« دولت هزينه | صفحه اول | دنياي واقعي؛ دنياي مجازي »

17 اسفند 84

شناخت واقعیت؟

افرادی که درعرصه های سیاسی واجتماعی فعالند (همینطور گروهها و احزاب ونهادهای مدنی و حاکمیت نظامهای سیاسی ) دارای یک سری آرمانها واهداف هستند (ازنوع ایدئولوژیک یا غیر ایدئولوژیک) وبرای رسیدن به آنها تلاش وحرکت می کنند،اما روشن است که برای دستیابی به آنچه می خواهند باید ازمسیر واقعیت بگذرند مشکلی کار سیاسی در همین جاست ! یعنی درگذر از "وضعیت موجود" به "وضعیت مطلوب". هنر بزرگ سیاستمداران و رهبران انقلابی ومصلحان اجتماعی دراین بوده وهست که توانسته اند با "شناخت واقعیت" درحد مقد ور بین واقعیت وآرمانها پل بزنند وراه تحقق آنها راهموار کرده و بپیمایند . به عبارت دیگر انهایی در عرصه راهبری سیاست واجتماع موفق اند که از ظرفیت ذهنی لازم برای درک وفهم رابطه دائمی دیالکتیکی ذهن وعین یا واقعیت وآرمان برخوردار بوده و بتوانند با اتخاذ سیاستهای مناسب (پل سازی یا به تعبیر بهتر تاکتیک ها) راه رسیدن به مقصود را با صرف کمترین هزینه بپیمایند . البته اینرا به خوبی می دانیم که "شناخت واقعیت" به معنای دقیق وعلمی کلمه کاری صعب وتقریبا ناشدنی است وتلاش مجموعه دانشمندان عالم تا کنون برای دستیابی به همین خواسته بوده است اما در اینجا منظور از"شناخت واقعیت" بطور نسبی ودر حد مقد وروممکن است وتحقق این امر درسایه بکار گیری خرد جمعی امان پذ یر می شود.

بنظرم مشکلی که نظام تصمیم گیری جمهوری اسلامی ایران درعالیترین سطوحش بدان گرفتار آمده است در"شناخت واقعیت" موجود درعرصه داخلی وخارجی واتخاذ سیاستهای مناسب برای عبور از این واقعیتها بسوی اهداف وآرمانهاست .هرچند نمودهای چنین مشکلی را در بسیاری از
تصمیم گیری ها واقدامات دولتمردان حاکم می توان یافت اما دررابطه باراه طی شده توسط حاکمیت پس ازاستقراردولت احمدی نژاد برای پرونده هسته ای ایران ذره ای تردید نمی توان داشت که پرازاشتباه وخطا بوده است. بنظرم مراجع تصمیم گیری وافراد دست اند رکار دردرجه اول در
"شناخت واقعیت" ودردرجه بعدی اتخاذ سیاستها وراهکارهای اجرایی د چار خطا واشتباه شده وایران را به کوچه بن بست کشانده اند ،والبته فرض
من براین است که درآرمانها واهداف اینها صادقند واینها قابل دفاع وقبول است وگرنه دامنه بحث دیگری هم در اینجا گشوده می شود.

در"شناخت واقعیت" دنیا به دونکته کلیدی، که فکر می کنم کاملا مورد غفلت حاکمیت فعلی ایران قرار گرفته است ،اشاره می کنم(چون امکان بحث همه جانبه دراین باره ازعهده وتوان یک نفرخارج است) وآن دو برداشت نسبت به دو مقوله "اقتدار" و"مشروعیت" است که ازقضای روزگاربحث دراین باره بسیار مورد علاقه اقتدارگرایان حاکم درایران است! چندی پیش وپس ازراهپیمایی جمعیتی به مناسبت 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی یکی ازشریعتمداران مدعی وتصمیم ساز اعلام کرد هیچ نظامی درعالم همچون جمهوری اسلامی ایران "اقتدار" و"مشروعیت" ندارد ودلیلش هم همین راهپیمایی 22 بهمن !آیا این بهترین دلیل نیست؟و چرادیگران اینرا نمی بینند؟و...

بزرگترین مصیبت آدمی می تواند این باشد که نه تنها قد می درست برای "شناخت واقعیت" برندارد بلکه درصد د قلب واقعیت برپایه آمال وآرزوهای خود برآید،وهمواره این خطر وجود دارد که انسان دربرخورد با واقعیتهای سخت وصلب دچاراین خطا شود وبرپایه بافته های ذهنی خویش لباس تحلیلی زیباوجذابی بر واقعیتهای موجود بپوشاند وهمانرا نیز راهنمای عمل خویش قرار دهد! دقیقا همان اتفاقی که هرروزه درکشور ما رخ
می دهد ورسانه های رسمی وحکومتی دنبال می کنند واگرکسی دراین میان فریاد زد که اینها قلب واقعیت است وراه بجایی نمی برد به هزار جرم ناکرده متهم شده واگربخت واقبال یارش نباشد روانه ناکجاآباد می شود و...

اما در مورد مقوله "اقتدار" و"مشروعیت" می توان گفت که همپای تحولات سریع عالم درسالهای اخیر( فروپاشی بلوک شرق وپایان جنگ سرد ،فاجعه یازده سپتامبر و حوادث بعدی مرتبط با آن، کسترش دامنه انقلاب ارتباطات ودرهم ریختن مرزهای ملی،...) برداشت از ایند و مفهوم هم درادبیات سیاسی وعرصه بین المللی تحول یافته وابعاد جدیدی یافته است . درگذ شته نظامهای سیاسی می توانستند "اقتدار" خود راازراه قدرت نظا می وحتی سرکوب و اعمال زور فراهم آورند ولی درشرایط جد ید تامین "اقتدار" هرنظام سیاسی فقط از طریق اقناع افکار عمومی داخلی وجلب رضایت شهروندان دردرجه اول وخارجی دردرجه بعدی امکان پذیر است، حال دراین وضعیت تصور کنید مواضع آقای احمدی نژاد چقد ر در جهت اقناع افکار عمومی داخلی و به ویژه خارجی است ؟ وماجرای طرح هولوکاست چقد ر توانسته است افکار عمومی دنیا را بنفع یا علیه ما کند؟و... درمورد "مشروعیت "هم ایضا اگردر گذشته شرط حاکمیت دربدست آوردن رای اکثریت شهروندان داخل بود امروزه این امر مشروط به پذیرش نظر اکثریت شهروندان عالم شده، که دررای نمایندگان دولتها در مجامع بین المللی تجلی می یابد،شده است ودراین زمینه هم عملکرد دست اندرکاران جد ید پرونده هسته ای بگونه ای بوده است که عملا به شکل گیری نوعی اجماع بین کشورهای عالم به ویژه کشورهای قدرتمند صنعتی علیه ایران منجر شده است. خوب سرانجام این کار وروند کجایش به افزایش "اقتدار" و"مشروعیت" نظام درعرصه داخلی وخارجی منتج می شود خدا می داند !

بنظرم تا روزی که "شناخت واقعیت" ،آنگونه که هست ونه انگونه که برخی تصوروخیال می کنند ، دردستور کار مراجع عالی تصمیم گیری نظام قرار نگیرد راه مفری برای گریز ازبن بست فعلی پرونده هسته ای ایران نمی توان متصور بود وادامه راه کذشته روز به روز برمسائل ومشکلات ایران خواهد افزود . راهی که متاسفانه یکبار در کشور همسایه ما عراق پیموده وآثار ونتایج برآمده از انرا نزدیک به سه سال است می بینیم و می شنویم . امید وارم خدا روزن "شناخت واقعیت" را بروی همه ما باز نماید که راه رسیدن به همه آرمانهای انسانی ازاین معبر می گذرد ولاغیر.



   نظرات

ali :

و خداوند جام زهر و/ یا سر به سنگ خوردن را آفرید و آن را قرارداد برای بیداری لجوجان و اوهام پرستان . و لکن اکثرالناس لا یشعرون َ لا یفقهو‌ن‌‌‌‌‌‌‌ - لا یتفکرون و ... الخ

و آنگاه که ببینند کسی گفته باشد : « اگردر گذشته شرط حاکمیت دربدست آوردن رای اکثریت شهروندان داخل بود امروزه این امر مشروط به پذیرش نظر اکثریت شهروندان عالم شده، » بگویند : حالا که در بدست اوردن رای امت خدا جو ی ضد استکبار جهانی محروم شده اند بهانه ی شهروندان عالم کرده اند و حتی شاید مثال کسی را به ده راه نمی دادند ... الخ بزنند . اما آنان نمی دانند و / یا نمی خواهند بدانند که تنها به قاضی می روند .
پس ای گروندگان به آزادی پناه ببرید به خدای آزادی از بدیهای دیو استبداد .

 

علي :

واقعيت اين است كه شما 8 سال از بيت المال و جيب اين مردم براي آرمانهاي تو خاليتان خرج كرديد و اي كاش كه براي آرمانهايتان خرج ميكرديد خرج خودتان و امثال خودتان كرديد و روزبروز گردن كلفت تر شديد و دوازده ميليون انسان محتاج به نان شب روي دست جامعه گذاشتيد ما در روز قيامت از شما تو ضيح خواهيم خواست البته اگر هنوز به آن اعتقاد داشته باشيد

برادرعزیزوناشناخته ! قطعا به شما اطلاعات غلط داده اند یا اشتباهی شده است
هرچند توضیح نداده اید میزان ومعیارشما برای اندازه کیری «گردن گلفتی»
چیست تا بنده دریابم نسبت به 8 سال پیش گردن گلفت تریا باریک تر شذه ام
اما به شما اطمینان خاطرمیدهم که زندگی من دراین 8 سال چندان فرقی نکرده
است ودرهمین دنیا آماده پاسخگویی به امثال شما هستم ونیازی به حواله روز
قیامت نیست،اما آیا شما که اینگونه مرا از قیامت می ترسانید وتازه شک دارید
که به آن اعتقاد داشته باشم خودرابرای پاسخگویی نسبت به مدعا واتهامی که
به من (وامثال من) روا داشته اید، آماده کرده اید؟ از قدیم گفته اند آنرا که حساب
پاک است از محاسبه چه باک است؟ شما را به بازدید از زندگی خصوصی ام
دعوت می کنم تا دریابید آنچه مطرح کرده اید موهومی بیش نیست!

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007