« روزخبرنگار | صفحه اول | کار آمدی در سرکوب »

4 شهریور 89

جنبش سبز و سیاست خارجی

از آ نجا که جنبش سبز یک جنبش حقوق مدنی است نگاه غالبش به مسائل داخلی کشور است اما به اقتضای شرایطی که کشورمان درآن قرار گرفته است و بدلیل سیاست خارجی تهاجمی و ماجراجویانه ای که دولت احمدی نژاد در این پنج سال پیموده و کشور را با صدور پنج قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و تشدید تحریم های اقتصادی جهانی و شبح جنگ مواجه ساخته است بناچار جنبش سبز باید نگاهش را دراین عرصه نیز بیش از پیش شفاف سازد تا تمایز راهش از اقتدارگرایان حاکم برایران معلوم گردد .

از آ نجا که جنبش سبز یک جنبش حقوق مدنی است نگاه غالبش به مسائل داخلی کشور است اما به اقتضای شرایطی که کشورمان درآن قرار گرفته است و بدلیل سیاست خارجی تهاجمی و ماجراجویانه ای که دولت احمدی نژاد در این پنج سال پیموده و کشور را با صدور پنج قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و تشدید تحریم های اقتصادی جهانی و شبح جنگ مواجه ساخته است بناچار جنبش سبز باید نگاهش را دراین عرصه نیز بیش از پیش شفاف سازد تا تمایز راهش از اقتدارگرایان حاکم برایران معلوم گردد . هرچند رهبران جنبش سبز بمناسبت دراین باره اعلام نظر کرده اند اما به نظر می رسد که دراین باره باید عرصه گفتگو را گشوده داشت تا به جمع بندی روشن و مورد اتفاقی دراین موضوع دست یافت و آنچه در ادامه آمده است برداشتی دراین زمینه ازسوی یک عضو کوچک همراه جنبش است به امید آنکه توسط دیگران پی گرفته و تکمیل شود .
1- بدیهیست که جنبش سبز به اصل آرمانی انقلاب اسلامی یعنی « استقلال » باور تام دارد و تحقق این اصل را در این می داند که مرکز ثقل تصمیم گیری دراداره امور کشور درداخل و بدون هرگونه مداخله و نفوذ خارج بوده و توسط نمایندگان واقعی مردم باشد .
2- تاکید بر اصل « استقلال » به معنای بریدن از جهان و انزوا یا درافتادن با دیگران و رویایی نیست بلکه تنظیم روابط و سیاست خارجی برپایه تعامل با دیگر کشورها با هدف تامین وتضمین منافع ملی است و اصل راهنما در این باره « نه سلطه گری و نه سلطه پذیری » است . به عبارت دیگر از سه گزینه سیاست انفعالی و تسلیم پذیری ، تهاجمی و ماجراجویانه ، و فعال و تعاملی ، برگزینه سوم باور و تاکید دارد و از اینرو اجرای سیاست تنش زدایی با دیگر کشورها و اعتماد سازی در عرصه جهانی را با هدف حل بحران موجود در عرصه سیاست خارجی، تأمین و تضمین منافع ملی و رشد و توسعه کشور توصیه و تجویز می نماید .
3- در رابطه با حل مشکل پرونده هسته ای نیز عبور از این دالان یعنی سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی را ضرروی می داند . با این توجه که سیاست دستیابی به دانش و فن آوری صلح آمیز انرژی هسته ای به عنوان یک حق و در چارچوب قواعد بین المللی برای کشورمان پذیرفته شود اما احقاق این حق باید در کنار و با تأکید بر حفظ دیگر حقوق ملی نظیر استقلال، تمامیت ارضی، رشد و توسعه کشورتعقیب شود وبه هیچوجه نمی تواند و نباید دلیل و توجیهی برای بلاموضوع کردن یا نادیده گرفتن و کم بها دادن به حقوق پایه و اساسی شهروندان در داخل باشد . از آنجا که راه پیموده شده در باره این پرونده از سوی اقتدارگرایان حاکم نادرست و ماجراجویانه بوده است برگرداندن این پرونده به مسیر درست نیاز به تغییر نگاه در سیاست خارجی برپایه اصول پیشین دارد و اینکه بتوان براساس اعتماد متقابل با جامعه جهانی به حل مشکل پرداخت .
اما در موقعیت کنونی که کشورمان بدلیل عملکرد اقتدارگرایان حاکم در معرض تحریم های شدید اقتصادی و بعضا سیاسی و خطر تهاجم نظامی قرار گرفته است آشکاراست که جنبش سبز مخالف با اعمال این تحریم ها و هرگونه تهاجم نظامی به حریم سرزمینی ایران می باشد چرا که فارغ از راه پیموده شده در زمینه پرونده هسته ای ، آسیب های اصلی از ناحیه اعمال این اقدامات متوجه مردم و جنبش سبزمی شود . اعمال تحریم اقتصادی از یک سو به اقشار متوسط جامعه که نیروی اصلی و پیش برنده جنبش سبز است آسیب جدی می رساند و از سوی دیگر راه را برای سود جویی و رانت خواری اقتصادی نهاد های نظامی و امنیتی که دست بالایی دردلالی و قاچاق دارند ، هموارتر می کند . هرگونه تهاجم نظامی نیز بهترین بهانه است تا جناح حاکم ته مانده آزادیها را جمع کند و سرکوب کامل مخالفان و منتقدان وضع موجود و جنبش سبزرا عملیاتی نماید ضمن اینکه تهاجم نظامی می تواند بهانه و توجیهی شود برای همه ناکارآمدی ها و بی کفایتی های دولت احمدی نژاد در اداره امور کشور، و به سادگی مطالبات مدنی و دموکراتیک ملت ایران در قالب جنبش سبز را تحت الشعاع قرار داده وبه حاشیه ببرد. علاوه بر این با توجه به ماهیت ملی و استقلال طلبانه جنبش سبز در صورت تهاجم نظامی دفاع از تمامیت ارضی کشور کانون اهتمامات جنبش سبز قرار خواهد گرفت.
4- در تاریخ معاصرایران هرگاه جنبشی اجتماعی برای دستیابی به مردمسالاری و حقوق مدنی شکل گرفته و حتی به پبروزی رسیده است سوگمندانه با مداخله قدرت های خارجی به سرانجام نرسیده و ناکام مانده است . کودتادی 28 مرداد و ساقط کردن حکومت ملی دکتر مصدق و تحمیل 8 سال جنگ پس از پیروزی انقلاب اسلامی دو نمونه آخر از اینگونه مداخلات است که دموکراسی خواهی مردم ما را ناتمام گذاشت . در شرایط کنونی نیز این خطر احساس می شود که در یک عملیات دو سویه از سوی جنگ طلبان اقتدارگرای داخلی و خارجی جنبش سبز مردم ایران در میانه راه فدا شود و راه به سرانجام نبرد . ازاینرو این جنبش افراد و گروههایی را که درداخل و خارج ایران بر طبل تحریم و جنگ می کوبند دو روی یک سکه و در تقابل با جنبش سبز ارزیابی می کند .
5- جنبش سبز ریشه عمیق در تاریخ و فرهنگ مردم ایران دارد و برپایه شرایط و مقتضیات کاملا داخلی اما با درک و فهم تحولات جهانی و درانطباق با آن شکل گرفته و برای دستیابی به « دموکراسی در داخل و صلح در جهان » به پیش می رود و بدیهیست که از همه دموکراسی خواهان و صلح طلبان جهان انتظار دارد که یاریگر این جنبش بوده وبا هرگونه جنگ طلبی از سوی قدرت های خارجی علیه ایران به مخالفت برخیزند . پیروزی جنبش سبز درایران نه تنها دموکراسی را برای مردم ایران به ارمغان می آورد بلکه پیام آور صلح و آرامش برای جهان خواهد بود و یکی از شروط تحقق این پیروزی عدم مداخله خارجی در امور داخلی ایران است.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007