« ایران برای همه ایرانیان | صفحه اول | ارزیابی اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها و پیامدهای آن »

7 اردیبهشت 92

رهیافت ها بسوی دموکراسی

نزدیک به یک قرن و نیم است که جامعه ایران برای رهایی از استبداد مطلقه و دستیابی به حاکمیت قانون، عدالت، آزادی، پیشرفت، و در یک کلام مردم سالاری ( حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویشتن ) تلاش و مبارزه کرده است. دراین مسیر جنبش های اجتماعی سیاسی خرد و کلانی را رقم زده است از جنبش مشروطیت تا جنبش سبز، و هزینه های بس سنگین و گرانبهایی را در این باره پرداخته است، با همه این احوال و هرچند این جنبش ها هریک در مقطعی جامعه ما را یک گام بسوی مردم سالاری به جلو برده، و انقلاب اسلامی نظام سیاسی را از سلطنت به جمهوری تبدیل ساخت، اما واقعیت جاری در کشورمان حاکی از آن است که جامعه ما هنوز نتوانسته است به هدف دموکراسی دست یابد چرا که پس از موفقیت هرجنبش و فروپاشی نظام سیاسی مستقر، ساختار حقیقی موجود در جامعه بگونه ای مانده است که استبداد را در قالبی نوین بازتولید و حاکم می کند، و حتی ساختار حقوقی برآمده از جنبش را می خورد! از اینرو بر اصلاح طلبان و دموکراسی خواهان واجب است که با مطالعه و استفاده از تجربیات تاریخ معاصر ایران و هم چنین تجربیات جهانی و راهی که در دیگر کشورها برای دستیابی به مردم سالاری پیموده شده است، در انطباق با شرایط ایران برنامه ای را طراحی کنند که بتواند جامعه ما در پی تحولات درونی اش به این هدف برساند. اینکه این برنامه در عرصه عمل اجتماعی چگونه و توسط چه نیروهایی و با چه شیوه و تاکتیک ها و اقتضائاتی و در چه فرآیند زمانی به اجرا درآید؟ طبعا پس از گذر از مرحله اول و توافق نظری بر سر رهیافتی است که می تواند چراغ راهنمای تدوین برنامه باشد.

در این مقال با استفاده از تجربیات جهانی بطور اشاره و خلاصه به « رهیافت ها بسوی دموکراسی » می پردازم. برای دستیابی به مردم سالاری در جوامع بشری به لحاظ نظری و تجربه سه رهیافت به شرح زیرقابل شمارش و تامل می باشد :

تاکید بر عوامل اجتماعی و اقتصادی ( وجود طبقه متوسط ، شهرنشینی ، سطح سواد ، سطح درآمد سرانه و صنعتی شدن ، ...): « سیمور مارتین لیپست » مهمترین نظریه پرداز این رهیافت است به گونه ای که توسعه اقتصادی و اجتماعی را اصلی ترین عامل ایجاد دموکراسی کارآمد در کشورها می داند و استدلال می کند که دموکراسی نیاز به وجود یک طبقه متوسط قوی و مستقل دارد.

دراین باره باید افزود قطعا توجه بر وجود و نقش این عوامل در کشور ما برای گذار به دموکراسی ضروری است اما در بطن این عوامل باید به وجود و نقش " اقتصاد نفتی، رانتی و دولتی " درایران به عنوان خنثی کننده عمل این عوامل در پیشروی بسوی دموکراسی نیز توجه تام و تامل بسیار داشت، و براین نکته تفطن و تاکید کرد تا زمانی که درآمد نفت مستقل از جامعه و دراختیار دولت است دستیابی به دموکراسی در ایران ممتنع می نماید.

تاکید بر ایجاد اصلاحات در ساختار رسمی ( حقوقی و سیاسی ) :

نظریه پردازان بسیاری معتقدند اصلاح نهادهای رسمی بر عملکرد سیاست و حکومت و اداره کشور تاثیر می گذارد. این دسته از نظریه پردازان بیش تر به چارچوب نهادی و حقوقی حکومت دموکراتیک بها و اهمیت می دهند و مدعی اند وجود یک چارچوب دموکراتیک مناسب همراه با رویه ها و تقنین های لازم خودبخود عملکرد صحیح یک حکومت و توسعه اقتصادی و اجتماعی را بدنبال دارد.

دراین باره می افزایم قطعا برای نهادینه کردن دموکراسی در یک جامعه وجود ساختار حقوقی متلائم با آن ضروری و شرط لازم است اما تجربه تاریخ معاصر کشورمان نشان داده است در غیبت ساختار حقیقی متلائم با دموکراسی ( جامعه مدنی قوی )، این ساختار حقوقی کارکرد واقعی نداشته و مغلوب ساختار حقیقی و استبداد پرور شده است. از اینرو در جامعه ای با مشخصه ها و مختصات ایران باید توجه همزمان به ایجاد اصلاحات در ساختار رسمی و حقوقی و ساختار حقیقی بوده و ایندو لازم و ملزوم یکدیگر دانست.

تاکید بر عوامل فرهنگی :

این نظریه برآن است که شرط لازم و اصلی کارآیی یک حکومت دموکراتیک قبل از هر عامل دیگر به وجود فرهنگ و زندگی مدنی و دموکراتیک وابسته است . « الکسیس دوتوکویل » وجود فرهنگ جمعی و تجلی آن یعنی وجود انجمن های داوطلبانه انبوه و تنوع مردمی را مهم ترین عامل موفقیت دموکراسی در آمریکا می داند و از اینرو تاکید بر توسعه فرهنگی را رهیافت بسوی دموکراسی می داند.

دراین باره باید افزود که بدلیل مختصات تاریخی و جغرافیایی و شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی از زندگی مدنی و فرهنگ جمعی و در یک کلام جامعه مدنی تشکل یافته و قوی محروم بوده و همین امر همواره میدان را برای تاخت و تاز استبداد و استبداد طلبان باز کرده است، و از اینرو باز سازی جامعه مدنی و تقویت فرهنگ کار جمعی از ضروریات پیشروی بسوی دموکراسی درایران است.

جمع بندی :

حال با توجه به این رهیافت ها در ارتباط با شرایط ایران می توان نتیجه گرفت که در حرکت جامعه ما بسوی مردم سالاری باید از همه « رهیافت ها بسوی دموکراسی » بهره برد و برنامه ای در برگیرنده را طراحی کرد که همزمان بتواند با تقویت عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، حقوقی و سیاسی و فرهنگی مقوم و ممد دموکراسی در دو عرصه ساختار حقیقی و ساختار حقوقی و رسمی جامعه ما را بسوی دموکراسی به پیش برد، و نیروهای دموکراسی خواه در این مسیر تکمیل کننده یگدیگر در عرصه عمل اجتماعی باشند.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007