« هفت پاسخ به نظرات مطلب «به عمر شما قد نمي‌دهد» | صفحه اول | نقد و داوری منصفانه »

11 اردیبهشت 85

قيمت واقعي نفت

اين روزها قيمت نفت به بالاترين حد خود از تاريخ كشف و مبادلهء اين كالاي حياتي در اقتصاد جهاني رسيده است. هر چند برخي افراد بر اين نظرند كه هنوز قيمت جاري نفت با «قيمت واقعي نفت» فاصله دارد و از اين‌رو خواهان افزايش بيشتر اين كالاي مؤثر در ادارهء اقتصاد صنعتي دنيا هستند اما سؤالي كه همچنان مي‌تواند مطرح و مورد مداقه و تامل باشد، اين است كه «قيمت واقعي نفت» چقدر است؟ و بر چه پايه و مبنايي مي‌توان اين قيمت را محاسبه و اعلام كرد؟ و آيا ادامهء روند افزايش قيمت مي‌تواند به نفع كشورهاي صادركنندهء اين كالا باشد؟

آن‌چه در ادامه مي‌آيد پاسخي كوتاه و نارسا به اين سؤالات است:

1- از زمان كشف و مبادلهء نفت تاكنون قيمت اين كالا هر چند متاثر از عرضه و تقاضا در بازار جهاني بوده است اما در مقاطعي تحولات سياسي و وضعيت جهاني به شدت بر تعيين قيمت نفت تاثير گذاشته و افزايش بالاي قيمت را موجب گشته است. مقاطعي همچون جنگ اعراب و اسراييل، پيروزي انقلاب اسلامي، اشغال كويت و جنگ پس از آن و سرنگوني رژيم بعث در عراق، در اين باره قابل ذكر است و روند افزايش قيمت نفت در سه سال اخير ناشي از ادامهء وضعيت بي‌ثباتي در عراق و اوج‌گيري بحث‌ها پيرامون پروندهء هسته‌اي ايران است كه هرگونه اتفاق و تحولي در اين باره تاثير مستقيم بر ميزان توليد و صادرات نفت از منطقهء خليج‌فارس به دنيا دارد. به عبارت خلاصه، نفت يك كالاي اقتصادي سياسي است و قيمت جاري آن در تقاطع بازار و سياست تعيين مي‌شود و از اين‌رو تعيين «قيمت واقعي نفت» براي اين كالا قابل محاسبه نيست.

2- نكتهء ديگري كه در رابطه با قيمت نفت قابل توجه است (اگر آن را به عنوان يك كالاي صرفائ اقتصادي در نظر بگيريم) اين است كه قيمت اين كالا ارتباط مستقيم با ميزان عرضه و تقاضاي آن در بازار و در واقع چرخهء اقتصادي شكل گرفته در اين صنعت دارد. اگر منحني روند قيمت نفت را در پنج دههء اخير ترسيم كنيم، به نوعي منحني سينوسي دست مي‌يابيم و اين حكايت از نوعي رابطه بين سرمايه‌گذاري در اين صنعت و عرضهء آن مي‌كند. وقتي قيمت نفت پايين است جاذبهء سرمايه‌گذاري در اين صنعت به حداقل مي‌رسد و پيامد آن كاهش عرضهء نفت و افزايش قيمت است، وقتي قيمت نفت افزايش مي‌يابد پيامد آن افزايش جاذبه براي سرمايه‌گذاري در اين صنعت و به دنبال آن‌افزايش عرضه است كه خود موجب كاهش قيمت نفت مي‌شود. در اين چرخه جريان توليد و مصرف نفت در جهان صنعتي شكل گرفته است و اكنون دوراني است كه سرمايه‌گذاري در صنعت نفت جاذبه داشته و رو به افزايش است و يقينائ در آينده كه اين سرمايه‌گذاري‌ها به نتيجه رسد بار ديگر با افزايش عرضهء نفت و كاهش قيمت آن مواجه خواهيم شد.از اين منظر نيز نمي‌توان «قيمت واقعي نفت» را محاسبه و اعلام كرد.

3- ايران يك اقتصاد نفتي دارد و وضعيت اقتصادي ايران در پنج دههء اخير به شدت متاثر از تحولات بازار نفت و قيمت آن بوده است. متاسفانه در دوران افزايشي قيمت نفت و درآمد دولت از اين ناحيه به همان ميزان نيز بر هزينه‌هاي عمومي دولت افزوده شده و به فكر دوران پس از آن نبوده‌اند و اين تجربهء تلخ در حال تكرار است و به نظر مي‌رسد كه دولتمردان با استقبال از اين وضعيت و اميدواري به افزايش قيمت نفت نگران آينده نيستند، در حالي كه عقل و تدبير و تجربه حكم مي‌كند كه به جاي مانور پيرامون «قيمت واقعي نفت» در استفاده از درآمد حاصله نهايت احتياط به كار گرفته شود و ياد زمستان كاهش قيمت و زماني كه درآمد نفت به حد 10 ميليارد دلار در سال برسد، باشيم.



   نظرات

داوود حشمتی :

جناب آقای مزورعی در مطلب دیگری که برایتان میل کردم هم گفتم آیا فقط در آمد دولت ایران از منابع نفت است در آمد حاصل از منابع طبیعی گاز که شاید بعد از نفت دومین درآمدمان باشد چطور سالیانه چه میزان از این طریق درآمد حاصل می شود و چه سهمی از آن در اختیار مردم قرار می گیرد

مزروعی : عمده استفاده از استخراج منابع گاز در داخل کشور صورت می گیرد و درآمد حاصل از صادرات گاز حداکثر سالی 2 تا 3 میليارد دلار می باشد که به عنوان درآمد شرکت ملی گاز صرف سرمایه گذاری در منابع گاز و توسعه شبکه در داخل کشور می شود تا مناطق بیشتری بتوانند از گاز استفاده کنند. متاسفانه باید گفت علي رغم برخورداری ایران از منابع غنی گاز بدلیل فقدان سرمایه گذاری لازم در این منابع ما نتوانسته ایم از این منابع برای کسب درآمد و پیشبرد توسعه ملی استفاده نماییم که خود بحث جدائی را می طلبد و قطعا یکی از راهها و ابزارهای توسعه اقتصادی ایران به توجه و چگونگی استفاده از منابع گاز در آینده مرتبط می باشد.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007