« شناخت واقعیت؟ | صفحه اول | درس‌هاي بودجه »

22 اسفند 84

دنياي واقعي؛ دنياي مجازي

سال پيش عواملي چند باعث شد كه به وبلاگ نويسي روي آورم. ماجراهايي كه بر سر پسرم حنيف به اتهام همكاري با سايت هاي سياسي و وبلاگ نويسي آمد، فضاي تنگ و تاريك سياسي، كاسته شدن روز به روز از آزادي مطبوعات و زيادتر شدن خط قرمزها، فرصت مطالعه و نوشتن و استفاده از «دنياي مجازي» براي برقراري ارتباط با افرادي كه به اينترنت دسترسي دارند، تجربه جديدي را رقم زد كه حالا يكساله شده است، و اميدوارم با استفاده از اين تجربه بتوانم به ادامه بهتر اين مسير بپردازدم.

در اين تجربه يكساله اين نكات را دريافته ام:

1- با اينكه «دنياي مجازي» يكسره مي تواند با «دنياي واقعي» متفاوت باشد، و افراد فعال در اين دنيا واقعا خودشان باشند، اما به غايت دريافته ام كه استفاده غالب ما ايرانيان از اين «دنياي مجازي» هيچ فرقي با «دنياي واقعي» ندارد و در اين دنيا نيز ما همان رفتار و منشي را داريم كه در «دنياي واقعي» داريم. چندگانگي شخصيتي، اتهام و افترا زدن، ناشناخته بودن، عدم مسئوليت پذيري نسبت به نظرات و ديدگاه‌هاي اعلامي، .... از خصوصيات فكري و رفتاري غالب ما در هر دو دنيا شده است، گويا فرهنگ استبدادي و ساختارهاي باز توليد خودكامگي آنچنان در جان و روح ما ريشه دوانده كه در هر دنيايي زندگي كنيم و نفس بكشيم فرقي نمي‌كند حتي اگر «دنياي مجازي» باشد!


2- «دنياي مجازي» امكاني است براي ارتباط و تبادل نظر با ديگران، ديگراني كه «واقعي»‌اند اما مي‌توانند «مجازي»‌ باشند! به نظرم در جهان امروز تنها بحث و گفت‌وگو مي تواند راهگشاي انسانها و جوامع بسوي صلح و دوستي و عدالت و جايگزين خشونت و جنگ باشد، و ما ايرانيان بيش از ديگران نياز به بحث و گفت‌وگو با يكديگر داريم. همه ما بايد بياموزيم كه مي‌توان عقايد و نظرات متفاوت و حتي متضاد داشت اما با همديگر بحث و گفت‌وگو كرد و به يكديگر احترام گذاشت، و در عرصه عمومي و سياسي ذيل قواعد بازي(قانون) رقابت كرد. متاسفانه «دنياي واقعي» ما ايرانيان غالبا بر پايه خشونت و حذف شكل گرفته و هيچگونه قانونمندي و كنش ارتباطي كه حاصل اجماع و عقلانيت جمعي باشد و رفتار ما را سامان و سازمان دهد نمي‌توان يافت. به نظرم لااقل در «دنياي مجازي» كه غالب بازيگرانش تحصيلكرده و جهان‌نگر هستند مي‌توان ميدان بحث و گفت‌وگو را فراخ كرد و ايراني مجازي بر پايه صلح و دوستي و عدالت ساخت.

3- از همه خوشمزه تر و جالبتر رفتار حكومتگران محافظه كار و اقتدارگراي ما با «دنياي مجازي» است. اينان كه «اصولگرايي» را با «جزم گرايي» يكي گرفته اند و بنيان هاي فكري و نظري‌شان را حق مطلق مي‌انگارند و از ايجاد هر گونه رخنه و سوراخي در اين بنيانها هراسناك و وحشت زده! تنها راه را در بند و بست و به غل و زنجير كشيدن رخنه گران و دگرانديشان مي‌بينند و بر اين پايه با هر چه ابزار مدرن ارتباطي است سرناسازگاري دارند مگر آنكه خودشان سكاندار باشند! هرچند با قاطعيت مي‌توان گفت كه اين رويكرد پيشاپيش شكست خورده و در جهان كنوني ناشدني است و به واقع نوعي آب در هاون كوبيدن و وقت و انرژي و منابع كشور را به هدر دادن، و نمونه عالي اش آن برخورد فضاحت بار و غيرقانوني با وبلاگ نويسان، اما جداي از اين به نظرم اينان «دنياي مجازي» را خيلي جدي گرفته اند و بعضا فكر مي‌كنند كه نكند «دنياي واقعي» شان را هم در هم ريزد، و از اينروست كه از اينترنت مي‌ترسند و از وبلاگ و سايت وحشت دارند و نسبت به اينها سرسختي و .... نشان مي‌دهند، در حاليكه برداشت من اين است كه «دنياي مجازي» چندان تاثيري در تحولات سياسي و اجتماعي «دنياي واقعي»‌ ما ايرانيان ندارد و بيخود اين حكومتگران مي‌ترسند و به خود زحمت مي‌دهند. مسدود كردن سايت‌هاي خبري و برخورد با وبلاگ نويسان جز بدنامي براي حكومت هيچ حاصل ديگري ندارد. در دنياي امروز جريان اطلاعات و اخبار آنچنان آزاد و روان شده است كه با ديواره‌هاي بتني هم نمي‌شود جلويش را گرفت، و خبر هر دري را به رويش ببندي سر از روزني ديگر در مي‌آورد و انسان‌ها در تقاطع اطلاعات راه خود را مي‌يابند. «دنياي واقعي» را روياروي «دنياي مجازي» قرار دادن جز شكست نتيجه اي ندارد.



   نظرات

مهران :

جناب آقاي متولد ماه مهر.
نمي دانم اينهمه صفات مثبت و منفي ايرانيان از كجا برايتان جمع آوري شده كه به اين سادگي آنها را ولخرجانه نثار ما ايرانيان مي كنيد. اگر جامعه شناسي نخوانده ايد، حتما بخوانيد. اگر روان شناسي نخواهنده ايد، حتما بخوانيد. اگر هيچيك را نخوانديد و باز هم خواستيد صفات ايرانيان را اين چنين تعريف كنيد، پيشنهاد مي كنم اين كار را در نزد يارانتان به انجام برسانيد كه حتما تاييدتان خواهند كرد. دست از سر ما مردم دردسر كشيده و تحت ستم و زحمت برداريد. ما را به خير تو اميد نيست شرمرسان.

مزروعی : اتفاقا همین نظر شما دلیل مدعای من است چرا که هم ناشناخته اید
و هم کلی گویی کرده اید درصورتی که می توانستید آنچه را نادرست می دانید از
منظر ودیدگاه خودتان مطرح نمائید ویا مطالب نوشته شده را نقد کنید. بنده در
حد امکان وتوان مطالعه می کنم وخوشحال خواهم شد منابع مورد نظرتان را
معرفی کنید تا اگر مطالعه نکرده ام مطالعه کنم. نکته آخر اینکه امثال بنده چه
دستی برسر مردم (وبه ویژه شما) اعم از دردسرکشیده وتحت ستم وغیره داریم
که آنرا برداریم؟ برادر عزیز اشتباه گرفتی ! این دیگرانند که دستی بر ... وظاهرا
شما چون زورتان به آنها نمی رسد یقه من را گرفته ای واز من می خواهی که
اینرا هم ننویسم درحالیکه هیچکس شما را مجبور به خواندن اینها نکرده است
و مظمئنا شری هم به شما نمی رساند، شر را آنها به شما می رسانند که شما را
مجبور به اطاعت از فرامین وحرفها وسیاستهایشان می کنند.

 

ali :

آری این چنین است برادر , این چنین است که :
" آه، اين سموم از بنِ ريشه ست، اين بار،

كه سوی برگ می‌آيد.

اين بار

از ديگران نبايد ناليد:

كز ژرفه‌ی نهانی‌ی جان نيز هست

كه بوی مرگ می‌آيد.

نه!

از اين و آن نشايد ناليد،

كاين بار

آن پر كه تيرِ دشمن را پرواز داد

و تيشه‌ی توانايش

از ريشه

ساقِ نو دميده‌ی پروازِ عاشقانه‌ی ما را شكست،

خود،

از بالِ ما برآمد و در بالِ ما نشست ...»(ا.خوئی)
فکر کردم برای زیب مطلب بد نباشد.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007