« بهاران خجسته | صفحه اول | آیا هدف، وسیله را توجیه می کند؟ »

5 فروردین 85

در رابطه با آمریکا

اینروزها که بدلیل راه طی شده دردوران دولت احمدی نژاد پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل گزارش شده وعملا سرنوشت رسیدگی به این پرونده با میزان قدرت و نفوذ آمریکا دراین شورا گره خورده است وبا توجه به مواضع وسیاستهای این کشور نسبت به ایران، واینکه چالش 27 ساله بین جمهوری اسلامی ایران و امریکا درحال رسیدن به نقطه تعیین کننده ای است شاهد اعلام برخی مواضع واستدلالها
از سوی اقتدارگرایان حاکم درتوجیه سیاستهای انجام شده وتداوم آن هستیم که جای تامل وبحث فراوان دارد! استدلالهایی از اینگونه : ما هر کار و
اقدامی بکنیم آمریکا ما رارها نخواهد کرد ، اگر امروز در پرونده هسته ای کوتاه بیاییم وتعلیق را بپذیزیم فردا به سراغ تحقیقات علمی ودانشگاهی
ما می آیند ومی گویند آنهارا هم باید تعطیل کنید وپس فردا هم موضوع حقوق بشر و... بنا براین آمریکا چون در پی برخورد وبراندازی جمهوری اسلامی ایران است نیاز به بهانه دارد و امروز بهانه اش مسئله هسته ای است وحتی اگر ما این مسئله حل کنیم فردا باموضوعات دیگری در چالش
با آمریکا مواجه خواهیم شد که معلوم نخواهد بود به اندازه این موضوع بتواند توجه وپشتوانه مردم راجلب کند ، ازاین رو ما باید بر روی موضع
اصولی وبه حق خودمان بایستیم وآمریکا راودار به عقب نشینی وتعدیل مواضع نماییم وهمچون گذشته با تکیه بر وحدت وانسجام داخلی از این
نقطه تعیین کننده بگذریم و...

هرچند در عمق این نگاه نوعی جبرگرایی تاریخی ( دترمینیسم ) نهفته است که هیچ سنخییتی با آموزه های عقلی وعلمی وتجربی ودینی (اسلامی)
ندارد وعملا به امتناع سیاست ورزی در عرصه جهانی منتهی می شود که قائلان به این استدلال یقینا آنرا برنمی تابند ودلیلش هم موضع گیری روزمره آنها راجع به مسائل ریز ودرشت دنیاست اما برفرض ما این استدلال را بپذیریم آیا چه مسیری پیشاروی جمهوری اسلامی ایران قرار خواهد گرفت؟ آیا در نهایت تمسک به این استدلال جز رویارویی وجنگ ایران باآمریکا نخواهد بود؟و درصورت وقوع چنین امری چه حاصلی ببار
خواهد آمد؟ پیروزی یا شهادت ؟ به توجه به محاسبات بشری وشرایطی که در آن بسر می بریم پیروزی ای متصور نیست وفقط می ماند شهادت و
براندازی جمهوری اسلامی ایران ،آیا این آن متاعی است که طرفداران این استدلال طلب می کنند؟ وآیا...

همه آموزه های دینی ما براین موضوع تاکید وتایید دارند که"خداوند حال هیج قوم وملتی را تغییرنمی دهد مگر انکه خودشان حالشان را تغییردهند" یا " خداوند ابا دارد ازاینکه امور عالم راجزازطریق اسباسش به جریان وحرکت درآورد"، واین حدیث مشهور پیامبر که "با توکل زانوی اشتر ببند" بنابراین خداوند برپایه قواعد وسنت های جاری بر این عالم باما عمل می کند واینگونه نیست که با قوم وملت خاصی خویشی داشته باشد ، والبته اگر مومنان به خدا همه تمهیدات بشری را بکار بندند ودر برپایی دین حق جهاد ومبارزه نمایند وعده خدایی است که " اگر خدا را یاری کنید
خدا هم شما را یاری خواهد کرد" ودراین مسیراگر افرادی به شهادت رسیدند به وظیفه وتکلیف خود عمل کرده ودردنیا وآخرت رستگار خواهند بود.
حال سئوالی که مطرح می باشد اینکه آیا مااز همه تمهیدات بشری برای پیشبرد خواسته هامان وازجمله در پرونده هسته ای به درستی استفاده
کرده ایم؟وآیا استدلالی که دررابطه با آمریکا عرضه می شود کفایت از موضوع می کند وما باید تاآخر همینگونه ایستاده وتا رویارویی با آمریکا
پیش برویم؟و...

پاسخ منفی است برای اینکه دراین عالم اولا هیچ قدرت مطلقی وجود ندارد که هرکاری خواست بتواند بکند ( قادر مطلق فقط خداست ) وآمریکا
نیزذیل همین قاعده می تواند رفتار کند ولاغیر! بله آمریکا ( وایضا هر صاحب قدرتی ) می خواهد برعالم وآدم سلطه وسیطره داشته باشد اما بدلیل قدرتهای معارض وساخت آدمیان ( که بطور فطری وطبیعی به دنبال عدالت وآزادی وحق تعیین سرنوشت و... هستند ) نمی تواند به این خواسته
دست یابد بنابراین اعمال قدرت محدویتهای فراوان دارد واینگونه نیست که صاحب قدرت هرگونه خواست بتواند عمل کند ، ثانیا رخدادهراتفاقی دراین عالم به برآیند عمل مجموعه بازیگران بستگی دارد ویک عنصر به تنهایی نمی تواند تعیین کننده باشد ،وآخراینکه در ماجرای چالشهای 27 ساله
ایران وآمریکا مشی ورفتار دو طرف نقشی تعیین کننده دررسیدن به نقطه کنونی ( پرونده هسته ای ) داشته و درنهایت نیز نوع رفتار دوطرف نتیجه
را رقم خواهد زد ، وهمانقدر که مسئولان وتصمیم گیران آمریکایی در این موضوع سهم ودخالت ومسئولیت دارند طرف مقابلشان هم دارد.

درسایه آنچه آمد فکر می کنم اگر تصمیم گیران ومسئولان ایران شناخت درستی از عالم ( واقعیت موجود ) می داشتند وبه تمهیدات بشری ممکن
برای حل چالشهای موجود بین ایران وآمریکا می اندیشیدند ( حداقل در رابطه با پرونده هسته ای) به گونه دیگر عمل می کردند. وحداقلش این بود که دراین مسیر نباید به گونه ای عمل می کردند که به نوعی اجماع جهانی علیه ایران دامن زند وکشورها را همسو با آمریکا وعلیه ایران کند.
ظاهرا این نکته درمیان مسئولان ایرانی مغفول مانده است که تنها سوژه ای که می توامد ظرفیت ایجاد اجماع علیه ایران رادر جهان داشته باشد همین موضوع هسته ای است ونسبت به این موضوع نه تنها دولتها بلکه شهروندان وافکار عمومی دنیا بسیار حساس ونگران اندو براحتی
درمقابله با آن برانگیخته می شوند.هنر دیپلماسی ایران باید دررابطه بابازیگران متنوع این صحنه شکل می گرفت وحتی دررابطه با آمریکا طرحی
نو درانداخته می شد ، طرحی که بتواند دریک رابطه د وسویه بیشترین منفعت را نصیب ایران نماید . متاسفانه در مسیر طی شده همه منفعتها با
کارت ایران به جیب دیگران ریخته شده وهزینه ها برسر ایران !

برای عبوراز شرایط بحرانی کنونی وتا فرصت باقی است ( یعنی تا گزارش نهایی آژانس انرژی اتمی به شورای امنیت سارمان ملل) باید دو اقدام را ایران برای آرام سازی فضا واعتمادسازی دوباره انجام دهد :1 – تعلیق را بپذیرد وپایبندی خود رابه بیانیه ها وقطعنامه های آژانس اعلام دارد ، 2 – مذاکرات خود را همزمان با همه قدرتها وکشورهای تاثیرگذار ( به ویژه سه کشور اروپایی ،آمریکا ،روسیه وچین )از سرگیرد . دراین مسیر با
تغییر شرایط وساختن شرایط جدید درپی دستیابی به خواسته خود بر آید.



   نظرات

اخبار سایت های فیلتر شده :

لازم بود اصلاح طلبان از شرایط مثبت ایجاد شده در جامعه جهانی و پشتوانه مردمی استفاده کرده و با استفاده از موقعیت های بوجود آمده خصوصا سفر آقای خاتمی به آمریکا جهت شرکت در اجلاس سازمان ملل استفاده کرده و به این معضل خاتمه می دادند. اما این فرصت هم همچون سایر موارد از دست رفت.....

 

ابوذر منتظرالقائم وبلاگ نویس صفحه پاسداران :

بسم الله . آقای مزروعی جوان . موقعی که دم ار دترمینیزم زدید ، همان جا می خواستم در کامنت ها بنویسم دترمینیزم از جبر گرایی ای صحبت می کند که منشاء آن تقدیر ازلی باشد . نه اینکه شما می گویی. این شما هستید که دچار جبری گرایی تاریخی هستید وفکر می کنید چاره این رفتار آمریکا وادادگی روانی وسیاسی در مقابل او است ورفتار آمریکا همیشه همینگونه بوده و در طول تاریخ هیچگاه آمریکا در مورد ملت ها عقب نشینی نکرده است. البته تناقض در کلام شما هم دیده می شود ! از یکسو همین دترمینیزم را محور کرده ایدو واز سوی دیگر ، از امکان مدیریت کردن رفتار آمریکا صحبت می کنید. اما نمی گویید این مدیریت سیاسی ، چرا الزماا باید مبتنی بر کوتاه آمدن از عزت ملی باشد ؟ آیا تاکنون این نسخه ، ارزشی داشته است ؟ رفتار سلطه جوی آمریکا دررابطه با ایران در طول 8 سال دولت دوم خرداد ، آیا یک رفتار با منحنی وسیر نزولی بوده یا صعودی ؟ بدترین رفتار سیاسی و قدرت نمایی بین الملی آمریکا علیه ایران دقیقا در طول زمانی صورت گرفت که عناصر حاکم در نهادهای تصمیم ساز دستگاه سیاسی جمهورسی اسلامی ایران ، ذلت طلبی را محور سیاست خارجی کرده ونام تنش زدایی را بر آن نهادند و تنها چیزی که درو نکردند تنش زدایی بود و فقط به تنش زایی منجر گردید. اینکه دیگر در دوران این دوستان ، حتی حق حقوقی ایران در بهره برداری از فوائد مختلف غیر نظامی انرژی هسته ای هم نادیده گرفته شد ، از دستاوردهای دولتین نامبارک اصلاحات است ! فرافکنی را به کناری گذاشته و اگر دوست دارید تا برای 4 سال و یا 8 سال آینده برنامه ریزی کنید اولین کاری که لازم است بکنید، اعتراف به خطاها و سعی در تصحیح آنها است. اگر شما ها هم رفتار خود را تصحیح کنید هیچ کس از حضور شما در جران اداره کشور ناخشنود نمی شود. تنها این شما هستید که هرگز نخواهید توانست این کار را انجام دهید. حقیقت آن است که آنچه که اینجا نوشته اید یک ریاکاری بزرگ ، بیشتر، نیست. شما و دوستان وهمفکران شما بارها از ترس حقیقی خود از آمریکا ، که آن را مبتی بر علق ، عنوان کرده و توجیه کرده اید پرده برداشته اید. پس این بار هم بگویید که محور این زاویه نگاه شما ، به هیچ وجه خردگرایی و همراه کردن تدبیر عزت مدار ، در معادلات سیاسی نیست بلکه همه چیز این دستاه استدلالی ناشی از جبن و ترس ذاتی است. ترسی که اگر ایمان در کنار آن می نشست وتعارفات کنار می رفت ، نشان می داد که اصولا انسان ، در مقابل ظالم جار ، راهی جز مقاومت ندارد. اگر او را می خواهند بکشند ، چرا بدست خود انسان باشد ؟ و اگر می شود جلوی این باصطلاح کشته شدن را گرفت ، چرا با وادادگی ؟ آیا تاکنون نمونه ای وجود دارد که آمریکا ، با وادادگی یک کشور و یا یک مجموعه سیاسی ، از طلطه طلبی در مقابل او ، فروگذار کند ؟ اینها همه وقتی است که من ، سخنرانی رئیس اسبق سازمان سیا را فراموش کنم که یکی از امیدهای دولت آمریکا در ایران را وجود باصطلاح اصلاح طلبان درون و بیرون حاکمیت معرفی کرد ! با انی حساب ، می بینم حقیقت فرای تمام این تحلیل ها است و هدف شما و همکاران و همفکران شما ، زدن خودباوری و روحیه اراده ملی و عزم یکپارچه ملت ایران در مقاومت است و امروز ، شما در جای انگلیس نشسته اید و دولت احمدی نژاد در نهضت ملی کردن صنعت .این تغییر جایگاهها و عدم تطابق شعارها بر جوهره عملکرد خود را با چشم خود ببینید و کمی هم آرما شده ، به گوشه ای بنشینید و آرام ، فکر کنید . این بار از دریچه ای جدید.

مزروعی : با اینکه درادبیات شما هیچ مطلب حدید ونا گفته ای نسبت به بنده وایضا اصلاح طلبان وجود ندارد وما با این تحلیها واتهامات خو گرفته ایم اما بپاس احترام شما واظهار نظر وعقیده آنرا انتشار می دهم وخوشحال می شوم که بار دیگر متر ومعیاری را که با آن وادادگی روانی وسیاسی وعزت مداری وغیره را اندازه گیری می کنید به من معرفی کنید تا بنده و دیگران هم بتوانند خودشان رابا آن محک برنند. برادر عزیز ! در عالم تحلیل همانقدر که شما حق اظهار نظر دارید دیگران هم دارند وکسی را نمی شود به صرف اظهار رای ونظر متهم به وادادگی وچه و چه کرد. درمورد درستی با نادرستی هر تحلیلی نیز فقط گذشت زمان می تواند کار ساز باشد ولاغیر ، وهردو می توانیم منتظر بمانیم وببینیم آنها که معتتقد به مقاومت وعدم وادادگی و...چه می کنند وامثال بنده چه می کنند؟ مطمئن باشید که راه دولت خاتمی در سیاست خارجی درست بود و این آقایان هم ناچار ازبرگشت به همان سیاست هستند اما همین ها نمی خواستند سیاست خارجی خاتمی یه نتیجه دلخواه اصلاح طلبان برسد و نگذاشتند برسد وحالا می خواهند با مذاکره با آمریکا (که آخرین حلقه سیاست خارجی تنش زدا می باشد) این افتخاررا نصیب خودشان سازند که بر آنها مبارک ومیمون باد واصلا وادادگی نیست وعین مصلحت و منفعت کشور وموجب عزت وسربلندی اصحاب قدرت است.

 

ابوذر منتظرالقائم وبلاگ نویس صفحه پاسداران :

بسم الله . حقیقت این است که اینقدر من بچه گانه بود که فکر کردم در صفحه حنیف هستم ! آقای رجب خان مزروعی بزرگ !

 

ahmad :

dooste aziz negrn nabashid ravabet ba america manande grogangiry va gang ba pirozy va kheradmandaneh hall me shevad va jomhory eslamy behesht me shavad

 

ali :

برای عبوراز شرایط بحرانی کنونی وتا فرصت باقی است ، مقامات محترم در اختیار گرفتگان این ملت و مرز و بوم آن ، که حد اقل به زعم بخشی از صاحبان آن غاصبانه و بر ناحق است - تنها به این دلیل ساده که در ابراز نظر بی ترس در چگونگی اداره ی ملک خویش محرومند - باید اعلام کنند که سیاست ج.ا. ، مبنی بر خصومت هیستریک نسبت به جهان پیشرفته و در راس آن ا.م.ا. نادرست بوده است و با شجاعت اعلام کنند که می خواهند روابط را با جهان متمدن و در راس آن ا. م. ا. داشته باشند . اعلام کنند می خواهند با اسلام به لباس قرن بیست ویکم دین ورزی کنند و نه اسلام قرون وسطایی .اسلامی که امثال مهندس سحابی و مهندس بازرگان و دکتر سروش و یوسفی اشکوری نمایندگان آنند .اعلام کنند دیگر حاضر نیستند با لباس غصبی و در مکان غصبی و بالقمه ی غصبی نماز بخوانند. اعلام کنند می خواهند با فرهیختگان این مرزو بوم آشتی کنند و آنان را قدر نهند و درصدر نشانند . اعلام کنند: " شد آنکه اهل نظر برکناره می رفتند / هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش " و اینها دوای درد کسانی است که نمی خواهند در چنبره ی دو وجهی : " آنکه حقیقت را نمی داند بی شعور است و آنکه آن را می داند و آن رادروغ می نامد تبهکار است " گرفتار آیند . این دوای درد کسانی است که به راستی و درستی- و نه عوام فریبانه - باور دارند ایران به فن آوری هسته ای برای جبران عقب ماندگی تاریخی خویش نسبت به جهان پیشرفته نیاز دارد . این دوای درد کسانی است که بدانند مشکل عقب ماندگی تاریخی جوامع نظیر ما مشکل این دستگاه صنعتی و آن دستگاه صنعتی نیست بلکه سازمان و نظام اجتماعی است که پیشرفت مداوم علمی و صثعتی را خود جوشانه تضمین می کند .

 

فاران :

جناب مزروعی
با سلام میخواستم بدانم طبق چه حکمی هر مسلمانی که در راه اهداف جمهوری اسلامی کشته شود به شهادت رسیده است و مگر نه اینکه شهادت مرگ در راه خداست. پس انرژی هسته ای یک امر الهی است و اگر به صلح آمیز بودن آن شک نکنیم پس هر کس درنظام اسلامی در راه تولید برق کشته شود به شهادت رسیده است.

پیشاپیش متشکرم

مزروعی : باسلام وتشکر،طبق آموزه های اسلامی ما حکم به ظواهر می کنیم چون به باطن افراد ونیات درونی آنها دسترسی نداریم والبته در امور روزمره
ودر ارتباط با دیگران فارغ از دیندار بودن یا نبودن نیز چنین می کنیم .براین
پایه هرکس را که در راه دفاع ازمیهن وارزشهای دینی کشته شود شهید اطلاق
می کنند اما اینکه جه افرادی واقعا شهیداند با خداست وروز قیامت!

 

chiya-swiss :

ba arze salam be shoma azizan avalan bayad bebinim demokrasiyi ke amrika miavarad ba khon va mardom koshi farda be iranam byiad hain karo ba maha khahad kard .amrika faghat be donbale manafe khodeshe ...na iran na melate iran va na democrasi .ina hamash kashke

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007