« درد مثبت است، سلامتی منفی است! | صفحه اول | انتخابات و اردوکشی خیابانی »

30 آذر 90

انتخابات کابوس اقتدارگرایان

اصلی ترین دستاورد جنبش مشروطه تشکیل « مجلس شورای ملی » به عنوان نمایندگان ملت بود، مجلسی که حاکمیت قانون و نظارت بر قدرت را پی می گرفت و در واقع نماد « مشروطیت حکومت و حاکمیت » بود. به همین دلیل وقتی محمد علیشاه برجای پدر نشست و دریافت که مجلس چه نقشی در اداره امور کشور دارد واو دیگر نمی تواند همچون شاهان قبل استبداد بورزد، با کمک استبدادطلبان مجلس را به توپ بست تا مانعی بر سر راه حاکمیت استبدادی اش نباشد اما با مجاهدت و پایداری مشروطه خواهان سرانجام تیرش به سنگ خورد و ناچار از ترک کشور شد و مردم به رغم شرایط دشوار آن روزگار دل به مجلس بستند و مجلس خانه ملت در فراز و نشیب های آن دوران شد و توانست تا آنجا که مقدرو بود کشتی طوفان زده ایران را پس از مشروطه و دوره جنگ جهانی اول بسوی ساحل سلامت برد.

پس از کودتای نظامی اسفند 1299، رضاخان قزاق در پی تصاحب قدرت سلطنت برآمد و در اینراه مجلس بزرگترین مانعش بود، از اینرو در صدد برآمد که مجلس شورای ملی را از نمایندگان واقعی ملت تهی و آنرا به مجلسی نمایشی و دست نشانده تبدیل سازد، و در این مسیر انتخابات مجلس هفتم را بگونه ای سامان داد که هیچیک از افرادی که مخالف او بودند از صندوق های رای در نیامدند! ازشاخص ترین این افراد مصدق و مدرس بودند، و معروف است که مدرس در اعتراض به این انتخابات فرمایشی دست به اعتراض زد و خواستار اعلام تعداد آرایش شد و وقتی به او اعلام کردند که هیچ رایی نیاورده است گفت پس آن رایی که من به خودم دادم چی شد؟ و بدینگونه آن انتخابات مهندسی شده را رسوا کرد، و البته برخورد با مصدق و مدرس به همین جا ختم نشد بلکه حاکمیت استبدادی ایندو را به تبعید گاه فرستاد که مدرس در تبعید خواف شهید شد و مصدق نیز پس از تبعید رضاشاه از ایران به عرصه سیاسی بازگشت، و سرنوشت دیگر مخالفان استبداد در این دوران کم و بیش مشابه ایندو بود. و بدینگونه مجلس ششم شورای ملی آخرین مجلسی بود که بطور نسبی آرای مردم را نمایندگی می کرد و خانه ملت بود و زان پس جز نامی بدون محتوا و بی اختیارو درخدمت استبداد نبود و افرادی که با اذن سلطان بدان راه می یافتند همه گوش بفرمان بودند و جز منفعت خود در نظر نداشتند و البته از خزانه ملتی که اکثریتشان در فقر و فاقه و فلاکت بسر می بردند مزد می گرفتند و...

با تبعید رضا شاه فرصتی دوباره بروی ملت گشوده شد که نهاد مجلس را به جایگاه اصلی اش بازگرداند و با ورود افرادی به مجلس که مطالبات واقعی مردم را نمایندگی می کردند مجلس به کانون مبارزات ملی برای رهایی از دام استعمار و استبداد تبدیل شد و نهضت ملی شدن صنعت نفت شکل گرفت اما اینبار نیز استبداد طلبان همچون دو تجربه قبلی با کمک خارجی دست به کودتا زدند و زان پس مجلس به نهادی در دست استبداد تبدیل شد و انتخابات به نمایشی تکراری برای تایید افرادی که پیشاپیش نمایندگی آنها از سوی حاکمیت تضمین شده بود و صدالبته قاطبه مردم هیچگونه علاقه ای به حضور در این نمایش مضحک نشان نمی دادند. و سرانجام چنین وضعیتی دامن زدن به نارضایتی مردم و رخداد « انقلاب اسلامی » بود.

شعار « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » برآمده از تجربه تاریخی مردم ایران در راه دستیابی به حق تعیین سرنوشت خود بود، و با پیروزی انقلاب تحقق آن انتظار می رفت. از اینروست که در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت آمده است :" در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رییس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه‏پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد." (اصل ششم ) و:" حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می‌آید اعمال می‌کند." (اصل 56 ) بدون آنکه بخواهم دیگر اصول مرتبط را شماره کنم از ایندو اصل بخوبی مستفاد می شود که جمهوری اسلامی بدون انتخابات و پشتوانه رای مردم معنا و مفهومی ندارد چرا که هیچ فرد و نهادی نمی تواند حق الهی تعیین سرنوشت را از افراد ملت بگیرد و آنرا در خدمت منافع فرد یا گروهی با هرنام و عنوانی قرار دهد حتی اگر این فرد ولی فقیه باشد یا نهادهایی مانند شورای نگهبان و سپاه پاسداران!

سوگمندانه باید گفت به رغم این صراحت قانون اساسی در گذر زمان جریانی در نظام برآمده از انقلاب شکل و قدرت گرفت که به چنین اصولی باور نداشت و حداکثر نقشی را که برای قانون و رای مردم قائل بود تزیینی و تاییدی بود و این جریان با دراختیارگرفتن شورای نگهبان و بدعت نظارت استصوابی تلاش برای بی محتوا کردن انتخابات و تشکیل مجلس فرمایشی را پیش برد و دراین دور و روند بازهم مجلس ششم شورای اسلامی آخرین مجلسی شد که بطور نسبی رای و خواست مردم را نمایندگی می کرد و اعتراض و تحصن نمایندگان این مجلس نیز نتوانست جلوی رخداد کودتای پارلمانی و تشکیل مجلس فرمایشی هفتم را بگیرد. هرچند به رغم این رخداد اصلاح طلبان بر پایه راهبردی که بدان باور داشتند تلاش کردند که از فرصت انتخاباتها بهره برده و تا جائیکه می توانند به بازگشایی فضای سیاسی و بازگراندن چرخ انتخابات به مسیر اصلی اش اقدام و به اصلاح نظام مدد رسانند.

تجربه حاکمیت یکدست اقتدارگرایان از سال 1384 و ناکارآمدی مفرط آنان در اداره کشور به رغم بهره مندی از درآمد افسانه ای نفت بهمراه ماجراجویی در عرصه سیاست خارجی، انتخابات دهم ریاست جمهوری را به فرصتی برای ابراز رای مردم در مخالفت با این حاکمیت تبدیل کرد و در اینجا بود که همچون تجربه های قبلی شاهد کودتای اقتدارگرایان و استبداد طلبان علیه رای ملت بودیم . و از دل این رخداد جنبش سبزی سر برآورد که با استفاده از همه تجربیات تاریخ معاصر ایران در پی استبداد زدایی و حاکمیت قانون و اعاده حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان از طریق انتخابات آزاد و منصفانه بوده است.

اقتدارگرایان حاکم که باوری به رای مردم نداشته و ندارند اما بدلیل صراحت قانون اساسی و سیره و سنت انتخاباتها در سالهای پس از انقلاب، اصل « انتخابات » به مثابه « کابوس » بر سر آنها آوار شده بود درپی کودتای 88 در صدد برآمدند با بحث تجمیع انتخابات راه گریزی از برگزاری انتخاباتهای پی درپی که حاکمیت آنها را به چالش می کشید، پیداکنند و با این ترفند توانستند از برگزاری سومین دوره انتخابات شوراها در اواخر سال 89بگریزند اما از یافتن راه گریزی برای انتخابات نهمین دوره مجلس بازمانده و ناچار از برگزاری آن در اسفندماه سال جاری شدند با این امید که جنبش سبز دیگر آرام گرفته و اصلاح طلبان همچون گذشته با انتخابات کنار خواهند آمد اما اصلاح طلبان که تجربه های انتخاباتی گذشته و از همه شفاف تر کودتای انتخاباتی سال 88 را در کوله بار خود داشتند ابتکار عمل را بدست گرفته و با تعیین و تبیین شرایط برگزاری یک انتخابات آزاد،سالم و منصفانه، حضور خود در انتخابات را مشروط به تحقق این شرایط کردند، و حال که به روزهای ثبت نام نامزدها برای انتخابات مجلس نزدیک می شویم روشن شده است که حاکمیت اقتدارگرا تصمیم خود را به ادامه راه استبدادی و ایران ویران کن گرفته و حاضر به برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه نیست، و اصلاح طلبان برای اولین بار به صراحت اعلام کرده اند که در چنین بازی و نمایشی شرکت نخواهند کرد.

بنظرم لب کلام و موضع اصلاح طلبان را شریتعمداری کیهان توضیح داده است آنجا که نوشته اگر اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شرکت کنند معنای ضمنی اش این می شود که در انتخابات قبلی تقلب نشده است!( هرچند به لحاظ منطقی مغالطه کرده باشند)، و ایضا ایشان از سوی دیگر تهدید فرموده اند که عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات به معنای خروج آنها از نظام است! گویا ایشان فراموش کرده اند که در سال های پس از 84 هرکه کمترین قرابتی با اصلاح طلبی داشته از حاکمیت اخراج شده است، و هم ایشان قبل از صدور این حکم همه اصلاح طلبان رامفتخر به لقب « مفسد فی الارض » ملقب کرده و حکم دیگری که لابد اعدام ایشان است صادر کرده اند! اما از متن این نوشته و حکم شریعتمدارحاکمیت می توان عمق عصبانیت امثالهم را از وضعیت حادث و اینکه « انتخابات کابوس اقتدارگرایان » حاکم است رادریافت.

جنبش سبز از دل انتخابات برآمد و فرصت انتخابات آتی میدان حضور فعال سبزهاست. در این فرصت باید ابعاد و زوایای کودتای انتخاباتی و حاکمیت استبدادی اقتدارگرایان رابار دیگر با عملکرد آنها در برگزاری این انتخابات کالبد شکافی کرد و بدرون جامعه برد و به بحثی همگانی تبدیل کرد و فرق آنرا با انتخابات آزاد ، منصفانه و آزاد برشمرد، و روشن کرد در هنگامی که کشورهای منطقه یکی پس از دیگری تسلیم رای و نظر مردم می شوند حاکمیت اقتدارگرا درایران براهی عکس می رود، و باید براین نکته پای فشرد که همانند آن کشورها وقتی راه صندوق های رای بروی مردم بسته شود ناچارپهنه خیابانها بروی مردم گشوده خواهد شد. این واقعیت روزگار ماست که دوران اقتدارگرایی و استبداد از هر نوعش بسرآمده است و حاکمیت بر واحد ملی جز با تکیه بررای و نظر مردم ممکن نیست، و اینکه اقتدارگرایان ایرانی حاضر به برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه نیستند و آنرا به مثابه کابوسی برای خود می بینند خود نشانه ای است از اینکه رای اکثریت مردم را با خود ندارند و با زور و ارعاب در پی ادامه حاکمیت خود هستند. سبزها باید با اگاهی بخشی و ساماندهی مقاومت مدنی کاری کنند که با عدم حضور معنی دار مردم در انتخابات آتی، آنرا به واقعه رسوای دیگری در کارنامه حاکمیت اقتدارگرا و عدم مشروطیت مجلس برآمده از آن تبدیل نمایند و راه را بسوی راهبردهای جدید جنبش سبز بگشایند.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007