« نه خوشبین هستم نه بدبین | صفحه اول | اقتصاد ایران و دولت روحانی »

9 تیر 92

درباره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

از طریق یکی از همکاران روزنامه نگار متوجه شدم که پس از طرح سئوال دو همکار روزنامه نگارم در کنفرانس خبری رئیس جمهور منتخب از ایشان در باره بازگشایی « انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران » آقای انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت در این جریده مطلبی نوشته و طبق معمول گذشته اتهاماتی را متوجه انجمن و اینجانب ساخته است، و من برای دفاع از همکاران روزنامه نگارم ناچار از پاسخگویی به نوشته ایشان شدم و امیدوارم اگر ذره ای انصاف درایشان باقی مانده است اجازه انتشار این پاسخ را در روزنامه شان بدهند، و یا لااقل امکان انتشار این پاسخ در یکی از مطبوعه های داخلی باشد.

آقای انبارلویی نوشته اند :"انجمن صنفی روزنامه‌نگاران یک انجمن سیاسی بود و کاری به مشکلات صنفی روزنامه‌نگاران نداشت. " پاسخ اینکه این اتهام تازه ای نیست که ایشان متوجه انجمن کرده اند بدون آنکه مستند و مدرکی در این باره ارائه نمایند! از زمان تاسیس انجمن تا زمانی که درب دفتر انجمن بدون ارائه هرگونه حکم قانونی از سوی ماموران دادستانی زیر نظر قاضی مرتضوی پلمب شد، همواره انجمن با این اتهام از سوی همفکران فکری و سیاسی آقای انبارلویی بدون ارائه هیچگونه شاهد و مستندی مواجه بوده است، با همه این احوال روند عضویت روزنامه نگاران در انجمن در گذر زمان رو به افزایش بوده و تا قبل از پلمب این تعداد بالغ بر ۴۰۰۰ نفر شده بود ( بطور متوسط افزوده شدن هر روز یک عضو )، و اکثریت روزنامه نگارانی که در روزنامه های رسالت و کیهان و ...مشغول بکار بودند نیز عضو انجمن شده بودند. بنظرم این بهترین دلیل و شاهد براین بود که وجدان عمومی روزنامه نگاران کشورمان، حتی در روزنامه هایی که مسئولانش انجمن را به سیاسی کاری متهم می کردند، هیچگاه این اتهام را نپذیرفتند و با عضویت درانجمن عملاً این اتهام را رد می کردند. حضور بیش از یک سوم روزنامه نگاران در آخرین کنگره انجمن طبق اساسنامه در سال ۸۷ برای انتخاب هیات مدیره و بازرسان خود بهترین شاهد براین مدعاست، و طبعا این اعضای انجمن هستند که می توانند در باره اینکه این نهاد " به مشکلات صنفی روزنامه نگاران " کار داشت یا نداشت داوری و قضاوت کنند.

برای فردی چون آقای انبارلویی که ادعا کرده عضو انجمن بوده خیلی عجیب است که نوشته انجمن :" کاری به مشکلات صنفی روزنامه‌نگاران نداشت. " ! یادآور می شوم که بولتن خبری انجمن که ماهانه منتشر و برای اعضا ارسال می شد، شرح خدمات صنفی را که انجمن به اعضا می داد، و همچنین هرساله گزارش خدمات صنفی و مالی انجمن در کنگره عرضه می شد، و همه اعضا درجریان فعالیتهای صنفی انجمن قرار می گرفتند، و این حق اعضا و از جمله ایشان بوده است که نسبت به این عملکرد سئوال و اعلام نظرکنند و در انتخابات ادواری سه ساله هیات مدیره و سالانه بازرسان انجمن اعمال نظر و رای نمایند. مشروح خدمات صنفی که انجمن طی ۱۲ سال فعالیت خود انجام داده است در حوصله این پاسخ نیست و امیدوارم دوستان همکار من که دسترسی به بولتن های خبری انجمن دارند با استناد به آنها بتوانند دراین باره پاسخگوی این اتهام آقای انبارلویی باشند.

آقای انبارلویی در ادامه اتهام زنی آورده اند :"رئیس انجمن صنفی و پسرش به‌همراه جمعی از روزنامه‌نگاران در جریان فتنه ۸۸ به انگلیس، آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی پناهنده شدند و در انجمن را قفل کردند و کلید آن را هم با خود بردند." فکر کنم ایشان در نوشتن این فقره اتهام بطور کامل تجاهل العارف کرده اند چون می دانم که ایشان برای هرموضوعی فایلی دارند با اطلاعات کامل اما در این موضوع ترجیح داده اند بدون رجوع به فایل اطلاعاتی شان اینگونه بنویسند و اتهام بزنند. به جناب ایشان یادآور می شود که درب دفتر انجمن صنفی در آخر مرداد ماه سال ۸۸ و در گیرودار وقایع پس از انتخابات، شبانه و بدون ارائه حکمی به مسئولان انجمن پلمب شد، و برغم پیگیری های بعدی مسئولان انجمن از دادستانی تهران و مقامات قوه قضائیه هیچکسی در این نهاد حاضر به پاسخگویی دراین باره که پلمب دفتر انجمن مستند به چه ماده و حکم قانونی بوده است، نبود و تا امروز هم هیچکس پاسخگو نبوده است. خروج من از ایران بطور قانونی و در اوایل خرداد ۸۹ و ده ماه پس از پلمب دفتر انجمن بوده است بنابراین قفلی که ماموران دادستانی بر دفتر انجمن زده است کلیدش دست من نبود تا با خود ببرم و این همان تجاهل العارف شماست! اتهام و دروغ دیگر شما درهمین فقره این است که نوشته اید من پناهنده شده ام در حالیکه من پناهنده نشده ام و اینرا سفارت جمهوری اسلامی ایران در بروکسل، که سال گذشته برای تعویض پاسپورتم بدان مراجعه کردم، بخوبی می داند و می تواند شهادت دهد. در مورد بقیه روزنامه نگاران هم خودشان می توانند پاسخگو باشند.

در مورد پسرم هم حتما بیاد می آورید که در سال ۸۳، وی و بیش از ۲۰ روزنامه نگار ذیل پرونده کیهان ساخته " وبلاگنویسان " توسط تیم قاضی مرتضوی بازداشت و زندانی شدند، وقتی حنیف آزاد شد من ایشان را به دفتر شما در روزنامه رسالت آوردم و درحضور شما و آقای مرتضی نبوی، وی بشرح وقایعی پرداخت که در سلول های انفرادی یک زندان مخفی و غیرقانونی بر وی و دیگر بازداشت شدگان رفته بود، و عکس العمل شما در برابر این توضیحات همینگونه بود که در این مطلب راجع به روزنامه نگاران نوشته اید که این روزنامه نگاران نفوذی دشمن اند و چه چه، گویا جناب انبارلویی در آنزمان و این زمان عینکی خاص بچشم دارد که عالم و آدم را بگونه ای دیگر می بینند، و فرقی نمی کند که روزنامه نگاران مورد اتهام ایشان داخل باشند یا خارج! جالب اینکه برغم این برخورد ایشان در آن ملاقات، پس از آنکه این بازداشت شدگان به هیات نظارت بر اجرای قانون اساسی در نهاد ریاست جمهوری دوره خاتمی و از طریق آنجا به حضور آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه رسیدند و آنچه بر سرشان آمده بود گزارش کردند، رئیس قوه قضائیه دستور رسیدگی به وضعیت ایشانرا را توسط یک هیات داد و این هیات پس از بررسی موضوع و روندی که طی شده بود در اعلامیه ای اعلام کرد که این افراد بازداشتی نه تنها هیچ تقصیری نداشته اند بلکه قصور هم نداشته اند و قرار منع تعقیب برای آنها صادر شد البته بدون آنکه اعاده حیثیتی از آنها بنماید! حال جناب انبارلویی انتظار دارد که پسر من چه نظری نسبت به ظلمی که بر وی روا شده بود داشته باشد؟ و نمی دانم اگر بلای مشابهی سر فرزند ایشان بیاید چه حالی خواهد داشت؟ با این سابقه وقتی وی مطلع شد که صبح زود روز ۲۵ خرداد تعداد زیادی مامور لباس شخصی، که خود را متعلق به پلیس امنیت معرفی کردند، بخانه من برای بازداشت پسرم ریختند و خانه را زیر و رو کردند، چه باید می کرد؟ لابد از نظر شما باید مثل دفعه قبل وی را به دفترپلیس امنیت می بردم و تحویل می دادم تا ببرند زندان و تا امروز مثل دیگرانی که می شناسیم در زندان باشد! آقای انبارلویی مشکل ما ایرانیان این است که تا بلایی بر سر خودمان نیاید متوجه عمق موضوع نمی شویم، و البته من خوش ندارم که این بلاهایی که سر پسر و خانواده من آمده است بر سرشما و خانواده تان بیاید! بهرحال شما در جایگاهی هستید که تاکنون چوب نظام را نخورده اید و طبیعی هست که با عینکی خاص دیگران را ببینید و در باره آنها داوری کنید.

ایشان در ادامه اتهام زنی آورده اند:" ما چهار سال است صدای آنها را از "بی‌بی‌سی"، "وی‌او‌ای"، "دویچه وله"، "رادیو زمانه" و ... می‌شنویم.همچنین قلم‌های زهرآگین آنها را علیه ملت در سایت خودنویس، نوروز، روز آن‌لاین و ... مشاهده می‌کنیم.دوستان اصلاح‌طلب باید زحمت بکشند بروند در غرب، کلید را بگیرند و بیاورند و در انجمن صنفی را باز کنند." توضیح دادم که کلید دفتر انجمن در اختیار چه نهادی است اما نمی دانم منظور از " ما " یی که ایشان ساخته اند، چه کسانی است اما من در مورد خودم می توانم پاسخگو باشم که اگر در شرایط ایران می توانستم فعالیت مطبوعاتی کنم هرگز از کشور خارج نمی شدم، و ظاهرا از نظر اقای انبارلویی خیل عظیم روزنامه نگارانی که درایران مانده اند و طعم زندان و...چشیده اند لازمه اینکار است، و آیا دیگر اعضای هیات مدیره انجمن که در ایران مانده اند از بازداشت و زندان در امان بوده اند؟ ایشان اینجا هم تجاهل العارف فرموده اند، سئوال می کنم آیا کسی که جز کار روزنامه نگاری نمی داند چه باید بکند؟ طبعا روزنامه نگارانی که نمی توانند در شرایط تحمیلی ایران کار کنند راهی خارج شده و تلاش می کنند به همین کارشان در رسانه های خارجی ادامه دهند. بهرحال کارهای رسانه ای که من درخارج کرده ام همه در وبلاگم موجود است و به رغم خارج بودنم همه آنها را با ملاحظات داخلی و درچارچوب حقوقی جمهوری اسلامی انجام داده ام و نمی دانم منظور ایشان از " قلم‌های زهرآگین آنها را علیه ملت " متوجه کیست؟ طبعا تا وقتی ایشان دراین باره شاهد و مدرکی علیه من ارائه نکند این اتهامی بیش نیست، و البته ایشان چون خود را در مقام دادستان همچون قاضی مرتضوی می داند که بدون حکم حقوقی درب انجمن را پلمب کرد لابد می تواند اینگونه حق بجانب اتهام بزند بدون ارائه دلیل و مدرک، و فکر می کنم متاسفانه در کشوری بدون حاکمیت قانون و احترام به حقوق شهروندی امثال ایشان براحتی و بدون ترس از هرگونه شکایت و محکمه ای می توانند به افرادی چون من دور از وطن اینگونه اتهام بزند و نگران دنیا و آخرتش هم نباشد!

نکته آخر اینکه انجمن خانه روزنامه نگاران است و کلیدش هم دست مقامات، و الان هم روزنامه نگارانی که در ایران مانده اند خواستار بازگشایی آن هستند، خوب آیا جناب انبارلویی بجای نوشتن اینگونه مطلب و اتهام زدن به دیگران بهتر نیست با این خواسته مشروع و قانونی روزنامه نگاران همکارش در بازگشایی انجمن همراه شود و کمک کند؟ و اسباب برگزاری یک کنگره با حضور روزنامه نگاران و انتخاب هیات مدیره و بازرسان جدید را طبق اساسنامه انجمن فراهم آورد؟ البته باید امیدوار بود که ایشان به قانون و قواعد دموکراتیک و اساسنامه انجمن پایبند باشد، و اگر با رای روزنامه نگاران افرادی در هیات مدیره جای گرفتند که به لحاظ گرایش فکری مطلوب ایشان نبودند، باردیگر ایشان قلم برندارند و اینگونه مطلب بنویسند و اتهاماتی بزنند که ربطی به عملکرد انجمن ندارد، و فقط بدرد روزنامه نگاری زرد می خورد.



   نظرات

صادق کیأیی :

خوبید، دلم حسابی‌ برات تنگ شده، دو سه بار از طریق فیسبوک پیام دادم به "داستان موشی که شب اولمان به لاگوس در آپارتمان بود اشاره کردم که دم موش رو گرفتی و با پایین پرت کردی و بچه‌ها همیشه این خاطره رو از شما به یاد دارند".... ولی‌ بجا نیاوردید تا امشب که با این سایت آشنا شدم و خوشحالم که می‌شه باهات در تماس بود! وقت کردی سری به افریقا بزن... ارادتمند: کیأیی
سلام
حضرت کیائی دل بدل راه داره و منهم دلم برای شما تنگ شده است. ممنون از دعوت اما بعید است من بتوانم در این شرایط به افریقا بیایم اما خوشحال می شود اگر شما به بروکسل بیایید و درخدمتتان باشم.
ارادت

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007