« امید به فردا | صفحه اول | انتخابات،قلب نظام سیاسی »

27 بهمن 90

رهایی از نیاز، آزادی از ترس

خداوند در سوره ایلاف می فرماید :" به نام خداوند رحمتگر مهربان ، براى الفت‏دادن قريش، الفتشان هنگام كوچ زمستان و تابستان، پس بايد خداوند اين خانه را بپرستند، همان [خدايى] كه در گرسنگى غذايشان داد و از ترس آسوده‏خاطرشان كرد ." در این سوره بروشنی خداوند پرستشش را در سایه تامین دو نعمت غذا و امنیت برای بندگانش طلب می نماید، و در واقع تحقق یک جامعه توحیدی مشروط به آن است که همه افراد آن جامعه در تامین نیازهای اولیه و اساسی زندگی شان مشکلی نداشته باشند و از امنیت مادی و روحی کامل برخوردار باشند.« رهایی از نیاز، آزادی از ترس » شرط لازم و کافی برای بندگی خداوند است و انسانهایی که در دام یکی از ایندو گرفتار مانده باشند توفیقی در بندگی خدا نخواهند داشت.

" گرسنگی " و " ترس " آنچنان وزن بازدارندگی در زندگی آدمی دارند که خداوند به بندگانش دراین باره هشدار داده و اینها را اسباب امتحان او در راه بندگی دانسته است :" و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهش در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را (۱۵۵)، [همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم (۱۵۶)، بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه‏يافتگان [هم] خود ايشانند (۱۵۷) سوره بقره " براین پایه می توان دریافت گذر از یک جامعه غیردینی به جامعه ای توحیدی در سایه گذر از این امتحان و با « رهایی از نیاز، آزادی از ترس » میسر می شود و با استقرار نظام دینی دیگر آدمیان نباید بدلیل " گرسنگی " یا " ترس " از پرستش خداوند بازمانند و در دام انواع پرستش های غیرخدایی و شرک گرفتار آیند.
مولای متقیان علی می فرماید :" بنده دیگران مباشید چون خداوند شما را آزاد آفریده است " اما در عرصه عمل اجتماعی تحقق این سخن مشروط به انجام شرایطی است که آنها را در خلاصه ترین صورت می توان در ایندو خلاصه کرد:" رهایی از نیاز، آزادی از ترس "، تا زمانی که آدمی در بند نیازهایش باشد و گرفتار تامین آنها، طبعا فرصت چندانی برای اندیشه ورزی و مسئولیت اجتماعی نمی یاید، و به تعبیر مولوی آنچه شیران را کند روبه مزاج؛ احتیاج است احتیاج است احتیاج، و البته اگر آدمی توانست این مرحله تامین نیازها را پشت سرنهد و از دام دلبستگی های مادی رهایی یابد برای پای گذاشتن به عرصه حیات فعال و مسئولیت اجتماعی نباید بترسد از انواع و اقسام عواملی که از اوسلب امنیت می کند. نظام دینی که می خواهد محقق کننده این کلام مولا باشد و آزادگی انسان را که خداوند بدو ارزانی داشته، و بندگی خدا جز از طریق این آزادگی معنا و مفهوم ندارد، برآورده سازد نباید و نمی تواند آدمیان را به بند " گرسنگی " و " ترس " کشد تا از ازادگی دست کشند و بندگی بندگانی همچون خود را که در جایگاه حاکمند یا حتی منادی دینداری و در لباس وعظ و روحانیت، بپذیرند و آنها را بجای خدا، ارباب خود گیرند! این هشدار خداوندی است :" اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا ارباب گرفتند با آنكه مامور نبودند جز اينكه خدايى يگانه را بپرستند كه هيچ معبودى جز او نيست، منزه است او از آنچه [با وى] شريك مى‏گردانند (۳۱) سوره توبه ". در یک جامعه توحیدی و نظام دینی هر آنچه می تواند اسباب شرک ورزی آدمیان را فراهم آورد باید رفع شود که در راس آنها رفع "گرسنگی " و " ترس " است.
می دانیم که در ادبیات امروز دنیا بحث " حکمرانی خوب " برهمین دوپایه یعنی اقتصاد سالم و تامین امنیت چند وجهی استوار است، و این همانی است که خداوند بندگانش را بدان دلیل به پرستش خود می خواند و فقدانش را اسباب بندگی غیرخدا و شرک ورزی می داند. هرنظام سیاسی و واحد ملی که بتواند شرایطی فراهم آورد که شهروندانش بهره مند از یک زندگی راحت و امن باشند قطعا زمینه آزادگی آنها و روی آوری شان به دین ورزی و خداپرستی را رقم زده است و بالعکس که سخن پیامبراست:" همانا فقر به کفر می انجامد" و" از هردری فقر وارد شود، ایمان از در دیگرخارج می شود".
حال در سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، " انقلابی بنام خدا "، باید پرسید نظام جمهوری اسلامی برآمده از این انقلاب چقدر توانسته است در تحقق رفع " گرسنگی " و " ترس " موفق باشد؟ بطور قطع و یقین می توان گفت اگر بطور نسبی و با تکیه بر درآمد نفت توانسته است اقتصاد و معیشت مردم را البته نه بنحو مطلوب به پیش برد اما در رفع ترس کاملا بنحو معکوس عمل کرده است! باید براین موضوع توجه تام داشت که مردم ایران( اکثریت منظور است) چون مسلمان بودند انقلاب کردند و قرار بود با رخداد انقلاب یک جامعه توحیدی بسازند که در آن از شرک ورزی در هرنوعش خبری نباشد اما سوگمندانه باید اذعان کرد عملکرد نظام بگونه ای بوده است که نه اقتصاد سالم ببار آورده و نه تامین امنیتی کرده است و همه اینها اسباب دین گریزی افراد را درجامعه، بویژه برای نسلی که در دامن این نظام زاده و پرورش یافته اند، دامن زده است. اینهم از طنزهای تلخ روزگارماست که حاکمیت با صرف پول و هزینه بسیار در اقصی نقاط عالم در پی مسلمان و شیعه کردن آدمیان است اما در خانه اش دین گریزی به سکه رایج تبدیل شده و هر روز افرادی از دین بریده یا تغییر دین می دهند، و دلیلش هم خیلی روشن است، یا در دام نیازهای مادی گرفتار مانده اند، و یا از ترس روی به لجبازی و مخالفت با دین رسمی و شیوه حاکم نهاده اند. فضای ناامنی که عملکرد دستگاههای امنیتی و نظامی و انتظامی بوجود آورده اند جای چندانی برای آزادگی و اندیشه ورزی شهروندان باقی نگذاشته است تاچه برسد به بندگی خدا! و همچون نظام های پیشین حاکم برایران اگر افرادی بخواهند براستی آزاده و موحد باشند باید هزینه ای بس گزاف بپردازند، بازهم " گرسنگی " و " ترس " در این نظام اسباب امتحان آدمیان شده است، درحالیکه قرار بود این نظام اسباب رفع ایندو را فراهم آورد و راه رشد و تعالی انسانها را بسوی خدا یکتا هموار و گشاده دارد.
میرحسین موسوی که دراین ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی یکسال است به جرم آزادگی در حبس خانگی است به همراه همسرش، در ایام انتخابات تبلیغات ریاست جمهوری دهم بارها این شعار «رهایی از نیاز، آزادی از ترس» را طرح و برآن پای فشرد و گفت آمده است که آنرا تحقق بخشد. او که قطعا این شعار را از متن آموزه های اسلامی برگرفته بود بخوبی دریافته بود که عملکرد نظام موجود در تقابل با ایندو بوده است، واعمال سیاست سرکوب و ارعابی که پس از کودتای انتخاباتی خرداد 88 رخداد شاهد محکمی براین مدعا شد. بله در سی و سه سال پیش " انقلابی بنام خدا " شد تا راه مردم را بسوی خداپرستی و توحید هموار کند اما امروز با حاکمیت اربابانی بنام خدا مواجهیم که در سایه نیاز و ترس از بندگان اطاعت مطلقه می خواهند و اگر کسی آزادگی ورزید و بندگی خدا را خواست نانش را می برند و زندگی اش را ناامن می کنند. قطعا آنچه امروز بنام جمهوری اسلامی خوانده می شود قرابت چندانی با " انقلابی بنام خدا " ندارد چراکه خداوند خود مردم را بواسطه تحقق دونعمت " رفع گرسنگی و امنیت خاطر " به پرستش خدا دعوت می کند، و عملکرد حاکمیت موجود سلب ایندو نعمت از قاطبه شهروندان بوده و جایی برای دعوت به خداپرستی و توحید باقی نگذاشته است. از اینرو در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی باید بسوگ نشست و حسرت و افسوس خورد و بر جان باختن و شهادت هزاران انسان پاکی اشک ریخت که چه آرمانها و آرزهایی داشتند و...و به جرئت می توان گفت، همانگونه که رهبران جنبش اعتراضی سبز بیان داشتند، نظام موجود نه " جمهوری " است، و نه " اسلامی "، و نظامی است " استبدادی " با لباس " دینی " که بنا به قول برخی عالمان دینی بدترین نوع استبداد می باشد.
جنبش سبز برآمده از دل چنین وضعیت اسف بار و انقلاب به سرقت رفته است، و از اینروست که باورمندان به آرمانهای انقلاب یا در حبس و زندانند و یا خانه نشین و زیرنظر! اما باید این بی رسمی را درهم ریخت و نشان داد خون هایی که برای انقلاب و پاسداری از آرمانهای آن ریخته شد در رگ های جامعه ما جریان دارد، و بار دیگر خیابانها در 25 بهمن ماه تجلیگاه حضور مردمانی خواهد شد که از استبداد و ظلم بیزارند و حاکمیت بر سرنوشت خویش را طلب می کنند و آزادی می خواهندو...




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007