« انتخابات آزاد، مطالبه ای اصلاح طلبانه و ملی | صفحه اول | مهندسی در درصد مشارکت مردم »

11 اسفند 90

اصلاح طلبان و انتخابات

1-پس از درگذشت امام خمینی و تحولات پس از آن، هنگام برگزاری انتخابات میاندوره ای مجلس سوم، یکی از اعضای شورای نگهبان خواستار نظر تفسیری این شورا درباره اصل 99 قانون اساسی در مورد واژه "نظارت" شد. در این اصل آمده است: "شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه‏پرسی را بر عهده دارد."

شورای نگهبان در پاسخ با به کارگیری اصطلاح " نظارت استصوابی " حق خود دانست که در همه مراحل انتخابات می تواند نسبت به رد و تایید صلاحیت نامزدهای نمایندگی حتی در شب و روز انتخابات اعلام نظر کند و البته پس از انجام انتخابات نیز با بازشماری و ابطال آراء نظر صواب خود را به پیش برد. جعل این اصطلاح مسیر انتخابات در ایران را، که تاقبل ازآن تا حدودی برای نیروهای درون نظام آزاد بود، در دست اندازی سخت انداخت و جناح خط امام" (اصلاح طلبان بعدی) را در چالش با وضعیتی جدید قرار داد، با این همه این جناح ضمن مخالفت نظری با این نظریه تفسیری شورای نگهبان شرکت در انتخابات را خط مشی پیش روی خود اعلام کرد و به معرفی نامزد برای رقابت در انتخابات میاندوره ای مجلس سوم پرداخت. بهزاد نبوی که پس از پیروزی انقلاب مسئولیت های کلیدی داشت و در دولت مهندس موسوی بمدت هشت سال وزیر بود و به عنوان نامزد جناح "خط امام" در این انتخابات نامزد شده بود صلاحیتش از سوی شورای نگهبان رد شد و این اولین رویارویی آشکار شورای نگهبان با این جناح و جانبداری از جناح رقیب بود.

2- در انتخابات مجلس چهارم تیغ "نظارت استصوابی" گلوی تعداد قابل توجهی از نامزدهای نمایندگی شاخص جناح "خط امام" را برید که چهل تن آنها از نمایندگان مجلس سوم بودند، و به همین تعداد هم از وزرا و استانداران سابق، اما صلاحیت بهزاد نبوی که به عنوان نامزد جناح "خط امام" ثبت نام کرده بود برای رقابت در این انتخابات تایید شد. به رغم این رخداد این جناح با ارائه فهرست انتخاباتی در انتخابات بصورت فعال حضور یافت و به ویژه در تهران "مجمع روحانیون مبارز" با فهرستی 30 نفره به رقابت با جناح راست "پیروان خط امام و رهبری" پرداخت. در جمعه قبل از انجام انتخابات مجلس چهارم رهبری در خطبه نماز جمعه از رای دهندگان خواست که به "فتنه گران" رای ندهند، و اعلام نتیجه انتخابات هم حاکی از پیروزی قاطع نامزدهای جناح راست بود. در تهران فهرست سی نفره جناح راست رای آورد و سرفهرست جناح چپ آقای کروبی نفر سی و یکم شد! "مجمع روحانیون مبارز" پس از این رخداد با انتشار بیانیه ای تعلیق فعالیت های خود را اعلام کرد. در مجلس چهارم که با اعمال "نظارت استصوابی" و با اکثریت قاطع نمایندگان از جناح "پیروان خط امام و رهبری" تشکیل شد نظریه تفسیری شورای نگهبان در مورد "نظارت استصوابی" به متن قانون انتخابات راه یافت به نشانه اینکه ازین پس انتخابات در جمهوری اسلامی ایران باید از معبر "نظارت استصوابی" بگذرد.

3- در انتخابات مجلس پنجم در سایه نگرانی حاکمیت ازعدم مشارکت مردم در انتخابات، فضای رقابت تا حدودی گشوده شد بگونه ای که حتی صلاحیت آقایان توسلی و سحابی به عنوان نامزد نمایندگی تایید شد، هرچند صلاحیت بهزاد نبوی رد شد! در این انتخابات و درغیبت "مجمع روحانیون مبارز"، حزب "کارگزاران سازندگی" توسط تعدادی از وزرا و مسئولان دولت هاشمی برای شرکت در رقابت انتخاباتی اعلام تاسیس کرد و با ارائه فهرست نامزدها در سراسر کشور به رقابت با جناح راست پرداخت. نتیجه انتخابات حاکی از شکسته شدن اکثریت قاطع جناح راست در مجلس پنجم و یک اقلیت قدرتمند برای جناح چپ بود و این رخداد باعث تشویق و تهییج هرچه بیشتر جناح "خط امام" برای حضور بیشتر در عرصه سیاست و انتخابات شد.

4- در انتخابات مجلس ششم که پس از رخداد دوم خرداد 76 و پیروزی خاتمی و برآمدن دولت اصلاحات و انتخابات شوراها برگزار شد و شورای نگهبان کمترین سخت گیری را در اعمال "نظارت استصوابی"از خود نشان داد، و صلاحیت فردی چون بهزاد نبوی را برای نامزد نمایندگی تایید کرد. در سایه چنین رخدادی انتخابات به صحنه رقابت واقعی بین دوجناح اصلاح طلب و محافظه کار (چپ و راست سابق) تبدیل و همین امر باعث جلب مشارکت بالای مردم شد. نتیجه انتخابات پیروزی قاطع اصلاح طلبان و بدست آوردن بیش از 220 کرسی مجلس توسط آنان را در پی داشت. دولت اصلاحات و مجلس ششم در صدد اصلاح قانون انتخابات برآمدند اما با رد مصوبه مجلس از سوی شورای نگهبان نتیجه ای در بر نداشت و البته بحث در این باره به مناقشه ای پر دامنه بین دوجناح تبدیل شد و مواضع ابرازی جناح محافظه کار در این باره دفاع از شیوه انتخاباتی ماقبل از انتخابات مجلس ششم و بازگشت به "نظارت استصوابی" سخت گیرانه را نشان می داد.

5- انتخابات مجلس هفتم با رد صلاحیت قاطبه نامزدهای اصلاح طلب و ازجمله بیش از 80 نماینده مجلس ششم، که بهزاد نبوی از جمله آنان بود، به پرچالش ترین موضوع برای اصلاح طلبان تبدیل شد. نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم در اعتراض به این ردصلاحیت گسترده با همراهی خاتمی ریاست جمهور و کروبی ریاست مجلس دست به تحصن و استعفای دسته جمعی زدند اما روند امور بگونه ای پیش رفت که برای اولین بار اصلاح طلبان در مقوله برخورد با انتخابات دوپاره شدند. بخشی از آنها ( جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ) با اعلام انجام کودتای پارلمانی از شرکت در انتخابات خودداری کردند و بخشی دیگر در انتخابات شرکت کردند اما نتیجه این انتخابات پیشاپیش روشن بود و اکثریت قاطع کرسی های مجلس هفتم در اختیار اصولگرایان ( جناح راست و محافظه کار سابق ) قرارگرفت.

6- در انتخابات مجلس هشتم به رغم انجام کودتای انتخاباتی مجلس هفتم اصلاح طلبان تصمیم به شرکت در انتخابات گرفتند اما این بار بجای شورای نگهبان این هیات های اجرایی تشکیل شده بوسیله فرمانداریهای منصوب دولت احمدی نژاد بودند که به ردصلاحیت نزدیک به سه هزار نفراز نامزدهای نمایندگی اصلاح طلب از جمله بهزاد نبوی پرداختند، با اینهمه اصلاح طلبان با ارائه فهرستی حداقلی در انتخابات حضور یافتند و توانستند در رقابتی نابرابر به تشکیل یک اقلیت ضعیف در مجلس دست یابند و اکثریت قاطع مجلس هشتم همچنان در اختیار اصولگرایان قرار گرفت.

7- و حالا در آستانه برگزاری انتخابات مجلس نهم بدلیل رخداد کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری خرداد 88 و حوادث بعدی، اصلاح طلبان به اجماع عدم شرکت در این انتخابات رسیده اند و با عدم معرفی نامزد پیام عدم شرکت در انتخابات را به طرفداران خود رسانده اند و انتظار می رود که انتخابات در پیش روی مجلس یکی از کمترین میزان رای دهنده را داشته باشد.

با توجه به آنچه آمد ملاحظه می شود که به رغم اعمال "نظارت استصوابی" و جانبداری شورای نگهبان و دولت احمدی نژاد از مجلس چهارم به این سو، نسبت "اصلاح طلبان و انتخابات" نسبتی ایجابی بوده و در گذشته همه یا بخشی از آنها بر شرکت در انتخابات ابرام و اصرار داشته اند و این برای اولین بار است که موضع عدم شرکت در انتخابات را به دلیل عدم تامین شرایط حداقلی یک انتخابات آزاد و منصفانه از سوی حاکمیت در پیش گرفته اند. در واقع می توان سخت ترین تصمیم را گرفته اند چراکه مهمترین مولفه راهبرد اصلاح طلبی گذر از صندوق های رای و انتخابات است و در شرایط ایران نیز اصلاح طلبان تنها از طریق صندوق های رای می توانند قدرت و پایگاه اجتماعی خود را به میدان آورند و به نمایش گذارند. اما اقتدارگرایان حاکم که این را می دانستند راهی را پیمودند که منجر به این تصمیم اصلاح طلبان در دوری از صندوقهای رای شد و این را نباید تناقضی در رفتار اصلاح طلبان دانست، بلکه آنرا باید پایان فصل الخطاب بودن انتخابات در حل تنازع سیاسی جاری در کشور به حساب آورد و اینکه حاکمیت راه کم هزینه انتخابات آزاد و منصفانه را بروی شهروندان برای حل مسالمت آمیز تنازع و رقابت سیاسی بسته و انسداد سیاسی را جایگزین آن کرده است.

اینکه در این شرایط انتخابات نمایشی مجلس نهم چگونه برگزار شود؟ و مجلس برآمده از چنین انتخاباتی چه نقشی در اداره کشورایفا خواهد کرد؟ و آیا راهی که حاکمیت در این باره پیموده به هزینه اش می ارزد؟ سئوالاتی است که پاسخش را در گذرزمان باید یافت، اما تصمیم اصلاح طلبان مبنی بر عدم شرکت در این انتخابات نه به اختیار بلکه از سر اجبار و الزام بوده و قطعا هرگاه کمترین نسیمی از باد آزادی و رقابت بر سر صندوق های رای وزد اصلاح طلبان با تمام نیرو به انتخابات باز خواهند گشت، چراکه شعار "انتخابات آزاد و منصفانه" یکی از شعارهای اصلی اصلاح طلبان و جنبش سبز مردم ایران است.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007