« جنبش سبز و انتخابات | صفحه اول | مرگ مجلس »

14 مهر 90

پاسخی به شریعتمداری؛ منطق استالینی و خوارجی کیهان

بسم الله الرحمن الرحیم
در پی انتشار خبر صدرو حکم ظالمانه شش سال زندان علیه آقای محسن آرمین و اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در محکومیت صدور احکام اعدام و زندان علیه معترضان و منتقدان از جمله آقای آرمین، نماینده ولی فقیه در کیهان طی دو مطلب پیابی در روزهای یک شنبه و دو شنبه اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه را دلیلی بر وابستگی وی و دیگر شخصیت‌های اصلاح طلب به بیگانگان اعلام کرده و علت عدم موضع گیری بنده به این موضوع را تأییدی بر تحلیل خود ذکر کرده است. نماینده ولی فقیه در این دو مطلب کوتاه تحت عنوان " خبر ویژه " از هیچگونه فحاشی و هتاکی دریغ نورزیده است. «عوامل پشت پرده آشوب‌های خیابانی»، «حمايت از فتنه گران و عوامل ناآرامي و آشوب»، کسانی که «تمام قد خود را در اختيار بيگانگان قرار داده اند»، «چریک‌های پشیمان و شرمنده»، کسانی که در گذشته «ژست مبارزه با امپرياليسم آمريكا» داشته اند، کسانی که «دچار ارتجاع فكري و عملي» شده اند،‌« تسليم طلب» و « افراطي» اند، کسانی که در« پروژه براندازي آمريكا و اسرائيل به ايفاي نقش پرداختند»، « عناصر فرصت طلب»، «استحاله طلب» ،و«خائن به کشور و ملت» برخی از عناوین اتهامی و به تعبیر واقعی فحاشی‌ها و پرده‌دری‌های این آقای «شریعتمدار» مدافع دین و ولایت و حامی انحصاری دین و انقلاب آن هم در دو «خبر ویژه» چند خطی علیه اصلاح طلبان به ویژه اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که در آزادترین کشور جهان و در سایه حاکمیتی بی نظیر در تاریخ ایران به ویژه از مشروطه به این سو، ازکمترین امکان دفاعی برای پاسخگویی برخوردار نیستند چراکه یا در پشت میله‌های زندان اند و یا با دهانی بسته در انزوا به سر می‌برند. جالب این که تمام این هتاکی‌ها و حدیث نفس‌ها تنها با این هدف مطرح شده است که به خواننده بگوید: بنده «جرات مرزبندي با مثلث آمريكا و اسرائيل و انگليس » را ندارم و «با وجود سپري شدن 3 روز از اين موضع گيري صريح دولت آمريكا، هيچ يك از اعضاي مركزيت سازمان حاضر به اعتراض در اين زمينه نشده اند»

با خواندن این دو خبر ویژه اولین سؤالی که به ذهن هر خواننده معمولی می رسد این است که بیان این نکته که نیازی به این همه اتهام زنی و فحاشی و هتاکی ندارد. اما منطق دیکتاتوری رسانه و تبلیغات جزاین اقتضا نمی‌کند که به خواننده کیهان نباید اجازه فکر کردن داد و از اینرو باید خبر سازی کرد و آنرا چنان در فضا و متنی سنگین و لبریز از تهمت و افترا و ارعاب و فحاشی تنظیم کرد که خواننده جرأت نکند جز آن چه دیکتاتور می‌خواهد و اراده می‌کند نتیجه گیری کند. من از این فحاشی‌ها در می‌گذرم زیرا تفکر و روحیات آقای شریعتمداری را که با کمال تآسف امروز به منش و روش حاکم تبدیل شده است، به خوبی می‌شناسم و از ایشان انتظاری جز این ندارم که اگر غیر از این می‌کردند و می‌نوشتند موجب شگفتی بود. از این رو ضمن طلب شفای عاجل برای وی به ذکر چند نکته بسنده می‌کنم.
۱- اتهاماتی نظیر «براندازی» ،‌ «عامل آشوب‌ها و ناآرامی‌ها» ، «خیانت به کشور»، «وابستگی به بیگانه» علیه همفکران اصلاح طلب بنده و صدها زندانی معترض به کودتای انتخاباتی تنها زاییده ذهنیت متوهم و مضطربی است که ناتوان از محاسبه خود، نتایج سوء رفتار‌ها و عملکردهای خویش را توطئه بیگانه می پندارد و به جای دیدن مسیر آشکار انحطاط خویش نور افکن به دست این جا و آن جا در پی یافتن ردپایی از عوامل دشمن و توطئه بیگانه است. ذهنیت متوهمی که به همان اندازه که از پذیرفتن خطای در تشخیص و اشتباه در فهم خویش گریزان است،‌ از انتساب نتایح بی تدبیری‌ها و بی درایتی های خود به دشمن به وجد می آید. ذهنیتی که با کمال تآسف امروز بر مقدرات این ملت حاکم شده و کشور را هر روز بیش‌تر و بیش‌تر به سمت بحران و سقوط سوق می دهد.
اصلاح طلبان بارها گفته‌اند که برخلاف ظاهر آوانگارد این منطق عقیم، ارجاع همه مشکلات و بحران‌ها و اتفاقات به دشمن، به معنی پذیرش فعال مایشاء بودن دشمن است. بدین معنی است که دشمن هر کاری که بخواهد با ما می‌کند و هر بحرانی را اراده کند می آفریند. و این یعنی بی عرضگی و بی کفایتی مضاعف. ما بارها گفته‌ایم تحرکات و ابتکارات سوء دول مخالف و حتی غیر مخالف اما دارای مصالح و منافعی متضاد را نفی نمی کنیم اما ندیدن و یا نپذیرفتن لجوجانه اشتباهات و خطاهای فاجعه بار خویش و نوشتن تمامی بی‌کفایتی ها و بی تدبیری‌های خود به پای دشمن روشی است که در صورت تداوم و نهادینه شدن ، آن چنان که امروز شده است، کار را به جایی خواهد رساند که ما را از وجود دشمن و توطئه‌های وی بی‌نیاز می‌کند، چنان که امروز چنین کرده‌ است. مشکلی که با تدبیری ساده قابل حل بود و اگر ریگی به کفش نبود با تعیین هیئتی بی طرف صحت و سقم اعتراض معترضان به نتایج انتخابات به راحتی قابل اثبات بود بر اثر همین ذهنیت متوهم و مشوش و با بی‌درایتی و بی کفایتی به چنان فاجعه و بحرانی انجامیده که کشور هنوز از زیر بار آن کمر راست نکرده است و آن گونه که پیداست به این زودی‌ها کمر راست نخواهد کرد. به راستی از ذهن‌های متوهمی که گرانی گوجه فرنگی و افزایش میزان افسردگی زنان و فساد جوانان در قم و حتی اشتباه ساده یک مجری تلویزیون را توطئه دشمن می بینند چگونه می‌توان انتظار داشت که بپذیرند آن اعتراضات نه توطئه دشمن و انقلاب مخملی و ... بل نتیجه طبیعی اعمال نفوذها و نقض قانون‌ها و سوء استفاده‌های پنهانی از قدرت بود که سردار مشفق تنها به بخشی از آن اعتراف کرد. انتشار بدون شرح احکام دادگاه‌های نمایشی طی این دو سال کافی است تا همگان دریابند اتهاماتی نظیر «براندازی» و «عامل آشوب» و «عامل بیگانه» بودن و ... در باره زندانیان سبز و اصلاح طلبانی نظیر آرمین تا چه اندازه مضحک و بی‌پایه و در عین حال ظالمانه است. من یقین دارم آن زمان آقای شریعتمدار به رغم تمام استعدادی که در عدم درک حقیقت دارند، به این نتیجه خواهند رسید که امثال قاضی صلواتی نه به دلیل ترس از آخرت و نه به دلیل نگرانی از نقض بدیهی ترین موازین قانونی بلکه حتی اگر به فکر آبروی خود بودند چنین حکمی را (نمی‌گویم انشاء) امضا نمی‌کردند.
۲- نه این بار اولی است که آقای شریعتمدار مخالفان فکری و سیاسی خویش را به استناد گفته یک مقام ویا حتی نوشته یک روزنامه آمریکایی به وابستگی به آمریکا متهم می‌کند و نه آقای شریعتمداری و همفکرانش در حاکمیت اولین کسانی هستند که به این روش متوسل می‌شوند. آقای شریعتمداری و همفکرانش این اخلاق استالینی را از منافقین به ارث برده‌اند. آنان که در زمان شاه در زندان بودند به خوبی به خاطر دارند که منافقین در زندان هر کسی را که با افکارشان مخالف بود متهم به وابستگی به پلیس و ساواک می‌کردند. ذهن مطلق گرا و انحصار طلب مسعود رجوی اساساً نمی‌توانست بپذیرد که کسی می‌تواند افکار او را قبول نداشته باشد و درعین حال به شاه وابسته نباشد. بنابراین اگر خدای نکرده مأموری در زندان به هر دلیل و علت و انگیزه‌ای با چنین فردی اندکی ملاطفت به خرج می‌داد،‌ آیه‌ای آسمانی و بینه‌ای غیر قابل انکار در اثبات وابستگی وی به رژیم و نیز در اثبات این منطق علیل به دست آمده بود که میان ما و دشمن موضع سومی وجود ندارد هرکس با ما نیست با دشمن است. برعکس اگر رژیم بزرگ‌ترین انعطاف‌ها را در برابر گروه رجوی به خرج می‌داد مثلاً حکم رجوی را از اعدام به حبس تقلیل می‌داد،‌نه تنها نشانه وابستگی منافقین به پلیس و ساواک نبود بلکه نشانه عقب نشینی رژیم در برابر قدرت و اقتدار آنان بود. در تاریخ اسلام نیز خوارج پیشانی پینه بسته چنین منطقی داشتند در ذهن علیل آن ها نمی‌گنجید که کسی می‌تواند مسلمان باشد اما دیدگاه آنان را قبول نداشته باشد. هر که با ایشان مخالف بود، کافر بود و مهدور الدم. آقای شریعتمداری و دوستانش شاگرد همان مکتب اند. اگر یک مقام آمریکایی بلکه حتی یک روزنامه از میان هزاران هزار روزنامه در آمریکا و اروپا به هر دلیل و علت و انگیزه‌ای موضعی در تأیید رقبا و یا در تقبیح اقدامات خشونت طلبانه ایشان در برابر رقبا اتخاذ کند ، بهترین دلیل و مدرک بر وابستگی رقبا به آمریکا و انگلیس و جیره خواری و مزدوری آن هاست اما اگر همان‌ها به نحوی صریح‌تر و آشکارتر از آقایان تعریف و تمجید کنند، نشانه آن است که دشمن ناگزیر از اعتراف به قدرت ایشان شده است و تیتر یک کیهان می شود!
اگر صدور و اجرای احکام ظالمانه علیه منتقدان و اقدامات خشونت بار علیه معترضان بهانه‌ای شود تا مقامات آمریکایی در چارچوب منازعه تبلیغاتی و سیاسی خود با حاکمیت ایران این رفتار را محکوم و از آن بهره برداری کنند،‌ مطابق این منطق استالینی بهترین سند در اثبات وابستگی منتقدان و مخالفان به دست آمده است اما اگرچندین دستگاه اطلاعاتی و امنیتی آمریکا طی گزارشی اعلام کنندکه ایران برنامه دستیابی به بمب هسته‌ای ندارد،‌ دلیلی بر حقانیت ادعاهای آقایان است که دشمن هم مجبور به اعتراف به آن شده است. اما اگر همین گزارش در زمان دولت آقای خاتمی منشتر می‌شد از نظر آقای شریعتمداری باید بررسی می‌شد خاتمی چه ضعفی از خود نشان داده که آمریکا موضعی در تأیید دولت او اتخاذ کرده است؟این خود شیفتگی و خود محور بینی موجب شده است آقایان خود را عین حق و حقیقت و بلکه معیار حق و باطل ببینندو همه را با این شاخص اندازه گیری وبا این چوب برانند.
اگر آقایان به هر علت و یا دلیل و انگیزه‌ای حرکت مردم مصر را بیداری اسلامی اعلام کنند، انتقاد آمریکا از رفتار مبارک با معترضان نشانه آن خواهد بود که آمریکا در برابر اراده مردم مسلمان مصر مجبور به عقب نشینی و دست کشیدن از حمایت مبارک شده است اما اگر آمریکا از احکام سنگین دادگاه‌های ایران انتقاد کند نشانه وابستگی معترضان خواهد بود.
اگر بخشی از مردم لیبی با حمایت هواپیماهای ناتو قذافی را سرنگون کنند، قیام لیبی اسلامی و مصداق بیداری اسلامی است اما اگر همین آمریکا و اروپا جنایات رژیم سوریه را علیه مردمش محکوم کنند و خواهان تن دادن این رژیم به خواست مردمش بشوند، تحولات سوریه توطئه آمریکا و ملت مسلمان سوریه آلت دست آمریکا و مشتی آشوب طلب معرفی می‌شوند.
اگر یک روزنامه اسرائیلی موضع اصلاح طلبان را تأیید کند، اصلاح طلبان وابسته به صهیونیست هستند اما اگر وزیر دفاع رژیم صهیونیستی به صراحت بگوید خدمتی که آقای احمدی نژاد به اسرائیل کرد در طول پنجاه سال اخیر هیج کس به اسرائیل نکرده،‌نشانه کینه توزی و خشم اسرائیل تلقی می‌شود. از این گونه مواضع دوگانه متضاد و یک بام دو هوای آقایان مثال بسیار می توان زد که از آن می گذرم.
بدیهی است که حکومت‌ها هر یک استراتژی و تاکتیک‌های خاص خود و معطوف به مصالح ملی خویش را دارند. مواضع آن ها درچارچوب این استراتژی ‌ها و تاکتیک‌ها می‌تواند در برخی موارد همسو و یا نا همسو با برخی کشورها و حتی دشمنانشان باشد. در ماجرای حمله آمریکا به افغانستان ژنرال‌های آمریکایی از همراهی و مساعدت ژنرال‌های ایرانی در ایجاد فرودگاه تاکتیکی در شمال افغانستان تشکر و قدردانی کردند. در عراق منافع و مصالح مشترک آمریکا و ایران حتی به مذاکرات و همکاری‌های میان این دو کشور منجر شد. اگر قرار باشد موضع یک کشور نسبت به برخی جنبش‌ها و حرکت‌های داخلی نشانه وابستگی آن جنبش‌ها باشد آن هنگام باید تحلیل چپ‌های کوتاه فکر را در جریان انقلاب که انقلاب را دست پخت کنفرانس گوادلوپ تحلیل می‌کردند، پذیرفت و یا با گروه فرقان که امام خمینی را وابسته به امپریالیسم فرانسه ارزیابی می‌کرد، همراه شد و یا همراهی بی بی سی را در جریان انقلاب را دلیل وابستگی انقلاب به انگلستان گرفت و یا... سقف آقای شریعتمداری و همفکرانشان از گروه فرقان و چپ‌های ارتدکس دوران انقلاب فراتر نمی‌رود اما این امر نمی‌تواند واقعیات را تغییر دهد.
آقای شریعتمدار می‌توانند همچنان به این منطق عقیم دل ببندند و عامل بدان باشند اما تا آنجا که به من ودوستان اصلاح طلبم مربوط است ما از آغاز که قدم در راه مبارزه اصلاح طلبانه برای مبارزه با انحراف‌ها و کژی هایی گذاشته‌ایم که افکار و اعمال آقای شریعتمداری و همفکران و حامیانش یکی از مصادیق آن است، با خدای خود عهد بسته‌ایم نه به تعریفها و تأیید‌های این و آن دل ببندیم و غره شویم و نه از توپ و تشر و تهدید و گرفتن و بستن بترسیم و میدان را خالی کنیم.
۳- روزنامه کیهان و دیگر مطبوعات و سایت‌ها و رسانه های خبری وابسته به اقتدراگرایان حاکم،‌ طی این چند روز با درج مطالب متعدد بر این نکته تمرکز کرده‌اند که فلانی و دوستانش چرا در برابر اظهارات مقامات آمریکایی در انتقاد به حکم صادره سکوت کرده و آن را محکوم نمی‌کنند.
این تبلیغات مرا به یاد داستان کسی می‌اندازد که گاوش را دزدیده بودند و همسایگان هریک به اظهار نظر در باره این موضوع پرداختند یکی می‌گفت چرا در طویله‌اش را محکم نبسته بود. یکی می‌گفت چرا دیوار خانه اش را کوتاه ساخته بود، یکی می‌گفت چرا در خانه را قفل نکرده بود. یکی می‌گفت... صاحب گاو فریاد برآورد که از میان این مردم یکی نمی‌گوید چرا دزد گاو مرا دزدیده ظاهراُ از نظر شما هیچ گناهی متوجه دزد نیست و ظاهراُ گناهکار اصلی من هستم. ماجرای بنده و امثال بنده بی شباهب به صاحب آن گاو نیست. صدور و اجرای احکامی ظالمانه که با بدیهیات اولیه موازین حقوقی ناسازگار است آن چنان که درفردای این کشور مایه لطیفه و طنز تلخ نسل‌های بعدی خواهدشد،‌ آقای شریعتمداری و همفکرانش را به صرافت نمی آندازد که آخرصدور و اجرای این احکام ظالمانه و غیر انسانی برای چه جرمی و به چه گناهی؟ و چرا باید چهره‌های شناخته شده و امتحان پس داده این نظام به اتهام انتقاد و اعتراض به روش های فلاکت باری که آثار آن امروز بر همگان آشکار شده و بیان واقعیاتی در باره دولت مستقر، که امروز دوستان آقای شریعتمداری پس از چند سال بدان پی برده و تکرارش می‌کنند، باید به حکم‌‌های سنگین محکوم شوند؟ چرا با صدور این احکام ظالمانه و قتل و شکنجه معترضان و محروم کردن ناراضیان از بدیهی ترین حقوق شهروندی نظیر حق ادامه تحصیل و شغل و ... کشور را در معرض تبلیغات منفی در سطح جهان قرار داده و آبرو و اعتبار ایران را به باد می‌دهند؟ آری به جای آن که دوستان و همفکران خود را به خاطر این اقدامات آبروبرباد ده محکوم کنند ما را محکوم می‌کنند گویی ما مسؤل اظهارات مقامات آمریکایی هستیم نه کسانی که عوامل و مریدانشان با جنایت و تجاوز و کشتار و ضرب و شتم زن و مرد و پیر و جوان در خیابان‌ها و حبس شکنجه هزاران تن در زندان‌ها عملاُ در افکار عمومی به اعتراض و محکومیت کشورهای دیکر علیه خود وجاهت می‌بخشند
۴- سخن آخر را با این ضرب المثل پرمغزرایج بپایان می برم :" دشمن دانا بلندت می کند ، بر زمینت می زند نادان دوست " قطعا آمریکا مصداق دشمن دانای جمهوری اسلامی ایران است که برای تامین منافعش از هر راه و شیوه ای اقتضا کند عمل کرده و می کند اما این دشمنی جمهوری اسلامی ایران را بلند کرده است ولی متاسفانه و سوگمندانه باید گفت این دوستان نادان نظام امثال اقای شریعتمدار و همفکرانش هستند که دارند کار دشمن را به نتیجه رسانده و جمهوری اسلامی ایران را بر زمین می زنند، آنهم زمینی که دیگر نتواند بلند شود!




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007