« ارزیابی شاخص های کلان برنامه چهارم در انطباق با عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد | صفحه اول | درآمد نفت و خالی بودن حساب ذخیره ارزی »

29 اسفند 90

راه دشوار آزادی

سالی دیگر را پشت سرنهادیم و نوروز به پیشوازمان آمده است تا روزی نو برای خودمان بسازیم. انسان معمار خویشتن خویش است و جامعه، و این آیه و سنت خداوندی است که :" همانا خداوند حال وروز هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان در حال و روزشان تغییر بوجود آورند." ( سوره رعد آیه 12)، و از اینروست که در آستانه سال نو دعا می کنیم:" ای تغییردهنده قلبها و دیده ها، ای تدبیرکننده شب و روز، و ای تحول دهنده حال و احوال، حال مارابه بهترین حال تغییرده."

بیش از یک قرن است که ایرانیان برای تغییرحالشان مبارزه و تلاش کرده و می کنند و سه جنبش و انقلاب بزرگ و چندین خرده جنبش را دراین سالها پشت سرنهاده اند اما همچنان در راهند و به آرمانهای خود دست نیافته اند، و سئوال اینجاست که چرا دست نیافته اند؟ و تازمانی که هریک از ما نتوانیم در ذهن و ضمیمر خودمان برای این سئوال پاسخ بیابیم و درعرصه عمومی به پاسخی مشترک برای آن برسیم این در راه ماندگی همچنان ادامه خواهد داشت، و حتی اگر جنبش سبز کنونی به ثمر برسد بدون پاسخ به این سئوال معلوم نیست بتوانیم به آرمانهایی همچون آزادی ، مردمسالاری،...و دریک کلام حاکمیت قانون دست یابیم و تجربه های شکست خورده گذشته را چند باره تکرار نکنیم.

بنظرمن علت شکست جنبش های گذشته ما در دستیابی به آرمانها به رغم پیروزی مادی و ظاهری نداشتن یک تعریف دقیق و برداشت درست و مشترک از اهدافی بوده است که قرار بوده در پی پیروزی جنبش محقق شود، و از اینرو کالبدشکافی این اهداف و دستیابی به تعریفی شفاف و دقیق و مشترک از آنها از الزامات درونی جنبش سبز برای پیشروی بسوی آینده است، و آنچه در ادامه آمده است تلاش برای ایضاح یک برداشت از آرمان « آزادی » بمنظور بحث در این باره و دستیابی به تعریفی مشترک در طی مسیر بسوی آینده است، و اینکه بدانیم در « راه دشوار آزادی » از چه مسیر و سنگلاخها و گردنه هایی باید عبور کرد؟

واقع آنکه واژه " آزادی " به معنا و مفهوم غالبی که امروزه در دنیای مدرن از آن مراد می شود، در فرهنگ و تاریخ گذشته ما ایرانیان جایی نداشته است. فرهنگ و تاریخ ما قرنها بر پایه استبداد مطلقه سلسله های پادشاهی شکل گرفته است، و حتی پس از ورود اسلام به سرزمینمان تغییری دراین باره حادث نشده است. البته در آموزه های اسلامی کلمه " حر " به معنای " آزاد " بکار رفته است اما منظور از آن " عبد " و " برده " دیگری نبودن است و معطوف به یک ویژگی و صفت فردی باعنوان " آزادگی " است. این کلام مولای متقیان علی که : " بنده دیگری مباش که خدا تورا آزاد آفریده است " مصداق بارز این موضوع است، و اینکه در آموزه های دینی بر شرافت ذاتی " آزادگی " تکیه و تاکید شده است، و راه دستیابی به آنرا نیز از طریق مبارزه با هواهای نفسانی درون انسان و وسوسه های شیطانی محیط پیرامونی دانسته اند که البته از طریق جهادی مستمر امکان پذیر است، با این توجه که در ادبیات دینی مبارزه با هواهای نفسانی را جهاد اکبر و مبارزه با دشمنان بیرونی را جهاد اصغر نامیده اند به این اعتبار که تا وقتی انسان از دام هواهای نفسانی و خواسته های درونی رها نشود به مقام " آزادگی " دست نخواهد یافت، و از اینروست که حافظ می گوید: " غلام همت آنم که زیر چرخ کبود – زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است "، و این کلام امام حسین که : " گر شما را به جهان دینی و آیینی نیست – لااقل مردم آزاده به دنیا باشید "؟

این وجه از " آزادگی " معطوف به افراد است و نه نظام اجتماعی و سیاسی، و طبعا با واژه " آزادی " در دنیای جدید هرچند همخانه است اما تفاوت معنایی دارد، و می توان گفت هرچند " آزادگی " می تواند شرط لازمی برای " آزادی " باشد اما شرط کافی نیست و در دنیای جدید یک نظام اجتماعی و سیاسی بدون برخورداری از " آزادی " هرگز به رشد و پویایی نخواهد رسید.

" آزادی " به عنوان یک حق بنیادین بشر برآمده از تجربه ها و تحولات چهارقرن اخیرغرب است و در دنیای ذهنی و معرفتی و عینی کشورهای غربی تولد و نشو و نما یافته و سرانجام در منشور حقوق بشر ارزش جهانی یافته است. اما درایران این واژه توسط نظریه پردازان سالهای منجر به نهضت مشروطیت وارد فرهنگ و تاریخ ما شد بدون آنکه هیچ ارتباطی به گذشته و شرایط عینی و ذهنی ما داشته باشد همچون برخی دیگر مفاهیم مثل قانون ، تفکیک واستقلال قوا، و بعدها جمهوریت، و از اینرو پس از پیروزی مشروطیت و نوشتن قانون اساسی برپایه قوانین اساسی برخی کشورهای غربی و گنجاندن برخی مواد مرتبط با آزادی دعوای بزرگی بر سر این واژه بین سنت گرایان و تجدد خواهان در گرفت و به زخم های عمیقی در جامعه ما دامن زد، و عجیب اینکه دامنه این دعوا هنوز هم به رغم تحولات حادث پابرجاست و بر پیکر جامعه ما زخم می زند!

حق " آزادی " به عنوان یک حق طبیعی و فطری بشری باید بدرستی در جامعه ما تبیین و تشریح شود بگونه ای که بتواند در دل فرهنگ و تاریخ ما بنشیند و ذهن و ضمیمر ما ایرانیان را اشغال کند و دنیای معرفتی و ذهنی ما برای بهره مندی درست از آن در عینیت جامعه فراهم سازد. باید بدانیم که درعرصه عمل اجتماعی این واژه در آزادی عقیده، بیان، مطبوعات، احزاب و نهادهای مدنی، انتخابات،...تجلی و عینیت می یابد، و هریک از این عرصه ها خود محل تنازع و چالش بسیار است، و از اینرو جز در سایه حاکمیت قانون نمی توان انتظار جریان آزادی را درجامعه داشت. " آزادی " و " قانون " در دنیای مدرن دیوار به دیوارهم اند و بدون یکدیگر معنا و مفهوم در دنیای عینی ندارند، و قطعا تمسک به آزادی بدون پاسداشت قانون راه به هرج و مرج می برد، و دراین باره کافی است به تجربه هایی نگاه کنیم که بدلیل ضعف حاکمیت ها فرصتی برای آزادی در کشورمان بوجود آمده و نهایت راه بسوی هرج و مرج برده است!

می دانیم در قانون اساسی جمهوری اسلامی هم که برآمده از یک انقلاب مردمی بزرگ است اصول قابل توجهی در نفی استبداد و دیکتاتوری و بها دادن به " آزادی " گنجانده شده است. بطور مثال در اصل نهم این قانون آمده است :" در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند." اما در عین حال می دانیم با طرح عناوینی همچون " اقدام علیه امنیت ملی " ، " اقدام تبلیغی علیه نظام " ، " اجتماع و تبانی علیه نظام " ، " نشر اکاذیب بمنظور تشویش اذهان عمومی " و...در این سالها چه بر سر " آزادی " آمده است و تقریبا همه اصول مربوطه در قانون اساسی را بلاموضوع و عمل کرده اند، بنابراین باید توجه داشت تا زمانی که دنیای ذهنی و معرفتی و عینی ما ایرانیان در تلائم با اجرای قانون شکل نگیرد و ساختار حقیقی ما بستر لازم را برای تمرین آزادی به مفهوم مدرن فراهم نسازد صرف داشتن ساختار حقوقی متناسب با آزادی گره ای از مشکل تاریخی و پیچیده ما باز نخواهد کرد، از اینروست که ما باید بدانیم « راه دشوار آزادی » را در پیشرو داریم و پیمودن اینراه نیاز به صبر و استقامت و تلاش بسیار و " آزادگی " دارد، و البته اینکاری است سترگ و سخت، و از عهده عجولان برنمی آید، و بر همه ما به عنوان عضوی از جنبش سبز است که در این باره تمام توان خود را بکار گیریم و امیدوار و استوار در عرصه نظری و عملی به جهادی مستمر بپردازیم تا با یاری خدا و همراهی مردم بتوانیم به هدف بیش از یکصد ساله ایرانیان یعنی " آزادی " دست یابیم و به درستی از آن بهره برداری و پاسداری نماییم.
ارسال نظر جد




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007