« ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران شده است | صفحه اول | شرح روند پلمب انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از زبان رئیس انجمن »

18 مرداد 91

مصاحبه با سایت میهن

علی مزروعی: حاکمیت می خواهد رسانه‌ها ابزار تبلیغ باشند

مرداد ۱۳۹۱
میهن _ عبدالرضا احمدی: وضعیت انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، نمایی از وضعیت این حرفه در ایران را نشان می دهد. انجمنی پلمب شده، رییسی که مجبور به مهاجرت شده، چند تن از اعضای هیات مدیره در زندان و چند تن ممنوع الکار و بسیاری از اعضای آن نیز یا در سد زندان و ممنوع‌الکاری و بیکاری گرفتار شده و یا این که مجبور به ترک ایران شده اند.

با وجود این که دولت دهم ادعا می کند از لحاظ آماری به رکوردی در حوزه اعطای مجوز رسانه ای رسیده اما گزارشات بین المللی حاکی از وضعیت بسیار ناگوار حاکم بر رسانه ها در ایران است که امنیت شغلی و روانی روزنامه نگاران را تهدید می کند و رسانه های مستقل و منتقد انگشت شمار شده اند. در روز خبرنگار به سراغ علی مزروعی، رییس انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران رفته‌ایم، کشوری که بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان لقب گرفته است.

در ایران روز خاصی را جدا از روز بین المللی و رایج آن ،که روز سوم ماه مه هر سال میلادی است ، به عنوان روز خبرنگار نامگذاری کرده اند. آیا می توان ایران را کشور ویژه ای در حوزه رسانه و روزنامه نگاران دانست؟

روز سوم ماه مه، روز جهانی آزادی مطبوعات است و روزی است که در سراسر دنیا از مطبوعات و رسانه ها و روزنامه نگاران تقدیروتجلیل می شود، در ایران هم این کار انجام می شود و این روز را همه روزنامه نگاران در جهان گرامی می دارند ، اما روز خبرنگار که ۱۷ مرداد است به دلیل شهادت مرحوم صارمی خبرنگار ایرنا درافغانستان که در سال ۷۷ بدست طالبان کشته شد، نامگذاری شده و در واقع روزی است مخصوص روزنامه نگاران ایرانی و یک روز بومی است. به عقیده من هیچ خیلی خوب است که ما یک روز جداگانه را برای بزرگداشت و تجلیل از روزنامه نگاران ایرانی داشته باشیم.

فعالیت رسانه ها و روزنامه نگاران ایرانی را در ایفای نقش واقعی خود در اطلاع‌رسانی و نقادی چگونه ارزیابی می کنید ؟

در مورد روزنامه نگارانی که در داخل ایران مشغول به فعالیت هستند، با توجه به شرایط سخت و دشواری که با آن مواجهند و مجبور به رعایت بسیاری از ملاحظات در انجام وظایف حرفه‌ای، می توان گفت کارشان مانند راه رفتن روی میدان مین است که نقشه آن هم در اختیار هیچ روزنامه نگاری نیست و روزنامه نگاران با حیات و زندگی خود بازی می کنند تا بتوانند وظائف حرفه ای خود را انجام دهند.

در مورد روزنامه نگارانی که در خارج کشور هستند طبعا این ملاحظات و محدودیت ها وجود ندارد و آنها آزادند که وظیفه خود را انجام دهند و بستگی به توان و کوششی که دارند بتوانند مسائل و مشکلاتی که در داخل ایران گریبان گیر مردم است بازتاب دهند و فضای رسانه‌ای را در داخل و خارج برای شناخت واقعیت هایی که در ایران می گذرد، فراهم نمایند.

مهمترین و بزرگترین نقاط ضعف روزنامه نگاری و روزنامه نگاران ایران کجاست؟

با توجه به این شرایط و مشکلاتی که روزنامه نگاران ایران با آن مواجه هستند بنظرم این سئوال الان خیلی موضوعیتی ندارد که بخواهیم در خصوص نقاط ضعف آنان صحبتی کنیم .اگر شرایط یک شرایط عادی و نرمال بشود آن وقت می شود به این موضوع هم پرداخت و در حال حاضر من شرایط را به گونه ای نمی بینم که بخواهم در این خصوص صحبت کنم.

بعد ازپلمب دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران ،چرا اعضای این صنف لااقل در فضای مجازی دور هم جمع نشدند تا مجرا و جایگاهی برای ارتباط بین روزنامه نگاران ایرانی در داخل و خارج کشور فراهم شود؟

البته در فیس بوک صفحه ای با این موضوعیت موجود است و روزنامه نگارانی که امکان دسترسی به اینترنت داشته و تمایل داشته باشند در آن صفحه حضور دارند. اما بطور خاص در خصوص اعضای انجمن صنفی روزنامه نگاران باید اشاره کنم زمانی که این انجمن تعطیل شد، مدیران آن نیز تحت تعقیب و بازداشت قرار گرفتند که در حال حاضر هم دو نفر از اعضای هیات مدیره انجمن(آقایان علیرضا رجائی و محمدرضا مقیسه) در زندان اند و دونفر دیگر(آقای ماشاالله شمس الواعظین نائب رئیس وخانم بدرالسادات مفیدی دبیرانجمن) پس از سپری کردن مدتی در زندان نیزبا حکم محکومیت زندان در بیرون بسرمی برند و نمی اوانند فعالیت روزنامه نگاری داشته باشند.

از طرفی در ایران دسترسی به فضای اینترنت به آسانی ممکن نیست و به هرحال موجودیت انجمن صنفی به گونه ای نیست که در شرایط فعلی به شکل مجازی قابل پیگیری باشد. اما این امکان که روزنامه نگارانی که در فضای مجازی حضور دارند بتوانند با هم ارتباط مستمر داشته باشند به هیچ عنوان منتفی نیست و در حال حاضر انجام می شود.

در شرایط فعلی مرجع رسیدگی به مشکلات صنفی روزنامه نگاران کجاست؟

والا در شرایط فعلی که انجمن صنفی روزنامه نگاران تعطیل است و امکان سازماندهی روزنامه نگاران در داخل و همچنین درخارج وجود ندارد، و متاسفانه خود روزنامه نگاران نیز انگیزه چندانی برای سازماندهی و تعاون صنفی ندارند، بنظرم چندان کاری برای رفع مشکلات صنفی شان نمی شود کرد. چون ابتدا باید معلوم شود که چه مشکلاتی دارند تا آنگاه بشود در مورد رفع آنها اقدام کرد و دید چقدر از آنها را می توان و درامکان یک نهاد صنفی است تا برطرف کند.

در مورد روزنامه نگاران پرتعدادی که مجبور به ترک وطن شده اند و با مشکلات مهاجرت اجباری دست به گریبانند، چه اقداماتی می توان انجام داد؟

در ابتدایی که این جریان مهاجرت روزنامه نگاران به خارج شروع شد ،انجمن صنفی روزنامه نگاران از طریق ارتباطی که با فدراسیون جهانی روزنامه نگاران داشت تلاش کرد تا از طریق این فدراسیون کمک هایی را که می توانست به این روزنامه نگاران عرضه بکند ،انجام دهد و برای بسیاری از آنها نیز توانست کمک های خوبی را فراهم کند .اما از طرفی وقتی این روزنامه نگاران از ایران خارج می شدند از آنجا که هیچ سازمانی نداشتند و هر کدام هم یک مسیری را طی می کردند طبعا خدمات دادن به آنان کار مشکلی بود،اما تا آنجا که انجمن صنفی روزنامه نگاران می توانسته و ارتباط داشته تلاش خود را برای روزنامه نگارن انجام داد تا بتوانند این روزنامه نگاران موقعیت بهتری داشته باشند و همچنین بتوانند از کارت فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران نیز استفاده نمایند.

برگردیم به ایران و این که نقش قانون مطبوعات در وضعیت فعلی را چگونه ارزیابی می‌کنید و اشکالات آن را در چه می‌دانید؟

بخشی از قانون مطبوعات در ایران برآمده از متونی است که ترجمه شده از منابع خارجی است و بخشی هم برآمده از تجربیاتی که در ایران انجام شده است. فکرکنم درایران پنج بار درمقاطع مختلف قانون مطبوعات نوشته شده، و همواره نگاهی محدودکننده برنوشتن این قانون حاکم بوده است. اشکالات فراوانی در قانون مطبوعات فعلی وجود دارد که بحث مبسوطی را می طلبد و درحوصله اینجا نیست. مهمترین اشکالی که برکلیت این قانون حاکم است نگاه محدودنگر و آمرانه ای است که حکومت نسبت به مطبوعات و روزنامه نگاران دارد و از طرق مختلف در صدد کنترل آنهاست.

به طور کلی جایگاه رسانه در ایران کجاست و مدیریت رسانه ای در ایران چه هدفی را دنبال می کند؟

والا بستگی به این دارد که از چه منظری بخواهیم به این سئوال پاسخ دهیم. از منظرحاکمیت در ایران، رسانه جایگاهی جز ابزار تبلیغی برای جاانداختن و تثبیت حاکمیت به هر قیمتی ندارد و مدیریت رسانه نیز همین هدف را دنبال می کند. اما اگر از منظر یک روزنامه نگار یا شهروند بخواهم به این سئوال پاسخ دهم طبعا رسانه بایدابزار اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در جامعه باشد و مدیریت رسانه نیز باید در چارچوبی عمل کند که ضامن گردش آزاد اخبار و اطلاعات در جامعه باشد.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007