« تحلیلی بر یک نظر سنجی | صفحه اول | کالبدشکافی یک مدعا »

30 مرداد 91

قدرت مقایسه

یکی از نتایج گردش آزاد اخبار و اطلاعات و افزایش دانش عمومی شهروندان در هرکشوری ایجاد خودآگاهی در آنها نسبت به موقعیت خود و کشورشان در عرصه ملی، منطقه ای و جهانی است. انتشار گزارشاتی با عناوین مختلف مثل گزارش " توسعه انسانی " توسط سازمان برنامه عمران سازمان ملل متحد، " فضای کسب و کار " توسط بانک جهانی، و " احساس فساد " توسط سازمان شفافیت بین الملل در غنابخشی به این خودآگاهی است؛ و اینکه شهروندان و مقامات حاکم در هرواحدملی بدانند جایگاه و موقعیت کشورشان در عرصه ملی، منطقه ای و جهانی کجاست؟ و برای ارتقای جایگاهشان چه باید بکنند؟ از اینرو داشتن « قدرت مقایسه » و بصیرت نسبت به وضعیت و جایگاه کشور در نگاه شهروندان و مسئولان یکی از عوامل تهییج کننده توسعه به شمار می رود، واینکه هرکشوری که شهروندان و حاکمانش فاقد یک نگاه جهانی و مقایسه ای باشند قطعا دراین جهان پراز رقابت و پیشترفت راه به جایی نخواهند برد و در طی زمان به دام عقب افتادگی هرچه بیشتر خواهند افتاد.


حاکمیت مستقر درایران با ایجاد نظام بسته اطلاعاتی از طریق اعمال سانسور بر رسانه ها و فیلترینگ اینترنت و ارائه اخبار و اطلاعات گزینشی در پی آن بوده و هست که « قدرت مقایسه » را از شهروندان بگیرند و آنها را درفضایی قرار دهند تا از وضعیتی که درآن قرار دارند راضی باشند و شکر نعمت داشتن چنین حاکمانی را بجا آورند! و البته این حاکمان همزمان ادعا دارند که با چنین شیوه حکومتی باید در اداره جهان و مدیریت جهانی هم مشارکت نمایند! درحالیکه اگر فضا باز شود و گزارشات جهانی مبنای مقایسه قرار گیرد براحتی معلوم می شود که جایگاه ایران در غالب این گزارش ها جایگاه نازلی چه درعرصه جهانی و چه در عرصه منطقه ای است، و اینرا ایرانی ها با سفر به دیگر کشورهای دیگر، حتی به کشورهای همسایه مثل ترکیه و حاشیه خلیج فارس می توانند دریابند، دریچه ای که هنوز بروی ایرانیان بازمانده است و بخشی از تحول خواهی جامعه مارا فراهم ساخته است.

دراینکه چگونه باید براین جریان « قدرت مقایسه » در جامعه و شهروندان دامن زد؟ و پرده و عایقی را که تبلیغات پرشدت رسانه های حکومتی برحقایق می کشد، به کنار افکند؟ طبعا باید فکر و اندیشه کرد اما افشای شیوه ای که بعضا همین حاکمیت از « قدرت مقایسه » برای اثبات جایگاه حاکمیتی اش استفاده می کند، یکی از اقداماتی است که باید بدان پرداخت و قدر و اندازه آنرا شفاف ساخت، و دراین مقال برآنم که به یک نمونه از این موضوع بپردازم.

یادآور می شوم وقتی بحث از « قدرت مقایسه » می شود باید جامعیت داشته و در برگیرنده تمام شاخص هایی باشد که وضعیت یک واحدملی را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست داخلی و خارجی در سپهر جهانی تبیین و تعیین می کند، و از اینرو تکیه و تاکید بریک شاخص هرگز نمی تواند تعیین کننده جایگاه یک کشور در عرصه جهانی باشد. با این توضیح مدتی است که مقامات حاکم برکشورمان با طرح این موضوع که :" ایران جایگاه هفدهمین اقتصاد دنیا را بخود اختصاص داده است " در صدد القای این مطلب اند که گویا وضعیت اقتصادی ایران چندان هم بدنیست و دچار بحران و ناکارآمدی و رکود تورمی و بیکاری آنچنانی هم نیست، و اگرهم مشکلاتی دارد مثل بقیه کشورهای دنیاست! به ویژه که هر روز اخبار رسانه ها و صدا و سیمای میلی پراست از مسائل و مشکلات اقتصادی کشورهای ینگه دنیا، و اینکه اقتصاد این کشورها در حال فروپاشی و سقوط است!

حال ببینیم این ادعای هفدمین قدرت اقتصادی دنیا را در یک « قدرت مقایسه » عدد و رقم کارشناسی چگونه می توان فهم و درک کرد. برپایه گزارشی که در این آدرس انتشار یافته است در رتبه بندی فهرست کشورها بر پایه تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید توسط صندوق بین‌المللی پول در سال 2010 رتبه ایران پس از اندونزی و ترکیه مقام هفدهم است، با این توضیح که در صدر این فهرست آمریکا با 14527 میلیارد دلار درمقام اول، چین با 10120 میلیارد دلار درمقام دوم، و ژاپن با 4324میلیارددلار درمقام سوم قرار دارند. کشور اندونزی با 1033 میلیارد دلار درمقام پانزدهم، ترکیه با 969 میلیارد دلار درمقام شانزدهم و ایران با 888 میلیارددلار در مقام هفدهم قرار دارند. با نگاه به این ارقام براحتی می توان فاصله ایران را با کشورهای با رتبه های قبل و به ویژه رتبه های یک تا سه دریافت، و البته می دانیم که این رقم و جایگاه بدلیل برخورداری ایران از منابع غنی نفت و گاز و معادن مس و روی و موقعیت ممتاز جغرافیایی رخداده است، و در مقام مقایسه با کشورهایی همچون کره جنوبی، اندونزی و ترکیه. برپایه همین گزارش ایران به لحاظ تولید ناخالص سرانه مقام پنجاه و نهم را دارد.
اما در فهرست رتبه بندی کشورها بر پایه تولید ناخالص داخلی( این آدرس ) براساس تبدیل نرخ ارز که توسط صندوق بین المللی پول برای سال 2010، بانک جهانی برای 2009، و کتاب حقایق جهان برای سال 2010 محاسبه و اعلام شده است جایگاه ایران به ترتیب مقام بیست و نهم با 338 میلیارد دلار، بیست و ششم با 331 میلیارددلار، و بیست و نهم با 338 میلیارد دلار در مقایسه جهانی است، و به لحاظ تولید ناخالص سرانه مقام هفتاد و سوم را دارد.
برای اینکه به جایگاه ایران در عرصه بین المللی با در برگیرندگی شاخص ها پی بریم و « قدرت مقایسه » خود را استوار سازیم و فریب ادعای تک برگی حاکمیت کودتا را نخوریم می توان به این آدرس مراجعه کرد ، و با توجه به مجموعه شاخص ها جایگاه کشورمان را بطور واقعی دریافت، و دریافت که مقام ایران در بسیاری از شاخص ها از حد متوسط هم پایین تر است، و آنچه به عنوان مقام هفدمین اقتصاد دنیا نام برده و پز داده می شود نیز ناشی از درآمد نفت و گاز و نه اقتصاد مولد به مفهوم رایج همانند کشورهایی مثل کره جنوبی و ترکیه است. حال تصور کنید مقامات و تبلیغات رسمی مرتبا روی این مقام هفدهم مانور می دهند اما دائم در مورد کشورهایی که در غالب شاخص ها در مقامات اول دنیا قراردارند اعلام می کنند که درحال فروپاشی و سقوط هستند! اینگونه برخوردها آدمی را بیاد این ضرب المثل می اندازد که قربان برم خدا را – یک بام و دو هوا را، و البته این یک بام و دوهوایی مقامات حاکم را درهمه عرصه ها می توان دید و دنبال کرد و از اینروست که از هرامکانی برای بستن دریچه های « قدرت مقایسه » بروی شهروندان استفاده می کنند تا از انجام هرگونه تحولی در جامعه جلوگیری نمایند که البته در این دوره و زمانه ناشدنی است و جنبش سبز جاری در ایران نشانه بارزی براین مدعاست و زود یا دیر با پیروزی اش راه را برای دستیابی ایران به جایگاه و مقام شایسته اش در عرصه جهانی و منطقه ای هموار خواهد کرد.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007