ ( یکی از بالاترین شاخص های فلاکت در جهان ) واحد ارتقاء داد!
هرچند شهروندان صاحب رای با استفاده از تجربیات گذشته و لمس این فلاکت از فرصت انتخابات ریاست جمهوری یازدهم استفاده کردند و با رای به نامزدی که به صورت نسبی تغییرخواهی را نمایندگی می کرد، پیامشان را به حاکمیت رساندند، و با عبور از گذشته رو بسوی آینده کردند با این مطالبه و انتظار که با توجه به تحقق پیش بینی های « تیزهوشان »، دوران « مجازات تیزهوشان » بسرآید و کشور دوران تازه ای را تجربه کند اما بازهم حاکمیت اقتدارگرا گوشش را بروی شنیدن پیام تغییر مردم بسته نگه داشته و نشان می دهد از اینکه « تیزهوشان » به جامعه و میان مردم باز گردند، هراس دارد! عجیب است هنوز کسانی باید هزینه خرابکاری دولت احمدی نژاد را بدهند که منتقد او بودند، و حامیان آن دولت باید هنوز میداندار باشند!
تاریخ ایران ما تاریخ " نخبه کشی " است، و سوگمندانه در تاریخ معاصر این " نخبه کشی " را بهتر و بیشتر می توان دید و فهمید. از امیرکبیر و سید جمال تا مدرس و مصدق و منتظری و...و حالا هم موسوی و کروبی و رهنورد در حبس خانگی و دهها نفر در زندانهای اوین و رجایی شهر و...جالب آنکه این روند درحالی رخداده و ادامه دارد که اکثریتی از مردم و حتی بسیاری از آنانی که در درون دیوانسالاری حکومت اند دل و روحشان با این نخبگان و « تیزهوشان » است اما در عین حال سنت " نخبه کشی " کار خود را می کند و معلوم نیست که کی ماشین این سنت سیاه و زشت متوقف خواهد شد؟ بنظرم هریک از ما در نهادینه شدن این سنت به کم یا زیاد مسئولیت و سهم داریم، و این ما هستیم که باید برای توقف این ماشین اقدام کنیم بهر طریقی که می توانیم. به امید روزی که همه ما، و ازجمله حاکمان ما، دریابند که بجای " نخبه کشی " و « مجازات تیزهوشان » می توان آنها را بکار گرفت و از توان و نیروی آنها برای توسعه و پیشترفت کشور استفاده کرد، و این برای خوشنامی بسی بهتر است.




   نظرات

صحرائیان :

سلام بر شما
جناب آقای مزروعی: آیا متن مرا دریافت کردید؟
باسلام
من متن شما را دریافت کردم اما چون در این باره اختلاف نظر داریم و نیاز به بحث مبسوط دارد از انتشار و پاسخگویی آن گذشتم چون بنظرم الان دیگر پرداختن به این موضوع چندان موضوعیت ندارد. یادآور می شود که در همان هفته های اول پس از انتخابات سال 88 من مناظره مکتوب مبسوطی داشتم با اقای مسعود رضایی که مدافع درستی انتخابات بود که درآن مناظره به تفصیل در اینکه چرا تقلب در انتخابات اتفاق افتاده نظراتم را ارائه کردم و مجموعه این در سایت الف منتشر شد و هنوز هم برهمان نظرت هستم. البته اخیر اقای مطهری اعلام کرد اگر فضا باز شود افرادی از سپاه هستند که حاضرند اسنادی را در مورد انجام تقلب در انتخابات سال 88 ارائه کنند و فکر نمی کنم ایشان بدون اطلاع و اطمینان چنین سخنی را بیان دارد. درانتها اینرا اضافه کنم که من خواهان عبور از این موضوع و وقایع پس از آن هستم اما این حاکمیت اقتدارگراست که حاضر نیست به هیچوجه از این موضوع عبور کند و نشانه اش همین برنامه اخیر صدا و سیما! به هرحال تا وقتی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد در حبس خانگی هستند و زندانیان سیاسی آزاد نشوند این موضوع برای بحث ادامه دارد و طبعا بستگی به برداشت و اطلاعات افراد داوری های مختلف است و البته آسیب هایی هم که از این ناحیه وبال کشور و مردم شده است جبران ناپذیر، و خدا آخر و عاقبت ما و کشور را با این وضعیت ختم بخیر کند!

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007