« بازسازی سرمایه اجتماعی | صفحه اول | اثر تحریم ها بر صنایع نفت و گاز ایران »

4 مرداد 92

جرس؛ راهی بسوی آزادی

به این گفتگویی که ۱۰۷ سال پیش بین ناظم الاسلام کرمانی نویسنده " تاریخ بیداری ایرانیان " و آیت الله سید محمد طباطبایی از عالمان دینی نواندیش و روشن ضمیر انجام گرفته، توجه کنید : " عرض کردم عزل این صدراعظم را نیز از پادشاه درخواست کنید. فرمود بالفرض این وزیر هم معزول شود دیگر کدام شخص عالم عاقل کامل بصیر را دارند که شایسته مسند صدارت باشد و بتواند خرابیهای چندین ساله این مملکت را آباد و نواقص را اصلاح نماید؟ عرض کردم پس علاج از چه راه است؟ فرمود باید سعی کرد افراد ملت عالم شوند، چه پس از آنکه عموم ملت عالم شوند آنوقت حقوق ملی خود را می دانند، حقوق دولت را بر خود و ملت و حقوق ملت را بر خود و دولت که آگاه شدند دیگر هرگز زیر بار ظلم و جور و استبداد نخواهند رفت، آنوقت کارها راجع به صاحبان کفایت و درایت خواهد شد. پس بر شما باد به اصلاح معارف و تاسیس و تکثیر مکاتب و احداث مدارس ابتدائیه و علمیه و صناعیه و غیره. عرض کردم اگر صلاح بدانید مدرسه ای برای دخترها و دوشیزگان مفتوح نمائیم و در تربیت بنات و دوشیزگان وطن بکوشیم و به آنها لباس علم و هنر بپوشیم چه تا دخترها عالم نشوند پسرها بخوبی تربیت نخواهند شد. " (ص ۱۶۰)

در ادامه این گفتگو آیت الله می گوید :" تا دولت ایران مشروطه و دارای قانون اساسی نگردد و این استبداد برداشته نشود هرگز متوقع اصلاح و منتظر انتظام نباید بود وانگهی اگر با این وضع حالیه بماند چندی نمی گذرد که مملکت اسلامی از دست خواهد رفت و ما بدست خارجه خواهیم افتاد، باید تا زودتر است اقدامی کرد که این مشت مسلمان پایمال خارجه نگردد.
نگارنده عرض کرد کی و چه وقت دولت مشروطه خواهد شد؟ فرمود که افراد ملت عالم و از خواب گران غفلت بیدار و معنی ملیت و قومیت را بدانند و بر نفع و ضرر ملکی که ما به الاشتراک عمومی اهالی مملکت است واقف شوند و یا عده عالم بر جاهل غلبه نماید و یا لااقل عالم و جاهل در عدد مساوی باشند و اقلا بدانند اینقدر نباید متحمل بار ظلم شد و بدانند رفع ظلم بدست خودشان است کاویانی صفت ریشه ماردوشانرا از ایران برکنند. نگارنده عرض کرد هشت سال است که ظاهرا در این امر مقدس اقدام فرموده چنانکه مدرسه اسلام را خودتان مفتوح نمودید و سایر مکاتب و مدارس را اجازه و تشویق در افتتاح و از جراید و معارف ترویج گردید کما اینکه مکرر وا داشتید در قهوه خانه ها و معابر و منابر برای عوام الناس روزنامه بخوانند و آنها را بیدار و اگاه سازند و چقدر اوقات شریف خودتان را صرف امتحانات شاگردان مدارس فرمودید چه نتیجه داد و چه فائده بخشید؟ فرمود این اقدامات و مقدمات در موقع نتایج خود را ظاهر خواهد داشت عجالتاً باید در انعقاد مجالس و انجمن ها اقدام کنید و در خفیه و آشکار با اشخاص عالم و متدین بنشینید و در امر وطن عزیز و اصلاح خرابیها سخن رانید و شاگردان مدارس و طلاب علوم بلکه عموم وطن دوستانرا به این خرابی و نواقص خرابیها آگاه و هوشیار سازید و خون غیرت و حمیت ملی را بجوش آرید و به مردم بفهمانید که وقت بسیار تنگ و مملکت در حالت شدت مرض بل مریض محتضری است و با هم متحد و متّفق شوید و برادرانه و غیرتمندانه در مقام مجاهده و خدمت به اسلام و وطن برآئید..." (ص۱۶۱)
اگر آیت الله سید محمد طباطبایی در جامعه امروز ما زیست می کرد، با توجه به همه تغییرات و تحولاتی که کشور ما از زمان این گفتگو پشت سر نهاده است، آیا هدف خود را در عالم شدن ملت و مشروطه و قانون اساسی و رفع استبداد در ایران تحقق یافته می دید؟ و اگر نمی دید چه راهی را برای دستیابی به اینها پیشنهاد می کرد؟
بنظرم اگر عالمی نواندیش و روشن ضمیر همچون او در جامعه امروز ما زیست می کرد، برغم همه تحولات انجام شده، همان راه عالم شدن ملت را پیشنهاد می کرد. هرچند وضعیت شاخص های امروز جامعه ما به لحاظ سواد و دانش و شهرنشینی و ارتباطات و...قابل مقایسه با یک قرن پیش نیست و کشور ما به لحاظ سخت افزاری چهره ای کاملا دگرگونه در مقایسه با آن روزگار یافته است بگونه ای که اگر مردمان آندوران در این زمان دوباره زنده شوند هرگز برایشان این وضعیت فعلی قابل تصور و باور نیست اما صد افسوس که شیوه رفتاری استبدادی همچنان شیوه غالب در جامعه ماست و متاسفانه در سالهای اخیر در قالب حکومت دینی توجیه تاره ای هم یافته است! و البته نباید فراموش شود دیگر کشورهای عالم نیز در این یک قرن چه تحولاتی را پیموده و امروز در چه جایگاهی قرار گرفته اند؟ و ایران در چه جایگاهی؟
عالم شدن ملت آنچنان که آیت الله طباطبایی در بیش از یک قرن پیش توصیف و پیشنهاد کرد تنها راه نجات ایران از هرگونه استبداد و عقب ماندگی است، همچنانکه میرحسین موسوی پس از شکل گیری جنبش سبز بدرستی اعلام کرد : " آگاهی چشم اسفندیار استبداد است "، و همه باورمندان به جنبش سبز را دعوت به آگاهی بخشی در درون جامعه و درمیان آحاد ملت کرد. روشن است تا زمانی که تعداد عالمان جامعه ما اکثریت غالب را نیابند و به حقوق خویش واقف نشوند و بر سر استیفای آن نایستند ظلم و جور و استبداد از جامعه ما رخت بر نخواهد بست، و جامعه ما طعم عدالت و آزادی را نخواهد چشید. از اینروست که جریان آگاهی بخشی همچنان برای جامعه ما موضوعیت دارد و همه آنانی که می توانند به بیداری ایرانیان کمک کنند باید در این جریان مشارکت فعال نمایند.
« جرس » نوزاد جنبش سبز است که به این جریان آگاهی بخشی تاریخ معاصر ایران پیوسته و اکنون چهار سالگی خود را پشت سر گذاشته و وارد پنجمین سال فعالیتش می شود. عملکرد جرس به عنوان یک رسانه الکترونیکی و فراز و فرودهایی که پشت سر نهاده است در جای خود باید مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد اما بنظرم « جرس » برغم امکانات مالی محدود در سایه استقلالی که داشته است توانسته خود را به عنوان رسانه جنبش سبز تثبیت نماید، و از این منظر من این توصیف را برای آن مناسب می دانم : « جرس؛ راهی بسوی آزادی » است، و امیدوارم در ادامه اینراه پایبند و استوار به پیش رود.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007