« بودجه عملیاتی و شفافیت | صفحه اول | خبر از ملاء اعلی؟ »

20 دی 91

نظریه خست

اقتصاد ایران از سال ۸۷ به اینطرف به رغم بهره مندی از درآمد بالا و افسانه ای نفت بدلیل سوء مدیریت و بی کفایتی دولت مستقر در شرایط " رکود تورمی " قرار دارد. وجود نرخ های بالای دورقمی بیکاری و تورم و نازل بودن نرخ های رشد اقتصادی و سرمایه گذاری در این سال ها گویاترین شاهد و دلیل براین مدعاست، و بگونه ای وضعیت اسف انگیز و افتضاح است که بانک مرکزی از نیمه دوم سال ۷۸ انتشار آمار مرتبط با نرخ رشد سرمایه گذاری در کشور را متوقف کرده است.

کالبدشکافی اینکه چرا اقتصاد ایران بدلیل عملکرد دولت احمدی نژاد در عرصه های داخلی و خارجی به چنین بلیه و فاجعه ای گرفتار شده است در مقالاتی دیگر واکاوی کرده ام اما با توجه به اینکه در یکسال اخیرشاهد افزایش شدید قیمت ارز و سکه در کشوربوده ایم، در این نوشته تلاش می کنم به شرح یکی از تاثیرات مخربی که این رخداد بر اقتصاد ایران داشته است، بپردازم.

اگر از منظر اقتصاد خرد خانواری را درنظر بگیریم که به ازای کاری که انجام می دهد ماهانه درآمدی دارد،و این درآمد بگونه ای است که خانوارعلاوه بر تامین هزینه های جاری زندگی می تواند درصدی از آنرا ماهانه پس اندازکند و با جمع پس انداز به سرمایه گذاری بپردازد(مثلا برای ساخت مسکن)، این خانوار پس از مدتی در سایه این سرمایه گذاری و سود حاصله، درآمد بیشتری خواهد داشت و در نتیجه می تواند از رفاه بیشتری برخوردار شود و همچنین امکان پس انداز و سرمایه گذاری بیشتر را داشته باشد. از طریق شکل گیری این چرخه درآمد - پس انداز- سرمایه گذاری- درآمد، زندگی این خانوار نه تنها در گذر زمان بهبود و ارتقای کمی و کیفی می یابد بلکه سرمایه گذاری آنها باعت ایجاد اشتغال و رونق بازار کار و تولید و اقتصاد کشور می شود. اما اگر این خانوار بهر دلیلی نتواند پس اندازش را سرمایه گذاری کند و بصورت نقدینه ریالی یا ارز و طلا نگه دارد، هرچند هر زمان که بخواهد برای استفاده در اختیارش هست، اما هیچ فائده ای به خود و دیگران و اقتصاد کشور نرسانده است، و در واقع با « خست »، خود و دیگران را از فوائد تکاثری این پس انداز محروم کرده است.

حال اگر از منظر اقتصاد کلان ملی به موضوع نگاه کنیم کشور هر ساله درآمدی دارد که در قالب تولید ملی محاسبه و اعلام می شود، بخش غالبی از این درآمد صرف هزینه های مصرفی می شود اما بخشی دیگر باید صرف سرمایه گذاری شود تا نه تنها جریان ایجاد اشتغال برای نیروهای تازه وارد شده به بازار کار فراهم آید بلکه با افزایش ظرفیت های تولیدی کشور، هم نیازهای بازار کالا متناسب با رشد جمعیت تامین شود و هم کیفیت زندگی همگان ارتقاء یابد. برای اهمیت همین موضوع است که در مباحث اقتصادی به ویژه مباحث مرتبط با توسعه اقتصادی براین مقوله تاکید می شود که اگر کشوری عقب مانده یا درحال توسعه بتواند در یک دوره طولانی به میزان ۳۵ الی ۴۰ درصد درآمد ملی اش را صرف سرمایه گذاری کند می تواند با دستیابی به نرخ رشد اقتصادی بالای مستمر از دام عقب ماندگی و توسعه نیافتگی رهایی یابد. نمونه عملی چنین کشورهایی را می توان در کشورهای آسیای جنوب شرقی و به ویژه تجربه کشورهای چین و هند مشاهده کرد که در سه دهه اخیر با پیگیری و اجرای چنین سیاستی در حال تبدیل شدن به اقتصادهای توسعه یافته و قوی هستند. آمارهای رسمی اقتصادی منتشره کشورمان نشان می دهد که در سالهای پس از جنگ که فرصتی برای بازسازی و سرمایه گذاری در کشور فراهم شد در بهترین سالها حدود 28 درصد درآمدملی به سرمایه گذاری اختصاص یافته و درنتیجه کشورما هنوزنتوانسته است همپای دیگر کشورهای مشابه خود راه رشد و توسعه را بپیماید و در یک مقایسه جهانی با بسیاری از کشورها و درگذر زمان از آنها عقب افتاده است.

حال سئوال این است که چرا کشورما نتوانسته است به رغم بهره مندی از درآمد نفت درهمه این سالها و به ویژه از سال ۸۴ به اینطرف میزان درصد سرمایه گذاری اش را از درآمدملی به حد مطلوب افزایش دهد؟ و البته آمارهای رسمی حاکی از آن است که در سالهای اخیراین درصد نه تنها افزایش نیافته بلکه کاهش نیز داشته است که نتیجه اش همین " رکود تورمی " دامنگیر اقتصاد ایران و زمین گیر شدن آن آست.

در پاسخ به این سئوال می دانیم که منابع تامین سرمایه در ایران عبارتنداز :۱- بودجه عمومی دولت و شرکت های دولتی،۲- پس انداز بخش خصوصی، و۳- سرمایه گذاری خارجی . در مورد اولی آمارهای رسمی در مورد عملکرد بودجه دولت و شرکت های دولتی حاکی از کاهش منابع برای تامین هزینه های عمرانی در مقایسه با افزایش هزینه های جاری است. در سالهای اخیر به رغم افزایش چشمگیر ارقام بودجه عمومی دولت و شرکت های دولتی، بودجه تخصیص یافته برای سرمایه گذاری به نرخ ثابت نسبت به سال های قبل نه تنها افزایش نداشته، بلکه با کاهش قابل توجه مواجه بوده است. در مورد سومی نیز بدلیل سیاست خارجی تهاجمی و ماجراجویانه دولت مستقر، کشور نه تنها فرصت جلب سرمایه خارجی را از دست داده، بلکه با تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی هزینه های بس سنگینی براقتصاد ایران از ناحیه بازرگانی خارجی وارد شده و هزینه سرمایه گذاری داخلی را هم بالا برده است. از سال 84 بدینسو کمتر سرمایه گذارخارجی رغبتی برای سرمایه گذاری در ایران داشه، و آنهائیکه هم که پیش از این آمده بودند باشرایط حادث ایران را ترک کردند، و کشورمان اکنون با یک خلاء کامل سرمایه گذاری خارجی به ویژه در بخش حساس نفت و گاز و پتروشیمی مواجه شده است.

اما مورد دوم، که ارتباط وثیقی با سئوال طرح شده دارد، یعنی پس انداز بخش خصوصی، دقیقا به رفتار شهروندان و بنگاههای اقتصادی ایرانی برمی گردد و البته می دانیم که اینها نحوه رفتار و عمل اقتصادی شان را برپایه علائم و نشانه هایی که از محیط پیرامون می گیرند تنظیم می کنند. در باره عادت و میل به پس انداز در خانواره های ایرانی باید گفت بدلیل وجود ناامنی و بی ثباتی مستمری که در تاریخ ایران سابقه داشته است، و اینکه در دوران معاصر نیز هیچگونه نظام تامین اجتماعی موثر و قابل اطمینانی برای شهروندان تمهید نشده است، غالب خانوارهای ایرانی عادت به نوعی پس انداز برای روز مبادا دارند اما ترجیح می دهند که پس اندازشان را بصورت نقدی، و آنهم در قالب طلا و ارز در خانه نگه دارند و این عادت باعث شده است میلیاردها تومان و دلار و طلا از منابع مالی کشور درخانه ها حبس و اقتصادملی از بکار گیری این منابع در سرمایه گذاری و تولید و اشتغال محروم شود. رخداد چنین وضعیتی را در علم اقتصاد ذیل « نظریه خست » صورت بندی کرده و در این باره توضیح داده می شود که حبس پس اندازها در خانه ها و پستوها و خارج کردن آنها از چرخه سرمایه گذاری و تولید، اقتصادملی را با مشکل تامین منابع مالی برای سرمایه گذاری مواجه و در نتیجه اقتصادملی را در دام « رکود تورمی » و پیامدهای مخربش گرفتار می کند بگونه ای که بالا رفتن نرخ بیکاری و تورم و گرانی دامن همه شهروندان و از جمله همین خانوارهای پس انداز حبس کرده را هم می گیرد!

حال سئوال دیگر این است که چرا بخشی از خانوارها و بنگاهها برای نگهداری پس اندازشان به تبدیل نقدینه ریالی شان با طلا و ارز اقدام می کنند؟پاسخ اینکه اینهم از تجربه تاریخی و جمعی آنها ناشی می شود که برای حفظ قدرت خرید ریال پس اندازشان در برابر تورم بالا و شرایط نااطمینان باید آنرا به ارز و طلا تبدیل و نگهداری کنند چرا که ارزش ایندو طی زمان حفظ و به لحاظ ریالی متناسب با نرخ تورم یا بیشتر ازآن افزایش می یابد و قدرت خرید شان طی زمان نقصان نمی گیرد. طبعا وقتی شاخک های حسی خانوارها و بنگاههای اقتصادی از وضعیت کلی کشور علائم ناامنی و بی ثباتی دریافت کند ترغیب آنها به انجام اینکار بیشتر می شود، و در این شرایط شاهد هجوم آنها به بازار ارز و طلا و افزایش تقاضا برای خرید ایندو کالا خواهیم بود. آنچه در آذرماه سال گذشته و دوماهه میانه سال جاری رخداد داد و بشدت بر قیمت ارز و طلا افزود جز بازتاب این شرایط نیست و این رفتار و تقاضا و افزایش قیمت ارز و طلا در هر شرایط مشابهی هم می تواند تکرار شود. اینکه اخیراز سوی نائب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفته شده است 18 میلیارد دلار بصورت فیزیکی در دست مردم است به احتمال قوی این رقم باید بسیار بیشتر از این باشد. و البته در ارتباط با این بحث باید نگاهی هم داشت به فرار و خروج سرمایه از ایران که عمدتا از همین پس اندازهای خارج شده از اقتصاد ملی تامین می شود و اینکه چون بخشی از صاحبان پس انداز به شرایط اقتصادی ایران اطمینان ندارند سرمایه خود را به جای امن دیگری می برند و در اقتصادکشورهای دیگر بکار می گیرند که اینهم فرصت سوزی و ضرر دیگری برای اقتصاد ایران است.

خلاصه در شرایطی که اقتصاد ایران سخت به سرمایه گذاری نیازمند است مجموعه رفتار حاکمیت باعث شده است که غالب شهروندان ایرانی برای حفظ پس اندازریالی شان آنرا به ارز و طلا تبدیل و در خانه های خود نگه دارند یا آنرا به خارج از کشورانتقال دهند، و این رفتار ایرانیان را می توان در قالب « نظریه خست » صورت بندی کرد، نظریه ای که بخوبی علت شکل گیری و تداوم " رکود تورمی " موجود در جامعه ما را توضیح می دهد، و اینکه اقتصاد ایران بدلیل عدم اعتماد شدید مردم به حاکمیت زمینگیر شده، که پیامدش جز کاهش نرخ های رشد اقتصادی و سرمایه گذاری و افزایش نرخ های بیکاری و تورم و در نتیجه کاهش رفاه همگانی و افزایش فقر و محرومیت نخواهد بود. رخداد این وضعیت ناشی از شرایط بحرانی و بی ثبات و عدم امنیت و اطمینانی است که دولت احمدی نژاد و حامیانش و در یک کلام حاکمیت اقتدارگرای موجود برای کشور و مردم رقم زده است. در بطن « نظریه خست » براحتی می توان شکاف گسترده دولت – ملت و غیبت حاکمیت قانون و مردمسالاری را در جامعه ایران دید، و اینکه در چنین جامعه ای تولید ملی روز بروز لاغتر و مشکلات اقتصادی و اجتماعی فربه تر خواهد شد.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007