« اقتصاد نفتي و آينده ايران | صفحه اول | اقتصاد ملی دانایی محور »

8 آبان 91

توهم معجزه هزاره سوم

توضیح : در روزهای اخیر خانم رجبی ( همسر آقای الهام از حواریون آقای احمدی نژاد و چهره شاخص و تندروی جبهه اقتدارگرایان ) مبدع اصطلاح « معجزه هزاره سوم » برای دولت احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگاری اعلام کرده است که سکوت پیشه کرده و بطور کلی از عالم سیاست بیرون رفته و استعفا داده است! البته فقط گذشت هفت سال با هزینه سنگین از جیب ملت لازم بود که مبدع « معجزه هزاره سوم » را درمورد عملکرد دولت احمدی نژاد به موضع سکوت برساند، و برای عدم پاسخگویی به انتشار و توزیع هزاران جلدی کتابش به حساب بیت المال به فرار از عالم سیاست وادارد! بماند که برای نگه داری این « معجزه هزاره سوم » برمسند رئیس قوه مجریه اقتدارگرایان در انتخابات ریاست جمهوری خرداد سال 1388 ناچار از انجام کودتا و رای سازی شدند، و در برابر اعتراض مردم به این کودتا دست به سرکوب و جنایت زدند اما دولت کودتا درعمل آنچنان معجزه ای از خود نشان داده که امروز کمتر فردی را درجناح حاکم می توان پیداکرد که منتقد دولت مستقر و شخص احمدی نژاد این « معجزه هزاره سوم » نباشد. از اینروز لازم دانستم به باز انتشار مطلبی با عنوان بالا بپردازم که یکسال پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و در واکنش به این ادبیات مداحی نگاشته و در وبلاگم انتشار دادم تا معلوم شود که پیش بینی اینروزها و سرانجام باورمندان به « معجزه هزاره سوم » و خود معجزه چندان دشوار نبوده است!

***

درایران بدلیل پیچیدگی رفتاری مردم، که ناشی از تجربه تاریخی وزندگی دیرینه ایرانیان در همنشینی با نظامهای استبدادی ودیکتاتوری حاکم می باشد، بازیگران سیاسی در هرسطحی وبه ویژه حکومتگران در مقاطع مختلف از تحلیل درست و واقعگرایانه شرایط باز مانده و بگونه ای وارونگی دچار گشته و فریب شرایط راخورده ومی خورند واین اختصاص به زمان ودوره وگروه خاصی ندارد. برپایه برداشت من غالب ایرانیان حسابگران بسیار ماهری هستند، تا آنجا که بتوانند از حکومت و حکومتگران بار می کشند و خدمت می طلبند و هر گاه به این نتیجه برسند که دیگر به حکومت و حکومتگران برای بار کشی وخدمت امیدی نیست با تمام توان برای تغییر حکومت وارد میدان می شوند که نگو ونپرس! و وای به روزی که دریابند تاریخ مصرف دولت یا گروهی یا فردی تمام شده است به یکباره می بینی که همه طرفدارن دیروز در صف اول مخالفان امروز قرار گرفته اند! پس از روی کارآمدن دولت احمدی نژاد و حاکمیت یکدست اقتدارگرایان بخوبی می توان این بازی خوردگی را در گفتار و رفتار سردمداران و حواریون و طرفداران این جناح مشاهده کرد. چاپ کتابی با عنوان « معجزه هزاره سوم » یا ادبیات روزمره ای که در رسانه های اقتدار گرا با عنوان موج جدید ارزشگرایی ودینداری در جامعه با انتخاب احمدی نژاد، شاهدی بر این مدعاست در حالیکه اینها خود حاکی ازنوعی توهم بیمارگونه است که افراد این جناح بدان دچار گشته اند به این دلایل:

در همه انتخاباتهای ریاست جمهوری پس از انقلاب تنها انتخاباتی که بدور دوم کشیده شد انتخابات دور نهم در سال گذشته بود. در دور اول انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی با6159453 رای نفر اول و آقای احمدی نژادبا 5710354 رای نفر دوم شد(کمتر از بیست در صد آراء ماخوذه).البته در دور دوم انتخابات ابر و باد و مه و خورشید و فلک و نیروهای غیبی و مشهود در نهادهای نظامی وغیر نظامی به یاری احمدی نژاد برآمدند وبا یک برنامه سراسری تخریب علیه هاشمی توانستند نزدیک به هفده میلیون رای برای ایشان از صندوقها در آورند و ایشان ریئس جمهور شدند! در بهترین شرایط که فکر کنیم مولای درز آرای ایشان نمی رود ایشان حدود 35 درصد آرای ایرانیان دارای حق رای را بدست آورده است و در واقع دوسوم شهروندان ایرانی به ایشان رای نداده اند. حال چگونه می شود اسم این واقعه را « معجزه هزاره سوم » و " موج جدید ارزشگرایی ودینداری" نام نهاد خدا می داند؟ جالب اینکه این ادبیات از سوی رسانه ها وافرادی هر روز بکار برده می شود که هرگز باور به آرای بالای خاتمی در دو انتخابات هفتم و هشتم ریاست جمهوری نداشته و حتی از بکار بردن لفظ حماسه برای رخداد دوم خرداد76 ابا داشتند عنوان « معجزه هزاره سوم » برآمده از یک چنین انتخابات و رایی بیشتر به یک شوخی وطنز شبیه می باشد تا توصیف واقعیتی در عالم خارج ، هرچند که باورمندان به یک چنین معجزه ای را بیش از دیگران فریب می دهد.

2 – آقای احمدی نژاد ریئس جمهوری قانونی کشور است اما او و حامیانش نباید فراموش کنند که با رای اقلیت جامعه بر سرکار آمده اند و نمی توانند بنام اکثریت مردم وکل ملت ایران حرف بزنند وهر اقدام وسیاست خود را زیر پرچم ملت ایران قلمداد نمایند! فراموش نمی کنم در انتخابات سال 2000 ریاست جمهوری آمریکا که بدلیل اختلاف آرای نزدیک بوش و الگور کار به دیوانعالی کشور آمریکا کشید وسرانجام بوش به ریاست جمهوری رسید رسانه های محافظه کار و اقتدارگرا تا مدتها نتایج این انتخابات را بدلیل این موضوع و رای پائین بوش سوژه ساخته بودند وآنرا به عنوان نقص دموکراسی در آمریکا مورد نقد و حمله قرار می دادند و بوش را نماینده ملت آمریکا نمی دانستند و هنوز هم نمی دانند! اما هم اینان حالا رای یک سوم رای دهندگان ایرانی به آقای احمدی نژاد را « معجزه هزاره سوم » می نامند! ظاهرا از نظر اینان در آمریکا یک نفر با رای نصف بعلاوه یک آرای ماخوذه ریئس جمهور شدنش شک وشبهه دارد وآن فرد نمی تواند نماینده وسخنگوی ملتش باشد اما در ایران رخداد همین اتفاق نه تنها شک و شبهه ندارد بلکه « معجزه هزاره سوم » هم لقب می گیرد! وایضا یادم نمی رود در همه دوران هشت ساله دولت خاتمی با آن رای بالا رسانه های راست از آن بعضا به عنوان" دیکتاتوری اکثریت " نام می بردند وبه مردم در این باره هشدار می دادند اما حالا دیگر مردمسالاری و رای مردم و دولت کریمه و اسلامی حاکم شده است ولازم به هشدار نسبت به حاکمیت یکدست و" دیکتاتوری اقلیت " نیست و " موج ارزشگرایی ودینداری " در جامعه کار خود را کرده است!؟ و در حال جهانگیرشدن است!؟

3 – هرچند مدعیان " موج جدید ارزشگرایی ودینداری " تا امروز مشخص نکرده اند که منظورشان از این واژه ها چیست؟ وبا چه متر ومعیاری می شود حاکم شدن مدعایشان را در جامعه محک زد؟ اما در پس این مدعا دو نکته نهفته است : اول اینکه پیش از این نیز موجی بوده است وآن موج لابد موج اول ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی بوده است. دوم آنکه آن موج روبه افول رفته یا تمام شده ودر پی آن ارزشگرایی ودینداری در جامعه کمرنگ و رونق شده است وبا موج جدید می باید آنها را دوباره زنده کرد. به نظرم در بطن ومتن چنین نگاهی اعتراف به شکست وجود دارد و قطعا می توان پرسید که اگر آن موج نتوانسته به تثبیت و پایداری ارزشها و دینداری در جامعه ایرانی بیانجامد از کجا معلوم می شود موج دوم می تواند؟آنهم با این نیروهایی که ادعای سردمداری این موج را دارند!

4 – اصولگرایان در دولت ومجلس ودیگر نهاد های حاکمیتی در دفاع از عملکردشان مدعی اند که در پی حاکمیت آنها و رخداد « معجزه هزاره سوم » وضعیت ارزشها ودینداری در جامعه بهتر شده است و چون متری و شاخصی هم برای اندازه گیری و مقایسه در اختیار دیگران قرار نمی دهند طبعا در مورد قبول یا ابطال مدعایشان کاری نمی توان کرد! والبته تکیه بر گزاره های ابطال ناپذیر در عالم سیاست و حکومت در ایران بهترین راه حکومتداری است! اما به نظر می رسد به لحاظ ارزشگرایی و دینداری اگر جامعه ما یک گام به عقب نرفته باشد جلو هم نرفته است، ولی اگر منظوراز " موج جدید ارزشگرایی ودینداری " این باشد که همه مناصب حکومتی با مواهبش در اختیار مدعیان ارزشگرایی و دینداری (نیروهای خودی) افتاده وبودجه نهادهای دینی از بودجه دولت چندین برابر شده است و"دین دولتی" بر "دولت دینی" غلبه یافته ، صد البته صحیح است وبا گذشت زمان این موج بلند تر هم می شود!

5 – بنظرم تاکنون « معجزه هزاره سوم » هیچ دستاوردی برای زندگی مادی ومعنوی مردم ایران حتی غالب طرفداران این معجزه نداشته و جز تنگی نفس برای اکثریت مردم ببار نیاورده است. حتی اگر از وجه معنوی مورد ادعای باور مندان به معجزه، چون قابل اندازه گیری نیست بگذریم وادعای آنها را بپذیریم، اما در وجه مادی زندگی مردم، که ملموس وقابل اندازه گیری است، به قطع ویقین می توان گفت که هیچ بهبودی در زندگی مردم حاصل نشده است، وبه ویژه وضع آن گروه و اقشاری که قول داده شده بود نفت به سر سفره هاشان برده شود هنوز منتظرند سفره شان بوی نفت بگیرد. دردروان پس از انقلاب هیچیک از نامزدهای ریاست جمهوری به اندازه آقای احمدی نژاد شعارها ووعده های بهبود و رفاه اقتصادی به مردم نداده واز قضای روزگار هیچ دولتی هم مانند دولت ایشان برخوداراز درآمد سرشار(وحتی افسانه ای) نفت وشرایط مساعد سیاسی و اجتماعی و بین المللی نبوده است واگر دولت نهم بتواند به یک پنجم این وعده ها عمل نماید الحق لقب « معجزه هزاره سوم » برازنده آن است اما وصد اما که این شعارها ووعده ها هیچ انطباقی با واقعیت و امکانات وتوانایی های اقتصادی ایران نداشته و جز اینکه بر توقعات و انتظارات مردم دامن زند حاصلی به همراه نخواهد داشت و البته مردم و به ویژه آنهائیکه به احمدی نژاد رای دادند درپی راستی آزمایی (با ادبیات مصطلح آژانس بین المللی انرژی اتمی !) این وعده ها هستند. درمورد سیاست خارجی وتوسعه علمی وفن آوری هسته ای که اینروزها اقتدارگرایان خیلی از روند رو به پیشرفت آن احساس پیروزی می کنند صد البته باید منتظر باقی مسیر ماند وآثار وپیامدهای آنرا روی بهبود زندگی مردم دید و دید در نهایت چه می شود؟ بقولی می توان گفت جناح حاکم اقتدارگرا ریسک پریدن از یک آسمان خراش را بجان خریده است و تاطبقات پایینی نیز به سرعت و سلامت پایین آمده اند اما چگونه به زمین می رسند خدا می داند؟ خوب تا اینجا البته حق دارند جشن « معجزه هزاره سوم » بگیرند ومغرورانه و گردن فراز از زن ومردشان دررسانه های حکومتی به خاتمی ودیگران هر چه می خواهند بگویند و نسبت دهند اما واقعیتها سرسخت ازآنند که به مهار معجزه ای اینگونه در آیند وچرخ روزگار به اقتدار گرایان سخت سر ثابت خواهد کرد که در « توهم معجزه هزاره سوم » سرشان به سنگ خواهد خورد، همچنانکه به همه سخت سران حاکم در تاریخ آموخته است و کلام خداوندی است که :"واین دوران در میان مردم می چرخدو...".




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007