« شاخص فضای کسب و کار | صفحه اول | اقدام علیه امنیت ملی »

6 آذر 90

تجربه مصر

جرقه ای که محمد البوعزیزی تونسی در روز 26 آذر سال گذشته با خود سوزی اش در خرمن دموکراسی خواهی مردم کشورهای شمال آفریقا و خاور میانه انداخت آتشی برافروخت که تاکنون به سرنگونی چهار دیکتاتور انجامیده است ، چهار دیکتاتوری که با عنوان " رئیس جمهور " و " رهبر " بطور " مادام العمر " حاکمیت را در کشورشان قبضه کرده بودند. بن علی در تونس، مبارک در مصر، قذافی در لیبی و علی عبدالله صالح در یمن، و این موج در سوریه و بحرین ادامه دارد و ظاهرا سر باز ایستادن ندارد و دامنگیر دیگر کشورها هم خواهد شد.
آنچه در این موج فراگیر دموکراسی خواهی تماشایی است اینکه مردم هر یک از کشورهایی که در دامنه این موج قرار گرفتند برای دستیابی به حق حاکمیت و تعیین سرنوشت خود راهی متفاوت پیمودند. مردم تونس با حوصله و صبوری راه بسوی صندوقهای رای را طی کردند و با برگزاری انتخاباتی آزاد و منصفانه با نظارت ناظران بین المللی در حال گذار به دموکراسی با تشکیل مجلس ملی برای تدوین قانون اساسی و دولت برآمده از رای ملتند. اما درلیبی بدلیل ایستادگی قذافی و سرسختی دیکتاتور راهی خونین و پرهزینه و قربانی 50 هزار انسان و مداخله خارجی طی شد تا مردم لیبی از یک حاکمیت استبدادی چهل ساله رهایی یابند و هنوز هم برای دستیابی به هدف در راهند. البته ظاهرا دیکتاتور یمن با دیدن این دو تجربه دریافت که بهتر است به شیوه ای محترمانه و در سایه طرح صلحی که کشورهای عربی دادند آبروی خود را حفظ و جان خود را از این مهلکه نجات دهد و با تضمین و مصونیت قضایی از قدرت کناره گیری نماید و راهی دیار فرنگ شود. در این میان بنظرم " تجربه مصر " به لحاظ جایگاه و پایگاهی که این کشور در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی و جهان و مختصاتی شبیه ایران دارد قابل تامل و مطالعه و عبرت آموز است.

" تجربه مصر " نشان می دهد که رسیدن به دموکراسی و حق تعیین سرنوشت فقط با حضور و مشارکت فعال شهروندان ممکن است و تا زمانی که حاکمیت با هر نامی حاضر به انجام انتخابات آزاد و منصفانه برای واگذاری قدرت به نمایندگان واقعی مردم نباشد باید قدرت مردم در قالبی از " اعتراض فراگیر " تجلی یابد که نماد بارزش همان حضور خیابانی (یا به تعبیری اردوکشی خیابانی) است و البته در قالب مقاومت مدنی و منفی همچون اعتصاب و خانه نشینی هم می تواند انجام گیرد.
" تجربه مصر " می تواند هم برای حاکمیت کنونی کشورمان و هم برای جنبش اعتراضی سبز مفید و عبرت آموز باشد. هرچند حاکمیت تلاش تبلیغاتی می کند که موج دموکراسی خواهی جاری در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه را با عنوان " بیداری اسلامی " مصادره به مطلوب نماید اما روند طی شده در این کشورها حاکی از ان است که نقطه تلاقی خواست مردم معترض دستیابی به دموکراسی و حق تعیین سرنوشت بدست خویش است، و هر چند جریان های فکری سیاسی اسلامی در این موج شراکت و همراهی دارند اما این جنبش ها هیچیک ایدئولوژیک به مفهوم رایج نیست، بنابراین حاکمیت باید پیام واقعی این جنبش ها را دریابد و راه را بسوی تجلی اراده واقعی مردم کشورمان از درون صندوق های رای باز نماید. جنبش سبزی ها هم باید دریابند که تا قدرتشان را در قالبی نشان ندهند و قدرت سازی نکنند اوضاع تغییری نخواهد نکرد و از اینرو باید برای نشان دادن قدرتشان متناسب با شرایط برنامه ریزی و عمل نمایند. راهی را که جنبش سبز تا اینجا پیموده باید به سمت تغییر قوا هدفمند و شیوه های اعتراضی جنبش را باز تعریف کرد همانگونه که تاج زاده از درون زندان به برگزاری دوشنبه های اعتراضی و نامگذاری هر دوشنبه بنام یک شهید جنبش سبز و... سفارش کرده است. بنظر می رسد مجموعه شرایط داخلی و خارجی انتخابات در پیش روی مجلس را به فرصتی استثنایی و آزمونی فیصله بخش برای حاکمیت و سبزها تبدیل کرده است. بهترین گزینه برای هر دوسوی منازعه جاری برگزاری انتخاباتی آزاد و منصفانه و پذیرش داوری صندوق های رای است، و بدترین گزینه اصرار حاکمیت برادامه وضعیت کنونی و انجام یک انتخابات مهندسی شده و نمایشی، و سبز ها باید متناسب با ایندو گزینه در روزهای پیش رو برنامه داشته و دست به تصمیم گیری و عمل بزنند و از همه شیوه های مدنی برای نشان دادن اعتراض و قدرت خود از جمله دعوت به اعتصاب و حضور در خیابان استفاده نمایند. روزهای در پیش روی روزهای سرنوشت سازی برای کشورمان است و این ما هستیم که باید این سرنوشت را بسازیم و اینکه سرنوشت ما استبداد ، ظلم ، فقر ، عقب ماندگی و... نیست . این جمله از شهید بهشتی بیادگار مانده است که بهشت را به بها می دهند نه بهانه! و باید بدانیم که تاکنون هیچ ملتی آزادی را بدن بها بدست نیاورده است.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007