« انتخابات،قلب نظام سیاسی | صفحه اول | انتخابات آزاد، مطالبه ای اصلاح طلبانه و ملی »

8 اسفند 90

مبارزه با فقر، از شعار تا عمل

توپخانه تبلیغاتی اقتدارگرایان در همه دوران اصلاحات روی این موضوع قفل شده بود که دولت اصلاحات بر روی موضوع توسعه سیاسی و فرهنگی متمرکز شده و از توسعه اقتصادی باز مانده است. در چنین جو و فضایی بود که رهبری به طرح شعار " مبارزه با فقر و فساد و تبعیض " به عنوان شعار جایگزین " اصلاحات " پرداخت و انتظار داشت که اصلاح طلبان زیر چتر این شعار روند، اما اصلاح طلبان تحقق این شعار را جز در سایه پیشبرد اصلاحات و نهادینه شدن آزادیهای سیاسی و اجتماعی درجامعه و شکل گیری احزاب و تشکل های مدنی و صنفی و رسانه های آزاد و مستقل ممکن نمی دانستند. از اینرو این شعار دستمایه ای برای حمله و هجوم بیشتر اقتدارگرایان به اصلاح طلبان شد و پروژه هایی را هم برای اجرایی کردن آن طراحی کردند که ازجمله به میان آوردن پرونده فساد در شرکت پتروپارس و کشاندن پای افرادی چون بهزاد نبوی در آن بود که البته پس از کلی هیاهو و جوسازی سرشان در این باره که بتوانند یک چهره شاخص اصلاح طلب را به فساد متهم و محکوم کنند به سنگ خورد و آن پرونده رهاشد اما این شعار همچنان در کانون تبلیغات جناح مخالف اصلاحات باقی ماند.

در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 این احمدی نژاد بود که بر موج این شعار سوار شد و ادعا کرد که برای " مبارزه با فقر و فساد و تبعیض " به میدان آمده است و با تشکیل دولت می خواهد " فقر و فساد و تبعیض " را در کشور ریشه کن کند. بازخوانی شعارها و عده هایی که او دراین باره داد از حوصله این نوشتار خارج است و خوانندگان خود می توانند با رجوع به حافظه شان بیاد آورند، ولی آنچه مهم است اینکه پس از گذشت شش سال از دولت احمدی نژاد و درآمد افسانه ای حدود 600 میلیارد دلاری نفت که طی این مدت در اختیار این دولت قرار گرفته است آیا دامنه " فقر و فساد و تبعیض " در کشور کمتر شده است یا افزایش یافته است؟
در این مقال فقط به پاسخگویی در باره دامنه " فقر " طی ایندوران بطور اختصار می پردازم و در باره " فساد و تبعیض " هرچند اخبار و واقعیت های جامعه ما بخوبی در این باره حکایت از افزایشی وحشتناک دارد، اما بررسی آنرا به فرصتی دیگر می سپارم.
عدم انتشار آمار مربوط به مسئله " فقر " در سه سال اخیر از سوی مراجع رسمی طبعا اظهار نطر در مورد اینکه چند درصد جمعیت کشور زیر خط " فقرمطلق " و " فقر نسبی " بسر می برند را دشوار می کند اما در خوشبینانه ترین برآورد نزدیک به 20 درصد جمعیت کشور زیر خط " فقر مطلق " بسر می برند و نزدیک به 40 درصد زیر خط " فقر نسبی " ، واینرا از ارقام ضریب جینی و نسبت درآمدی دهک و دو دهک ثروتمند به فقیر، که توزیع درآمد را در ایران را نشان می دهد، نیز می توان دریافت، و همچنین از تعداد خانوارهای زیر پوشش کمیته امداد. جالب اینکه رقم این ضریب بیانگر آن است که وضع توزیع درآمد در ایران شباهت تامی به توزیع درآمد در آمریکا دارد و مسئولانی که درایران از جنبش اشغال وال استریت دفاع می کنند ظاهرا حواسشون به این ارقام نیست تا دریابند که اگر حقی برای برپایی این جنبش قائلند باید عین آنرا برای شهروندان ایرانی معترض به این وضعیت قائل باشند! البته از نظر این مسئولان معترضان آمریکایی حق راهپیمایی و تظاهرات برعلیه وضعیت موجود را دارند اما شهروندان ایرانی در هرحالت این حق را ندارند که علیه همین مسئولان و عملکردشان که منجر به توزیع ناعادلانه درآمد و گسترش دامنه " فقر " در جامعه شده است، دست به راهپیمایی و تظاهرات بزنند و اگر زدند بدلیل " اقدام علیه امنیت " سر و کارشان با زندان و شکنجه و دادگاه انقلاب و...خواهد بود!
فارغ از آنچه آمد بر پایه پژوهش های انجام شده بهترین و پرفائده ترین سیاست برای " مبارزه با فقر " در یک جامعه انجام سرمایه گذاری صنعتی و ایجاد اشتغال برای افراد جویای کار است، و نه توزیع پول و کمک نقدی به خانوارها. البته دولت احمدی نژاد در انجام این دومی یعنی سیاست پول پاشی بسیار دست و دلباز عمل کرده است، دردولت نهم آنرا درقالب توزیع سود سهام عدالت انجام داده و در دولت دهم در قالب پرداخت یارانه های نقدی، ولی آنچه جای تامل و اندیشه بسیار دارد اینکه این سیاست چقدر توانسته است زندگی فقراء را بهبود بخشد؟ حتی اگر از این موضوع که چقدر این پرداخت های نقدی توانسته در مقابله با نرخ های تورم سالانه قدرت خرید دریافت کنندگان را حفظ کند، بازهم جای این سئوال باقی می ماند که وضعیت سرمایه گذاری و اشتغال به عنوان اصلی ترین عامل " مبارزه با فقر " در این دوره چگونه بوده است؟
برپایه طرح نمونه‌گیری نیروی کار، اشتغال و بیکاری (مرکز آمار ایران) جمعیت شاغل در سال 84 برابر ۲۰,۶۱۵ هزار نفر بوده است که در بهارسال 89 به ۲۰,۶۷۷ هزار نفر افزایش یافته است یعنی طی این مدت فقط 62 هزار شغل ایجاد شده است. و برپایه همین طرح جمعیت بیکار کشور از ۲,۶۷۵ هزار نفر در سال 84 به ۳,۵۲۹ هزار نفر در بهار سال 89 افزایش یافته و نرخ بیکاری 14.5 درصد گزارش شده است. نمی دانم این ارقام که برآمده از یک گزارش رسمی منتشره در کشور است چقدر برای مقامات عالی کشور که یکدهه است شعار " مبارزه با فقر و فساد و تبعیض " می دهند، معنادار است؟ طی پنج سالی که کشور بیشترین درآمد نفتی را داشته( بالغ بر پانصد میلیارد دلار) فقط 62 هزار شغل جدید ایجاد شده و به همین دلیل بر تعداد جمعیت بیکار کشور افزوده است. آمار این طرح نمونه گیری حاکی از افزایش متوسط سالانه 183 هزار نفر به جمعیت فعال بوده و عملکرد اقتصاد کشور بگونه ای بوده است که تنها فرصت اشتغال برای یک سوم این افراد جویای کار را فراهم آورده است و دوسوم آنان به خیل جمعیت بیکار پیوسته اند. جدای از ادعاهای احمدی نژاد برای ایجاد اشتغال در سال های84 تا 89، ایشان ادعا و اصرار دارند که در سال 89 توانسته اند 1.6 میلیون شغل ایجاد کنند و در سال جاری هم 2.5 میلیون شغل، سرجمع ایندو می شود 4.1 میلیون شغل، یعنی در پایان امسال دیگر باید بیکاری در کشور نباشد چون این تعداد شغل از جمع ۳,۵۲۹ هزار بیکار در بهار سال 89 بعلاوه 366 هزار نفر اضافه شده به جمعیت فعال در دوسال 89 و 90 بیشتر است و در نتیجه نرخ بیکاری هم باید صفر شود. البته این ادعایی است که احمدی نژاد چندین بار مطرح کرده است که با اجرای قانون هدفمندکردن یارانه و در پایان دولتش دیگر هیچ بیکاری در کشور نخواهد بود، اما دولتی که در 5 سال کارنامه اش ایجاد اشتغال متوسط سالانه 62 هزار شغل ثبت شده است چگونه می تواند این ارقام را تحقق بخشد؟ قطعا تحقق چنین وعده و وعیدهایی ناشدنی است و اینرا باید همه آنانی که برای روی کار آوردن دولت احمدی نژاد مایه گذاشتند و حمایت کردند و برای دولت دهم دست به تقلب در آرای ملت برده و کودتا کردند، پاسخگو باشند. فاجعه ای که این دولت بر سر اقتصاد کشور آورده است آنچنان بر دامنه " فقر " و " توزیع ناعادلانه درآمد " در جامعه افزوده است که تا سالهای سال نمی توان پیامدهای زیانبارآنرا در کشور از بین برد، واین است کارنامه حاکمیت یکدست اصولگرایان، ودولتی که آمده بود تا به " مبارزه با فقر و فساد و تبعیض "، یعنی شعار رهبری تحقق بخشد!



   نظرات

جمشید :

با درود به استاد . نوشته های شما را باهم می خوانیم و نتایج انرا برای شما می فرستیم. تنها اشتغال نیست که بدون پشتوانه مالی و سرمایه گذاری خارجی صورت گیرد. متاسفانه زیر لوای خشونت خواهی و عذم امنیت اقتصادی سرمایه گذاری هم در کشور صورت نگرفته و اگر صورت گرفته بسیار ناچیز است. زندگی مردم را در شهر ها و روستاها می شود رصد کرد. عدم بهداشت و عدم هماهنگی نیرو های دولتی با مردم و به زیر کشیدن افراد دلسوز و زندان و داغ و درفش و ...امیدوارم این وضع هر چه زودتر مسئولین را به فکر وا دارد . گرچه امیدی به شنیدن دلسوز های نظام وجود ندارد.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007