« یارانه نقدی یا نظام تامین اجتماعی؟ | صفحه اول | درباره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران »

6 تیر 92

نه خوشبین هستم نه بدبین

جرس - مهدی تاجیک : نتیجه انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری برای بسیاری از کسانی که این انتخابات را رصد می‌کردند غیرمنتظره بود. تشدید فضای امنیتی در هفته های منتهی به انتخابات و رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی در شورای نگهبان این تصور را پدید آورده بود که ناظران و مجریان انتخابات شرایط را به گونه ای پیش خواهند برد که به پیروزی نامزد طرفدار وضع موجود بیانجامد. با این حال این بار دو اتفاق دست به دست هم داد تا نتیجه انتخابات غیر آن چیزی شود که در تصور بسیاری از ناظران بود. موج اجتماعی قدرتمند در هفته منتهی به انتخابات و تصمیم حکومت به شمارش درست آرای رای دهندگان در انتخابات باعث شد که حسن روحانی به عنوان نامزد مورد حمایت گروه های اصلاح طلب به عنوان رییس جمهوری بعدی برگزیده شود.

درباره دلایل شکل گیری این نتیجه و پیامدهایی که انتخاب روحانی به ریاست جمهوری به همراه خواهد داشت با علی مزروعی نماینده مجلس ششم و فعال سیاسی گفتگو کردیم. او با اینکه عضو دو تشکل سیاسی اصلاح طلب جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است اما تاکید دارد که آنچه در این مصاحبه می گوید نظرات شخصی اش است و ارتباطی با این دو تشکل ندارد.
او در این گفتگو از غیرمنتظره بودن رفتار حکومت برای خواندن آرای مشارکت کنندگان در انتخابات می‌گوید و اعتقاد دارد که این اتفاق می‌تواند زمینه تغییرهای مهم و برآوردن مطالباتی نظیر حل بحران بر سر پرونده هسته ای با خارج و تغییر فضای امنیتی پلیسی در داخل را فراهم آورد.
او با این حال یادآوری می‌کند که کلید حل همه مشکلات در دست رییس جمهور نیست و برآورده شدن بسیاری از مطالبات نیازمند همراهی همه ارکان حکومت است. مزروعی در حال حاضر به این تغییرات نه خوشبین است و نه بدبین. او می‌گوید باید شرایط روشن‌تر شود تا بتوان به تحلیل جامع‌تری رسید.

آیا از نتیجه به دست آمده انتخابات ریاست جمهوری غافلگیر شدید؟
من غافلگیر شدم و تصور نمی‌کردم چنین موجی در جامعه راه بیفتد. البته غافلگیری دوم من از این بود که شمارش آرا به درستی انجام شد. من خیلی زود نسبت به غافلگیری‌ام از اتفاقی که افتاد اعتراف کردم و به مردم تبریک گفتم.


فکر می‌کنید چرا برخلاف برداشت اولیه‌ای که اتفاقا در میان نیروهای منتقد حکومت عمومیت داشت، این بار شمارش آرا به درستی انجام گرفت؟
من هنوز پاسخ قانع کننده ای برای این سوال ندارم. خصوصا که بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی با نظارت استصوابی شورای نگهبان، تردیدها درباره سلامت روند برگزاری انتخابات تشدید شده بود. با این حال فکر می‌کنم موج اجتماعی برای رای به آقای روحانی و تصمیم حکومت برای شمارش درست آرا ناشی از اتفاق‌های مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۸و پیامدهای تلخی است که آن انتخابات به همراه داشت، و تغییر رفتار حکومت به دلیل مقاومت و مبارزات این 4 سال بوده است. اگر مقاومتی نبود و جریان جنبش سبز نتوانسته بود بسیاری را در درون حاکمیت با خود همراه کند، چه بسا انتخابات ۹۲ هم به سرنوشت ۸۸ دچار می شد.گویی همه طرف‌ها از اتفاق‌های تلخ گذشته درس گرفته و درصدد برآمدند که از آن فضا عبور کنند و به گونه ای عمل کنند که جلوی تکرار آن وقایع تلخ گرفته شود.

به نظر شما نتیجه به دست آمده در انتخابات ریاست جمهوری تا چه حد متاثر از اختلاف‌ها و عدم ائتلاف در میان نیروهای اصولگرا بود؟
تصور نمی‌کنم ائتلاف می‌توانست مشکل اصولگراها را در رای آوری حل کند. چون در صورت ائتلاف یک دو قطبی شدید ایجاد می‌شد و این دو قطبی افزایش رای آوری نامزد مورد حمایت جناح اصلاح طلب را به همراه می داشت. ضمنا این را هم در نظر بگیرید که ۲۷ درصد واجدان شرایط رای بابت تردیدهایی که نسبت به سلامت انتخابات داشتند، رای ندادند. حتی اگر فرض بگیریم که ۱۵ درصد این افراد تاکنون در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده اند ولی باز ۱۲ درصد باقی می‌ماند که در انتخابات سال ۱۳۸۸ رای داده بودند و دراین انتخابات رای ندادند و این ۱۲ درصد عمدتا کسانی هستند که اگر شرایط دو قطبی دامن زده می‌شد حتما در انتخابات به نفع نامزد جناح اصلاح طلب شرکت می‌کردند. روی هم رفته فکر نمی‌کنم نتیجه ای که رقم خورد خیلی متاثر از عدم ائتلاف نامزدهای اصولگرا بوده باشد. این انتخابات با این که دارای استانداردهای یک انتخابات سالم و آزاد و رقابتی نبود اما تا حدی بازتاب دهنده اکثریت اصلاح طلب و تغییرخواه جامعه ما بود و اصولا در هر شرایطی که انتخابات در ایران برگزار شود اکثریت رای دهندگان خواهان تغییر و اصلاح وضعیت موجودند.


آقای مزروعی! شاخه خارج از کشور سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که جنابعالی نیز در آن عضویت دارید، پیش از انتخابات طی بیانیه‌ای تصمیم خود برای عدم مشارکت در انتخابات را به دلیل عدم سلامت و آزادی در فرآیند انتخابات اعلام کرد. آیا اکنون که نتیجه به نفع کاندیدای هوادار تغییر رقم خورده است، از آن بیانیه دفاع می‌کنید؟
بیانیه های سازمان‌ها و تشکل‌های سیاسی در تناسب با شرایط زمان و موقعیتی که در آن هستند صادر می‌شوند، و از این منظر قابل تحلیل و تفسیراند. من فکر می‌کنم بیانیه‌ای که سازمان مجاهدین انقلاب داد در انطباق با آن شرایط به ویژه بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی مستند به کدها و دلائلی بود که خیلی‌های دیگر هم آن را تایید می‌کردند. برای مثال بعد از انتخابات مادر شهید سهراب اعرابی گفت که به دلیل خاطره تلخی که از انتخابات گذشته داشته است در این انتخابات شرکت نکرده است. بنابراین می‌شود گفت بسیاری از کسانی که رای ندادند رفتارشان منطبق بر واقعیاتی بود که در این چهار سال تجربه کرده بودند و البته در بیانیه سازمان مجاهدین بطور تحلیلی و مستند بدین مسائل اشاره شده بود.
ولی بهرحال این واقعیت است که ما نتوانستیم تصمیم حاکمیت برای شمارش درست آرای مشارکت کنندگان و عدم مداخله نظامیان در انتخابات را پیش بینی کنیم و حالا باید خوشحال باشیم که این اتفاق افتاده و آراء خوانده شده است. قطعا تغییر رفتار حاکمیت می‌تواند شرایط جدیدی را به وجود بیاورد. ضمنا باید به یاد داشته باشیم که این انتخابات از نتایج سحر است و هنوز تغییرات اساسی که بایستی انجام شود در راه است. تا زمانی که آن تغییرات انجام نشود و پیامی که درون رای های ریخته شده به نفع آقای روحانی بود به نتیجه عملی نرسد نمی‌توان تحلیل نهایی از وضعیت و روند آن داشت.

شما به تصمیم مادر سهراب اعرابی برای عدم شرکت در انتخابات اشاره کردید و گفتید که دغدغه‌ها و نگرانی‌های ایشان همان‌ها بوده است که در بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب هم مورد اشاره قرار گرفته است. سوال من این است که آیا سازمان مجاهدین به عنوان یک سازمان سیاسی که در ارتباط با نیروهای سیاسی است نباید تصمیم و نظر چهره‌هایی چون هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی را ملاک قرار می‌داد که هر دو در این انتخابات از آقای روحانی حمایت کردند؟
معنا و مفهوم تشکل سیاسی به استقلال مواضع آن است. قطعا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ارتباط خوبی را با آقای هاشمی و خاتمی دارد و احترام خاصی برای آنها قائل است ولی این ارتباط به این معنی نیست که مقلد و پیرو آنها باشد و تحلیل خودش را به دلیل تبعیت از این افراد کنار بگذارد. افرادی که در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی عضویت دارند، دارای سابقه و تجربه طولانی در عرصه سیاسی هستند و از دانش فراوانی در این حوزه برخوردارند و اتفاقا در چهار سال گذشته هزینه سنگینی را اعضای این سازمان پرداخت کرده اند. بهرحال اعضای سازمان پیش بینی تغییر رفتار حکومت را نداشتند و فکر می‌کنم تا قبل از انتخابات بخشی از اصلاح طلبان هم با تحلیل سازمان هم‌نظر بودند که حکومت قصدی برای تغییر رویه‌اش ندارد. منتهی بخشی از اصلاح طلبان خوشبین بودند و می‌گفتند باید از این فرصت هم استفاده کرد ولی اعضای سازمان این خوشبینی را نداشتند و بهرحال مشخصه یک تشکل سیاسی این است که استقلال نظر و رای داشته باشد و سازمان مجاهدین انقلاب هم به همین واسطه آن بیانیه را صادر کرد. فراموش نکنیم که اعضای سازمان مجاهدین انقلاب در چهار سال گذشته بسیار آسیب دیده اند و چهره های شاخص سازمان هنوز هم در زندان هستند و من فکر می‌کنم هر کس دیگری هم جای آنها بود، مثل مادر سهراب اعرابی، به همین جمع بندی می‌رسید چون هیچ چشم انداز مثبتی را نمی‌دیدند.

بهرحال این تغییر غیرمنتظره به وقوع پیوسته و آقای روحانی به عنوان رییس جمهوری منتخب بر کرسی ریاست قوه مجریه می‌نشیند. شما معتقدید که در پی این انتخاب باید تغییرات اساسی اتفاق بیفتد. چه اولویت‌هایی برای این تغییرات قائل هستید؟
بخشی از مطالباتی که مردم در این انتخابات بیان کردند شاید در اختیار رییس جمهوری نباشد ولی این مطالبات وجود دارد. خوشبختانه یک مطالبه مهم که در این انتخابات به رای گذاشته شد در ارتباط با پرونده هسته‌ای بود. بهرحال کسانی که مدافع وضعیت موجود پرونده هسته ای بودند، رای نیاوردند. آقای روحانی به طور مشخص اعلام کرد که به دنبال تغییر وضعیت این پرونده در جهت بهبود روابط ایران با دنیا و همین طور اثراتی است که حل و فصل این پرونده می‌تواند روی شکستن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران و بهبود اقتصاد کشور به همراه داشته باشد. بنابراین یکی از مطالبات این است که راهی برای حل پرونده هسته ای پیدا شود و البته این مطالبه‌ای است که برآورده کردن آن تنها در اختیار رییس جمهوری نیست بلکه اراده کل حاکمیت را طلب می‌کند.
در زمینه مسائل داخلی هم تغییر فضای امنیتی و پلیسی به فضای سیاسی جزء خواسته های اساسی مردم است که در درون آن آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز قرار دارد. برآوردن این مطالبه هم به طور خاص در اختیار رییس جمهور نیست ولی خواستهٔ مردم است و کلیه ارکان حاکمیت باید این خواسته را بفهمند و برآورده کنند.
با این حال آنچه به طور خاص در اختیار رییس جمهور قرار دارد، بهبود وضعیت اقتصادی کشور است و این موضوعی است که باید در آینده نزدیک برای آن چاره اندیشی شود تا رونق اقتصادی به کشور برگردد. دولت با انتخاب وزرای خبره و همین طور ارسال لوایحی جهت حل مشکلات اقتصادی به مجلس می‌تواند گام‌های خوبی در زمینه اقتصادی بردارد به گونه ای که مردم به تدریج شاهد حل مشکلات اقتصادی در کشور باشند. بنابراین نوع مطالباتی که مردم از رییس جمهور آتی دارند نیازمند همراهی همه ارکان حاکمیت است.

در شرایط فعلی چقدر به برآورده شدن این مطالبات خوشبین هستید؟
من نه خوشبین هستم و نه بدبین. فکر می‌کنم رسیدن به تحلیل در این زمینه نیازمند آن است که کمی زمان بگذرد و شرایط مشخص‌تر شود.

همان طور که اشاره کردید برآورده کردن برخی از مطالبات در حیطه اختیارات رییس جمهوری نیست ولی در همین روزهای اندک بعد از انتخابات شاهد هستیم که گروه های مختلف فهرست ‌های متنوعی از مطالباتشان را طرح کردند و از آقای روحانی انتظار دارند که نسبت به آنها توجه نشان دهند. آیا به نظر شما طرح وسیع مطالبات که انتظار برآورده شدن بسیاری از آنها دستکم در کوتاه مدت وجود ندارد به سرخوردگی و یاس در آینده منجر نخواهد شد؟
به نظرم طرح مطالبات هیچ اشکالی ندارد ولی تجربه های گذشته باید به ما آموخته باشد که نباید مطالباتی فراتر از ظرفیت‌های موجود طرح کنیم که در ادامه به ایجاد سرخوردگی بیانجامد. ما باید در یک فضای گفتگویی و تعاملی دنبال پیگیری مطالباتی باشیم که قابلیت تحقق و اجرا دارد.

آقای مزروعی! بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ بسیاری از نیروهای اصلاح طلب از عرصه سیاسی ایران به اجبار حذف شدند و مورد سرکوب قرار گرفتند. اکنون آنها به نظر شما چه رفتاری باید در قبال دولت آقای روحانی داشته باشند؟ آیا باید گذشته را فراموش کنند و از دولت بعدی حمایت کنند؟
بهرحال مجموعه قابل توجهی از نیروهایی که در سال ۱۳۸۸ از آقای موسوی حمایت می‌کردند در انتخابات اخیر هم شرکت کردند و این به معنای آن تست که به نحوی از آن خاطره تلخ عبور کرده اند. فکر می‌کنم این به معنای فراموشی گذشته نیست و قطعا خاطره‌شان نسبت به گذشته فعال است. اتفاقا استدلال اصلی شان این بود که ما با شرکت در این انتخابات می‌توانیم بخشی از مشکلات و مسائلی که در گذشته بوده را حل و فصل کنیم. می‌توانیم زمینه آزادی رهبران جنبش سبز و آزادی زندانیان سیاسی را فراهم کنیم. می‌توانیم زمینه باز شدن احزاب و نهادهای مدنی را فراهم آوریم. می‌توانیم زمینه آزادی مطبوعات را فراهم کنیم. یعنی در واقع اعتقادشان این است که خواسته های قبلی را در وضعیت جدید برآورده کنند. در واقع خاطره‌ها و خواسته های گذشته به هیچ وجه فراموش نشده است بلکه از شیوه ای مدنی و مسالمت آمیز استفاده شده تا آن خواسته‌ها زمینه تحقق پیدا کند. آنها در شرایط جدیدی قرار گرفتند که می‌گویند نهایت همکاری و همراهی را با دولت جدید خواهیم داشت تا بتواند پاسخگوی این مطالبات باشد.


آقای روحانی در شعارهایشان بر دعوت از اصولگرایان و اصلاح طلبان و اعتدال گرایان جهت تشکیل کابینه تاکید دارند. آیا تشکیل کابینه ای که شاید بتوان نام کابینه آشتی ملی را بر آن گذاشت به کاهش شکاف‌های درونی جمهوری اسلامی منجر خواهد شد؟
الان خیلی زود است در این زمینه بتوان به درک و داوری برسیم. من مدافع نظر دکتر روحانی درباره تشکیل دولت فراجناحی هستم. فکر هم می‌کنم شرایط در ایران به گونه ای است که باید یک دولت وحدت ملی تشکیل شود و همه نیروهای معتقد به اعتدال و اصلاح را دربرگیرد. همه طرف‌های قضیه به این نتیجه رسیده اند که با فروکاهش برخی از مطالباتشان به یک معدل و میانگینی برسند که بتوانند چرخ اداره کشور را روی ریل درستی قرار دهد. هر چه دکتر روحانی بتواند از نیروهای شایسته دارای گرایش‌های مختلف سیاسی در کابینه‌اش استفاده کند در هم افزایی نیروها برای رشد و توسعه ملی موثر است.


آقای مزروعی! اکنون که اصولگرایان در انتخابات شکست خورده‌اند، چه سرنوشتی برای آقای احمدی نژاد و جریان حامی او متصور هستید؟
امیدوارهستم برخورد با آقای احمدی نژاد مثل برخورد با رئیس دولت و ریئس جمهورهای قبلی نباشد. من این را یک سنت سیئه و بسیار بدی در کشورمان می‌بینم که وقتی کسی در مصدر کار هست غالب افراد تلاش می‌کنند از او یک قدیس بسازند اما وقتی از کار کنار رفت، بیچاره‌اش می کتند. امیدوارم فاتحه این سنت غلط و فاقد اخلاق سیاسی خوانده شود و با انتخاباتی که انجام شد فکر می‌کنم مردم هم چنین خواسته ای را دارند. امیدوارم به آقای احمدی نژاد بعد از پایان دوره‌اش به عنوان یک رییس جمهور احترام گذاشته شود و عده ای نخواهند او را مقصر همه اتفاق‌های ۸ ساله گذشته معرفی کنند. من امیدوارم با استناد به تجربیات تاریخ معاصر مطلبی در این باره بنویسم و درخواست کنم که به این دور باطل در عرصه سیاست ایران پایان داده شود.
احمدی نژآد در این ۸ سال تنها نبود. حامیان احمدی نژاد و کسانی که او را در این جایگاه آوردند و تثبیت کردند همه در کارها و اتفاق‌هایی که افتاده است، مسئولیت دارند وشریکند. اعتقاد من این است که باید بتوانیم وقتی افرادی در مصدر امور هستند از آنها انتقاد کنیم و عملکردشان را مورد پرسش قرار دهیم اما وقتی از مقامشان کنار رفتند احترامشان را داشته باشیم و فراموش نکنیم که او روزی با رای مردم در مصدر امور قرار گرفته بوده است هر چند که در مورد آقای احمدی نژاد این مدعا وجود دارد که در دور دوم دولتش با تقلب سر کار آمده و رای مردم را نداشته است. ولی بهرحال من فکر می‌کنم باید بعد از تمام شدن دوره آقای احمدی نژاد به عنوان یک رییس جمهور سابق به او احترام گذاشته شود و بتواند مثل یک شهروند مسئول در جمهوری اسلامی کار و تلاش کند.

درخبرها آمده آقای احمدی نژاد بابت برخی از اتهام‌ها به دادگاه احضار شده‌اند و این تصور وجود دارد که ممکن است بعد از پایان دوران ریاست جمهوری‌اش مجموعه ای از شکایت‌ها علیه وی با اتهام‌هایی که به دوران ریاست جمهوری‌اش مربوط می‌شود او را روانه دادگاه کند. آیا معتقدید که باید به او نوعی مصونیت داد و این پرونده‌ها را پیگیری نکرد؟
امیدوارم باز کردن این پرونده‌ها سیاسی نباشد و به مشکلات و مسائلی که بین دولت و قوه مقننه و قضاییه وجود دارد مربوط نباشد و حالت انتقام گیری نداشته باشد. من کلا این کار را در شرایط فعلی کار نادرستی می‌دانم. با اینکه خودم منتقد سرسخت عملکرد دولت احمدی نژاد در ۸ سال گذشته بوده ام ولی معتقدم در این شرایط دیگر باید از احمدی نژاد و دولتش عبور کرد و به فکر آینده کشور بود و این گونه احضار و پرونده سازی را به هیچوجه به نفع کشور و مردم نمی‌دانم.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007