« محک شکست جمهوری اسلامی در برپایی «عدالت» | صفحه اول | حق زندگی »

17 تیر 89

بیگانه هراسی حاکمان ایران

تاریخ معاصر ایران فراز و نشیب های بسیاری از تلاش مردم به ویژه عالمان و روشنفکران و نخبگان این سرزمین را برای دستیابی به عدالت و آزادی به نمایش می گذارد اما یکی از مواضع مشترک ولی با عبارات متفاوتی که همواره از سوی حاکمان نسبت به این جنبش های عدالتخواهانه و آزادی طلب اتخاذ و اعلام می شده است نسبت دادن آنها به قدرت های خارجی و اینکه رهبران اینها عامل یا بازی خورده دست خارجی ها هستند ، بوده است . و همین نگاه و تحلیل باعث می شده که این حاکمان از درک و شناخت واقعی زمینه ها و بسترهای شکل گیری این جنبش ها و مطالبات آنها درمانند و روزی واقعیت را دریابند که کار از کار گذشته و شتر انقلاب بر در خانه آنها زانو زده است !

از آنجا که از دوران قاجاریه و تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نفوذ قدرت های خارجی در ایران (انگلیس ، روسیه و آمریکا) به تناسب میدانداری شان در عرصه جهانی ساری و جاری بوده و حاکمان ایران جز بر پایه ساخت وپاخت با این قدرتها نمی توانستند بر اریکه سلطنت و قدرت تکیه زنند طبعا « بیگانه هراسی » آنها و اینکه هرتحرک و اعتراض سیاسی و جنبش اجتماعی را به قدرت های خارجی نسبت دهند و وصل کنند چندان بی وجه نمی نماید چراکه خود بگونه ای حاکمیتشان را مدیون حمایت و وصل به آن قدرتها بوده و هرگز نمی توانستند به حرکتی خارج از دائره نفوذ این قدرتها فکر کنند یا تصور نمایند . متاسفانه این بیماری « بیگانه هراسی » آنچنان از سوی حاکمان طرح و تبلیغ می شده که برپایه قاعده " مردم بردین حاکمانشانند " ،به یک بیماری واگیر و همه گیر تبدیل شده و روزگاری غالب ایرانیان براین نظر بودند و پافشاری می کردند که هرکاری و حرکتی که در کشورشکل می گیرد و انجام می شود کار انگلیسی هاست یا ... ! و اینگونه نگاه و در واقع بیماری باعث شده است که ما ایرانیان و به ویژه حاکمانمان بجای اینکه عقب ماندگی و در ماندگی هامان را در درون خود جستجو وبرای آنها درمان و راه حل پیدا کنیم با حواله دادن همه مسائل و مشکلات کشوربه اجانب و پناه بردن به "نظریه توطئه" خیال خود را نسبت به اهم این موضوع راحت نموده و یک نوع تنبلی فکری و اجرایی پیشه نمائیم و البته مسئله نفت و درآمد بادآورده آن هم در این عرصه نقش کلیدی داشته است .اسف بارتر اینکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و قطع دست و نفوذ قدرتهای خارجی از مداخله در امور داخلی ایران و به ویژه عرصه حاکمیت باز بر کوره این بیماری « بیگانه هراسی » توسط حاکمان و در تبلیعات وسیع و رسمی دمیده شده و راه را بروی فهم واقعیت جاری در جامعه بسته است بگونه ای که شاهد تکرار چرخه باطل تاریخ در این باره هستیم .
برای اینکه راه دور نرویم کافی است سری به کتابهای تاریخ و خاطراتی بزنیم که در باره دوران رژیم پهلوی برشته تحریر در آمده اند . باز برای اینکه راه کوتاه و میانبر شود فقط کافی است در این باره به کتاب "یادداشت های علم " وزیر در بار محمد رضا شاه در سالهای آخر عمرش رجوع شود تا معلوم گردد که حاکمان ما در این دوره چه تصور و تحلیلی از اعتراضات جمعی به ویژه قیام 15 خرداد 42 یا دیگر رخدادها داشته اند . علم که خود در زمان رخداد قیام 15 خرداد نخست وزیر بوده و برپایه توافق با شاه دستور سرکوب شدید و کشتار مردم قیام کننده را داده است در هرجای ازخاطرات وهرفرصت گفتگویی که با شاه داشته از اینکارش تعریف کرده و آنرا افتخاری برای خود دانسته است چراکه قیامی را سرکوب کرده که مخل به حال توسعه و پیشترفت کشور بوده و به پشتوانه قدرت خارجی علیه انقلاب سفید شاه و ملت براه افتاده بود . شاه این قیام را پیوند ارتجاع سرخ و سیاه لقب داده و دست مسکو را در پس پرده این قیام می دید و هرگونه اعتراض پس از این رخداد توسط مردم راهم به مارکسیت های اسلامی - حتی در دورانی که روابطش را با مسکو برقرار و بهبود بخشیده بود - نسبت می داد و خیال خود را راحت می کرد . بطور نمونه وقتی در سال 52 در روز 16 آذر غالب دانشگاههای کشور در شرایط کاملا امنیتی و پلیسی به جوش و خروش در می آیند و گزارش آن به شاه می رسد در خاطرات علم بتاریخ 18/9/52 اینگونه آمده است :" امروز صبح شرفیاب شدم...از شلوغ بودن دانشگاه ها بسیار ناراحت بودند . فرمودند،قطعا دستور مسکو رسیده که همه دانشگاهها ناراحت شده اند به استثناء دانشگاه پهلوی شیراز. سایر دانشگاههای تبریز، مشهد ، اصفهان ، اهواز ، آریامهرتهران و دانشگاه ملی و پلی تکنیک و دانشگاه تهران تمام کم و بیش ناراحت است . عرض کردم ، مسلما یک تحریک خارجی است ولی یک نکته را هم نباید از نظر دور داشت که اگر زمینه آماده نباشد ، خارجی کاری نمی تواند بکند. عمده این است که من مطمئن هستم گفت و شنود بین دستگاه های دانشگاه ها و دانشجویان نیست و این امر در تمام شئون ما صادق است . یعنی مثل این است که دستگاه حاکمه ما دستگاه حاکمه یک کشور غالب نسبت به مردم مغلوب بیچاره است و این خیلی حیف است . با این همه کوشش و تلاش خستگی ناپذیر شبانه روز شاهنشاه و این نتایج بزرگ و درخشان که حاصل شده است ، مردم کارها را کار خود نمی دانند. این یعنی چه؟ فرمودند ، درست می گویی . من هم این مطلب را احساس می کنم و باید فکری برای آن کرد ." و درتاریخ 19/9/52 نوشته :" صبح شرفیاب شدم ... شاهنشاه فرمودند ، در این دانشگاهها چه خبر است ؟ خیلی باید اقدامات شدید کرد . روس ها جدا وارد عمل شده اند . به تمام روءسای دانشگاهها ابلاغ کن که مسامحه و سهل انگاری رانخواهیم بخشید . بعد هم گفته ام چک لیست برای درجه فعالیت استادان تهیه شود که مثل نظامی ها نمره بگیرند . به باهری بگو به ...وزارت علومدانشجویان برود...و با سرهنگ فیروزمند ترتیب کار را بدهد . عرض کردم ، اطاعت می شود ، ولی باز هم باید عرض کنم با دانشجویان اصلا گفت و شنود برقرار نیست. شاید هم با تمام مردم این طور باشد !فرمودند، چطور؟ عرض کردم ، ملاحظه می فرمائید برای انتخاب مرحوم سید امامی ، سناتور انتخابی تبریز، پارسال حزب ایران نوین 214 هزار رای به صندوق ها ریخت . امسال برای انتخابات جانشین او که فرمودند انتخابات بین اکثریت و اقلیت آزاد باشد و کارت ها شناسایی شود این حزب بیش از 34 هزار کارت نتوانسته است بگیرد و حزب مردم فقط با سروصدا در حدود 20000 رای داشته است . اولا عظمت تقلب را ملاحظه بفرمائید و ثانیا عصبانیت مردم را که با آن که حزب مردم هیچ فعالیتی نداشته ، به این صورت از کار درآمده است .پس بلا شک مردم از وضع موجود راضی نیستند و بر عکس ما با دروغ سا ختگی رضایت آنها به صور مختلف می خواهیم نشان بدهیم . مثلا سال گذشته 214هزار رای! ازکجا؟ برای چه؟ این تقلبات برای چه؟ چه فائده دارد؟ فرمودند ، صحیح است . خدا به شاه عمر بدهد که اجازه حرف زدن به انسان می دهد...." ( یادداشت های علم ، انتشارات مازیار ، جلد سوم ،صص 273-275) . و در تاریخ 24/9/52 :" راجع به دانشگاه ها فرمودند، واقعا هیچ دلسوزی در کشور نیست . چرا اینها گفت و شنود با بچه ها برقرار نمی کنند ؟فرمودند ، اصولا همه کارها را برای ادای تکلیف انجام می دهیم ، نه انجام وظیفه ملی و اخلاقی . حتی در نظامیان هم همین طور است و من ازاین حیث نگران هستم که وضع کشور چه خواهد شد؟ من عرض کردم که به هرحال مسئوولیت این امر هم با شاهنشاه است که همه کار برای این مردم و این کشور فرموده اید .و این کار فوق العاده ظریفی است که با تحکم هم نمی شود خیلی جهات باید رعایت گردد. فرمودند ، به هر حال باید بشود و باید در این خصوص به تفصیل صحبت بکنیم..." (همان ، ص 280).
با اینهمه چون مقامات این رژیم و در راس آنها شاه در پس هر حادثه ای در پی شناسایی توطئه و دشمن خارجی بودند و برای درک و شناخت علل واقعی اعتراضات و مطالبات و اینکه اینها ریشه درونی دارد به خود زحمت نمی دادند و به آسانترین حربه یعنی سرکوب و بگیر و ببند و اعدام و...متوسل می شدند سرانجام بدون حمایت و دخالت هرگونه قدرت خارجی و به رغم اینکه رژیم خود به پشتبانی قدرتهای خارجی مستظهر بود سقوط کرد و رفت . باز راه دور نرویم حالا شما نوع نگاه و تحلیل و تبلیعات یکسال اخیر حاکمیت ایران را در رابطه با جنبش سبز مرور کنید عین همین داستان درحال تکرار است و روزی نیست که مقامات حکومت و تبلیغات رسمی از نسبت دادن این جنبش به قدرت های خارجی و اینکه رهبران آن ، به رغم اینکه سالها مسئولیتهایی در حد نخست وزیری ، ریاست جمهوری و مجلس داشته اند ، بازیخورده دست قدرت های استکباری اند خودداری کنند . حاکمان کنونی ما لااقل اگر همین یادداشت های علم را بخوانند ودر آن غور کنند و بخواهند نظام جمهوری اسلامی ایران سرپا بماند باید از آن عبرت ها بگیرند و دریابند که با معترضان باید گفت و شنود کرد و قطعا سرکوب و بگیر و ببند و...جزاینکه بر عقده ها و کینه ها و...و دامنه اعتراض ها بیفزاید حاصلی بدنبال نخواهد داشت . « بیگانه هراسی حاکمان ایران » در تاریخ معاصرهرچند در کوتاه مدت ابزار خوبی برای سوار شدن وسرکوب و منکوب کردن مخالفان و معترضان به وضع موجود توسط حاکمیت است اما در دراز مدت اسب سرکشی است که سوارش را زمین می زند بدلیل قفلی که برفهم و درک آنان از واقعیت جاری در جامعه زده می شود . در شرایط کنونی حاکمیت می تواند از این ابزار استفاده کند اما کارآیی آن تا کجاست؟ و آیا بهتر نیست که عقلای حاکمیت با عبرت از تاریخ راه دیگر در پیش گیرند و بیش از این خود و کشور و مردم را به زحمت نینداخته و دچار آسیب و هزینه نسازند؟ و آنراه راه گفت و شنود با معترضان و دریافت مطالبات آنها و پاسخگویی بدانها و اصلاح امور بر پایه رای و نظر مردم و انتخابات آزاد است و قطعا پیمودن هر راهی جز این سرانجامی جز آنچه بر رژیم های گذشته رفت ، برجای نخواهد گذاشت . بیماری « بیگانه هراسی » را در جامعه ما باید درمان کرد و نه اینکه بر کوره آن دمید چراکه از قضا می تواند سرکنگبین صفرا فزوند و نیتجه عکس ببار آورد همانگونه که تجربه های گذشته این ملک اینرا به بهترین وجه و با بیشترین هزینه به نمایش گذاشته است .




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007