« سخنان رهبری و شاخص فلاکت | صفحه اول | بودجه و درآمد نفت »

22 فروردین 92

علی مزروعی: انتخابات پیش روی ریاست جمهوری نقطه عطف تعیین کننده است

امروز: با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در خرداد ماه سال جاری مهمترین رخداد سیاسی کشور است که چکونگی برگزاری این انتخابات و نتیجه آن می تواند مسیر و سرنوشت ایران را درعرصه داخلی و خارجی تعیین کند، دراین باره پرسش هایی را با علی مزروعی سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ( شاخه خارج از کشور ) مطرح کرده ایم تا نظر و تحلیل وی را بدانیم، و البته ایشان وعده دادند که تحلیل مبسوط این تشکل در رابطه با موضوع بزودی انتشار یابد. درادامه توجه شما را به پرسش های ما و پاسخ های سخنگوی سازمان جلب می نمائیم :


حدود دو ماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری یازدهم برگزار خواهد شد شرایط موجود انتخاباتی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
• برغم نزدیک شدن به روز انتخابات هنوز فضای کشور بدلیل حاکمیت فضای امنیتی و بسته سیاسی انتخاباتی نشده است و کلا فضای سیاسی مه آلود و ناروشن است بگونه ای که بدرستی نمی توان در مورد صف بندی و آرایش نیروها و جناح ها و نامزدهایشان در این انتخابات به نتیجه رسید هرچند می شود بطور مقطعی گمانه زنی کرد و امیدوار بود که با گذر از فضای امنیتی به فضای سیاسی و روشنتر شدن اوضاع بتوان به تحلیل بهتری از صف بندی و آرایش نیروها و حضورشان در انتخابات رسید. یادآور می شوم که با توجه به شرایطی محیطی و محاطی که کشورمان درآن بسر می برد انتخابات پیش روی ریاست جمهوری نقطه عطف تعیین کننده ای در مواجهه با این شرایط بشمار می رود. از یکسو می تواند به عنوان فرصتی برای عبور و نجات کشور از مشکلاتی که درعرصه داخلی و خارجی بدان گرفتار آمده استفاده شود، و از سوی دیگر می تواند نقطه پایانی بر همه امید های حل مشکلات باشد، و این برمی گردد به برگزاری شیوه انتخابات و نگاهی که حاکمیت موجود به این موضوع خواهد داشت. به عنوان یک اصلاح طلب امیدوارم مسؤلان کشور با درک صحیح از شرایط بحران زده کنونی فرصت انتخابات را برای جبران اشتباهات فاحش گذشته و نجات کشور از دست ندهند اما از سوی دیگر متأسفانه هیچ نشانه‌ای از این عقلانیت مشاهده نمی‌کنم.
فکر می کنید که شیوه برگزاری انتخابات چگونه خواهد بود؟
• همانگونه که گفتم فضای انتخاباتی ناروشن است. این ابهام ناشی از وضعیت متناقضی است که حاکمیت در آن به سر می‌برد. از یک سو به علت کارنامه کاملاٌ منفی در عرصه‌های اقتصادی، سیاست داخلی و سیاست خارجی نیازمند برگزاری انتخاباتی با رقابت متکثر و مشارکت گسترده است تا بحران مشروعیت خود را در داخل جبران و فشارهای خارجی را کاهش دهد، و ازسوی دیگر به علت گرایش تمامیت خواهانه و هزینه هنگفتی که برای ایجاد نظم سیاسی مبتنی بر اراده فردی پرداخته نمی‌تواند به برگزاری انتخاباتی آزاد، سالم و منصفانه تن دهد. آنچه تاکنون از مواضع مقامات رسمی و سپاهی ذی نفوذ و محافل نزدیک به رهبری برداشت می شود این است که در پی برگزاری یک انتخابات مهندسی شده با نتیجه دلخواه هستند و تاکنون هیچ نشانه‌ای از اینکه حاکمیت بخواهد فضا را بروی انتخابات آزاد باز کند دیده نمی شود.
اگر انتخابات بصورت مهندسی شده بخواهد برگزار شود صف بندی و آرایش نیروها چگونه خواهد بود؟
• در انتخابات مهندسی شده مجلس نهم شاهد بودیم که بدلیل پیامدهای حاکمیت یکدست و انحصارگرایانه اقتدارگرایان از سال 84 به اینطرف و به ویژه ناکارآمدی مفرط اینها در اداره کشور و همچنین رخدادهای پس از کودتای انتخاباتی خرداد 88، اقتدارگرایان سه پاره شدند : تندروها و افراطی هاشان در " جبهه پایداری " زیر چتر آیت الله مصباح یزدی جمع شدند، معتدلین در قالب " اصولگرایان سنتی " زیر چتر آیت الله مهدوی کنی قرار گرفتند، و حامیان دولت هم سعی کردند زیر چتر احمدی نژاد و بدون تابلو دراین انتخابات حضور یابند، که البته با روندی که انتخابات طی کرد نتیجه بنفع " اصولگرایان سنتی " تمام شد و اکثریت مجلس نهم دراختیار اینها قرار گرفت. اصلاح طلبان سبز با تحلیلی که از روند وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم داشتند با عدم شرکت در این انتخابات میزان مشارکت را به پائین ترین رقم در انتخاباتهای پس از انقلاب کاهش دادند، و هرچند حاکمیت با عدد سازی تلاش کرد براین کاهش مشارکت پرده پوشی نماید اما براهل نظر و مجریان و ناظران و مقامات دست اندرکار واقعیت روشن است. با توجه به این تجربه و اهمیت انتخابات ریاست جمهوری روند وقایع بگونه ای پیش رفته است که این سه پاره درآستانه این انتخابات چهارپاره شده است. ائتلافی در قالب 2+1 پاره چهارم را شکل داده است! و این پاره تلاش دارد تا خود را نزدیکتر از دیگران به رهبری و بیتش معرفی و از این طریق گوی سبقت را از دیگران برباید! این تفرق و چندپارگی از یک جهت برای حاکمیت نگران کننده است و آن چگونگی کنترل و اداره کردن جناح دولت و احمدی‌نژاد است اما از جهتی دیگر مطلوب حاکمیت است زیرا ظاهر یک رقابت متنوع و متکثر را تأمین می‌کند. علاوه براین تعدادی نامزد غیر اصول‌گرا با تابلوی اصلاحات و ظاهر منتقد هم می‌توانند بدون این که خطری بیافرینند بر این تنوع و تکثر بیفزایند. بنابراین در یک انتخابات مهندسی شده باید شاهد رقابت بین این چهار پاره اقتدارگرایان حاکم باشیم، و البته نتیجه هم بستگی به رای و نظر مقام عالی ولایت دارد. حتی از هم اکنون می‌توان با ضریبی از احتمال و تقریب نامزد پیروز چنین انتخاباتی را مشخص کرد.
در این وضعیت نقش اصلاح طلبان چه خواهد بود؟
• اگر تغییری در فضای سیاسی کشور رخ ندهد و نیروهای نظامی و امنیتی همچنان میداندارعرصه سیاست و آرایش رقابت‌های انتخاباتی را باشند، قطعاٌ انتخابات آینده انتخابات اصلاح طلبان نخواهد بود، بنابراین راهبرد انتخاباتی اصلاح طلبان نمی‌تواند پیروزی انتخابات باشد. اما از این واقعیت لزوماً نمی‌توان نتیجه گرفت که اصلاح طلبان نباید در انتخابات حضور داشته باشند. اگر چه عدم شرکت می‌تواند یک گزینه محتمل باشد. به هر حال هرگونه تصمیمی در این زمینه بستگی به هدفی دارد که اصلاح طلبان در این انتخابات دنبال می‌کنند. مقصود من این است تحت شرایطی حتی می‌توان در انتخابات مهندسی شده هم حضور یافت اما نه برای پیروزی بلکه برای تحقق اهداف دیگر از جمله تثبیت موقعیت سیاسی خود، استفاده از فضای انتخابات برای ارتباط با جامعه که در شرایط سانسور و محدودیت شدید ممکن نیست،فعال کردن و سازمان دادن به نیروهای اصلاح طلب و جلوگیری از استحاله آن‌ها ... اما این اهداف که به نوبه خود به ویژه در شرایط فعلی بسیار مهم هستند، باهر نوع شرکتی تأمین نمی‌شود. به صراحت عرض کنم اگر مقصود اصلاح طلبان تحقق اهداف فوق باشد آن گاه سؤال فراروی آنان چگونه شرکت کردن خواهد بود نه شرکت کردن یا نکردن. شرکت در انتخابات از موضع منتقد به وضع موجود و بدون پاسخی روشن به چنین سؤالی و بدون در نظر داشتن اهدافی از نوع اهدافی که عرض کردم بی‌شک به معنای ایفای نقش زینت بخشی به انتخابات به عنوان پاره پنجم پازل انتخاباتی حاکمیت خواهد بود.
از نظر شما شرکت در انتخابات مهندسی شده با اهدف فوق چه لوازمی دارد به عبارت دیگر پاسخ شما به چگونگی ورود به چنین انتخاباتی چیست؟
• به گمان من اگر حاکمیت عزم برگزاری چنین انتخاباتی را داشته باشد، تمام تلاش خود را به کار خواهد بست تا اصلاح طلبان حضور جدی در انتخابات نداشته باشند. یعنی نامزدی که اجماع احزاب و فعالان اصلاح طلب را دارد و از پایگاه اجتماعی گسترده‌ای برخوردار است به میدان نیاید. و اگر به رغم تمام تلاش‌ها نامزدی با این مشخصات به صحنه آمد نه در تبلیغات و شعارهای انتخاباتی و نه در برنامه‌ها و نه در ارتباط با جامعه و آگاه ساختن آنان از وضعیت بحران‌زده موجود دیدگاه‌ها و مواضع اصلاح طلبان را آن گونه که باید نمایندگی نکند. نامزد اصلاح طلبان در هر دو مرحله فوق یعنی عزم اراده برای به صحنه آمدن با نامزدی اجماعی و دارای پایگاه اجتماعی گسترده و پس ازبه صحنه آمدن در تبلیغات و برنامه‌های انتخاباتی خود با موانع و چالش‌های فراوان تدارک شده از سوی نظامی و امنیتی های مسئول برگزاری انتخابات مواجه خواهد شد. این مواجهه نیازمند داشتن عزم و استواری، شجاعت و صراحت و البته متانت و حفظ آرامش است.
اگر فضا تغییر و انتخابات به طورنسبی آزاد و سالم و منصفانه برگزار شود آنگاه صف بندی و آرایش نیروها چگونه خواهد بود؟
• البته فرض محال که محال نیست! دراینصورت ما شاهد صف بندی و آرایش تازه ای خواهیم بود. قبل از تشریح آرایش نامزدها در چنین فرضی متذکر می‌شوم موافقت حاکمیت با تغییر فضای سیاسی و برگزاری انتخاباتی نسبتاً و نه کاملاً آزاد و منصفانه لزوماً به معنا موافقت حاکمیت با پیروزی اصلاح طلبان نیست، در چنین صورتی نیز موانع و چالش‌ها فراوان خواهد بود اگر چه جنس و شدت این موانع فرق خواهد کرد. با این توضیح عرض می‌کنم در چنین فرضی اگر اصلاح طلبان بصورت اجماعی و با نامزدی همچون خاتمی وارد عرصه انتخابات شوند، دراین صورت احتمالاً نامزد اصلاح طلب در رقابت با نامزد واحد جبهه متحد اقتدار‌گرایان و نامزد حامیان دولت آرایش نامزدها را شکل خواهد داد.
آیا در چنین حالتی شما احتمال می‌دهید اقتدار‌گرایان با نادیده گرفتن اختلافات عمیق خود با احمدی‌نژاد از نامزد او حمایت کنند؟
• شاید بخشی از اقتدار‌گرایان معتدل به علت ضدیت عمیقی که با جناح دولت دارند حاضر به حمایت از نامزد این جناح نشوند. اما پاسخ من به سؤال شما مثبت است زیرا بخش های مختلف اقتدارگرایان حاکم نظیر جبهه پایداری، جناح دولت، جناح ۲+۱ یا جناح نزدیک به بیت رهبری و لایه‌های افراطی جناح اقتدارگرایان سنتی، ‌اگر چه بایکدیگر اختلاف نظر دارند اما در مخالفت با اصلاح طلبان سبز وحدت دارند. از این گذشته اصلاح طلبی سبز یک جریان اجتماعی و متکی به بخش وسیعی از نیروهای اجتماعی است و حضور آن در حاکمیت به معنای توزیع قدرت و شکست پروژه ایجاد نظم سیاسی مبتنی بر اراده فردی است. اما جناح دولت یک باند است و فاقد پایگاه اجتماعی است. پیروزی نامزد این جناح به هیچ وجه به معنای توزیع ساختاری قدرت و تهدیدی جدی برای حاکمیت مطلقه فردی نخواهدبود. البته منظور من این نیست که پیروزی اصلاح طلبان به توزیع عادلانه قدرت خواهد انجامید، طبیعی است که با توجه با واقعیت ساختار متصلب قدرت نباید چنین انتظاری داشته باشیم.
اما می‌بینیم که احمدی‌نژاد برخلاف نظر رهبری عمل می‌کند؟
• حرف‌های احمدی‌نژاد را جدی نگیرید. البته این که احمدی‌نژاد خواهان قدرت و اختیارات است حرف درستی است اما قدرت و پایگاهی ندارد که با اتکای به آن بتواند استقلال خود را حفظ کند. کسی که مدعی هستند حدود ۲۵ میلیون رأی داشته است یازده روز خانه نشست اما در سراسر کشور یازده نفر در حمایت از او اعتراض نکردند. حرف‌های اخیر احمدی‌نژاد را جدی نگیرید نه این که نخواهد، نمی‌تواند. این‌ها آخرین تلاش‌های فرد در حال احتضاری است که می کوشد خود را نجات دهد. او البته به وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری دستور می‌دهد رئیس دو دانشگاه تهران و تربیت مدرس را به دلیل رویکرد امنیتی شان عوض کند اما می بینیم حتی وزیرش هم حرفش را جدی نمی‌گیرد! دو روز بعد از این دستور مشاهده می‌کنید رئیس دانشگاه تهران را می‌آورند در یک برنامه یک ساعته تلویزیونی و از او می‌پرسند شما عزل نشدید؟ و او می گوید این حرف‌ها را جدی نگیرید. یا او می‌گوید در انتخابات نمی‌گذارم کسی دخالت کند اما آیا وزیر کشور او که یک سردار سپاه است حرف او را می‌خرد یا استاندارانی که نود درصدشان سپاهی هستند؟ اگر حرف‌های او را تحمل می‌کنند به این علت است که با توجه به حمایت‌های مطلق رهبری از او در گذشته برخورد با او هزینه دارد و بیش از همه به ضرر رهبری خواهد بود. بنابراین صلاح در این است که این چند ماهه نیز به هرشکل تحمل شود. اما پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات نظم سیاسی مبتنی بر اداره فردی کشور را مختل خواهد کرد.
با توجه به افرادی که تاکنون اعلام نامزدی کرده اند نظر شما در مورد صلاحیت و توانایی اینها چیست؟
• هرچند در یک نظام مردمسالار این حق همه شهروندان است که خود را نامزد انتخابات کنند اما می دانیم که قانون اساسی و قانون انتخابات شرایط اولیه ای را برای صلاحیت افرادی که می خواهند نامزد ریاست جمهوری و دیگر نهادهای انتخابی شوند تعیین کرده، اما سئوال این است که آیا داشتن این شرایط اولیه برای نامزد شدن کفایت می کند؟ بنظر من این کفایت نمی کند و از اینرو درکشور باید شرایط و ساز و کاری باشد که افرادی بمیدان نامزدی انتخابات بیایند که از بالاترین استانداردها به لحاظ دانش و تجربه و مدیریت و...برخوردار باشند ودرقالبی بمیدان بیایند که قابل محاسبه و پاسخگو درمقابل عملکردشان باشند، و می دانیم که در نظام های مردمسالار ساز و کار احزاب برای تحقق این امر تمهید شده است. متاسفانه در کشور ما بدلیل فقدان مردمسالاری و نظام حزبی دچار نوعی عقب افتادگی و آشفتگی دراین باره هستیم. اینکه تاکنون بیش از چهل نفر و آنهم غالبا بدون عقبه و پشتوانه سیاسی و اجتماعی اعلام نامزدی کرده اند را بهیچوجه نمی توان نشانه مردمسالاری و آزادی در انتخابات گرفت بلکه این نشانه هرج و مرج سیاسی و آشفتگی است! من البته قصد تخریب کسی را ندارم و این کار را صحیح نمی‌دانم اما در این دوره حاکمیت احتمالاً قصد دارد ماهیت فرمایشی بودن انتخابات را در پس تکثر کاندیداها و رقابت کاذب، مخفی کند. بنابراین در این دوره احتمالاً با تعداد نامزدهای بیشتری مواجه خواهیم بود که اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها خود بیش از هرکس به شکست خود واقفند. در هنگامی که دو نامزد ریاست جمهوری انتخابات قبلی آقایان موسوی و کروبی در حبس و زندان خانگی بسر می برند تاکنون فقط افرادی اعلام نامزدی کرده اند که بگونه ای حامی وضعیت موجود بوده اند درحالیکه صحنه انتخابات باید میدان رقابت برنامه ها(و نه اشخاص ) و بدیل های اداره کشور باشد.
گویا مجموعا شما به انتخابات آتی و نتیجه آن خوشبین نیستید؟
• با توجه به شرایط فعلی و افق مه آلودی که بدان اشاره کردم بله. علت این عدم خوشبینی را به اجمال بیان کردم. انشاء الله در بیانیه‌ تحلیلی سازمان که در روزهای آینده منتشر خواهد شد در این زمینه مشروح‌تر توضیح داده خواهد شد.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007