« هشدار درباره یک خبر | صفحه اول | عقیده و شرایط محیطی »

20 تیر 91

هزار نکته باریکتر از مو

دستیابی به واقعیت رخدادهای تاریخی آنچنانکه که اتفاق افتاده اند برای ما که در هنگام این رخدادها حضور نداشته و شاهد و ناظر آنها نبوده ایم و از لابلای نوشته ها و روایت ها می خواهیم به تصویری تا حد امکان نزدیک به واقعیت رخدادها دست یابیم، بسیار سخت و دشواریاب است و نیاز به حوصله و صبر و مطالعه تمام نوشته ها و روایت های مربوط به رخدادی دارد که می خواهیم پرده تاریخ را از رویش برافکنیم و واقعیت آنرا ببینیم. روشن است که هرچه فاصله ما با یک واقعه تاریخی نزدیک یا دور باشد و آثار و پیامدهای آن واقعه در طی طریق تاریخ معلوم شده باشد، ما را در جایگاه یک داوری پسینی نسبت به آن واقعه می نشاند تا آن واقعه را بنحو بهتری از بازیگران روزگار آن رخداد درک و دریافت و تحلیل کنیم اما این خطر را هم دارد که ما بخواهیم از جایگاه و پنجره شرایط و مقتضیات امروز و از دیدگاهی پیشینی به وقایع دیروز بنگریم و تفسیر و تبیین دلخواه خود را با تکیه به برخی روایت های انتخابی بسازیم، و به همین دلیل است که گاه ما شاهد تفاسیر مختلف و حتی متضاد از یک واقعه تاریخی هستیم که طبعا بجای پرده برافکندن از آن واقعه، خود پرده ای دیگر برآن واقعه شده و دستیابی به واقعیت رخداد را دشوارتر می سازد، و البته همه این بحث منوط به این است که تاریخ نویسان و روایتگران را خالی از هرگونه غرض ورزی و منفعت طلبی در اینکار بدانیم ( که البته فرضی محال است )، با اینهمه ما چاره ای نداریم که درهمین آشفته بازارتاریخ و تاریخ نویسی بدنبال واقعیت رخدادها و تحلیل آثار و پیامدهای آنها بگردیم و تا آنجا که می شود با دریافتی درست و عبرت آموزی از وقایع تاریخی، گذشته را چراغ راه آینده سازیم. خلاصه اینکه در این باره « هزار نکته باریکتر ز مو » وجود دارد که باید در مطالعه تاریخ بدانها عنایت و نظر داشت!


یکی از وقایع مهم تاریخ کشور ما که مصداق بارز این مدعاست جریان " نهضت ملی شدن صنعت نفت " و عملکرد دولت ملی دکتر مصدق و بازیگران صحنه سیاست آنروز ایران در عرصه داخلی و خارجی در این باره است که سرانجام به کودتای انگلیسی آمریکایی 28 مرداد منجرشد، والبته ریشه یابی مفصل و تحلیلی آن می تواند بازه تاریخی شهریور 1320 تا کودتای مرداد 1332 را در برگیرد. در این باره دهها کتاب تاریخی نوشته و از زوایای مختلف بدان پرداخته شده است، و با گرایش های عقیدتی و سیاسی مختلفی که تاریخ نویسان داشته اند با روایت های متفاوت و بعضا متضادی در تحلیل و داوری نسبت به این مقطع تاریخی کشورمان مواجه هستیم، و البته بسته به اینکه نویسنده در چه زمانی کتاب نوشته و انتشار داده است شاهد قبض و بسط موضوع هستیم بگونه ای که می توان تفاوت معناداری را در میان کتابهای منتشره در دوره 25 ساله پس از کودتا و حاکمیت دیکتاتوری وابسته پهلوی و دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی مشاهده کرد، و اینکه در دوره دوم فضای بسیارمساعدی برای بازخوانی این بازه تاریخی و دستیابی به واقعیت ماجرا فراهم بوده است، و خوشبختانه کتبی چند و محققانه در این زمینه به رشته تحریر درآمده و انتشار یافته است.

یکی از کتابهایی که در زمره این کتابها می توان از آن نام برد، کتاب " نظر از درون به نقش حزب توده ایران ( نقدی بر خاطرات نورالدین کیانوری ) " نوشته " بابک امیرخسروی " انتشار یافته توسط " موسسه تحقیقاتی و انتشاراتی دیدگاه " ( وابسته به انتشارات اطلاعات ) در تهران سال 1375 است. هرچند نویسنده ،که خود عضو فعال حزب توده از پائیزسال 1324 تا زمان جدایی در نیمه دوم دهه هفتاد شمسی بوده است، در این کتاب نگاهش معطوف به نقد کتاب خاطرات کیانوری بوده و دراین باره دست به ریزبینی و نکته پردازی های فراوان زده است اما بمناسبت زمینه بحث به نورافکنی بروقایع تاریخی مرتبط با نهضت ملی شدن صنعت نفت و عملکرد دولت ملی دکتر مصدق و حوادث منجر به کودتای 28 مرداد 1332 پرداخته و تلاش کرده تصویر واقع بینانه ای از روند وقایع و نقش و سهم بازیگران در این باره عرضه دارد، و البته نقش مخرب حزب توده رادر ایندوره بخوبی کالبد شکافی کرده است. با خواندن این کتاب بخوبی می توان دریافت که چرا ذهنیت عامه مردم ایران و غالب تحصیلکردگان و روشنفکران نسبت به فعالیت حزبی و تشکیلاتی منفی شده، و به رغم انقلاب و تغییر و تحولات بعدی همچنان منفی مانده است.

حزب توده ایران که پس از شهریور 1320 و سقوط دیکتاتوری رضاشاه تاسیس شد و بدلیل شرایط جهانی و داخلی توانست بخش وسیعی از تحصیلکردگان و روشنفکران خواهان تحول در ایران را بدرون خود جلب کند و در طی زمان به بزرگترین حزب سیاسی تبدیل شود، و قطعا در صورتی که مسیر درستی را درعرصه سیاست می پیمود می توانست نقش بنیادینی در روند تحولات ایران برای رهایی از استبداد و عقب ماندگی داشته باشد، در عمل راهی را پیمود که نه تنها ضربه مهلکی بر پیکر جریان استقلال و آزادیخواهی مردم زد بلکه بهترین نیروهای حزبی اش را در مسلخ کودتا گرفتار ساخت و افرادی را قربانی و آواره کرد، و بواسطه این عملکرد گرد مرگ برکار سیاسی و حزبی در برابر کودتا و دیکتاتوری وحشتناک برآمده از آن پاشید. آدمی از این امر حیرت می کند که چگونه چنین رخدادی می تواند اتفاق افتاده باشد و حزبی با این ویژگی نه تنها نتواند نقشی مثبت در روند تحولات این مقطع تاریخی بازی کند بلکه نقشی ویرانگر برای خود و کشور داشته باشد! اینکه چقدر دلبستگی این حزب به ایدئولوژی مارکسیسم و وابستگی سیاسی اش به شوروی در پیمودن اینراه سراپا خطا سهم داشته است، و چقدر به ساختار تشکیلاتی و شیوه رهبری و رهبران مربوط می شود توسط امیرخسروی بطور مبسوط کالبدشکافی شده و سهم اصلی را در این کج روی تاریخی به ساختار تشکیلاتی و شیوه رهبری و رهبران داده است که می تواند بسیار قابل تامل و توجه و عبرت آموزی باشد.

مهمترین بخش کتاب به بررسی تحلیلی رخداد کودتای 28 مرداد 1332 و انتشار اسنادی که پس از سالها از آرشیو محرمانه دولت آمریکا خارج شده، اختصاص دارد و بنظرم نوری تازه براین ماجرای تاریخی افکنده است. اینکه گفته می شود هرچه ما از یک رخداد تاریخی دورتر شویم بهتر می توانیم به بررسی و تحلیل آن رخداد بپردازیم از این منظر درست است چرا که در سیر زمان آثار و پیامدها و ارتباطات و اسناد و پشت پرده های آن رخداد از پرده بیرون می افتد و راه را برای دستیابی به واقعیت آن رخداد و بازیگرانش هموار تر می کند. در سایه انتشار اسناد دولت آمریکا در پس سالها از انجام کودتای 28 مرداد 32 بخوبی می توان دریافت که دو دولت قدرتمند انگلیس و آمریکا در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت و دولت ملی دکتر مصدق هر یک در پی تامین منافع ملی خود نقشی را بازی می کردند. انگلیس که طرف دعوای اصلی بود و منافع سرشار نفتی و نفوذ خود را در سایه نهضت برباد رفته می دید همه تلاشش را برای مقابله با دولت مصدق و سرنگونی آن بکار گرفته بود اما آمریکا ، که قدرت نوظهور پس از جنگ جهانی دوم با پزی دموکرات و آزادیخواه بود، در رابطه با دولت مصدق جانب احتیاط را نگه داشته و تلاش در ایفای نقشی میانه داشت، ولی روند وقایع ( ایجاد تفرقه و تشدد در نیروهای حامی نهضت، توطئه های دربار پهلوی و حامیانش، تندروی های حزب توده، عدم مصالحه بر سر مسئله نفت،...) زمینه ای را فراهم ساخت که بتدریج آمریکا در کنار انگلیس قرار گرفت و هردو به بهانه رفع خطر کمونیسم در ایران در فروردین سال 1332 تصمیم به انجام کودتا و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق گرفتند، و با عملیاتی کردن این طرح ظرف پنج ماه و با صرف هزینه ای حدود 10 میلیون دلار آنرا به نتیجه رسانده و برای 25 سال سلطه استعماری خود را با حاکمیت رژیم استبدادی و ظالم پهلوی برقرار و منافع سرشاری را نصیب خود ساختند. با خواندن این اسناد بخوبی می توان دریافت که آنچه راهنمای عمل دولت های قدرتمند است منافع ملی شان است و آنها هیچ عمل و اقدامی را بیرون از این چارچوب انجام نمی دهند و این ساده لوحی است که ما تصور کنیم فی المثل آنها برای نجات مردم دیگر کشورها از یوغ استبداد و حکومتهای خودکامه و برقراری دموکراسی و دفاع از حقوق بشر و... به مداخله و حمله نظامی دست می زنند. تاریخ معاصر کشورما بهترین شاهد براین مدعاست.

آنچه در پایان می توانم بگویم اینکه در مطالعه تاریخ باید توجه داشت که « هزار نکته باریکتر ز مو » نهفته است که با کنکاش و منقاش باید بیرون کشید و بهره برد و عبرت گرفت، و من در سایه این تلاش دریافته ام که " مصدق " الحق و الانصاف رجلی عالم، سیاسی، ملی، پاکدست، کاردان و سرآمد روزگارش بوده است، و البته این به معنای این نیست که در عرصه سیاست و دولتمردی بی ضعف و نقص بوده است، اما آنچه برایم تاسف بار است اینکه چرا باید در ظرف جامعه ما سرنوشت او همچون سرنوشت همه سیاسیون تاریخ معاصر این چنین تلخ و سخت باشد؟ و در تبعید و دوری از مردم بمیرد؟ و ظاهرا این درد تاریخی ماست که قدمتی به عمر ایران دارد و ما هنوز نتوانسته ایم از آن رهایی یابیم، و بزرگترین درس که از تاریخ خوانی می گیریم اینکه برای درمان این درد چه باید کرد؟ و از اینروست که تاریخ خوانی باید در زمره کارهای روزمره افرادی باشد که می خواهند ایرانی نو بسازند برپایه آزادی و عدالت و مردمسالاری و رفاه، ایرانی برای همه ایرانیان، ایرانی که درآن همه شهروندان در سایه حاکمیت قانون مال و جانشان محترم و عزت و کرامتشان محفوظ باشد.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007