« نمایش « عدالت » | صفحه اول | سرانجام ظلم »

23 مهر 91

دستان نامرئی

سالهاست که در کشور ما این داستان تکرار می شود و آن اینکه هروقت اوضاع اقتصادی بهم می خورد، و مثل این ایام بازار ارز و طلا متلاطم و قیمت ها بالا می رود، و مسئولان مربوطه از کنترل و مواجهه و مهار و بسامان کردن بازار در می مانند فورا بحث وجود اخلالگران و مفسدان و دست های پشت پرده در میان مسئولان اداره کشور، که خود باید پاسخگوی بوجودآمدن این وضعیت باشند، بالا می گیرد، و بدنبال آن سیلی از نیروهای انتظامی و امنیتی روانه خیابانها و بازار می شوند تا با شناسایی و بگیر و ببند و بازداشت و احیانا محاکمه این اخلالگران و مفسدان آرامش و ثبات را به بازار و جامعه و اقتصاد باز گردانند، و قیمت ها را البته در سطح قبل از تلاطم که در سطحی قابل تحمل تثبیت نمایند تا تلاطم بعدی. به هرحال تاریخ و تجربه نشان داده است که حاکمان و مسئولان اداره کشورما، همچون غالب خود ما، در ساده سازی مسائل و پناه بردن به " نظریه توطئه " برای بررسی و تحلیل مسائل ید طولایی دارند، و در برخورد با هرمسئله و موضوعی هم البته بدنبال راهی آسان برای سرکوب یا پاک کردن صورت مسئله آنهم با زور و غلبه می گردند، و کمترعادت و حوصله کالبدشکافی علمی و کارشناسی موضوع و یافتن راه حل های درست و مشکل گشا را دارند.

همه کسانی که دانشجوی علم اقتصاد بوده اند یا علاقه ای به مطالعات اقتصادی دارند نام " آدام اسمیت " (۵ ژوئن ۱۷۲۳ - ۱۷ ژوئیه ۱۷۹۰) را شنیده اند. وی فیلسوفی اسکاتلندی بود که از او به عنوان پیشروی اقتصاد سیاسی یاد می‌شود. او همچنین از نظریه‌پردازان اصلی نظام سرمایه‌داری مدرن به شمار می‌رود؛ اسمیت ایده‌های خود راجع به اقتصاد را در کتاب خود " ثروت ملل " به تفصیل شرح داده است.

« دستان نامریی » آدام اسمیت، اساس و بنیان اندیشه های اقتصادی او را که در کتاب بی نظیرش " ثروت ملل " تجلی یافته، شکل می دهد. اندیشه هایی که برای اولین بار با نگرش تحلیلی، منسجم و نظام‌مند به مباحث اقتصاد، آنرا بصورت یک علم تدوین کرد و با بنیان گذاری آنچه امروز، اقتصاد کلاسیک نامیده می شود، لقب پدر علم اقتصاد را برای صاحب این اندیشه ها به ارمغان آورد.

« دستان نامریی » آدام اسمیت که به احتمال زیاد نتیجه تعمیم نظریه ” دست راهنما “ی استاد اخلاقش، فرانسس هاچسن از دنیای اخلاق به دنیای اقتصاد است، در واقع چنین تحلیل می کند که برای تنظیم قیمت کالاها، مقدار و نحوه تولیدات، لازم نیست متوسل به دولت یا متولیانی شد که تعیین کنند، چه چیزی تولید شود؟ چگونه و با چه قیمتی؟ بلکه این نظم بازار آزاد است که با سیستم مبادله یا تجارت آزاد و با انگیزه های خودخواهانه، منفعت طلبانه و کمال جویانه تک تک افراد جامعه به گونه ای تنظیم می شود که در نهایت بهترین پاسخ را برای این سوالها یافته و تامین کننده نفع همگانی می شود. آدام اسمیت این قابلیت بازار آزاد را « دستان نامریی » بازار نامید.
اساس نظریه فرانسس هاچسن؛ استاد اخلاق آدام اسمیت نیز بر این پایه استوار است که حاکمیت بهتر اخلاق در جامعه، نه نتیجه یک مرجع اخلاقی مانند روحانیون یا دولت است، بلکه نتیجه یک نظم طبیعی نشات گرفته از خرد جمعی است که این خرد جمعی بهتر از هر نهاد و متولیانی می تواند مسیر درست اخلاقی جامعه را تعیین کند.

حال با توجه به آنچه آمد باید به این سئوال پاسخ داد که چرا هرازگاهی جامعه ما دچار یک چنین تلاطمی در بازار ارز و طلا یا مسکن یا...می شود؟ وآیا اخلالگران و مفسدان اقتصادی یا توطئه گران خارجی و دشمن بوجودآورنده چنین بحران و تلاطمی هستند؟ وآیا با نگاه های نظامی و امنیتی و بگیر و ببند و بازداشت و محاکمه و زندان می توان آنرا حل کرد؟ در پاسخ به این سئوالات از منظر علمی به جرئت می توان گفت که بستر و زمینه چنین رخدادهایی در جامعه را عملکرد حاکمیت بطور کلی و دولت بطورخاص بوجود می آورد، و در واقع بازاری را می سازد که « دستان نامرئی » بصورتی کاملا سودجویانه فعال می شوند تا بهره اقتصادی خود را از شرایط حادث ببرند. وقتی نقدینگی کشور در طول 7 سال نزدیک به 6 برابر افزایش می یابد وتولید ملی نمی تواند همپای آن حرکت کند و حداکثر درهمین زمان دو برابر می شود، و درنتیجه شاخص تورم افزایش نزدیک به چهار برابری سطح عمومی قیمت ها را ثبت می کند، و افزایش انبوه وارادات نرخ بیکاری را بالا می برد، و مجموعه عملکرد اقتصادی بدون برنامه دولت انباشتی از ناکارآمدی و بی کفایتی را تلنبار می کند، آیا انتظاری جز کاهش ارزش پول ملی را باید داشت؟ خوب تازمانی که دولت با درآمد بادآورده پول نفت می توانست در بازار به اندازه کافی ارز عرضه کند می توانست قیمت ارز را کنترل و ارزش پول ملی را بصورت مصنوعی در برابر ارزهای خارجی بالا نگه دارد ظاهرا مشکلی نبود و وضعیت آرام بنظر می رسید اما با تشدید تحریم های اقتصادی، که باز آنهم ناشی از اعمال سیاست خارجی تهاجمی و ماجرایانه همین دولت بوده است، برای جلوگیری از فروش نفت ایران و معاملات بانکی، دیگر گشاده دستی عرضه ارز بروی دولت بسته شد و « دستان نامرئی » خریداران فراوانی را علاوه بر مشتریان ثابت به بازار ارز برای حفظ ارزش پس انداز ریالی شان سرازیر کرد، و برپایه اصل اقتصادی عرضه- تقاضا، قیمت ارز راه افزایش را متناسب با وضعیت بازار در پیش گرفت، و البته در یک چنین شرایطی بازار سوداگری و دلالی هم رونق می یابد و به بحران دامن می زند.

همچنین در پاسخ به دو سئوال بعدی از منظر علمی می توان گفت این نگاه که اخلالگران و مفسدان اقتصادی یا توطئه گران خارجی بوجودآورنده چنین بحران و تلاطمی هستند، و با نگاه های نظامی و امنیتی و بگیر و ببند و بازداشت و محاکمه و زندان می توان مشکل را حل کرد، سخت به بیراهه رفتن است مگر اینکه حاکمیت بخواهد با پناه بردن به اینگونه تبلیغات بر بحران اقتصادی حادث سرپوش گذارد و زمان بخرد تا شاید فرجی حاصل شود.همچنان که اسمیت به شیواترین وجه توضیح داده است در ایران هم « دستان نامرئی » مثل همه جای دیگر عالم عمل می کند با این تفاوت که در " اقتصاد رانتی- نفتی " ایران امکان استفاده این « دستان نامرئی » برای آنانی که دسترسی به اطلاعات پنهان و مجاری قدرت دارند، بسیار گسترده است و جلوی کارکرد این « دستان نامرئی » را با بگیر و ببند و نیروهای امنیتی و انتظامی نمی توان گرفت چون نامرئی است و چون دربندی سر از روزن درآرد! راه حل بنیادی اینکه این « دستان نامرئی » چگونه در راه خیر عمومی بکار افتد و اسباب رشد و پویایی اقتصادی کشور را دامن زند به ایجاد شرایط عادلانه به مفهوم عام و رقابتی در کشوربازمی گردد که جزء وظائف اصلی حاکمیت و " حکمرانی خوب " است و متاسفانه فعلا در کشور ما مفقود است، و شرح و بسط آن مقالی دیگر را می طلبد.

در سایه این تحلیل به صراحت می توان گفت در برخورد با بحران کنونی حادث در بازار ارز و طلا کشورمان و افزایش هر روزه قیمت کالاها و خدمات قطعا نگاه امنیتی و بگیر و ببند راه حل نیست و فقط می تواند برای اندک زمانی روی آن سرپوش گذارد. راه حل اقتصادی هم فعلا بدلائل متعدد چاره ساز نیست، و راه حل عبور از بحران را باید در عرصه سیاست خارجی و داخلی جستجو کرد. راه حل بحران در تنش زدایی با خارج و اعتمادسازی در داخل نهفته است، و روشن است که برای ورود به این عرصه حاکمیت باید درگام اول اراده لازم را برای حل پرونده هسته ای با طرف های درگیر خارجی از خود به نمایش گذارد، و درعرصه داخلی هم فضا را بازکند و برگزاری یک انتخابات آزاد و رقابتی و عادلانه را با همه لوازم و مقتضیاتش در دستور کار قرار دهد تا از این طریق بتواند بستر حل بحرانی را که دامنگیر کشور شده است با مشارکت همه ایرانیان فراهم آورد، درغیر اینصورت باید منتظر روزها و ماه های سخت و دشواری برای ایران و ایرانی بود.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007