« انتخابات آزاد یا مهندسی شده؟ | صفحه اول | کارنامه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران »

5 اسفند 91

توهم توطئه

از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون بیش از ۱۰۶۰ میلیارد درآمد نفتی ( از کل درآمد بیش از ۱۲۰۲ میلیارد دلار درآمد نفتی از ابتدا تا کنون ) در اقتصاد ایران هزینه شده است اما برپایه ارقام رسمی منتشره تولید ناخالص داخلی کشور به قیمت عوامل( به قیمت‌های ثابت سال ۱۳۷۶ ) از ۲۴۲۳۲۶ میلیارد ریال در سال ۱۳۵۵ به به رقم ۵۶۲۲۸۸ میلیارد ریال در سال ۱۳۹۰ رسیده است. مقایسه این رقم با میزان تولید ناخالص داخلی( به قیمت‌های ثابت سال ۱۳۷۶ ) در سال ۱۳۵۵ حاکی از افزایش ۲.۳ برابری تولید ناخالص داخلی کشور طی سی و پنج سال است که با افزایش ۲.۳ برابری جمعیت کشور مساوی است ( جمعیت کشور از ۳۳،۷۰۸،۷۴۴ نفر در سال ۱۳۵۵ به ۷۵،۱۴۹،۶۶۹ نفر در سال ۱۳۹۰ افزایش یافته است)، و این به معنای آن است که میزان رفاه کلی جامعه طی سالهای پس از انقلاب هیچگونه افزایشی نداشته است. از اینرو تولید ناخالص داخلی سرانه ( به قیمت‌های ثابت سال ۱۳۷۶ ) نیز از ۷۱۸۹ هزار ريال درسال ۱۳۵۵ به ۷۴۸۲ هزار ریال در سال ۱۳۹۰ رسیده است که حاکی از افزایش بسیاراندکی در حد ۰.۰۴ درصد می باشد که اثباتگر عدم افزایش تولید سرانه و رفاه همگانی در این مدت است.

اگر ارقام نرخ‌های تورم و بیکاری را هم مدنظر قرار دهیم ملاحظه می شود که در طول سال‌های ۱۳۵۴- ۱۳۵۶ اقتصاد ایران دارای یک نرخ متوسط سالانه تورم ۱۵.۶ درصدی بوده است که این نرخ در دوره دولت احمدی نژاد (۱۳۸۴- ۱۳۹۰) به متوسط سالانه ۱۵.۸ درصد رسیده است. نکته قابل توجه اینکه نرخ دو رقمی تورم، که از ابتدای دهه ۵۰ با افزایش درآمد نفتی و تزریق آن به اقتصاد ایران شروع شده، درهمه سال‌های پس از انقلاب، به رغم فراز و فرود‌های اقتصادی و سیاسی کشور، پایدار مانده و در سال ۱۳۹۰ بالغ بر ۲۱.۵ درصد بوده است. روند مشابهی را هم برای نرخ بیکاری شاهدیم بگونه‌ای که بررسی روند نرخ بیکاری نشان می دهد که این نرخ از ۱۰.۱ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۱۲.۳ درصد در سال ۱۳۹۰ افزایش یافته و در این سال جمعیتی معادل ۲.۸۷۷ میلیون نفر در کشور با مشکل بیکاری مواجه بوده اند. نکته قابل توجه اینکه برپایه گزارش مرکز آمار ایران نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله در سال ۱۳۹۰ برابر ۲۶.۵ درصد بوده، و اینهم نشانه‌ای از حاد بودن این مشکل برای اقتصاد ایران در گذر زمان است.
این ارقام بخوبی نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران در " تولید اقتصادی " برغم بهره مندی از منابع طبیعی غنی و درآمد نفتی چشمگیر نتوانسته کارنامه قابل قبول و الگوی موفقی ارائه کند. با توجه به این کارنامه، در مورد " تولید فرهنگی " ، " وضعیت اجتماعی " و یا " آموزه‌های دینی و اخلاقی "، که مدعای اصلی حاکمان کنونی نظام مستقر است، آیا می توان ارزیابی بهتری از این وضعیت اقتصادی داشت؟ و اینکه آیا جامعه امروز ایران در مقایسه با گذشته دیندارتر و اخلاقی تر شده است؟ از آنجا که وضعیت دینی و اخلاقی جامعه را نمی توان به تمامی از طریق پژوهش‌ها و شاخص‌های کمی، آنهم با شرایط خاص جامعه ایران، اندازه گیری و ارزیابی کرد طبعا داوری دراین زمینه بسیار مشکل است ولی اگر بخواهم بطور شهودی حکم به ظواهر و علائم جاری بکنم بنظرم در این عرصه نیز وضعیت چندان بهتر از وضعیت اقتصادی نیست اگر بدتر نباشد! حال سئوال این است که امورات نظام مستقر درایران چگونه می گذرد؟ و جامعه‌ای که تولید چندانی اقتصادی ندارد چگونه روزگار می گذراند؟
پاسخ اینکه امورات جاری نظام مستقر با درآمد نفت و بصورت غریزی می گذرد، و چون " تولید اقتصادی " به معنای واقعی در جامعه وجود ندارد غالب کارکنانی که حقوق بگیر حکومتند برای گذران روزگار و اینکه مشغول باشند و نشان دهند که کاری می کنند به " تولید مصنوعی " روی می آورند و بستگی به جا و مکانی که دارند این " تولید مصنوعی " فرق می کند! در دستگاههای امنیتی و نظامی این " تولید مصنوعی " در قالب « توهم توطئه » ظهور و بروز داشته و هراز گاه در قالب سناریویی گریبانگیر عده‌ای از شهروندان بی‌پناه می شود، و دراین ملک از میان شهروندان کدام صنف و گروهی را می توان از " روزنامه نگاران " بی‌پناهتر یافت؟ این است که ما هراز گاه برای اینکه کارکنان وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی و نظامی و دادگاه انقلاب بیکار نباشند و حقوق گرفتنشان توجیه داشته باشد شاهد حمله و هجوم به این صنف و بازداشت فله‌ای و زندانی بدون دلیل آنها هستیم! آخرین پرده این " توهم توطئه " هم در یکماه اخیر در یورش به دفاتر چهار مطبوعه اصلاح طلب و بازداشت و زندانی کردن ۱۶ روزنامه نگار انجام گرفت.
کالبدشکافی تک یک این سناریوها و " توهم توطئه "‌ها در حوصله این مقال نیست اما من به یکی از آنها که خودم بطور مستقیم درگیر و پیگیر ماجراهای آن بودم، اشاره می کنم تا معلوم شود چقدر دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی و قضایی ما گرفتار « توهم توطئه » اند، و مسئولان اداره نظام بجای آنکه هدایتگر این دستگاهها، و بطورکلی نظام بوروکراسی و جامعه ایران به سمت " تولید اقتصادی " باشند، در دام اینها گرفتار و از هدف اصلی بازمانده اند. درشهریور ماه سال ۸۳ خبر بازداشت چند وبلاگ نویس همزمان با انتشار سرمقاله کیهان بقلم نماینده ولی فقیه و مدیرمسئول این روزنامه با عنوان " خانه عنکبوت " منتشر شد، و دراین جریان بود که ماموران نیروی انتظامی برای بازداشت فرزند من حنیف هم اقدام کردند، و چون نتوانستند اورا پیدا و بازداشت کنند با من تماس گرفتند و خواستند که به آنها برای بازداشتش کمک کنم. درآن روزگار چون هنوز من به قانونمداری در اداره کشور باور داشتم از آنها خواستم اگر اقدامشان قانونی است حکم احضار بفرستند و آنها اکراه داشتند تا اینکه سرانجام نامه احضاریه با امضای اداره اماکن نیروی انتظامی را فرستادند و درآن نامه خواسته شده بود که حنیف خود را به دفتر آنها درخیابان مطهری معرفی نماید. جالب اینکه من بهمراه حنیف صبح ساعت ۸.۳۰ دقیقه با نامه به دفتر اماکن درخیابان مطهری مراجعه کردیم اما پس از یکساعت معطلی ما را به دفتر دیگری از نیروی انتظامی در میدان نیلوفر ارجاع دادند. من بهمراه حنیف به آنجا رفتیم در آنجا هم کلی ما را معطل کردند تا اینکه فردی آمد و بالاخره ما را تحویل گرفت و گفت ما فقط می خواهیم چند سئوال از حنیف بپرسیم بنابراین شما بروید و پسرتان امروز و حداکثر تا فردا پس از پاسخگویی به این سئوالات خواهد آمد، و از اینجا بود که من بدلیل بدقولی و بد عهدی اینان سخت درگیر این ماجرا شدم. دراین مسیر بود که متوجه شدم این سناریوی " توهم توطئه " توسط کیهان و تیم امنیتی نظامی مرتبط با سرمقاله " خانه عنکبوت " کلید خورده، با مدیریت و هدایت قاضی مرتضوی اجرایی و با استفاده از معاونت حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی به فرماندهی سردار قالیباف عملیاتی شده است، و بدلیل اینکه مجموعه این ماجرا وجه حقوقی و قانونی درستی نداشت بازداشت شدگان در این سناریو را که ۲۳ نفر شده بودند در یک زندان مخفی و غیر قانونی جای داده بودند. چون من در آن دوران با نوشتن نامه‌های سرگشاده روند این ماجرا و پیگیری‌هایم را انتشار داده‌ام و علاقمندان می توانند بدانها رجوع کنند از شرح آنها در می گذرم اما سرانجام این پیگیریها منجر به این شد که پس از آزاد شدن بدون محاکمه این بازداشت شدگان هیات پیگیری و نظارت براجرای قانون اساسی نهاد ریاست جمهوری در دولت خاتمی با جمعی از این بازداشت شدگان دیدار و گزارشی را دراین باره تهیه کند که نشانه بی‌پایه بودن این بازداشتها و اقدامات انجام شده بود. مشروح این گزارش در کتابی که این هیات در باره عملکردش در دولت خاتمی انتشار داده، آمده است. همزمان رئیس قوه قضائیه هم وارد رسیدگی به این موضوع شد و پس از دیدار با جمعی از این بازداشت شده‌ها دستور تشکیل یک هیات سه نفره را برای بررسی به این ماجرا داد، و سخنگوی این هیات(حجت الاسلام علیزاده رئیس وقت دادگستری استان تهران) پس از بررسی موضوع در مصاحبه‌ای علنی اعلام کرد برای این هیات معلوم شد که این افراد بازداشت شده نه تنها تقصیر بلکه قصور هم نداشته اند و برای همه آنها قرار منع تعقیب صادر شده است! و بدینگونه پس از گذشت شش ماه معلوم شد که سناریوی " توهم توطئه " ملاحسین در کیهان و قاضی مرتضوی و...، " خانه عنکبوت " ی پیچیده بر ذهن و دل ایشان بوده است اما هزینه‌اش را جمعی از شهروندان بی‌پناه و خانواده‌های آنها پرداختند!
ما عین این سناریوهای " توهم توطئه "‌ای را در سالهای گذشته پی در پی در برخورد با " روز نامه نگاران " شاهد بوده ایم. درسال گذشته و قبل از برگزاری انتخابات مجلس نهم شاهد بودیم که تعدادی از " روزنامه نگاران " را به اتهام بی‌اساس ارتباط با رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور بازداشت و زندانی کردند اما پس از گذشت دوسه ماه همه آنان را بدون محاکمه آزاد کردند، و در یکماه اخیر و در حالی که قرار است در خرداد ماه سال آینده انتخابات ریاست جمهوری و شوراها برگزار شود شاهد اجرای این سناریوی تکراری طبق معمول در مورد " روزنامه نگاران " هستیم. دو بیانیه‌ای که وزارت اطلاعات در توجیه این بازداشت‌ها داده است جز داستانسرایی و بازگویی این " توهم توطئه " نیست، و باید تاسف خورد که کار انقلاب و نظام به کجا رسیده است که شاهد صدور چنین بیانیه هایی مسخره و سراسر دورغی از سوی وزارت فخیمه اطلاعات هستیم! و صد البته تاسف باید خورد برای حاکم شدن چنین نگرش " توهم توطئه "‌ای بر سراسر ارکان حاکمیت جمهوری اسلامی بگونه‌ای که هم اکنون چهره‌ها و کارگزاران اصلی آن شده اند افرادی چون حسین شریعتمداری، مرتضوی، مصلحی، طائب، نقدی،...و فکر می کنم که نظام مستقر با داشتن اینها دیگر نیاز به هیچ دشمنی ندارد، و همین‌ها با " توهم توطئه "‌شان کار نظام را تمام می کنند!



   نظرات

saeed :

مطلب جالب و بجايي نوشتيد.اين توهم توطئه را بنده از همان نوجواني در مدرسه سراغ دارم و برنامه هاي تلويزيوني سياسي و شايعات عجيب درباره اشخاص و مذاهب دگرانديش و تحليلهايي كه آقا گاه و بيگاه با سخنرانيهاي مملو از كلمه "دشمن" ايراد ميكردند برايم بسيار آشناست.

 

قینان :

سلام-همان روزنامه نگارانی که به قول شما به دلایل و اتهامات بی اساس به جرم ارتباط با رسانه های فارسی زبان خارج از کشور بازداشت شدند حالا کجا هستند جز در پناه همان رسانه های خارج از کشور- اگر قبلاً شک بود الان که دیگر شک نیست و اثبات شد این داستانسرایی وزارت اطلاعات اگر توهم بود هم اینک که به واقعیت پیوسته و نقابها را بالا زده اند-آیا دخالتهای بیگانگان در امور کشور از اول انقلاب ،کودتاهای خنثی شده،ترورهای مسئولین، راه اندازی درگیریهای قومیتی و تجزیه طلبانه، جنگ تحمیلی هشت ساله که خود مدعی شرکت در آن هستی !!!فشار به بهانه های هسته ای ،خقوق بشر، تحریم های ناجوانمردانه اینها توطئه نیست؟ آیا سخنرانی ای هست که رییس جمهور امریکا بکند و نام اهانت امیز یا تهدید ایران در آن نباشد آیا باز هم توهم نوطئه است آیا فکر کردن در اینکه چرا اینقدر برای مقابله با انقلاب ایران هزینه میکنند خیلی سخت است باز هم توهم توطئه است؟ توقع ندارم این را نمایش دهی لااقل با پسرت بخوان و کمی تدبر کن توطئه را خواهی دید همین که اختیار سمت و جهت قلمت دست خودت نیست جزیی از توطئه است مزروعی در دام توطئه افتاده ای هنوز میگویی توهم توطئه-راه بازگشت هیچگاه بسته نیست

مزروعی : باسلام، طبق معمول من نظر شما را که بدون اسم و رسم و ادرس مشخص است و حتی حاضر نیستید با اسم و رسم مشخص مسئولیت ابراز نظرتان را بپذیرید، انتشار می دهم تا شما مطمئن شوید که خوانده ام و اعلام می کنم امثال این منطق را بارها شنیده و خوانده ام و هیچ نکته جدیدی برای من ندارد و اینکه دیگران هم با منطق شما آشنا شوند! راستی شما فکر می کنید روزنامه نگارانی را که با بهانه های واهی بازداشت و زندانی و از کار بیکار می کنند و به آنها اجازه کار نمی دهند، برای گذران زندگی شان چه باید بکنند؟ خوب اگر اینها برای گذران زندگی به خارج روند و با رسانه های خارج از کشور کار کنند چه فرد یا نهادی مسئول این وضعیت است؟ و باز باید یقه روزنامه نگاران را گرفت که چرا به خارج رفته اند؟ و...ظاهرا شما عادت به همان نظریه توطئه دارید و می خواهید با توسل به این نظریه برخوردهای نادرست و نظام سوز را نادیده بگیرید و اینکه این عملکرد برخی نهادها درجمهوری اسلامی بوده است که روزنامه نگاران به خارج کوچ داده است و نه اینکه آنها خواهان این دوری بودند.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007