« نظام انگيزشي | صفحه اول | هفت پاسخ به نظرات مطلب «به عمر شما قد نمي‌دهد» »

5 اردیبهشت 85

اندر حکایت محکومیت بنده !

آخر وقت اداری دیروز( دوشنبه 4 ارد یبهشت ماه) حکم محکومیتی را به بنده ابلاغ کردند که ناشی از سرعت عمل دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران در اجرای عدالت است.این حکم که درتاریخ 25/10/84 صادر شده است وامضای رئیس شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران (شعبه صادر کننده رای) ودو مستشار آن را برخود ندارد (واز این نظر نمی دانم چقدر وجه قانونی دارد) وتنها با امضای مدیر دفتراین شعبه مزین است درتاریخ 22/1/85 جهت ابلاغ به اینجانب از طرق اداری ارسال شده وبه دست بنده رسیده است . درابتدا متن حکم را می آورم ودر ادامه نکاتی را در این باره متذکر می شوم :

شاکی : 1- مدعی العموم 2- جانشین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب ایران آقای محمد با قر ذوالقدر

متهم : آقای رجنعلی مزروعی فرزند رمضان

موضوع : اهانت ونشر اکاذیب

بتاریخ 20/10/84 در وقت مقرر شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران بتصدی امضاء کنندگان ذیل تشکیل است پرونده کلاسه 83/76/211 تحت نظر است وبا توجه به محتویات پرونده ختم رسید گی را اعلام وپس از مشاوره باتفاق آراء با استعانت از خداوند متعال بشرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.

" رای دادگاه "

بسم الله الرحمن الرحیم .درخصوص اتهام رجبعلی مزروعی فرزند رمضان دائر بر اهانت ونشر اکاذیب موضوع کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران وشکایت آقای محمدباقر ذوالقدر جانشین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب ایران در رابطه با اظهارات متهم که در خبرنامه امیر کبیر به چاپ رسیده است دادگاه باتوجه به جامع اوراق پرونده وشکایت شاکی خصوصی وملاحظه متن خبر منتشره واحضار متهم از آدرس اعلامی در تحقیقات مقدماتی ودوبار ابلاغ قانونی احضاریه بوی وانتظار کافی وعدم اعتنا به احضاریه دادگاه وعدم حضور وعدم ارسال هر نوع لایحه دفاعیه ونهایتا عدم جلب متهم به لحاظ مشاهده نشدن در آدرس اعلامی بزههای انتسابی به متهم را محرز تلقی ومستندا به مواد 608 و698 از ق مجازات اسلامی مشار الیه را به لحاظ ارتکاب بزه اهانت به یک میلیون ریال جزای نقدی وبه لحاظ ارتکاب بزه نشر اکاذ یب به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم می نماید . آرائ صادره غیابی و ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این مرجع می باشد.

واما نکات :

1- محتوای این شکایت مربوط است به مصاحبه این جانب در دوران نمایندگی مجلس ششم با رسانه ها در واکنش به سخنرانی آقای ذوالقدر در قم که بطور مشخص علیه نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم وجبهه مشارکت موضع گرفته بود ومن با استناد به گفته های اوگفتم که نظامیان حق ورود به مسائل ومناقشات سیاسی را ندارند وبا توجه به عملکرد ایشان می توان گفت که ایشان صلاحیت نظامی بودن را ندارد.آقای ذوالقدر این اعلام نظر را اهانت به خود دانسته واز اینجانب شکایت کردند ،همچنین سپاه ، وظاهرا دادگاه هم این شکایتها را وارد دانسته وبنده را محکوم کرده است! فعلا از شرح وبسط این ماجرا واینکه به لحا ظ شکلی ومحتوایی چه اشکالات وایرادات حقوقی بر این حکم وارد است می گذرم چرا همه اهل بخیه ونظر می دانند که چرا دستگاه قضای جمهوری اسلامی ایران اینگونه احکامی را صادر می کند وپیه سیاسی بودن را بر پیشانی این قوه، که باید مستقل ومدافع حقوق شهروندی وتحقق عدایت باشد ، می مالد.

2- در جریان رسیدگی به این شکایت وپس از باز پرسی تنها یکبار احضاریه برای حضور در دادگاه به آدرس منزل بنده ارسال شد که بدلیل ضیق وقت وبرنامه ریزی قبلی برای سفری به خارج کشورامکان حضور در دادگاه مقدور نبود وپس از آن نیز هر گز احضاریه ای برای حضور در دادگاه در یافت نکردم وتنها از طریق مطبوعات وآنهم در روز تشکیل دادگاه مطلع می شدم که دادگاه رسیدگی به شکایت از بنده برگزار شده است ! بنابراین آنچه در متن حکم در این باره آمده نادرست می باشد .

3- آدرس منزل ومحل کارم در دو سال گذشته هیچ تغییری نکرده است و بنده بناچار در این محل ها قابل مشاهده وجلب بوده ومی باشم همانگونه که ابلاغ این حکم به بنده براحتی انجام شده است بنابراین تمسک به این استدلال نیز برای صدور حکم غیابی موجه نمی نماید .

در پایان دعا می کنم خداوند کار مارا با این دستگاه قضایی وعدالت جمهوری اسلامی ایران ختم به خیر گرداند.

در ذیل متن خبر منتشره دراین باره را به نقل از ایلنا می آورم. متاسفانه دسترسی به خبرنامه امیرکبیر نداشتم.

علی مزروعی : ذوالقدر ديگر صلاحيت نظامی بودن را ندارد
علی مزروعی، نماينده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی، گفت: موضعگيری شفاف آقای ذوالقدر و آمادگی برخی نظاميان برای حضور در انتخابات، اثبات مدعای ماست که برخی از نظاميان - که مسؤوليت تأثيرگذاری هم دارند - سياسی هستند.

مزروعی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری کار ايران، ايلنا، افزود: طی چند سال گذشته برخی بيانيهها واطلاعيههايی که از طرف نهادهای نظامی صادر شده است، محتوا و مضمون کاملا سياسی داشتهاند و نشان می دهد که آنها به طور کامل وارد مناقشات سياسی داخلی شدهاند.

وی با اشاره به سخنان سردار ذوالقدر در جمع طلاب و روحانيون بسيجی در مدرسه فيضيه قم مبنی بر اينکه «حزب مشارکت بايد حذف شود تا مسائل داخلی سامان بگيرد» و نيز« مشکل امروز ما حمله آمريکا نيست بلکه همين احزاب و گروههای مريض و بيمار در داخل کشور میباشند که بايد با حذف اين عناصر، مسائل داخلی کشور را سامان دهيم»، تصريح کرد: خوشبختانه فضای سياسی کشور به جايی رسيده است که نظاميان آشکارا و علنی مواضع خود را اعلام میکنند.

وی افزود: به نظر من کسی که لباس نظامی میپوشد بايد طبق قانون و طبق وصيت نامه حضرت امام(ره) عمل کند و وارد مناقشات سياسی نشود.

مزروعی تصريح کرد: اگر افرادی هم تصميم میگيرند که وارد عرصه سياسی شوند، بايد لباس نظامی را ببوسند و کنار بگذارند و مثل سياسيون همه تبعات آن را بپذيرند.

عضو فراکسيون مشارکت مجلس شورای اسلامی گفت: به نظرم آنچه آقای ذوالقدر در جمع طلاب گفتهاند خلاف بين و تخطی از قانون است و دخالت آشکار نظاميان را در عرصه سياست نشان می دهد.

وی افزود: مواضع گذشته ايشان هم همين بوده است %D



   نظرات

فاران :

جناب مزروعی
امیدوارم کم کم متوجه بشوید که نظام نه اصلاح پذیر است (در چارچوب قانون اساسی فعلی) نه تحمل اصلاحات را دارد.
البته امیدوارم همچون عباس عبدی بصورت عملی این نکته برایتان روشن نشود.

با آرزوی سلامتی و موفقیت

مزروعی : فرض را بر این می گذارم که ادعای شما درست است خوب چه نتیجه ای از آن حاصل می شود ؟ وچه راهبردی از آن برای عمل سیاسی در می آید؟ من تاکنون از انهاییکه اینگونه سخن می گویند جز بی عملی وانفعال سیاسی و یا ادعاهای گزاف وناشدنی ندیده ام بنابراین اجازه بدهید همچنان به راهبرد اصلاح
طلبی پایبند باشم والبته می دانم در شرایط ایران پایبندی به این راهبرد از دیگر
راهبردهای متصور سخت تر وپرهزینه تر است ،خیلی پرهزینه تر از آنچه عباس
عبدی کشید. بنده راهبرد اصلاح طلبی را همچون تراشیدن کوه با تیشه می دانم و
با این نگاه نظام اصلاح پذیر می شود اما روشن است که موفقیت این راهبرد در گرو نیروهایی اندیشمند،صبور،خستگی ناپذیر، از خود گذشته ،آینده نگرو...
دارد وکار به این آسانی ها که برخی تصور کرده ومی کنند واز همین ناحیه نیروهای اطلاح طلب را مورد نقد وحتی تحقیر قرار می دهند نیست ضمن اینکه
همین ها همانگونه که ابتدا آمد هیچ راهی را نشان نمی دهند ومهمتر اینکه با
بی عملی یا جبهه گیری علیه اصلاح طلبان کمک کار اقتدارگرایان می شوند و
خوشمزه اینکه در این شرایط وانفسا برخی فقط هنرشان نقد بی رحمانه اصلاح طلبان آنهم با ادعای دلسوزی می شود ولااقل برای پز وظاهر هم شده جرئت
ایراد همین انتقادها را به هیئت حاکمه واقتدارگرایان ندارند.

 

مهدی :

به نظر من در راس قرار گرفتن ناقدان نتوانسته مسئله ای را حل کند و بدتر ادامه ی فعالیت برای اصلاح طلبان را سخت می کند. ولی اگر اداره ی مملکت بر عهده ی احزاب باشد این مشکلات با کار حزبی پیش نمی آید و با پیگیری هدفمند و البته با برنامه ریزی مناسب مستقل از افراد پیش می رود.
امیدوارم اصلاح طلبان ارزش حزب را درک کنند تا یک دست شدن نظام مردم را از نظام نا امید نکند.

 

اوس پیمان :

هر چی شما مشارکتی ها چوب بخورید حقتونه . البته جنابعالی از سایرین شجاع تر بودید ... خلاصه کاری کردید بعد از چند سال حال من که خودم عضو مشارمت بودم از مشارکت و همه این اصلاح طلبها بهم خورد . ملت هم فهکذا ... به هر حال همه شماها از ترس زندان و برخورد بود که اقدام اساسی در برابر انحصار طلبی نکردید و به طرف اصلاحات اساسی و ساختاری نرفتید ولی خوبتون شد که همون کهمیترسیدید بر سرتون آمد . گنجی با افتخار به زندان رفت و شما با ترس ... البته باز هم میگم شما از سایرین برای من مورد احترام بیشتری هستید

 

عمو اروند :

نوشته‌ی شما در بلاگ نیوز بازمنتشر شد.

 

عمو اروند :

انتقاد کردن بهترین شیوه‌ی برای خودمطرح کردن است. به باور من تنها راهِ نجات ما ایستادن روی موضع خود، پرهیز از توهین به مقامات و ایراد انتقادات قانونی قانونی است. ما باید یادبگیریم که حق گرفتنی است و آن‌هم نه با توسل بزور بل با استدلالات منطقی و قانونی. برای شما و کلیه‌ی رونده‌گان راه آزادی موفقیت آرزو دارم.

 

:

در پاسخ به حاج آقا باید عرض کنم که جنابعالی از سفسته بازی نتیجه مطلوب خود را استنتاج فرمودید .
نتیجه اصلاح طلبی شما این است که در حال حاظر حزب موتلفه اسلامی «معتدل ترین بخش جناح حاكم» معرفی می‌شود. سابقه موتلفه حداقل برای هر کور کچلی معلومه و نیار به بازگوئی نیست .
انفعال و ناامیدی پس از سرکوب ۱۸ تیر ابتدا در جنبش دانشجویی و سپس در بخش‌های دیگر اجتماع رخ نمود و در انتخابات دومین دوره شورای شهر تهران، هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی و نهمین دوره ریاست ‌جمهوری اسلامی به بارزترین شکل خود را نشان داد. تازه این مربوط به دهه اخیر میباشد وگرنه نسلی که در دهه 60تا 70 راد لمس کرده ...میداند و بس
در طول این سالیان آنان که در مقاطع مختلف به عنوان چوب‌های زیر بغل رژیم به آن خدمت کرده‌‌اند هر از چند گاهی مخالفت خود را با سرنگونی رژیم اعلام داشته و به مردم در مورد خطرات دست زدن به چنین کاری هشدار داده و از بروز هرج و مرج، خشونت، خونریزی، انقلاب، جنگ، ناامنی و... اظهار نگرانی کرده‌‌اند.
آن‌ها سیاست خود را در لباس حمایت از مبارزات غیر خشونت آمیز، اصلاح‌طلبانه و صلح‌جویانه به خلایق قالب کرده‌اند.

سال‌ها پیش برتراند راسل مصلح بزرگ اجتماعی، فیلسوف صادق ضد خشونت و اصلاح طلب واقعی کسی که کارش بیشتر در حوزه‌ی معرفت شناسی بود در سخنرانی که تحت عنوان «اخلاق فردی و اجتماعی» داشت چنین گفت:

« من منکر وجود موقعیت‌هایی نیستم که قانون شکنی در آن‌ها به صورت تکلیف در میاید»

و یا

«تصور می‌کنم همچنین باید پذیرفت که در بعضی موارد، انقلاب توجیه پذیر است. در برخی از حالت‌ها، حکومتِ قانوناً مصدر کار، بقدری بد است که سرنگون کردن آن حتا به خطر هرج و مرج می‌ارزد. این خطر، کاملاُ واقعی است. شایان توجه این‌که موفق‌ترین انقلاب‌ها- یعنی انقلاب ۱۶۸۸ انگلستان و انقلاب ۱۷۷۶ آمریکا- به دست مردانی برپا شدند که وجودشان عمیقاً سرشار از احترام به قانون بود

وقتی‌ که برتراند راسل که با هیچ منطقی نمی‌توان او را «خشونت طلب» نامید در دهه‌ی نهم عمر خویش بانگ بر می‌دارد که سرنگون کردن یک حکومت بد «حتا به خطر هرج و مرج» می‌ارزد، منطق آنانی که تلاش می‌کنند هر طور شده رژیم را سرپا نگاه دارند از کجا آب می‌خورد و روی در کجا دارد؟

در نظر جنابعالی که مخالف انقلاب و سرنگونی رژیم میباشید، شرایط می‌بایستی به چه صورتی باشد که «انقلاب توجیه پذیر» مورد نظر برتراند راسل موجه گردد؟

امار که موجود میباشد که فقط چیزی حدود دوملیون معتاد داریم 600 هزار زن خیابانی فقط در تهران جیزی بالغ بر 8 میلیون بیکار و تازه به اینها فجایغ کشتارهای دسته جمعی سالهای 67 و دهه 60 هم اضافه کن مصداق این میشود که پدر کشتی و تخم کین کاشتی / پدر کشته را کی بود اشتی.

در جایی دیگر خشونت جمهوری اسلامی خشونتی است فکر شده، برنامه ریزی شده، مجهز شده، دارای بودجه و آموزش و سازماندهی. دولت جمهوری اسلامی در سال 1384 «روزانه» معادل 10 میلیارد و 300 میلیون تومان از ثروت های مردم فقر زده ی خود را به نیروهای سرکوبگر خود اختصاص داده است. و خشونت رژیم خشونتی است که در پشت سر خود متفکران جنایت پیشه ای چون مزروعی ها، و ... را داشته است و از 26 سال پیش تاکنون از دهها میلیاردها دلار بودجه برخوردار بوده است. در این رژیم امثال ...

نمونه های بارز اخیر - سرکوب سندیکای کارگران شرکت واحد - ضرب و شتم دراویش در قم و تخریب حسینه انها - ضرب و شتم تجمع زنان و ....
حاجی شاید خزعبلات جنابعالی جوانهای متولد 58 به بعد را کمی خام کند ولی انهایی که .....

اما در مورد ایراد و انتقاد که فرمودید جرئت ندارید

جاجی فرانس فانون در کتاب جامعه شناسی یک انقلاب در بخشی چنین میگوید :
یک تروریست به محض اینکه ماموریتی را پذیرفت به مزگ اجازه دخول به روح خویش می بخشد و از ان پس وعده گاه او مرگ است در صورتی که فدائی با حیات شخصی خویش و با حیات انقلاب قرار ملاقات دارد فدائی یک جانباز نیست گرچه وی به منظور استقلال وطن هرگز از برابر مرگ پا پس نمیکشد ولی در هیچ لحظه ای مرگ را انتخاب نمیکند . اگر تصمیم گرفته میشود که فلان شکنجه گر کشته شود از این جهت است که انان درراه ترقی انقلاب مانع به حساب میایند.

به قول جنابعالی به مامور معترض وقت خروج از حسینیه ارشاد ،در جواب فرمودید که نگران نباشید اتفاقی نمی افتد درمقابل ماموریادشده با حالتی تهاجمی گفت باید بروید ومطمئن باشید که " به عمر شما قد نمی دهد" ومن در جواب گفتم که در رژیم گذشته امثال شما همین را می گفتند ودیدید چه شد ؟
لذا باش تا صبح دولتت بدمد کین نتایج سحر است

مزروعی : برای اینکه می خواستم باشما تبادل نظر داشته باشم تا حد امکان پیام شمارا ،که برای عدم معرفی تان به توجیه عجیب وغریب ولا یتچسبکی متوسل
شده اید،سانسور وبهداشتی کردم تا قابل انتشار باشد. اما اگر شما با این گفتار و
روش می خواهید انقلاب کنید باید به خدا پناه برد! وقطعا وضعیت موجود بر نظامی که پس از انقلاب شما می خواهد بوجود بیاید برتری دارد. آخر چگونه
می شود آدم به خود اجازه دهد هر چه به ذهنش می رسد بدون ارائه هیچگونه دلیل وبرهانی به دیگران نسبت دهد؟ آخر شما که هیچ حقی برای مخالف نظرتان قائل نیستید وحتی بنده را به دلیل اعلام نظراتم مورد مواخذه ودرزمره جناینکاران قرارداده اید ونگرانید که خزعبلات بنده جوانهای متولد سال 58به بعد را کمی خام کند خوب اگر حکومت دست شما بیافتد با مخالفین چه خواهید
کرد؟ آیا فکر نمی کنید کمی هم برای مدعاهایتان باید استدلال ودلیل داشته باشید
و همینطور کیلویی نظر ندهید؟ بطور مثال ینده کدام جنایت را کرده ام؟ اعلام کنید تا مطلع شوم یا رقم 8 میلیون بیکار را از کدام مرجع در آورده اید؟ وهمینطور دیگر ارقام را؟ مطمئن هستم شما با این شیوه ونگاه حتی در آنچه
درست می دانید ناکام خواهید ماند واستناد به سخنان این وآن هم مشکلی را حل
نمی کند.


 

پيمان :

جناب مزروعي اصلا نگران نباشيد. ناجي منجي امروز (عاليجناب سرخپوش سابق) و حتي برادراي موتلفه به راحتي اين مشكل را حل خواهند كرد. شما هم كه الحمد ا... با همشون تازگي ها رفيق شدين.

مزروعی : ظاهرا شما در عالم خیال (دنیای مجازی) زندگی می کتید ودر این عالم همانکونه که می شود نام نداشت یا مستعار بکار برد به همین آسانی هم می شود ادعاهایی را مطرح کرد، اما اگر اینها بتوانند مشکل را حل کنند قطعا نگرانی بنده برطرف خواهد شد! در ضمن شما درتحلیل مسائل هم ظاهرا دچار خوش خیالی هستید وچه اشکالی دارد در همین حال بمانید چون پیشاپیش داوری
خود را کرده وراه را بر هرگونه توضیحی بسته اید.

 

دلارام اکار :

سلام:
متاسفم..خیلی ناراحت شدم
امیدورام هر چه زود تر
حل شود..
موفق باشید

 

Ardalaan :

haj agha,
This is the system that YOU invented and implemented.
You don't like it now, change the system.

Mazrooei : Can you tell me which system do you like and
which system is compelite?I think in any other system there
are some problem like this and it is our rispansibility to carrect it.I don,t want to chacge the system but i want to
carrect it by reform.

 

Ardalaan :

Haj agha,
If you still do not know which system works, I would feel comfortable to say that you are in Jahle-morrakab. Haj agha, it is not about the system that "I" like, it is about a system that respects the rights and wishes of her CITIZENS - NOT her OMMAT. The only political systems that have "problems like this" are the worst of dictatorships. I understand that you do not want to change the system for one obvious reason. In a different system people like you would not have the privileges that you have unjustly enjoyed for so long.


Mazrooei : I am sorry that you did,t answer my question
and help me to come out from jahle-morrakab.At the same
time I think you solve the problem very easily and with the
change of the system every thing will be o.k. in Iran and the
rights of citizens will respected. I understand what you
mean but I Don,t think that the issue is so easy as you think,maybe the difference between me and you is this, I have one experience of change the system and it does,t
solve the problem of Iranian citizens and I don,t want to
repeat it again but I want to correct it and make it better
to serve people, then I am a reformist not a revolutionary
person and in any way I am against any kind of dictatorship. In the end because of my pour English I request you to write in Persian that i understand what you
send to me.

 

به ظن شما عمواروند :

از دیو دد ملولم و انسانم آرزوست


خدمت حاج آقا از اینکه صداقدتان را به رخ کشیده واظهار نمودید که مطالب را برای قابل انتشار شدن سانسور وبهداشتی نموده اید به قول سعدی شوخ به دیده میکشید . اگرچه خدف بعضی اسامی در کلیت مطلب خلل ایجاد نکرد اما سانسور ان برای شما اجنتاب ناپذیر بوده است تا بنده را متهم به کیلوئی نظر دادن و نداشتن دلیل و هزارگونه ایراد بنی اسرائیلی دیگر ، بسی جای تعجب و شگفتی است اگر با دیگران صادق نیستید با خود صادق باشید . در بخشی ار نوشته ام ازعملکرد و جنایت سعید امامی و .... و اعوال و انصارش گفتم که جنابعالی به حذف آن پرداخته و در ادامه چنین آورده اید آیا فکر نمی کنید کمی هم برای مدعاهایتان باید استدلال ودلیل داشته باشید ؟ چه استدلال و مدرکی برای شما قابل قبول است ؟ بازماندگان قتلهای زنجیره ایی کافی نیست اعتراف دولت خاتمی کافی نیست . در مورد سایر موارد دیگر هم که شامل به اصطلاح سانسور وبهداشتی شدن شد به طریق اولی همینگونه میباشد . ...
در مورد امار هم به دو مورد اشاره میکنم و زحمت کم

1- «مرادعلى منصورى رضی عضو مجلس هفتم گفت بيكاران واقعى بيش از ۷ ميليون نفر هستند
نماینده آزادشهر و فندرسك آمارهاى بيان شده در مورد بيكارى را نادرست خواند و گفت: شمار واقعى بيكاران كشور بيش از هفت ميليون نفر است. خبرگزاري رسمي ايرنا 15 ارديبهشت 85

2- از سال 58 تا 68 در مجموع 18 ميليون متولد شدند كه اين جمعيت از سال 82 تا 92 وارد بازار كار مي شوند به عبارت ديگر از سال 82 تا 92 بايد 18 ميليون شغل در كشور ايجاد شود. امسال سومين سالي است كه موج انفجار جمعيت 68 – 58 به سن اشتغال مي رسد. طي 7 سال آينده ، همه 18 ميليون وارد بازار كار خواهند شد. در آخرين سال رياست جمهوري احمدي نژاد نيمي از جمعيت 18 ميليون يعني 9 ميليون جوان به سن اشتغال (24 سالگي) رسيده اند .
2- با توجه به اينكه روند ايجاد اشتغال در سه بخش صنعت، كشاورزي، شبكه توزيع و شركتهاي دولتي رو به كاهش است و با عنايت به اينكه لشكر 18 ميليوني جوانان در راه است اتخاذ سياست هاي ضداشتغال تمهيد تشديد بحران در دو ، سه سال آينده است و در چنين نقطه اي ، ادامه سياست هاي موجود غيرممكن مي شود.
3- وزارتخانه هاي دولتي در ايران با افزايش 21 درصدي بودجه در سال 84 و 53 درصدي در سال 85 در حال بلعيدن بخش خصوصي ايران هستند (همان بخشي كه مي تواند اشتغال زا باشد) اما اين سياست يعني بلعيدن بخش خصوصي تا كجا ادامه خواهد داشت ؟
( دکتر محمد حسين اديب اقتصاد ايران در سال 85 به تاریخ 10/01/85)

لازم به ذکر است که ایشان در دانشگاه اصفهان سخنرانی در زمینه تجارت جهانی با عنوان فرصتها و تهدیدها در سال اول ریاست جمهوری خاتمی انجام داد و لشکر 8 میلیونی بیکار در راه را گوشزد نمود .

در انتها و حرف آخر اینکه به هیچ وجه با حمله کشور ثالث برای ایجاد آزادی و دمکراسی و تشکیل حکومتی دمکرات موافق نیستم بخصوص ان هم امپریالیسم باشد و تغییر و سرنگونی و محاکمه عاملین وعامرین جنایتکار رژیم بدست مردم باید صورت گیرد . اگرچه رژیم با جنگ افروزی بیشتر موافق است ودر هر لحظه که شرایط را بحرانی ببیند جناهای حاکم به مانند دو تیغه قیچی برای نابود کردن وقطع ریشه با هم متحد میگردند ولیکن در نهایت درگیری بین جناح های حکومت رو خواهد داد. و این روندیست اجتناب ناپدیر.

پیروز و سر بلند باشید که امید است شما هم از درد دیگران به در ائیید و بر انچه که میگویید راسخ باشید .

چو عضوی را بدرد آورد روزگار دیگر عضوها را نشاید قرار

مزروعی : جناب عمو اروند عزیز! این بار نیز ناچار شدم بخش زیادی از نظرشمارا سانسور کنم تاقابل انتشار در سایت بنده باشد ضمن اینکه نمی دانم درطرح این مطالب روی سخن شما با کیست؟ اگر روی سخن شما با بنده است خواهشمند است روشن فرمائید تا کجا وتا چه میزان من باید پاسخگو باشم؟ وآیا درباره هرآنچه در سالهای گذشته درانقلاب وجمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاده است ینده باید جوابگو باشم ؟ آخر بنده چکاره بوده ام که باید به این مطالبی که شما انشاء کرده اید نفیا یا اثباتا پاسخگو باشم ونظربدهم؟ البته بحث بنده با شما از آنجا شروع شد که شما بنده رادرردیف اسامی ای قرار دادید که بزعم شما همه جنایتکارند ومن از شما خواستم که دلایل جنایتکاری بنده را رو نمائید حال دو باره به همه مسائل پرداخته اید (از پرونده قتلهای زنجیره ای تا...) که ارتباطی با جنایتکاری بنده ندارد وبنابراین به سئوال من جواب نداده اید وتا زمانی که شما نتوانید به ارائه دلایل برای اثبات جنایتکاری بنده بپردازید فکر نمی کنم بشود بربقیه نظرات شما تکیه کرد وفقط می توان صقت کلی گویی وکیلویی نظردادن به آن داد. خیالتان را راحت کنم که هم بنده همواره بر این بوده است که هم با خودم وهم با دیگران صادق باشم واز نظر بنده هر قانون شکنی وجنایتی در گذشته وحال محکوم ومطرود است وافراد دست اندر کار باید پاسخگو باشند وبنده در حد یک شهروندفقط می توانم به اینها اعتراض کنم واز طرق ممکن در اصلاح امور بکوشم (وبه همین دلیل اصلاح طلبم) واز این نظر فرقی با شمای مدعی ندارم جز این انشاء نوشتن!
اما در مورد آمار وارقام، اینجا دیگر بحث را باید در چارچوب کارشناسی و علمی مطرح کرد وخیلی نمی شئد آسمون وریسمون را بهم دوخت. شما در اینجا نیز بجای پاسخ با تکیه بر مراجع معتبر ورسمی داخلی وخارجی به حرف وادعای این وآن استناد کرده اید که در یک بحث کارشناسی اعتباری بر آنها مترتب نیست. متاسفانه غالب ما ایرانیان در غیر دقیق واغراق گویی خبره ایم وازاین نظر فرقی بین نماینده واستاد دانشگاه وعامه مردم وجود ندارد ،بنابراین
استنادات شما کفایت از موضوع نمی کند ومن همچنان انتظار دادم شما باتکیه بر مراجع معتبر علمی وآماری به ارائه دلیل درباره مدعاهایتان بپردارید وچون همه اینها ورزش فکری است لااقل باقائده ومفید بکنیم.

 

مهجاد :

امیدوارم برایتان مشکلی پیش نیاید و قضیه ختم به خیر شود.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007