« خاطرات حاج سیاح | صفحه اول | روابط ایران و همسایگان »

25 دی 91

نفت و تهدید علیه امنیت ملی

" امنیت ایران همواره با نفت رابطه مستقیم داشته و همیشه بخشی از دیدگاه صاحب نظران را درنگاه به ایران مسئله نفت و منابع نفتی ایران تشکیل می داده است.
نفت بیش از 80 درصد درآمد ارزی کشور را تامین می نماید و ارتباط اقتصاد ایران با دنیا عمدتا از طریق این صنعت صورت می گیرد. از اینرو، با توجه به وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای حاصل از نفت، امنیت ملی از متغیرهایی خارج از مرزها نیز تاثیر می پذیرد.

رابطه مستقیمی میان امنیت ملی ایران و قیمت های جهانی نفت وجود دارد. هرچه بحران درقیمت جهانی نفت افزایش یابد، حساسیت امنیتی کشور نیز افزایش می یابد. لذا اقتصاد تک محصولی ایران یکی از چالش های امنیتی ایران محسوب می شوند که در کنار اینکه منجر به کندی رشد و توسعه اقتصادی شده است. با رقیب قرار دادن دیگر کشورها و در نتیجه وا گرایی نسبت به کشورهای دیگر منطقه، نا امنی را برای ایران باز تولید می کند.
هر قدر بازار جهانی و کشورهای مختلف به نفت و گاز ایران بیشتر وابسته باشند، مجبور خواهند بود که از امنیت تداوم تولید و جریان نفت و گاز ایران حراست کنند و این به نو به خود مستلزم داشتن جایگاه مناسب در بازار جهانی انرژی (نفت و گاز)، برقراری آرامش و امنیت ایران خواهد بود. لذا افزایش نقش ایران درتامین امنیت انرژی مصرف کنندگان به تامین امنیت ملی ایران نیز کمک می کند، به میزانی که این نقش به حداقل می رسد و قابلیت جایگزینی و حذف می یابد، تهدیدی علیه امنیت ملی کشور خواهد بود."( امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران تالیف دکتر حسن روحانی ص 105)
با خواندن این فرازها چه در می یابید؟ با توجه به اعمال تحریم های شدید اقتصادی علیه صنایع نفت و گاز کشور و خرید نفت، و جایگزین کردن تولید دیگر کشورها بجای ایران و حذف تدریجی کشورمان از بازار نفت، آیا برپایه این نگاه تهدیدات علیه امنیت ملی کشورمان به اوج نرسیده است؟ و آیا « جنگ نفت » ی در راه است؟ و آیا حاکمیت اقتدارگرای کنونی درکی و فهمی از این تهدیدات دارد؟ و آیا...



   نظرات

:

رابطه مستقیمی میان امنیت ملی ایران و قیمت های جهانی نفت وجود دارد. هرچه بحران درقیمت جهانی نفت افزایش یابد، حساسیت امنیتی کشور نیز افزایش می یابد. لذا اقتصاد تک محصولی ایران یکی از چالش های امنیتی ایران محسوب می شوند که در کنار اینکه منجر به کندی رشد و توسعه اقتصادی شده است. با رقیب قرار دادن دیگر کشورها و در نتیجه وا گرایی نسبت به کشورهای دیگر منطقه، نا امنی را برای ایران باز تولید می کند.متاسفانه تحریم های فشرده در عرصه بین المللی هم یکی از پروژه نابودی حاکمیت ملی ماست که فکر می کنم سرمایه داری تجاری انگلی ایران تعهدی نسبت به ان ندارد. اکثریت مراجع از این بحران ها هشدار به دولت دادند ولی دولت ارتجاعی و انجمن حجتیه گوشش به ان بدهکار نیست. امیدو.ارم شرایط برای یک انتخاب بهتر فراهم شود و بزرگان و دانشمندان کشور به ان بیشتر فکر کنند.

 

Amin :

جناب مزروعی با سپاس فراوان
احتراما به عرض میرسانم تحریم نفت از یک رو چندان پدیده بدی هم نیست !
اول اینکه مردم ایران همواره به یک دولت پولدار که پول نفت را میگرفت و همواره در بازار دخالت میکرد و جولان میداد و برای مردم تکلیف مشخص میکرد و کم یا زیاد سعی میکرد که فضا را آنگونه در صلاح دید زعمای قوم میگنجد اداره کند، عادت داشتند. این مردم هر از گاهی هم برای نیازهای خود به دولت پولدار فشار میآوردند و آنرا تلکه میکردند. مثل قضیه بیمه های کشاورزی و یا صنایع نساجی و یا صنایع خودرو سازی.
دوم اینکه دولت همواره خود را وکیل مردم که هیچ، قیم مردم میدانست و کم یا زیاد با نمایندگان یا به تعادل میرسید و تعامل میکرد و یا به رجحان میرسید و از آن عبور میکرد و کسی را چندان در تصمیمات کلانش شریک نمیدانست. گاهی سیاستها رنگ و بوی سوسیالیتی میگرفت و گاهی سرمایه داری. گاهی بورژوازی کمرنگ و گاهی پوپولیستی پر رنگ.
همه داد میزدند که از تولید باید حمایت شود ولی به وارد کننده وام و فاینانس و ریفاینانس میدادند !
گذشت و به قول محمود آن ممه را لولو برد !
خوب بردش دیگر !
حالا مردم میداند که باید مالیات بدهند اگر میخواهند دولت به امور جاریه برسد ولی کدام مالیات ؟
من کارمند و کاسب شاید مجبور باشم مالیات بدهم. من که با فلان شرکت دولتی دارم امور پیمانکاری انجام میدهم شاید باید مالیات بدهم ولی تاجران بزرگ که کرور کرور جنس وارد میکنند و با کارت بازرگانی فلان روستایی که به قیمت 500 هزار تومان کرایه اش کرده اند چه ؟ آنان که آنقدر دارند که نیاز به انبار عمومی ندارند که با ردیف انبار لو بروند. آنان که با اسامی مخفف از گمرک روی لاین سبز رد میشوند و تا بحال به خط زرد و قرمز بر نخورده اند چه ؟ بگذریم.
آن گردن کلفت ها یا باید از این به بعد به جیب دولت پول بریزند تا اجازه داشته باشند جیب مردم را خالی تر کنند و مردم را بدهکار تر یا باید جمع کنند و کار را به تیم های اقتصادی خودمانی تر بسپارند.
حالا خوبی قضیه کجا است ؟؟
اینجا که اصولا تیم های اقتصادی خودمانی تر که به دلیل پشت پرده آهنین کسی جرئت نام بردن از ایشان را ندارد، فقط خودمانی ترند ولی با سواد تر نیستند. از سوی دیگر تا جلوی دماغشان را هم میبینند و کمتر به حمایت از صنایع داخلی اهتمام میورزند. اینگونه تنها تولید کنندگانی باقی میمانند که میتوانند کیفیت اجناس را با افزایش بهره وری حفظ و قیمتشان را در این وانفسای تورمی نگه دارند. در این صورت تحقیقات ارزش پیدا میکند و علم دانشگاهی مجبور است به صنعت یاری رساند.
عملا بعد از مدتی دو گروه خصوصی و تیم اقتصادی خودمانی تر در می یابند که باید به جای اینکه پول دلالی نفت را بریزند در جیب خارجی ها بیایند و در بورس یا شرکتهای قدرتمند باقی مانده هزینه کنند.
اینگونه یک سیکل باطل دیگر شروع میشود ....ولی علم و تولید و بهره وری خواهد ماند و خودمانی تر ها میروند....
زمان لازم است برادر

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007