« پاسخ به 7 نظر | صفحه اول | به عمر شما قد نمی دهد !؟ »

20 فروردین 85

آیا دانستن حق مسلم مردم نیست؟

یادش بخیر روزنامه «صبح امروز» در لوگوی خودش این جمله را قرار داده بود که «دانستن حق مردم است» و لابد به همین جرم مدیر مسئولش (آقای حجاریان) ترور شد و بسیاری از نویسندگانش به دادگاه احضار و محاکمه و زندانی شدند که آخرین‌شان (آقای گنجی) اخیرا پس از تحمل شش سال زندان با اعمال شاقه آزاد شد و البته روزنامه هم به عنوان «پایگاه دشمن» همراه با 22 مطبوعه دیگر ظرف 48 ساعت در روزهای آغازین اردیبهشت ماه 79 با اعلامیه رئیس دادگستری استان تهران که همزمان مسئولیت دادستانی را هم بعهده داشت با استناد به مواد 12 و13 قانون اقدامات تامینی مصوب سال 1339 «توقیف موقت» و به نشریات مرحوم شده پیوست! لازم به ذکر است که استناد به قانون اقدامات تامینی برای برخورد با مطبوعات و توقیف آنها را باید از بدایع روزگار ما و ابتکارات دست اندرکاران امر قضا در جمهوری اسلامی ایران دانست و البته آنکه دست به اینکار زده بود بعدها در یک سخنرانی گفته بود که اگر این قانون هم نبود با استفاده از بیل و گلنک این «پایگاههای دشمن» را درهم می شکستم.


خوشمزه اینکه صدا و سیمای انحصاری جمهوری اسلامی ایران که دست فلک را در گزینش وتحریف و جعل و…خبر ازپشت بسته و نگاه یکسویه و جانبدارانه و اقتدارگرایانه آن به عالم و آدم روشن است یکی از خبرنگارانش پس از سفر جمعی از روزنامه نگاران ایرانی به کردستان عراق در تابستان سال گذشته به من زنگ زد و با سئوالاتی بازجویانه خواهان پاسخگویی بنده به سئوالاتش شد و وقتی من گفتم که با استفاده از حقوق شهروندی ام نمی خواهم مصاحبه کنم برآشفت وشب با تیتر «آیا دانستن حق مردم نیست؟» خبر داد که مزروعی رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران حاضر به مصاحبه و پاسخگویی راجع به سفر روزنامه نگاران ایرانی به کردستان عراق نشده است و…و اینگونه مدافع حق دانستن مردم شد! بررسی عملکرد این رسانه ملی در این مطلب هدف نیست اما مدیریت ده ساله آقای لاریجانی بر این دستگاه آنچنان فرهنگ و نگاهی را بر ایشان حاکم کرده است که هم اکنون در مقام دبیر شورایعالی امنیت ملی در حال تسری دادن این رویکرد و بینش به همه عرصه های فعالیت سیاسی و اجتماعی (احزاب و مطبوعات و…) است و امثال ایشان که دستیابی به فن آوری هسته ای را حق مسلم مردم ایران می دانند و لابد برای تحقق آن خود را مجاز به هر کاری می دانند دائم در حال صدورنامه و فرمان و… خطاب به رسانه ها و…هستند که چه منتشر کنند و چه نکنند و ظاهرا قرار است تا اطلاع ثانوی برای تحقق یک حق مسلم از طرف مقامات مسئول همه حقوق دیگر از جمله «حق دانستن مردم» که مهمترین حق زندگی انسانی تعطیل شود تا مقامات کار خود را با خیال راحت به پیش برند !

تبلیغات شبانه و روزی دستگاههای رسمی و غیر رسمی و سیاستهای متخذه در دولت جدید در عرصه داخلی وخارجی همه درجهت این است که به ایرانیان در هر جای این کره خاکی بقبولاند که فن آوری هسته ای حق مسلم مردم ایران است و اگر ما به این حق دست بیابیم ایران زیر و رو و همه مشکلاتش حل می شود و بنابراین برای دستیابی به این حق ذره ای نباید در مقابل مخالفتهای خارجی و دیگر کشورها کوتاه آمد و ...

خوب اگر اینها مواضعی بر حق و درست است و قدرت اقناع دارد اگرافراد وگروههایی درایران با این موضوع به این شکل مخالف باشند و نظر خود را اعلام کنند چه اتفاقی می افتد؟ و اصولا آیا مردم برای موافقت یا مخالفت نباید با دیدگاهها و نظرات مختلف در این باره آشنا شوند؟ اگر قرارباشد افراد و نهادهایی خاص بجای همه مردم تصمیم بگیرند و مردم هم ناچار به تایید و پیروی از این تصمیمات بدون هرگونه چون و چرایی باشند دیگر چه جای فعالیتی
برای احزاب و گروههای سیاسی می ماند؟ اگر حزبی نتواند درباره موضوعی که به سرنوشت و آینده کشور مربوط است و بگونه ای به حیات و ممات هر ایرانی وابسته شده است بیانیه صادر کند و اگر صادر کرد جلوی انتشار آنرا بگیرند و حتی حزب را از چاپ بیانیه در خبرنامه داخلی و برای اعضایش منع نمایند و از طرق مختلف به مسئولان حزب هشدار و اخطار دهند دیگر چه حزبی باقی می ماند مگر آنکه بله قربان گو و تایید کننده تصمیمات از بالا باشد؟ آیا این اثبات همان مدعا نیست که برخی در همه سالهای پس از انقلاب تبلیغ کرده اند نظام جمهوری اسلامی ایران با ساخت حقوقی موجود ظرفیت فعالیت حزبی را ندارد؟ جالب آنکه دایره سانسور و محدودیت در باره بحث و نظر پیرامون پرونده هسته ای آنچنان در حال گسترش و پهن شدن است که رسانه ها را از انتشار هرگونه خبر وتحلیلی که بنحوی می تواند مرتبط با آن باشد مثل تحریم اقتصادی و ... و حتی نرخ سود تسهیلات بانکی! منع کرده اند و معلوم نیست که با این حجم از آزادی بیان و مطبوعات در ایران روزنامه نگاران دیگر چه کار می توانند بکنند؟ و...

یادم می آید در بهمن ماه سال 81 به استرالیا رفته بودم و این ایام مصاد ف شده بود با آماده سازی آمریکا وکشورهای موتلفش برای حمله به عراق، «وجان هاوارد» نخست وزیر استرالیا هم برای اعلام همبستگی اش به آمریکا سفر کرده بود. درهمین ایام گروههای مخالف جنگ دراسترالیا (و البته در بسیاری از کشورها از جمله آمریکا و انگلیس) تظاهرات عظیمی را علیه جنگ و همراهی دولتشان با آمریکا و انگلیس برای حمله به عراق درملبورن و سیدنی برپا کردند که من نیز از نزدیک ناظر آنها بودم و به اعتراف رسانه ها این تظاهرات بزرگترین حرکت اعتراضی نسبت به دولت در تاریخ معاصر استرالیا بود، وبه همین دلیل وقتی نخست وزیر استرالیا به کشورش برگشت اولین سئوال خبرنگاران از او در این باره بود واینکه واکنش دولت چیست؟ جان هوارد پاسخ داد کشور ما کشور دموکراتیکی است و حق آزادی بیان و...در آن برسمیت شناخته شده و دولت به آن احترام می گذارد. ما و همه شهروندان صدای اعتراض مخالفان را شنیدیم اما دولت من بر پایه رای و شیوه ای دموکراتیک به قدرت رسیده است و بر همین پایه تشخیص داده ایم در جنگ در عراق مشارکت نماییم و مسلما شهروندان عمل ما را پیگیری و ارزیابی می نمایند و در انتخابات آینده نشان خواهند داد که سیاست ما را تایید می کنند یا به معترضان روی می آورند و از این طریق امور بر پایه رای و نظر مردم به پیش می رود. ملاحظه می شود که با چنین نگاه و رویکردی هم دولت سیاستهای خودرا اعمال و به پیش می برد و هم حق آزادی و دانستن مردم رعایت می شود و هم اینکه در هر حال این خواست و نظر اکثریت مردم است که جریان می یابد و موجبات همراهی آنان را با دولت فراهم می آورد و دستیابی به هر حقی دلیلی برای نادیده گرفتن یا نابودی حقی دیگر نمی شود اما در ایران ما گرفتار مصیبت اقتدارگرایانی شده ایم که ظاهرا به هیچ قاعده و قانونی در اداره کشور پایبند نیستند و انتظار دارند که دیگران همه تابع و مطیع آنان باشند و این چنین است که «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» اما «دانستن حق مسلم مردم نیست».



   نظرات

حقگو :

اگه مردم بدونند اونوقت کی می خواد این وسط جولان بده!

 

علي اصغر شفيعيان :

آقای مزروعی عزیز! حق مسلم را باید گرفت، حق گرفتنی است نه دادنی. آیا دوستان مشارکتی به غیر از تریبون دولت و مجلس می توانند الان حق خود را در استفاده از رسانه ها بگیرند؟! باید راهکار دستیابی به حق را جستجو کرد نه نق زد و به دست دیگران نگریست تا کرم بنمایند و حق را قطره چکانی به شما بدهند. پیروز باشید.
نگاه کنید به مطلبی در همین باره
http://shafieyan.blogspot.com/2006/03/blog-post_04.html

 

يدالله :

جناب آقاي مزروعي كلامت ياد آور آزادي و پيامت ياد دكتر شريعتي را در ذهن متبادر ميسازد ومن را بياد سخنان زيبايت در بهار 77 در دانشگاه شهيد چمران اهواز مي اندازد . اگر امكان اطلاع رساني بود همه آزادي خواهان نظريه پردازي حقيقت گو و دل سوز مثل شمارا تنها نم گذاشتند امادر زمانه ماهم مثل زمانه همه خوبان عالم است.كه انسانهاي نالايق هميشه وقتي به قدرت مي رسند رسالت خود را در خفه كردن صداي حق گويان ميداننداشاره شما به لاريجاني واقعا بحق است اما من در تعجب هستم كه در سرزميني كه وجب به وجب سرزمين آن با خون شهيدي زنگين است و پيام همه آنها آزادي است چگونه كساني به قدرت ميرسند كه به اسم حكومت اسلامي سليقه مستبدانه خودرا بر مردم جنگ ديده انقلاب كرده زجر كشيده جور ستم ديده تحميل مي كنند.وآزادي را كه خواست همه ايرانيان است . بنام امنيت نابود ميكنند.يعني حقيقتي را برعليه حقيقت ديگر بكار ميگيرند.آنان كه درمد و لباس و موي سر و زينت شخصي خود سعي در حفظ سنت دارند در حكومت كردن سنتها و كتاب و قرآن عترت را فداي سليقه خود ميكنند. و متعجبم كه چه بي درد سر حكومت ميكنند . من بعنوان يك شهروندكه دراين سرزمين زندگي ميكنم از آقاي لاريجان شاكي هستم بخاطر اينكه در اين مدت ده دوازده سال او با سرمايه من ايراني آرامش راازمن و خانواده ام گرفته و تبليغات شبانه روزي و دور از عدالت او چه كارها كه نكرده 154 مليارد تومان را از ياد نمي برم كه ازهمه خانواده هاي ايراني به يغما برد.جالب است كه ايشان كه سرمايه و مغز و اعصاب و فكر مارا با صداو سيما كه تاثير گزار ترين رسانه است .در معرض بدترين بمبارانهاي تبليغاتي قرار داده بود كوچكترين اعتراض و انتقاد را به دادگاه ميكشاند . يادم نمي رود كه خواننده محبوب آقاي حسين زمان كه صداي او از سيماي لاريجاني پخش نمي شد گفته بود صدا وسيما انحصاري عمل ميكند . اوتوسط سيماي لاريجاني به دادگاه رفت و در آنجا مجبور به استغفارش كردند يادمان رفته كه حكومت اسلامي با نام محمد و علي عجين است . نام علي با آزادي و عدالت همراه است . نه با استبداد اما نمي دانم تا كي ما بايد عدالت را ذبح شده در پاي سلايق بيگانه از اسلام حقيقي ببينيم.سيماي محمد ص را در نظر بياوريم بقول دكتر شريعتي با آن كلاه دو گوش ريش توپي و گرد لباسي ساده و بي آلايش و متواضع و قيافه پر افاده و كبكبه و دبدبه لاريجاني را و عبوثي چهره او: آقا تورا خدا چه تناسبي مي بينيد . در فرهنگ تلويزيوني او هدف وسيله را توجيه ميكند . اما او را ملت ايران در انتخابات پاسخ مناسبي داد اگر چشم عبرت بين داشته باشد. فاعتنروا يا اولوالا الباب . اما من هر روز به سايتهاي بسته كه به دستور لاريجاني مسدود شده اند سر مي زنم و بي شك اورا دعا نم كنم. بدرود شاد باشيد و حقگو و حق نگهارتان

 

فاران :

جناب مزروعی
با سلام آیا هنوز معتقدید ساختار کنونی پتانسیل اصلاح و حرکت به سوی یک نظام دموکراتیک را دارد ؟

با سپاس

مزروعی : پاسخ به این سئوال به قول اصفهانی خیلی آب می خورد! اما اجمالا ابتدا باید به این سئوالات پاسخ داد که چرا نظام استبدادی وخودکامگی این چنین دیرپا درایران مانده است؟ وچرا علیرغم بیش از صد سال تلاش ومبارزه ایرانیان
برای دستیابی به آزادی ومردم سالاری و...هنوز اینها محقق نشده است؟ و...تا وقتی ما پاسخهای درست و دقیق برای اینها نیابیم طبعا پاسخ من به سئوال شما
نارسا خواهد بود . در سایه پاسخ به این سئوالات بنده به راهبرد اصلاح طلبی
(دربرابر راهبردهای محافظه کاری یا حفظ وضع موجود وانقلاب یا براندازی )
رسیده ام واقتضای چنین راهبردی پذیرش پتانسیل اصلاح در ساختار کنونی ،که خود به دو جزء ساختار حقوقی(حاکمیت) وحقیقی (جامعه) تقسیم می شود وبحثهای مفصلی را می طلبد، می باشد ومن فکر می کنم راه نجات ایران ودستیابی به نظام دموکراتیک از طی این طریق می گذرد هرچند پیمودن آن بسیار سخت ودشوار است وحوصله وصبر وتدبیر و...فراوان می خواهد.

 

م.پ. :

فراموش نکنید که اندکی پس از توقیف آن 22 نشریه مجلس ششم آغاز به کار کرد اما طرح اصلاح قانون مطبوعات را به دستور .... حذف نمود. با کروبی که برای حذف آن طرح خودش را جر داد بعد ها به آن شکل در انتخابات ریاست جمهوری معامله شد. که صراحتا فرزند .... را به دخالت در انتخابات متهم کرد. و مشارکت که آن روز تن به مصالحه داد به و ضعیتی گرفتار آمده که اینک حتی اجازه چاپ بیانیه خود در نشریه داخلی اش را ندارد!!!
شما هم در دفاع از " حق دانستن مردم" کم کو تاهی نکردید.

مزروعی : خوشم می آید از دور دستی بر آتش دارید وبراحتی به دیگران می تازید! متاسفانه هنوز فرصت مناسبی برای آنجه درروز 16مردادما ه 79 وطرح
قانون مطبوعات اتفاق افتاد پیش نیامده است وامید وارم روزی فرصت اینکار فراهم آید اما اگربه مشروح مذاکرات آنروز مراجعه کنید در خواهید یافت که نمایندگان مشارکتی ایستادند ومصالحه نکردند ولی دیگر نمایندگان جبهه دوم
خرداد بدلیل تحلیلی که از شرایط داشتند همراهی نکردند وشد آنچه شد. عزیز
گرامی سیاست وررزی وعمل سیاسی به این آسانی ها که برخی از کنار گود
فرمان لنگش کن می دهند نیست و به عوامل مختلف وبه ویژه تعامل وتوازن
نیروها وقدرت عینی انها بستگی دارد . بطورمثال من هم می توانم خطاب به شما بگویم در دو روز بعد از 16 مرداد که جناح اقتدارگرا نیروهایش را بسیج
کرد وجلوی مجلس آورد وعلیه مجلس ششم واصلاح طلبان شعاردادند وهماورد
طلبیدند شما گجا بودید؟ وچرا به صحنه نیامدید؟ البته در عرصه سیاست راحتترین کار نقددیگران واتهام زنی و...است وآخر اینکه بنده وجدانم راحت
است که در آنروز وامروز به یک گونه حرف زده وعمل کرده ام وکوتاهی نداشته ام وعادت ام این بوده وهست که حرفی را بزنم که می توانم هزینه اش
را هم خودم بپردازم ونه اینکه انتظار داشته باشم دیگران هزینه حرفها وخواسته های مرا بپردازند واگر بهردلیلی نپرداختند آنها را متهم به معامله ومصالحه و...کنم اما خوشمزه اینکه هزینه حرفها وعمل مرا فرزندم پرداخت وگزمگان
این قاعده را برهم زدند وپیام دادند که در این ملک کار سیاسی هزینه اش غیر قابل محاسبه است وباز شما از سازش ومعامله ومصالحه و...سخن می گویید ومطمئن باشید اگر اینها ممکن بود ما کشور خیلی پیشرفته ای می شدیم و...

 

پيام :

آقاي مزروعي، درود بر شما. اي کاش ساير اصلاح طلبان نيز صراحت و شجاعت شما را داشتند. اگر کمي از اين صراحت و شجاعت در دولت خاتمي و مجلس ششم وجود مي داشت، نه تنها اصلاحات به شکست نمي انجاميد، بلکه امروز کمتر کسي جرات مي کرد انرژي هسته اي را به زور در حلقوم مردم بچپاند و حق دانستن را از آنان دريغ نمايد.

 

a :

دیدید که حق مسلم خودمونو گرفتیم شما ودولت خاتمی باید پاسخگوی بی لیاقتی ها باشید که با تعلیق غنی سازی ما رو عقب انداختند

مزروعی : نمی دانم از کدام حق حرف می زنید اما اگر منظورتان غنی سازی است اتفاقا آنچه آقایان ادعا دارند در سایه سیاستهای دولت خاتمی میسر شده است ونه سیاستهای تنش زای دولت جدید ! اما از قدیم گفته اند شاهنامه آخرش خوش است از اینرو زیاد عجله در لیا قتمندی این دولت وبی لیا قتی قبلی ها نکنید که هنوز این موضوع به سرانجام نرسیده وباید دعا کرد که آقایان برای دستیابی به این حق مسلم دیگر حقوق مسلم مردم ایران راپایمال نکنند وبرای دستمالی قیصریه جمهوری اسلامی ایران را به آتش نکشند.

 

mehdi :

آقای مزروعی عزیز!
راه رفع این فشارها، نشستن و نق زدن از «نداشتن آزادی» نیست. مطبوعات را می گوییم که شکننده اند و معذورات مالی دارند و اگر دست به اعتراض بزنند کسانی از نان خوردن می افتند. اما حزبی به بزرگی مشارکت، نه تنها باید اعتراض و اعلام موضع کند که باید فشارها را هم به اطلاع هوادارانش برساند. حزب باید با قدرت عمل کند. لازم نیست حتمآ اپوزیسیون باشید تا مخالفت کنید.
یا حق!

 

حسين زمان :

دوست عزيزم سلام
از اينكه در وبلاگ شما بحث و روشنگري مي بينم بسيار خرسندم .در مقاله عزيزي ديگر بنام آقاي يدالله نسبتي ناروا به اينجانب داده شده كه آن را بايد اصلاح نمايم اگرچه ميدانم اين برادر بزرگوار مقصود خاصي نداشته اند و آن اينكه من هيچگاه در هيچ محكمه اي در اين نظام از انجام كارهايم عذر خواهي و استغفار نكرده ام و نخواهم كرد و دليل بر اين مدعا فشار حاكمان براي به انزوا كشاندن من مي باشد كه بايد گفت تا حد زيادي نيز موفق بوده اند چرا كه من و امثال من در اين راه همراهي نداشته ايم .
موفق باشيد
حسين زمان

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007