« مبارزه با فقر، از شعار تا عمل | صفحه اول | اصلاح طلبان و انتخابات »

10 اسفند 90

انتخابات آزاد، مطالبه ای اصلاح طلبانه و ملی

راهبرد اصلاح طلبی و پایبندی به اصل سیاست ورزی، در همه سالهای گذشته، اصلاح طلبان را به رغم انتقاداتی که نسبت به اعمال " نظارت استصوابی " از سوی شورای نگهبان و جانبداری آشکار این نهاد از یک جناح سیاسی داشتند، به شرکت در انتخابات وا می داشت. البته در همین مسیر برخی گروههای اصلاح طلب بدلیل شرایط حادث در انتخابات مجالس گذشته اعلام عدم شرکت کرده یا از ارائه فهرست انتخاباتی خود داری کردند. مجمع روحانیون مبارز پس از ماجراهای انتخابات مجلس چهارم فعالیت های خود را تعلیق کرد و در انتخابات مجلس پنجم فهرست انتخاباتی نداد. جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز پس از رد صلاحیت گسترده نامزدهای اصلاح طلب از سوی شورای نگهبان برای انتخابات مجلس هفتم و تحصن تاریخی نمایندگان مجلس ششم تصمیم به عدم شرکت در این انتخابات گرفتند. خلاصه اینکه به رغم این عملکرد برخی گروههای اصلاح طلب اصل شرکت در انتخابات راهبرد غالب در بین اصلاح طلبان بوده و اینرا می توان در موضع اعلامی " شورای هماهنگی جبهه اصلاحات " ( پیشترشورای هماهنگی گروههای خط امام) در سالهای پس از 68 رد یابی کرد. حالا سئوال این است که اوضاع و احوال چگونه شده که موضع غالب اصلاح طلبان عدم شرکت در انتخابات مجلس نهم شده است؟ و آیا اینرا می توان به تناقضی در رفتار اصلاح طلبان فروکاست؟ و از نسبت اصلاح طلبان با نطام سیاسی مستقر پرسید؟
برای پاسخ به این سئوالات یادآور می شود:

• چرا میلیونها نفر پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در اعتراض به نتیجه اعلامی انتخابات به خیابانها آمدند؟ اما پیش از این نمی آمدند؟ پاسخ روشن است فرآیند و روندی در انجام انتخاباتها به ویژه از مجلس هفتم به بعد طی شده بود که بخش قابل توجهی از مردم را نسبت به انجام تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم متقاعد کرده بود، و البته اعلام و تاکید هر سه نامزد رقیب احمدی نژاد مبنی برانجام تقلب و عدم رسیدگی به شکایت آنان و پاسخگویی اقناعی به معترضان و در پیش گرفتن سیاست مشت آهنین توسط حاکمیت نیز براین انگاره افزود و آنرا تثبیت کرد. براین پایه صندوق رای اعتبار خود را در میان انبوه معترضان پس از این انتخابات از دست داد، معترضانی که سران و بدنه اصلاح طلبان در آن جای داشتند و همان گذشته نمی توانستند از شرکت در انتخابات سخن بگویند.
• برخورد حاکمیت با چهره های شاخص اصلاح طلب پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیار خشن و عاری از هرگونه عقلانیت و منطق حقوقی و قانونی بود و هیچ جایی برای مذاکره و سازش باز نگذاشت. حاکمیت اقندارگرا بطورکلی به انکار جنبش اعتراضی ( جنبش سبز ) پرداخت و تمام هم و غم خود را متوجه سرکوب و خاموش کردن آن کرد. برجای گذاشتن دهها شهید، بازداشت و زندانی کردن هزاران نفر و صدور احکام سنگین زندان برای چهره های شاخص اصلاح طلب، انحلال دو تشکل اصلی اصلاح طلب یعنی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و ایجاد محدویت و فشار روی دیگر تشکل ها، حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی با همسرانشان، و ایجاد محدودیت های ارتباطی برای آقای خاتمی و برخوردهای تبلیغی حذفی با آقای هاشمی کمترین فضا و فرصتی را برای ورود اصلاح طلبان به انتخابات در پیش روی مجلس باقی نگذاشته بود، به ویژه در این وضعیت نیروهای میانی و میدانی (بدنه ) اصلاح طلب بشدت از انتخابات و شرکت در آن گریزان شده و آنرا مفید هیچ فائده ای نمی دانستند و فشار زیادی را متوجه سران تصمیم گیر کرده بودند.
• با همه این احوال آقای خاتمی در تابستان سال جاری بمیدان آمد و از حاکمیت خواست برای بازگشت اصلاح طلبان به انتخابات و جلب اطمینان آنان اقداماتی اعتماد ساز انجام دهد اما حاکمیت درادامه همان سیاست انکار و سرکوب نه تنها هیچ روی خوشی به این پیشگامی خاتمی نشان نداد بلکه حملات تند و سنگینی را علیه او و اصلاح طلبان سازمان داد و فردی همچون جنتی در قامت همه کاره شورای نگهبان و سخنگوی حاکمیت در نمازجمعه اعلام کرد که هیچ نیازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات ندارند. نتیجه طبیعی چنین روندی چه تصمیمی جز اعلام عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات می توانست باشد؟
• همه آنچه آمد در ظرف داخل کشور انجام شده است و تصمیم به عدم شرکت در انتخابات یک تصمیم درونزا و در یک بحث جمعی درون گروهها و چهره های شاخص اصلاح طلب بوده است. اعلام این موضع از سوی " شورای هماهنگی جبهه اصلاحات " و آقایان خاتمی و موسوی خوئینی ها جای هیچ شک و شبهه ای را دراین باره باقی نمی گذارد اما اگر برخی بخواهند با سفسطه بافی اعلام این تصمیم را تحت تاثیر نیروهای مخالف خارج از کشور قلمداد و آنرا تخطئه نمایند که دیگر اصلاح طلبی باقی نمی ماند که بخواهد در انتخابات شرکت بکند یا نکند؟
• با توجه به شرایط حادث عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات نمایانگر هیچگونه تناقضی در رفتار سیاسی آنان نیست. اصلاح طلبان در گذشته هرچند شرایط انتخاباتی را مطلوب نمی دانستند اما حداقلی از شرایط رقابتی و عدم تقلب را برای حضور می یافتند، درحالیکه برای انتخابات در پیش رو این حداقل را هم تامین شده نمی دیدند. « انتخابات آزاد » به عنوان « مطالبه ای اصلاح طلبانه و ملی » راهبرد اصلی اصلاح طلبی است و همه نیروی اصلاح طلبان باید معطوف به تحقق این هدف در کشور باشد و طبعا برای دستیابی به این هدف باید آگاهی بخشی وقدرت سازی کرد بگونه ای که توازن قدرت بنفع این خواسته در جامعه برهم خورد و حاکمیت ناچار از انجام آن شود.
• اما راجع به نسبت اصلاح طلبان با نظام سیاسی مستقر با این موضع عدم شرکت در انتخابات می توان گفت که به رغم همه اتفاقات و حوادث ناخوشایند و تلخی که بویژه پس از کودتای انتخاباتی خرداد 88 در کشورمان رخداده است اصلاح طلبان همچنان بر موضع و نسبت سابق خود با نظام مانده اند و خواستار " اجرای بدون تنازل قانون اساسی " هستند. البته اصلاح طلبان نظام را متجلی در افراد و قوا و نهادهای حاکم و ساختاری ایستا نمی بینند بلکه نظام را در قالب اصول و ارزشهایی می بینند که انقلاب اسلامی بواسطه تحقق آنها رخ داد و در اصول قانون اساسی تدوین شد و به ساختاری پویا برای نظام که در طی زمان می تواند تغییر و تحول مثبت یا منفی یابد،باور دارند. اینکه آقای کروبی گفت که نظام موجود دیگر نه جمهوری است و نه اسلامی، معطوف به همین واقعیت است، و این گفته را نمی توان تحویل به براندازی کرد بلکه اصلاح طلبان خواهان اجرای تام و تمام قانون اساسی و نه برتری بخشی یک اصل بر دیگر اصول قانون اساسی هستند و اینکه بسیاری از اصول این قانون و از جمله فصل حقوق ملتش در اجرا توسط حاکمیت به بوته فراموشی سپرده شود.
جمع بندی آنکه اصلاح طلبان همچنان به مشی سابق خود وفادار مانده اند و این حاکمیت موجود است که به عهد و پیمان خود با شهروندان، که همان اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، وفادار نمانده و عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات نمایشی مجلس نهم نه یک انتخاب بلکه یک اجبار و الزام بوده است. این انتخابات پیشاپیش و فارغ از اینکه حاکمیت چه درصدی از مشارکت را درآن اعلام کند مشروعیت خود را با اعلام عدم شرکت اصلاح طلبان از دست داده است و همگان می دانند که این انتخابات یک انتخابات آزاد و سالم و منصفانه نیست. مسئولیت چنین رخدادی و پیامدهای زیانبار آن در عرصه داخلی و خارجی بعهده حاکمیت موجود است و از قدیم گفته اند خودکرده را تدبیرنیست.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007