« رهایی از دور باطل | صفحه اول | بازسازی سرمایه اجتماعی »

27 تیر 92

دولت احمدی نژاد چه تحویل گرفت؟ چه تحویل می دهد؟

تا یکماه دیگر عمر هشت ساله دولت احمدی نژاد به پایان می رسد، و باید سکان قوه مجریه را بدست رئیس جمهور منتخب دکتر حسن روحانی بسپارد. سئوالی که اینروزها بسیار مطرح می باشد اینکه احمدی نژاد در هشت سال پیش کشور را با چه وضعیت و شرایطی دراختیار گرفت؟ و حال که در حال ترک ریاست قوه مجریه هست کشور را با چه وضعیت و شرایطی تحویل می دهد؟

پاسخ به این سئوال گزارش مبسوطی را می طلبد که از عهده این مقال خارج است، و بنظرم یک تیم پژوهشی از طرف رئیس جمهور منتخب، با تخصص هایی در همه زمینه های مرتبط با کار دولت، باید عهده دار تهیه یک چنین گزارشی شود، چرا که هم کارنامه هشت ساله دولت احمدی نژاد باید به درستی بررسی و ارزیابی شود، و هم باید مبنا و پایه ای برای ارزیابی عملکرد دولت روحانی فراهم آید. البته روشن است که ارائه تصویری کامل و همه جانبه از وضعیت و شرایطی که احمدی نژاد در هشت سال پیش دولت را از خاتمی تحویل گرفت، بدلیل گذر زمان و عدم امکان تعریف و بازسازی همه وضعیت و شرایط در قالب شاخص های کمّی برای سنجش و مقایسه، ممکن نیست. اما بطور اشاره می توان گفت که احمدی نژاد در بهترین شرایط داخلی و خارجی نسبت به همه دولتهای پس از انقلاب دولت را تحویل گرفت. به لحاظ داخلی قطار توسعه کشور پس از اجرای سه برنامه ۵ساله روی ریل افتاده بود، و به لحاظ خارجی نیز روابط ایران با کشورهای جهان و به ویژه کشورهای همسایه در سایه سیاست تنش زدایی دولت خاتمی بهبود یافته و در حال گسترش بود، ضمن اینکه بدلیل سرنگونی طالبان در افغانستان و رژیم بعثی صدام حسین در عراق و روی کارآمدن دولتهای دوست دراین دو کشور، ایران بهترین جایگاه را به لحاظ قدرت منطقه پیدا کرده بود. اگر به این وضعیت و شرایط شکل گیری یکدستی حاکمیت را اضافه کنیم و اینکه دولت احمدی نژاد از حمایت و پشتیانی همه قوا و نهادهای حاکم برخوردار بود ( برعکس دولت خاتمی که در مقطعی فقط از همراهی مجلس ششم برخوردار بود)، و از قضای روزگار قیمت هربشکه نفت نیز در دولت وی رو به افزایش گذاشت و درآمدی افسانه ای را نصیب دولتش ساخت، آنگاه در خواهیم یافت که احمدی نژاد در چه وضعیت و شرایطی مساعدی دولت را تحویل گرفت؟ و چه فرصت مغتنم و کم نظیری را برای رشد و توسعه کشور در همه ابعاد و جوانب در اختیار داشت؟ و حال که دارد می رود چه کارنامه ای از خود باقی گذاشته و چه تحویل می دهد؟ خوشمزه اینکه اینروزها هم اینان با نوعی فرافکنی و برای گریز از مسئولیت پاسخگویی و مرهم شکست انتخاباتی دست به تعریف و تمجید از احمدی نژاد و برایش مجالس تقدیر و تجلیل برپا می دارند، و هیچ بروی خود نمی آورند که چرا اکثریت مردم به روحانی برای تغییر این وضعیت رای دادند، و برای رفتن دولتی که شاخص فلاکت به رقم بالای ۴۴رسانده است روزشماری می کنند.

تنها موضوعی که اجمالا می شود با تکیه به گزارش های رسمی منتشره توسط بانک مرکزی و مرکز آمار ایران به بررسی و ارزیابی کارنامه دولت احمدی نژاد پرداخت عملکرد اقتصادی این دولت است، و چون کمّی و قابل سنجش و مقایسه است دیگر محل مناقشه و ایراد چندانی نمی تواند باشد. در ادامه تلاش کرده ام در قالب جدولی با ارائه تصویری از شاخص هایی که در عرصه کلان و خرد می تواند نشانده این باشد که احمدی نژاد سکان قوه مجریه را در سال ۱۳۸۴ در چه وضعیت و شرایطی تحویل گرفت، و حالا در چه وضعیت و شرایطی می خواهد تحویل دهد، فراهم آورم.

با رجوع به آمار این جدول معلوم می شود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ در حالی مسئولیت قوه مجریه را به عهده گرفت که نرخ رشد اقتصادی کشور بالغ بر ۶٫۹ درصد بوده، و با اینکه در دوره هشت ساله دولتش کشور از درآمد افسانه ای نزدیک به ۶۲۰میلیارد دلار صادرات نفتی و ۱۴۵میلیارد دلار صادرات غیرنفتی ( جمعا ۷۶۵میلیارد دلار ) برخوردار، و نزدیک به ۴۹۸ میلیارد دلار واردات داشته است، اما این نرخ بدلیل سوء مدیریت دولت در استفاده از این منابع کمیاب با روندی کاهشی طی این دوره مواجه بوده و حال که احمدی نژاد دارد دولت را تحویل می دهد این نرخ به منفی حدود ۲درصد تنزل یافته است. در مورد نرخ رشد سرمایه گذاری نیز وضعیت مشابهی رخداده و این نرخ از ۸٫۷ درصد در سال ۱۳۸۴ برآورد می شود در سال جاری منفی شود. و البته این در شرایطی اتفاق افتاده است که میزان نقدینگی کشور از ۶۸۵۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۴ به ۴۶۰۷۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۱ افزایش یافته و طی۷ سال ۶٫۷برابر شده است، که هیچ تناسبی با نرخ رشد اقتصادی کشور ندارد، و از اینرو موجبات افزایش نرخ تورم را از ۱۰٫۴ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۳۰٫۸ درصد در سال ۱۳۹۱، و همچنین کاهش ارزش پول ملی در برابری با ارزهای های خارجی را تا کمتراز یک سوم فراهم آورده است. در سایه چنین رخدادی ملاحظه می شود که از قدرت خرید غالب شهروندان به ویژه کارمندان و کارگران دراین هشت سال کاسته شده است. در مورد افزایش بیش از ده برابری رقم معوقات بانکی و بیش از بیست برابری بدهی دولت به بخش خصوصی و تامین اجتماعی و...نیز بخوبی بیانگر وضعیت اسف باری است که به عنوان باری سنگین بر روی دوش دولت روحانی می افتد بدون آنکه بخواهم وارد بحث بودجه عمومی دولت و رقم کسری قابل توجه پوشیده درآن بشویم یا به ادامه اجرای قانون هدفمند کردن یارانه که بارمالی سنگینی را برای دولت روحانی بدون محل تامین درآمد دارد بشوم، و البته بخشی از این وضعیت وخیم اقتصادی و مالی ناشی از اثرات خسارتبار سیاست خارجی ماجراجویانه احمدی نژاد و تحریم های اقتصادی و سیاسی ناشی از جریان پرونده هسته ای است که نیاز به کالبدشکافی جداگانه دارد. مجموعه این شرایط کاهش ارزش پول ملی را به کمتر از یک سوم رسانده و قدرت خرید قاطبه شهروندان کاهش داده است.

خوانندگان خود می توانند اعداد و ارقام بقیه جدول را دنبال نمایند اما دریک جمع بندی و بطور خلاصه می توان گفت که احمدی نژاد ایرانزمین در حال آباد شدنی را از خاتمی تحویل گرفت اما حالا زمینی سوخته را دارد تحویل روحانی می دهد، و البته نباید فراموش کرد که تنها دولت احمدی نژاد دراین باره مسئولیت ندارد بلکه همه افراد و قوا و نهادهایی که دراین سالها از او حمایت و پشتیبانی کرده اند، و به ویژه با تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸بار دیگر اورا بر ریاست قوه مجریه نشاندند، و دراین چهار سال اخیر چه ها که نکردند، در رقم زدن این وضعیت و کارنامه شریکند و مسئولیت دارند، و روزی باید در پیشگاه خدا و مردم پاسخگو باشند.
aks1.png
aks2.png




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007