« کیش شخصیت | صفحه اول | تله نقدینگی و نرخ ارز »

27 شهریور 91

کابوس انتخابات

در منظومه فکری اقتدارگرایان حاکم بر ایران باوری به دموکراسی و حق رای مردم برای تعیین سرنوشتشان و اعمال حق حاکمیت ملی وجود ندارد و اینرا بخوبی می توان از درون ادبیاتی که هر روزه از قلم و زبان اینان انتشار می یابد، دریافت. نظریه پرداز مشهور این جریان آیت الله مصباح یزدی، و همه کسانی که شاگرد مدرسه فکری اش بوده اند، به بارزترین وجه اینرا بیان کرده اند که رای مردم مشروعیت ساز نظام سیاسی نیست، و حداکثر می تواند مقبولیت ببارآورد، و درمورد مصداق ولایت فقیه رای خبرگان می تواند کاشف باشد و نه مشروعیت دهنده. به لحاظ عملی نیز این جریان که در زمان زنده بودن امام خمینی جرئت بیان آشکار نظرات مخالف خود را در این باره نداشت پس از رحلت امام فرصت و میدان یافت تا با طرح " نظارت استصوابی " توسط شورای نگهبان راه را برای تبدیل انتخابات به انتصابات هموار کند. با اینهمه اقتدارگرایان راه دشواری را از انتخابات مجلس چهارم تا کودتای انتخاباتی مجلس هفتم و زان پس کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم پیمودند تا این هدف خود را عملی سازند ولی بدلیل شرایط زمان و روزگار درعمل نمی توانند از« کابوس انتخابات » رهایی یابند.

پس از کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم و شکل گیری " جنبش سبز " « کابوس انتخابات » آنقدر ذهن و روان اقتدارگرایان را تسخیر کرده بود که به بهانه تجمیع انتخابات برگزاری انتخابات دور چهارم شوراها در سال 1389را به تاخیر انداختند تا با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در سال 1392 برگزار شود، اما ناچار از برگزاری انتخابات مجلس در اسفند ماه 1390 شدند. در این انتخابات که با موضع عدم شرکت سبزها مواجه شد بروشنی حاکمیت اقتدارگرا دست به عدد سازی برای میزان مشارکت رای دهندگان در انتخابات زد و رقم حیرت انگیز مشارکت 64 درصدی را برای این انتخابات اعلام کرد و مهری دیگر بر تقلب انتخاباتی خرداد 88 زد. حیرت انگیز از این نظر که در انتخابات مجالس گذشته بیشترین میزان مشارکت در انتخابات 71 درصد و با شرکت همه نیروها در مجلس پنجم بوده است، و روشن است که در شرایط پس از رخدادهای پس از کودتای انتخاباتی سال 88 و عدم شرکت وسیع اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هرگز نمی تواند چنین رقمی از میزان مشارکت در انتخابات واقعی باشد. عدم انتشار ریز آرای حوزه های انتخابیه و نامزدها از سوی وزارت کشور تاکنون خود دلیل بارز دیگری براین عدد سازی است. برپایه برآوردهایی که افراد خبره از میزان مشارکت در انتخابات مجلس نهم داشته اند حداکثر آنرا حدود 34 تا 40 درصد برآورد کرده اند. پیشتر درباره این عدد سازی و مهندسی آراء با استناد به ارقام منتشره توسط وزارت کشور در این آدرس ها مطلب نوشته ام : http://www.rahesabz.net/story/50124/ و http://www.rahesabz.net/story/50217/. قطعا حاکمیت اقتدارگرا که به رقم واقعی میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم دسترسی دارد بخوبی می داند که دراین انتخابات چه اتفاقی افتاده است، و از اینرو چگونگی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده به اصلی ترین نگرانی و دغدغه اقتدارگرایان تبدیل شده و اینکه باردیگر در مواجهه با « کابوس انتخابات » چه کنند؟

قطعا اگر اقتدارگرایان می توانستند " انتخابات " را از صحنه عمل سیاسی جمهوری اسلامی ایران حذف کنند، می کردند و زمزمه تغییر نظام ریاستی به پارلمانی چشمه ای از این خواست است اما بدلائل متعدد قادر به انجام اینکار نیستند، از اینرو در پی زینتی و نمایشی و بی خاصیت کردن آن هستند و ظاهرا تکنولوژی آنرا هم اختراع و بکار بسته اند، ولی در عالم سیاست همه عوامل آنگونه که اقتدارگرایان می خواهند فراهم نمی شود، ومجموعه شرایط داخلی و خارجی است که موجبات قبض و بسط در انتخابات را رقم می زند و حاکمیت را به راهبری مهندسی انتخابات بصورت مشارکت حداکثری با نتیجه احتمالی یا حداقلی با نتیجه قطعی و تضمینی وا می دارد. اگرحاکمیت نیاز به پشتوانه مردمی و مانور دادن به میزان مشارکت مردم در انتخابات در عرضه جهانی داشته باشد، با اینکه برپایه تجربیات قبلی می داند که بازکردن فضا این هدف را تامین می کند، اما اینراهم می داند که نتیجه می تواند دلخواهش نباشد، بنابراین بستگی به شرایط و محاسبه هزینه- فائده دراین باره عمل و تا آنجا که می تواند انتخابات را مهندسی می کند. واگر حاکمیت برآورد چنین نیازی را پیش رو نداشته باشد بهترین گزینه برایش برگزاری انتخاباتی همانند انتخابات مجلس نهم است.

البته اینرا یادآور می شوم که پس از یکدست شدن حاکمیت اقتدارگرا اینها تلاش کردند که با استفاده از امکانات حکومتی یک پایگاه رای ثابت و پایدار برای خودشان فراهم آورند، و ازاینرو سیاست پول پاشی دولت احمدی نژاد با تایید حاکمیت از طریق سفرهای استانی، توزیع سود سهام عدالت، پرداخت یارانه نقدی، و پایگاه های بسیج دنبال شد با این هدف که دهک های پائین درآمدی جامعه را رای دهنده بخود سازند و در انتخابات دهم ریاست جمهوری هم تلاش کردند با تکیه برهمین پایگاه رای پیروزی احمدی نژاد را توجیه پذیر کنند اما با شکافی که بتدریج در جناح حاکم بدلیل ناکارآمدی دولت احمدی نژاد شکل گرفت و آنها را سه پاره کرد از یکسو، و از سوی دیگر شدت گرفتن وضعیت وخیم اقتصادی و افزایش نرخ تورم و بیکاری و گرانی عملا این پایگاه رای را مردد و سه پاره و سست کرده است. حتی اگرحاکمیت بخواهد انتخاباتی مهندسی شده و با مشارکت حداقلی حامیان خود برگزار نماید با مشکل سه پاره احمدی نژاد و حامیانش، جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری مواجه است که هریک در پی پیروزی نامزد خود درانتخابات هستند، و طبعا چالشی را در بین اقتدارگرایان دامن می زند که نمی تواند نتایج مطلوبی را برای حاکمیت در پی داشته باشد، و اگر بخواهد میدان انتخابات را باز نماید که صحنه ای با مشکلات بیشتر می شود که چون در شرایط کنونی چشم اندازی از آن دیده نمی شود از آن می گذرم.

هرچند گذر از « کابوس انتخابات » برای اقتدارگرایان حاکم برایران بسیار سخت و دشوار است اما اقتضای روزگار و زمانه و ایران می طلبد که از این کابوس بدرآیند و برای نجات کشور از این وضعیت بحرانی و وخامت بار درعرصه داخلی و خارجی به آنتخابات آزاد، رقابتی و عادلانه روی آورند و به قواعد دموکراتیک در اداره کشور پایبند شوند تا از این طریق بتوانند به بازیگری تاثیرگذار در عرصه سیاست ایران تبدیل شوند در غیراینصورت زود یا دیر مردمی که با شعار " رای من کو؟ " پس از کودتای انتخاباتی سال 88 به خیابانها آمدند برای پس گیری رایشان به میدان خواهند آمد و ایران را سبزخواهند ساخت.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007