« تجربه مصر | صفحه اول | شاخص فساد در ایران »

12 آذر 90

اقدام علیه امنیت ملی

از زمانی که نهضت قانون خواهی مشروطه مغلوب کودتای رضاخانی شد و قانون بجای ساماندهی به نظام سیاسی و تنظیم روابط حقوقی مابین شهروندان و حاکمیت به ابزاری در دست حاکمیت برای اعمال استبداد و دیکتاتوری تبدیل شد اصطلاحاتی مبهم و کشداربه متون قانونی کشورما وارد شد از قبیل « اقدام علیه امنیت ملی » ، « اقدام تبلیغی علیه نظام » ، « تشویش اذهان عمومی » و...که به رغم همه تغییر و تحولات حادث نحسی آنها هنوز دامنگیر کشور و مردم است و متاسفانه تمهیدی هم که در اصل 168 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای رهایی اصحاب مطبوعات و سیاست ورزان از این نحسی انجام شد نتوانست آنها را از این دست اصطلاحات اتهامی نجات دهد بگونه ای که روزگاری رئیس دستگاه قضا در خطبه نماز جمعه گفت در جمهوری اسلامی جرم سیاسی نداریم و نیازی به قانون در این باره نیست، و به واقع گفت که ما با استناد به همان قانون رضاخانی با مخالفان و منتقدان برخورد خواهیم کرد!

با این سابقه و بدون آنکه بخواهم به کالبد شکافی اجرایی این موضوع در دوران رژیم پهلوی پدر و پسر در دادگاههای نظامی و ادامه آن در دادگاههای انقلاب بپردازم ، می خواهم به این موضوع اشاره کنم که برای مردم ما این اصطلاح « اقدام علیه امنیت ملی » بدلیل کاربرد فراوان از سوی حاکمیت به ویژه پس از کودتای انتخاباتی خرداد سال 88 بسیار آشناست چرا که این اصطلاح هر روزه از سوی حاکمیت و دستگاه قضا برای برخورد با مخالفان و منتقدان و محکومیت آنها به زندان و اعدام استفاده شده است. حال سئوال این است که واقعا « اقدام علیه امنیت ملی » چیست که اینهمه مورد توجه حاکمیت است و هزاران نفر به این اتهام بازداشت و محاکمه و به زندان و اعدام محکوم شده اند؟
پاسخ به این سئوال از منظر حاکمیت جمهوری اسلامی ایران این است که هرفرد یا گروهی که بدون مجوز قانونی به خیابان بیاید و رفتار اعتراضی داشته باشد و به حریم کسب و کار و اموال دیگران خسارت وارد نماید به « اقدام علیه امنیت ملی » دست زده و مجرم است که باید با او برخورد شود. باز بدون آنکه بخواهم به ظرائف و نکات حقوقی بیشتر در این باره و ظلمی که به ناروا بر هزاران نفر با این اتهام وارد شده بپردازم اقدام اخیری که عده ای ذیل عنوان « دانشجویان بسیجی » در حمله و اشغال سفارت انگلیس کردند بنا بر تعریف رایج از سوی حاکمیت مصداق بارز « اقدام علیه امنیت ملی » است چرا که :1- اینها مجوز تجمع نداشتند،2- رفتار اعتراضی داشتند،3- به حریم دیگران تجاوز و خسارت وارد نمودند، و بدتر از همه به جهانیان نشان دادند که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران قادر به انجام تعهدات و وفای به عهد خود در امضای قراردادهای بین المللی نیست و در واقع اعتبار و حیثیت نظام را در عرصه جهانی به کمترین حد کاهش دادند. برشماری پیامدهای کوتاه و دراز مدت زیانبار این « اقدام علیه امنیت ملی » در عرصه بین المللی در حوصله این مقال نیست اما حال باید دید که حاکمیت با این « اقدام علیه امنیت ملی » چگونه برخورد خواهد کرد؟
جالب اینکه این « اقدام علیه امنیت ملی » توسط راهیافتگان اصولگرای مجلس برآمده از نظارت استصوابی تایید می شود و رئیس مجلس هم با این اقدام نهایت همنوایی را اعلام می دارد! خوب ازمجلسی که تفسیرش از امنیت ملی وارونه است و به همین دلیل موید برخورد با بهترین فرزندان ملت به اتهام « اقدام علیه امنیت ملی » بوده و در صحن اش فریاد مرگ بر دلسوزترین افراد ملت داده شد جز این نمی تواند انتظار داشت، و این مضحکه است که قوه مقننه کشور حامی قانون شکنان و جرم مشهود شده است.
یاد آور می شود در اینکه بمناسبت « هفته بسیج » بسیجیان باید کاری می کردند قابل فهم است اما نه « اقدام علیه امنیت ملی »، و باید تاسف خورد بسیج که روزگاری مدرسه عشق بود و مردم در سایه ایثارش پناه می جستند اینروزها به چه وضع و افلاسی افتاده است که مردم از شرشان پناه می جویند و اینگونه به بازی اش گرفته اند و همه سرمایه اجتماعی اش را نقدی بباد داده است!
و ختم کلام اینکه مشکل کشور ما این است که حاکمیت موجود حتی از تشخیص خیر و مصلحت خود باز مانده است و ظاهرا کار به دست نیروهای فرمان کنده و ترمز بریده ای افتاده است که حاکمیت را با خود می برند! وقایع پس از کودتای انتخاباتی یکی پس از دیگری موید این مدعاست و این آخری دعوت به جنگ و حمله به ایران است که معلوم است بر سرایران و ایرانی چه خواهد آورد و ظاهرا تجربه افغانستان ، عراق و لیبی هم برای اینان کفایت نکرده است؟ در این شرایط باید دعا کرد که خدا به داد مردم ما برسد و امیدوار بود عاقلانی پیدا شوند که راه بسوی خیر و صلاح ملک و ملت بگشایند و بر سر نیروهای خود سر! لگام زنند و کشور را از دام مصیبت و بحرانی که بدان گرفتار آمده است رهایی بخشند.



   نظرات

جمشید :

با سلام خدمت اقای مزروعی گرامی. متاسفانه تشویق به جنگ در ایران هزینه هائی دارد که تنها فرودستان جامعه آسیب می بینند و کشور به تباهی خواهد رفت و من البته سرمایه داری را با اینهمه بحران در راس می بینم و دوستان و همپالکی هایشان را در ایران بانی و تشویق کننده و تحریک کننده جنگ می بینم که بقای کثیف این گروه عقب مانده و ارتجاعی در ادامه جنگ است. الته هشدار به امریکا که از خود دفاع می کنیم حق ماست و تهدید های امپریالیست ها اسرائیل و امریکا و انگلستان جدیست و نمی شود روی سرمایه داران روسی و چینی حساب باز کرد. سرمایه داری به غارت و نابودی جهان می اندیشد چه برسد به ایران. وظیفه همه شما دانشمندان کشور و مراجع بزرگوار تقلید جلوگیری از جنگ است. اعتماد ما مردم عادی روزبروز نسبت به حاکمیت کمتر می شود و با بدبینی حتا حقایق را نمی توانیم در گفته های برزگان خود تشخیص دهیم. امیدوارم درصلح مردم به حقیقت کثیف و سیاه سرمایه داری پی ببرند و باور کنند که در غیر از نظام سرمایه داری هم وجود دارد و می شود طبق وعده خدا و پیامبران بزرگوارش دنیای دیگری هم متصور است. دوستدار شما.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007