« زمین گیرشدن اقتصاد ایران درسال 88 | صفحه اول | روز جهانی آزادی مطبوعات »

23 فروردین 89

ماهیت جنبش سبز

: مردمی که در روز 25 خرداد ماه با نمادهای سبز و شعار های " رای من کجاست؟" و "رای مرا پس بده " از میدان امام حسین تا میدان آزادی را پرکردند و راه پیمودند و صدای اعتراضشان شنیده نشد ، جنبشی مدنی و سبزی را بنیان نهادند که به رغم اعمال سیاست سرکوب و ارعاب از سوی حاکمیت در همه روزهای پس از آن فعال بود و فراز و نشیب هایی را پیمود و البته به زعم حاکمیت بدلیل سیاست های اعمال شده هم اکنون بساط این جنبش جمع و از نفس افتاده است !

متاسفانه از همان روز اولی که این جنبش اعتراضی براه افتاد حاکمیت و به ویژه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و قضایی بجای آنکه به درک و شناخت درست و واقعی از این جنبش و افراد درگیر و شرکت کننده در آن برآیند برپایه سناریوسازی های ذهنی قبلی و توهم توطئه به برچسب زنی از نوع " انقلاب مخملی " و " براندازی نرم " و ... نسبت به این حرکت پرداختند و بر همین پایه هم دست به بازداشت گسترده فعالان سیاسی و مطبوعاتی و اجتماعی زدند و سیاست سرکوب و ارعاب را در مقابله با جنبش در پیش گرفتند و مسیری را پیمودند که جز آبرو ریزی و مشروعیت زدایی از نظام حاصلی نداشته است و اینکه حاکمیت فکر و تبلیغ می کند که پیروز شده است نیز ناشی از همان عدم شناخت و درک واقعی این جنبش می شود و البته در کوتاه مدت ممکن است این چنین باشد!
برای درک و شناخت واقعی « ماهیت جنبش سبز » تاکنون تحلیل ها و دیدگاههای بسیاری ارائه شده است که می تواند حاکمیت را در این باره یاری رساند اما ممکن است که همه اینها از نظر حاکمیت مسئله دار و بی اعتبار باشد ولی راهی وجود دارد که به بهترین نوع و پایه برای شناخت درست این جنبش توسط حاکمیت است و انجام آنهم فقط توسط حاکمیت میسر است و امیدوارم که این راه مورد استفاده قرار گیرد تا « ماهیت جنبش سبز » به واقعی ترین وجه برای حاکمیت شناخته شده و کمکی برای حل و فصل منازعه سیاسی جاری درکشور باشد . برپایه اخبار منتشره نزدیک به 20 هزار نفر پس از انتخابات 22 خرداد و در رابطه با جنبش اعتراضی سبز بازداشت و زندانی شدند .
تعدادی از اینان افراد شناخته شده سیاسی و روزنامه نگار و فعالان اجتماعی بودند که با شناسایی و تصمیم قبلی بازداشت و زندانی شدند اما بیش از 90 درصد اینان افرادی بودند که از کف خیابانها و تصادفی در مناسبت ها و مواقع مختلف دستگیر و زندانی شدند و هیچگونه پیوند تشکیلاتی و غیره بین اینان وجود نداشته جز همراهی با جنبش سبز ، حال اگر یک کار آماری روی کل این افراد صورت گیرد از نظر ترکیب سنی و جنسی ، وضعیت تحصیلی ، شغلی و ... و دلیل همراهی شان با جنبش سبز ، آنگاه براحتی می توان به « ماهیت جنبش سبز » پی برد و اینکه اینان که به خیابان آمدند که بودند ؟ و چه می خواستند ؟ نمی دانم درگیر بودن نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی با حوادث پس از انتخابات و غلبه نگرش های خاص در این نهادها چقدر فرصت برای آنها در این باره نهاده است اما نگاه علمی و کارشناسی نسبت به پدیده های اجتماعی انجام چنین کاری را الزامی می کند و هرچند بنظر نویسنده اصل بازداشت ها و دستگیری ها و وقایع داخل زندانها و دادگاهها انطباق چندانی با قوانین جاری در کشور ندارد اما لااقل در قبال هزینه سنگینی که از اعتبار و آبروی نظام در این باره پرداخته شد با انجام اینکار آماری فائده بزرگی نصیب حاکمیت می شد و آن اینکه شناخت درست و واقعی از جنبش و افراد شرکت کننده در آن بدست اورد و با توجه با این شناخت در تعامل با جنبش برنامه ریزی و سیاستگزاری کند .
لازم به یادآوری است که مواضع نویسنده درباره حوادث و وقایع پس از انتخابات روشن و در قالب نوشته هایم ارائه شده است و همواره بر این موضوع پای فشرده ام که بنده و دوستانم خواهان بقای نظام جمهوری اسلامی ایران هستیم اما تحقق این خواسته لوازم و مقتضیاتی دارد که حاکمیت باید بدانها توجه و التزام داشته باشد و در شرایط کنونی یکی از این لوازم و مقتضیات شناخت درست و واقعی جنبش سبز و مطالبات آن است . انجام یک پژوهش آماری بر روی زندانیان جنبش سبز ، که اطلاعاتش بطور انحصاری در اختیار حاکمیت است ، بهترین آئینه برای بازنمایی واقعیت این جنبش است و عقل حکومتداری حکم می کند که بجای تشکیل دادگاههای نمایشی و صدور احکام از پیش تعیین شده و وثیقه های سنگین و اذیت و آزار خانواده زندانیان از فرصت زندانی شدن این افراد برای شناخت این جنبش و مطالبات آن و آنچه زیر پوست جامعه ما می گذرد ، استفاده شود .
اینکه تصور شود با ضرب و زور و زندان و ... می توان معترضان را ساکت و نارضایتی های ناشی از ناکارآمدی مفرط دولت را لاپوشانی کرد تصور باطلی آنهم در این دوره و زمانه است . راه بقای نظام در شناخت درست علل اعتراض و نارضایتی حادث و پاسخگوی مناسب و اقناعی به آنهاست و پیمودن هر راهی جز این به بیراهه رفتن و از جیب دین و نظام هزینه کردن است که سرانجام آن نیز معلوم نیست . امیدوارم که انجام این پیشنهاد تحقیقی موثر افتد و نهادهای درگیر یکبارهم شده از در وارد خانه شوند که این توصیه خداوندی است که ادخلواالبیوت من بابها !



   نظرات

مسعود پیوسته :

سلام
درود بر شما که در لابه لای پست های اجتماعی - اعتقادی با طعم جنبش سبز ، گه گاه مثل همین پست ، مستقیم وارد مباحث جنبش می شوید .
قبل از آنکه به یکی دو نکته در این یادداشت بپردازم ، این نوید را به همراهان جنبش سبز بدهم که ممکن است خیلی ها احساس کنند و از خود یا اطرافیان بپرسند چرا جنبش ، روزهای سنگین و کرختی خود را سپری می کند اما برای من هم به عنوان یک ذره ، این سوال پیش آمد اما پاسخ امیدوارکننده ای پیدا کردم .
هیچ کدام مان آن حماسه حضور مداراگرایانه پرسشگر توام با سکوت و نجابت بیست و پنجم خرداد هشتاد و هشت یادمان نخواهد رفت و اتفاقا همان روز به تعبیری نقطه عطف حرکت و جریان جنبش سبز پس از اتفاقات 22 خرداد 88 است . آن روز پر شکوه خود جوش درون زای از جان ملت برآمده ، یک نشانه بود .
دیروز با دکتر حبیب الله پیمان - دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز - مصاحبه ای کردم . این گفت و گو متمرکز روی 25 خرداد88 نبود اما از چگونگی تسری چنان کنشش اجتماعی سیاسی آن ، به طور شبانه روزی در جان مردمی که پیام رسان آن روز تاریخی بودند می گفت .
این نه به آن معناست که پیمان ، طراح پایداری و ماندگاری و عملیاتی روزی چون 25 خرداد است بلکه همه آنانکه خسته از وضع موجود اند و منتظر نمیشینند که از جای دیگر و از آسمان و ... برایشان ناجی بیاید بلکه خود آستین همت بالا می زنند و راه های پایداری و بردباری را در خواهند یافت .
جناب مزروعی ، به نظر می رسد در این ظرف ده ماه ، حاکمیت هر پرسشی که داشته توانسته از همان 22، 23خرداد با بازداشت های چندگانه ( از آنان که به نوعی نزدیک به رهبری جنبش بوده اند تا آنانکه به عنوان ذره های ملحق شده به جنبش از هر طبقه اجتماعی و سن و سال و تحصیل ،به پاسخ خود رسیده است احاطه اش به کمترین جنب و جوش های جنبش سبز بیشتر شده و تمام رسانه های رادیو و تلویزیون و مطبوعات و خبرگزاری هاو سایت های وابسته ، به کمکش آمده اند و جنبش را در موقعیت ایزوله رسانه ای قرار داده اند و شیوه چهره به چهره هم پاسخگوی بخش شتاب و سرعت جنبش نیست . هرچند کنش جنبش بطئی است و عجله بردار نیست . اما تسلط حاکمیت را بر کمترین تحرکات جنبش بیشتر کرده است . به ویژه که در همان ماه های نخستین با لولوهایی چون" انجمن پادشاهی " و منافقین و سلطنت طلبان و... توانست "صدای راستین داخل " را نشنود و مردم را بدین وسیله مضطرب و پریشان و پشیمان کند تا انگ پادشاه و سلطنت و منافق نخورده برود خانه اش و تا امروز هم بیرون نیاید .
مردم در خانه هایشان هستند . مساله شان که حل نشد . فعلا محل و میدان بروز ندارد .ولی مساله اش همان 22 خرداد و ای بسا فراتر از آن است .

 

:

دیگه خودتونم موندین چی بگین!
حناتون دیگه رنگ نداره

 

سعيد :

اگر حاكميت آنقدر تدبير و تعقل و حسن نيت داشت كه بخواهد از زنداني تحقيق و پژوهش كند و ماهيت جنبش را تحليل كند كه ما مشكلي نداشتيم.مشكل اينست كه افراد كج انديش ،بيسواد ،خرافي وفاسد بطور يكدست حاكميت را در دست گرفته اند و حاضر نيستند به هيچ قيمتي ولو كشتن مردم سفره هاي گسترده پول نفت را از دست بدهند .اگر اينها كارشناس و دلسوز بودند كه اصلا مشكلي پيش نمي آمد.

 

سمین :

ببخشید این عدد بیست هزار از کجا هستش؟
پاینده و سبز باشید

 

:

agay mazroyi pas chera javab man ro nadadid?

مزروعی : باسلام ،برادران کاری کرده اند که من نمی توانم جواب شما را بدهم !

 

صحرائيان :

باسلام. همين چند هفته پيش اين خبر با آب و تاب در صدا و سيماي ما بازتاب داشت كه: مردم فرانسه بر عليه رئيس جمهورشان راهپيمايي كردند. جالب است كه همه تصاوير و خبرها نيز نشان از راهپيمايي آرام و بدون تنش داشت. بنده عوام نفهميدم كه آقايان اين قدر هم عقل ندارند كه انتشار اين قبيل خبرها نشان از ناداني آنان است. ايا نمي فهمند كه در فرانسه مردم ازادند كه بدون وحشت راهپيمايي كنند و حرف شان را بزنند؟ اين كه نقطه قوت آنان است نه ضعف! مسوولين در فرانسه نمي گذارند كه مخالفت ها زيرزميني و مخفيانه انجام شود. فاعتبروا يااولوالالباب!

 

:

سبز می مانیم ان شاءالله پایدار باشید

 

علی رزاقی بهار :

سلام وخسته نباشید
بیشتر به روز کنید تا استفاده کنیم ودشمنان نگویند ما شکست خوردیم...

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007