« بیاد احمد | صفحه اول | آیا اخبار و اطلاعات به شاه می رسید ؟ »

11 بهمن 89

چرا انقلاب شد ؟

درآستانه سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هستیم . هرچند آرزوی امثال من این بود که با پشت سر گذاشتن این انقلاب عصر جدیدی برپایه « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » در ایران رقم می خورد و هرسال در سایه جشن انقلاب همه توان فکری و مادی خود شهروندان صرف مباحث علمی و کارشناسی برای پیشبرد هرچه بیشتر توسعه وآبادانی و پیشترفت کشور و رفاه مردم و ارائه الگویی موفق از حکومت دینی می شد اما و صد اما که در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب ما بجای آنکه رو به آینده و افق های تازه داشته باشیم همچنان در میراث گذشته تاریخی مان یعنی استبداد مطلقه و مباحث مرتبط با آن گرفتار مانده ایم و هنوز دستیابی به آرمان « آزادی » ممتنع و تحقق « جمهوری اسلامی » ناممکن می نماید چراکه کارنامه حاکمیت کنونی هیچگونه چشم انداز روشنی را در این باره به نمایش نمی گذارد ، و از اینروست که اینروزها بیشتر ازپیش و به ویژه از سوی نسلی که تجربه زندگی در رژیم پهلوی و دوران انقلاب را ندارند این سئوال مطرح می شود که « چرا انقلاب شد؟» و...و سوگمندانه بجای پرداختن به مباحث علمی و کارشناسی برای رشد و توسعه کشور ناچار از پاسخگویی به اینگونه سئوالات هستیم و من دراین مقال تلاش می کنم از دیدگاه خود به این سئوال پاسخ دهم به امید آنکه به درد و درمان وضعیت امروز جامعه ما بخورد و راهی بروی کشور ما برای برون رفت از بحران های دامنگیرش فراهم آورد .

برای اینکه یک « انقلاب » در جامعه ای رخ دهد باید مجموعه ای از عوامل ( که در یک تحلیل دقیق شمارش آنها ممکن نیست) فراهم شده و همزمان درکنارهم قرار گیرند تا زمینه ساز « انقلاب » شوند ، به عبارتی ابر و باد و مه و خورشید و فلک و... باید دست بدست هم دهند تا جامعه ای آبستن انقلاب شود و انقلابی رخ دهد ، و از اینروست که بهیچوجه رخداد « انقلاب » برای هیچکس قابل پیش بینی نیست و بگونه ای همه را غافلگیر می کند ، چه حاکمیت استبدادی و دیکتاتوری حاکم را و چه افرادی را که در پی براندازی این حاکمیت و انجام انقلاب بوده اند! نمونه آخرش هم انقلاب تونس ، و هم اکنون در مصر ، همانند انقلاب اسلامی درایران . پس از انجام انقلاب است که اهل نظر و تحلیگران در پی شناخت و بررسی علل و دلائل این رخداد برمی آیند اما باید توجه داشت که همه این تحلیل ها پسینی است و از زاویه و دیدگاهی خاص به موضوع ورود دارند و بواقع از دیدگاهی پسینی در پی دریافت چرایی رخدادی پیشینی هستند در حالیکه بدلیل گذر زمان و فاصله گرفتن از جغرافیای رخداد هرگز قادر به برشماری همه علل و دلائل آن رخداد و در کنارهم قرار گرفتن همزمان آنها و این قران میمون که انقلاب را زائیده است ، نیستند و تنها می توانند حداکثر پنجره ای بروی این رخداد باز نمایند که می تواند عبرت آموز باشد اگر حاکمیت و نسل های بعدی بخواهند از این رخداد عبرت بگیرند!
حال اگر این فرضیه بنیادی علم اقتصاد را که " رفتار اقتصادی انسانها عقلایی است " بر همه عرصه های حیات و رفتارهای آدمی حاکم بدانیم باید دریابیم که مجموعه شرایط و علل و دلائل رخداد یک انقلاب هرچه باشد این مجموعه رفتاری عقلایی را دراکثریتی از افراد جامعه دامن زده است که به میدان خطر و انقلاب بیایند و همه هزینه های مترتب بر آن از قبیل زندان و شکنجه و کشته شدن و...را بپردازند تا اوضاع را تغییر دهند . به عبارت دیگر مردم دیوانه نیستند که انقلاب کنند بلکه اوضاع و احوال حاکم آنگونه می شود که جانشان به لب رسیده واکثریتی از افراد جامعه به این نتیجه می رسند تغییر اوضاع فائده اش از هزینه هایی که برای این تغییر پرداخته می شود حتی اگر بذل جانشان باشد برای جامعه بیشتر و بهتر است و از اینروست که به جریان انقلاب می پیوندند ، و به همین دلیل است که حاکمیت های مستبد و دیکتاتور برای جلوگیری از رخداد انقلاب تا آنجا که در توان و امکانشان هست هزینه های انقلاب را بالا می برند تا بدینوسیله بتوانند به تداوم حکومت بپردازند اما با همه این احوال شاهدیم که در اغلب مواقع سد این هزینه ها در جایی شکسته می شود و انقلاب رخ می دهد! بنابراین هرچند رخداد یک انقلاب قابل پیش بینی نیست و حتی پس از رخداد نمی توان شرائط و همه علل و دلائل این رخداد و همزمانی آنها را شمارش و تعلیل و تحلیل کرد و این به ماهیت پیچیده رفتار فردی و جمعی انسانها و شرایط زمانی و مکانی مربوط می شود اما در نهایت « انقلاب » را باید نتیجه یک رفتار عقلایی مبتنی بر محاسبه فائده – هزینه و ناشی از اراده اکثریتی از مردم یک جامعه دانست و از اینرو پاسخ من به این سئوال که در سی و دو پیش در کشور ما « چرا انقلاب شد؟» این است که اکثریت قاطع مردم ما – که منهم یکی از آنها بودم – تشخیص دادند که براندازی رژیم سلطنتی پهلوی و تاسیس نظامی بر پایه شعار « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » به نفع آنهاست و با همین محاسبه در میدان مبارزه و انقلاب حاضر شدند وایستادند و هزینه هایی فراتر از آنچه رژیم استبدادی و ظالم پیش بینی می کرد پرداختند و سرانجام رژیم را به تسلیم و سقوط وا داشتند .
این قاعده رفتار عقلایی همانگونه که در برابر آن رژیم عمل کرده طبعا در برابر نظام برآمده از انقلاب نیز عمل کرده و می کند . اگر روزگاری اکثریت قاطع مردم ما در همراهی با حاکمیت برای حفظ نظام به میدان آمدند و در دفاع از کشور صحنه هایی بس حماسی و بی نظیرو شورانگیزآفریدند و سختی ها و هزینه های فراوان را بجان خریدند بر پایه همین قاعده و محاسبه بوده است ، و اگر در انتخابات ریاست جمهوری دهم با شعار « تغییر » به پای صندوق های رای آمدند و پس از اعلام نتیجه انتخابات میلیونها نفر با شعار « رای من کو؟» و دراعتراض به تقلب انجام شده و رفتار حاکمیت به خیابانها آمدند نیز بر پایه همین قاعده و رفتار بود . به نظرم این طنز تلخ تاریخ ماست حاکمیتی که میراث بر یک انقلاب بزرگ مردمی است و برخی مقاماتش خود از بازیگران موثر این انقلاب بوده اند و باید به قاعده رفتاری انسانها و تجربه انقلاب متفطن باشند و بیاد آورند چه خطرهایی را برای تغییر اوضاع بجان خریدند چون به این نتیجه رسیده بودند که تغییر اوضاع به دادن این هزینه ها می ارزد امروز از درک و دریافت این رفتار از سوی منتقدان و معترضان به عملکردشان فرو مانده اند؟ و به تکرار همان رفتاری در برابر منتقدان و معترضان وضع موجود روی آورده اند یعنی افزایش هزینه اعتراض از طریق سرکوب و زندان و فضای امنیتی و...که رژیم گذشته انجام داد و فرو شکست!
جنبش سبز مردم ایران حاصل یک رفتار عقلایی نشسته بر مجموعه ای از شرائط و علل و دلائل است که قطعا عملکرد حاکمیت اقتدارگرا در شش سال اخیرثقل آنرا تشکیل می دهد . به خیابان آمدن یا به خانه رفتن افراد این جنبش هم ذیل همین رفتار عقلایی قابل فهم است وقطعا اگر علل و دلائل محدثه این جنبش برجا باشد و یا تشدید شود این جنبش با توان و شدت بیشتری در فرصت مناسب آتی ظهور و بروز خواهد یافت و کار خود را خواهد کرد اما اگر حاکمیت با عبرت آموزی از گذشته و تجربه انقلاب راه برون رفت از این وضعیت را درپیش گیرد و به رفع علل و دلائل محدثه این رخداد همت کند می تواند انتظار حل آنرا داشته باشد . شانس و بخت بزرگی که حاکمیت کنونی دارد این است که تا اینجای کارمنتقدان و معترضان وضع موجود با تجربه آموزی از گذشته و انقلاب و تجربیات جهانی در پی براندازی و انقلاب نیستند و به اصلاح امورمی اندیشند و این نشانه نهایت عقلانیت در کر جنبش سبز را می رساند و باید امیدوار بود که حاکمیت این شانس و بخت را به فرصتی برای اصلاحات تبدیل نماید و نه آنکه جنبش سبز را تهدید بداند ، در غیر اینصورت بعید نیست که در گذر زمان رفتار عقلایی و محاسبه هزینه – فائده گزینه دیگری را پیش روی منتقدان و معترضان گذارد و در نهایت هرکدام از طرفین در این میدان تاریخی پیروز شوند ، که قاعده تاریخی و سنت الهی بر پیروزی مردم عدالتخواه وشکست حاکمیت مستبد و ظالم حکم می کند ، پیامد ناگزیرش جز سربار کردن هزینه های سنگین بر کشور و مردم و عقب افتادگی بازهم بیشتر کشورمان از قافله رشد و توسعه جهانی نخواهد بود .



   نظرات

علی مصلحی :

ظاهرا و بر اساس یک فرضیه تاریخی، فرزندان و نسلی که پس از انقلاب به دنیا می‌ایند ودر کوران یک انقلاب تاثیر گذاز نبوده‌اند، بهتر از موثران می‌توانند یک انقلاب را البته پس از گذشت یک دوره تاریخی تثبیت شده تحلیل و تفسیر کنند.از این منظر اجازه بفرمایید عرض کنم که بر خلاف تمام تحلیلهای موجود بدون شک انقلاب 32 سال پیش ایران راهی به غیر از تحقق نداشت و پیش بینی مرحوم بازرگان برای جلوگیری از این انقلاب و اصلاح به هیچ وجه امکان وقوع نداشت. تصور کنید بیماری که در حال مرگ است. تصمیم به ترک سیگار و پرهیز کامل می‌گیرد؛ اما همینکه سلامتی خود را بازیافت تمام ناپرهیزی از سر گرفته میشود. بر همین قیاس تصور کنید مردم مصر امروز به وعده مبارک که در انتخابات بعدی نامزد نیست و آزادیها خواهد داد گوش دهند.همینکه مبارک خود را کمی با فاصله از پرتگاه یافت قلع وقمع را با سرعت بیشتری آغاز ودیکتاتوری را شدت می بخشد. پس معترضین راهی جز تقاضای سرنگونی برایشان باقی نمی‌ماند، آنگونه که برای شما باقی نماند.اما مسئله این شد که شما می دانستید که باید «چه کسی حکومت کند» اما نمی پرسیدید «چگونه حکومت کند» نتیجه آن شد که رهبر در کار مجلس دخالت کرد که مزروعی نبود اعتراض کند و وقتی هم که بود ریس مجلس اجازه نداد.من هنوزفریادهای شما در مجلس ششم را فراموش نکرده‌ام که به کروبی معترض بودید «در زمان امام من نبودم اگر بودم اعتراض می‌کردم» آقای مزروعی احمدی‌نژاد و حاکمیت راهی به جز رفتن با انقلاب ندارند

 

سعيد :

يك بار ديگر در 25 بهمن مردم نشان دادند كه جنبش هنوز زنده است و تا سرنگوني ديكتاتوري در ايران مبارزه را ادامه خواهد داد.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007