« انقلاب یا اصلاح؟ | صفحه اول | مصاحبه با مردمک : زلزله در زندگی »

22 خرداد 91

جنبش سبز و افق پیش رو

درآستانه سه سالگی شکل گیری جنبش سبز فرصتی است که به بازنگری این جنبش از جهات مختلف بپردازیم، و نقاط قوت و ضعف و کامی‌ها و ناکامی‌های آنرا برشماریم، و با تکیه بر تحلیل‌های واقع بینانه، امیدوارانه و استوار راه را ادامه دهیم. تحلیل ذیل کوششی است در این مسیر، و اینکه نیروی بالقوه تحولخواه جامعه ما چه میزان است؟ و چگونه می توان این نیروی بالقوه را بالفعل کرد؟


جامعه کنونی ایران را از منظرهای متفاوت می توان به لحاظ نیروهای اجتماعی و صف بندی آنها تجزیه و تحلیل کرد اما از آنجا که جنبش سبز برآمده از یک کودتای انتخاباتی است از اینرو ثقل این تحلیل برتوصیف آرایش نیروهای اجتماعی از منظر مشارکت درانتخابات‌های گذشته است، و اینکه اگر در آینده یک انتخابات آزاد و رقابتی و منصفانه برگزار شود، جنبش سبز در چه وضعیتی می تواند قرار گیرد؟ و نگاهش برای پیروزی باید معطوف به چه نیروهایی باشد؟ و در عین حال جنبش سبز چه افقی را باید در پیش رو داشته باشد؟

در این تحلیل و بررسی آمار مشارکت در انتخاباتهای ریاست جمهوری پس از سال ۶۷ و پایان جنگ مورد توجه قرار گرفته است بدلیل اینکه در سطح ملی و سیاسی تر از انتخاباتهای مجلس و شوراها و خبرگان است، و انگیزه بیشتری برای به صحنه آوردن شهروندان ایجاد می کند. برپایه آماررسمی منتشره میزان مشارکت در انتخاباتهای ریاست جمهوری این دوران بشرح زیر بوده است:

۱- انتخابات ریاست جمهوری پنجم در سال ۶۸ میزان مشارکت ۵۴.۶

۲- انتخابات ریاست جمهوری ششم در سال ۷۲ میزان مشارکت ۵۰.۷

۳- انتخابات ریاست جمهوری هفتم در سال ۷۶ میزان مشارکت ۷۹.۹

۴- انتخابات ریاست جمهوری هشتم در سال ۸۰ میزان مشارکت ۶۶.۸

۵- انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال ۸۴ میزان مشارکت ۶۲.۸

۶- انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال ۸۸ میزان مشارکت ۸۴.۸


این نتایج نشان می دهد که میزان مشارکت رای دهندگان در انتخاباتهای ریاست جمهوری از حداقل ۵۱ تا حداکثر۸۵ درصد نوسان داشته است، و از این آمارها می توان این برداشت را داشت :

۱- در همه انتخاباتها ۱۵ درصد رای دهندگان شرکت نداشته اند که دلایل مختلفی را می توان برای عدم شرکت آنها مطرح کرد که از عدم قبول نظام مستقر تا بی‌تفاوتی سیاسی را در برمی گیرد، و طبعا روی این بخش از جمعیت رای دهنده نمی توان محاسبه‌ای به لحاظ سیاسی و فعال شدن آنها را در عرصه صف بندی‌های سیاسی داشت هرچند بطور بالقوه می توان انتظار پیوستن بخشی ازآنها را به جریان معترض جنبش سبز داشت.

۲- فاصله۵۱ درصدی رای دهندگان درانتخابات ریاست جمهوری ششم در سال ۷۲ تا ۸۵ درصدی انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال ۸۸، که بنحو معناداری تکرار رخداد مشارکت ۸۰ درصدی انتخابات ریاست جمهوری هفتم در سال ۷۶ را تداعی می کند، حاکی از فعال شدن جمعیت ۳۰ تا ۳۵ درصدی رای دهنده می کند که قطعا تعلق به اصلاح طلبان و جنبش سبز دارد، و در هر فعالیت انتخاباتی آتی هم اینها می توانند بنفع جنبش سبز فعال شوند، و این نشاندهنده پایگاه محکمی برای جنبش است.

۳- نتایج مقایسه‌ای انتخابات‌های مختلف نشان می دهد که پایگاه رای اقتدارگرایان در بهترین شرایط ۱۵ تا ۲۵ درصد بوده است، براین پایه فاصله این رقم تا ۵۱ درصد نیز متعلق به رای دهندگانی است که بدلائلی در انتخاباتها حضور یافته اما به اقتدارگرایان رای نداده اند، و اینها افرادی هستند که در صورت حضور یک نامزد اجماعی از سوی جنبش سبز به وی رای خواهند داد همانگونه که در انتخابات ریاست جمهوری هفتم و هشتم شاهد رای آوری ۶۹ و ۷۸ درصدی خاتمی بودیم، و برپایه این برآورد آماری در انتخابات ریاست جمهوری دهم هم حداقل باید شاهد رای آوری حدود ۵۵ تا ۶۰ درصدی موسوی می شدیم که با تقلب در انتخابات و انجام کودتا نتیجه را برهم زدند.

۴- برپایه آنچه آمد جنبش سبز تاکنون پایگاه انتخاباتی بالقوه ۳۵ تا۶۰ درصدی جمعیت رای دهنده را داشته است که می تواند با تکیه بدان برای آینده برنامه ریزی کند، و البته همین پایگاه همدل و همراه با جنبش سبز در شرایط غیرانتخاباتی مثل حضور خیابانی است که تجلی‌اش را با حضور میلیونی مردم در راهپیمایی روز ۲۵ خرداد ۸۸ و پس از آن دیدیم اما میزان حضور این افراد در کنش‌های سیاسی بستگی به هزینه‌ای دارد که هریک باید بابت حضورشان بپردازند و طبعا با بالا رفتن هزینه از دامنه حضور افراد کاسته می شود همچنانکه شاهد بوده ایم، اما اینراهم باید در نظر و تاکید داشت که در گذر زمان از دامنه این پایگاه کاسته نشده و بدلیل ناکارآمدی حاکمیت یکدست اقتداگرایان بر دامنه آن افزوده شده و همچون آتش زیر خاکستر می تواند در فرصت مساعد شعله ور شود.

۵- انتخابات ریاست جمهوری دهم فرصت مساعدی برای پیوند جنبش‌های خرد اجتماعی با جنبش سبز بود و این پیوند در گذر زمان باید عمق یافته و افراد فعال در این جنبش‌ها بتوانند نقشی برانگیزانده در تحرک و تثبیت پایگاه اجتماعی جنبش سبز در جامعه مدنی داشته باشند بشرطی که راهبران جنبش سبز نیز بتوانند به مطالبات این جنبش‌های خرد توجه داشته و آنها را برجسته و در قالب مطالبات کلی جنبش مطرح نمایند.

جمع بندی اینکه به رغم مدعای تبلیغاتی و تصورحاکمیت اقتدارگرا که توانسته جنبش سبز را مهار و کنترل و سرکوب نماید این جنبش در جامعه ریشه دوانده و زنده و پاینده است و پایگاهی مستحکم و نیروی بالقوه اجتماعی بالایی را بهمراه دارد که در فرصت مساعد می تواند بالفعل شده و ظهور اجتماعی یابد. براین پایه راهبران و فعالان جنبش باید نگاه و توجهشان معطوف به افراد این نیرو، که عمدتا در اقشار متوسط و محروم قرار دارند و بخشی از آنها در قالب جنبش‌های خرد اجتماعی سازمانیافته و در پی دستیابی به مطالبات خویش اند، باشد و خواسته‌ها و مطالبات همگی آنها را پوشش دهند. ازمنظر « جنبش سبز و افق پیش رو » نیزبا توجه به این پایگاه و جمعیت تحولخواه به ضرس قاطع می توان گفت و پیش بینی کرد که انجام تغییر و تحولات در جامعه ما در افق پیش رو اجتناب ناپذیراست، و هنر رهبری جنبش سبز در مدیریت انجام این تغییرات بگونه‌ای است که بتواند به استقرار حاکمیت قانون، عدالت، آزادی، و مردمسالاری در کشور منجر شود.

اما سئوال مهمی که در انتهای این تحلیل رخ می نماید این است که جنبش :" چگونه می تواند این نیروی بالقوه را بالفعل کند؟ " البته پاسخ به این سئوال بحثی مبسوط و جمعی را از سوی همه افراد صاحب نظر و فعال در جنبش سبز می طلبد اما بنظر من در حوزه عملیاتی ما باید راهبردهای چهارگانه آگاهی بخشی، خیابان، مذاکره و مصالحه، و انتخابات را بصورت مکمل و متناسب با شرایط حادث در دستور کار داشته باشیم، و همزمان سازماندهی افراد را در قالب هسته‌های سبز پیگیری کنیم، و آمادگی اینرا داشته باشیم که در شرایط مساعد بتوانیم با بالفعل کردن نیروی اجتماعی جنبش تناسب و توازن قوا را بنفع جنبش سبز برهم زنیم و راه را بسوی اصلاحات گشاده داریم. نیروی تحولخواه جامعه ما هرگاه فرصت ظهور یافته اراده خود را برای انجام تحول از مجاری ممکن و قانونی به منصه ظهور رسانده است، و اگر اکنون آرام گرفته و خفته بنظر می رسد ناشی از شرایط است، و قطعا با تغییر شرایط و ایجاد فرصت مساعد همچون آتش زیر خاکستر شعله ور خواهدشد، و البته بهترین گزینه برای کشور و نظام مستقر این است که حاکمیت کنونی راه قانونی و کم هزینه را بروی تحولات باز کند، و بنظرم در چارچوب چنین وضعیت و نگاهی هیچ جایی برای ناامیدی و یاس و کوتاه آمدن از خواسته‌ها و مطالبات جنبش سبز باقی نمی ماند.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007