« اقتصاد ايران در گذشته و حال / مناظره مزروعي و داوري در دانشگاه لرستان | صفحه اول | طریقیت یا موضوعیت نظام؟ »

11 اسفند 88

نیم قرن خاطره و تجربه

اینروزها که به جبر، خانه نشین شده ام فرصت مغنتمی است برای مطالعه و اندیشه و ارزیابی زندگی خودم و به ویژه مسیری که در زندگی سیاسی طی کرده ام و اینکه سرنوشت جمهوری اسلامی ایران با این اوضاع و احوال چه می شود؟ از اینرو خواندن کتابهایی که به بازگویی و کالبد شکافی و تحلیل و بررسی تاریخ معاصر پرداخته اند به همراه کتابهای بازگوی خاطرات افرادی که به نحوی در شکل دهی و حوادث تاریخ معاصر ایران نقش و حضور داشته اند، عمده وقتم را پر می کند و البته هرچه بیشتر می خوانم بیشتر بر حال کشور و خودم و سیاسیون و مردم و دولتمردان حاکم تاسف می خورم که تاکی ما باید این چرخه باطل تاریخ معاصرمان (استبداد- جنبش و انقلاب – مشروطه و آزادی – استبداد) را تکرار کنیم؟ و راه گریز از عقب ماندگی و پیوستن به قافله رشد و توسعه را باز نکنیم؟

مهندس عزت الله سحابی که از دوران جوانی وارد عرصه فعالیت های مذهبی و اجتماعی و سیاسی شده و تا امروز در این عرصه مانده است (برخلاف بسیاری از ما ایرانیان) همت کرده و بخش اول خاطرات خود را که اختصاص به دوران کودکی تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 دارد در کتابی با عنوان «نیم قرن خاطره و تجربه» به رشته تحریر در آورده و در اختیار علاقمندان به باز شناسی وقایع این نیم قرن از دیدگاه نویسنده و تجربه هایی که شخصا در آنها حضور داشته، نهاده است.
هرچند سنت خاطره نویسی در میان ما ایرانیان به ویژه دولتمردان و سیاسیون جایگاه چندانی ندارد و به همین دلیل کمتر کتابی را می توان یافت که توسط این افراد در همان زمانی که مسند کاری بوده اند یا درگیر سیاست ورزی، نوشته شده باشد و از اینرو با فاصله گیری از زمان وقوع خاطره طبعا بخشی از رخدادها گم می شود یا بازگویی آنها تحت تاثیر شرایط و ملاحظات پس از آن و زمان نوشتن قرار می گیرد، اما الحق و الانصاف آقای سحابی به رغم گذر زمان زیاد و شرایط و جو پس از انقلاب و ملاحظاتی که برهمه ما سایه افکن است روایتی صادقانه و منصفانه از خاطرات و تجربیات خود در این کتاب عرضه کرده اند و از اینرو خواندن این کتاب برای همه آنانی که می خواهند در ایران کار و فعالیت سیاسی داشته باشد، ضروری می نماید تا دریابند که ورود در عرصه سیاست اگر در دوران جوانی و شور آسان می نماید، اما در ادامه راه مشکل ها می افتد و کمتر فردی را در ایران همچون نویسنده می توان یافت که در اینراه نبرّد و نیافتد و به رغم همه مشکل ها برای رهایی ایران از دام استبداد و استعمار از پای ننشیند.

با خواندن این کتاب همچون دیگر کتابهای مشابه درمی یابیم که در تاریخ معاصرما همه افرادی که بگونه ای وارد جریانات سیاسی و مبارزاتی علیه وضع موجود و استبداد و استعمار در مقاطع مختلف شده اند از نخبه ترین و تحصیکرده ها و روشنفکران جامعه ما بوده اند و در پی آرمانهایی بلند و در راس همه آنها عدالت و آزادی و مردم سالاری، اما رفتار حاکمان مستبد و وابسته با اینان یکسان بوده است و آنهم سرکوب و به بند و زندان و شکنجه و اعدام کشاندن و ایجاد رعب برای خفه کردن صدای منتقدان و مخالفان و در نهایت خاموش کردن جامعه و حاکمیت قبرستانی، و هرچند اجرای این سیاست ها در کوتاه مدت جواب داده، اما در نهایت این مستبدان مغلوب همین سیاست ها شده و با شورش و انقلاب و انفجار اجتماعی سقوط کرده اند و عجیب اینکه هیچ حاکمیتی از حاکمیت قبلی پند و عبرت نگرفته است! اما در این خاطرات بخوبی دریافت می شود که در مقاطعی اجرای این سیاست ها نه تنها حاکمان را از ادامه حکومت استبدادی مطمئن می ساخت بلکه بخشی از مبارزین را به تردید در ادامه مبارزه وامی داشت و آنها را می براند یا وارد بحث هایی توان فرسای ایدئولوژیک و سیاسی می کرد که متاسفانه شعاع تاثیر مخرب آنها رامی توان در سال های پس ازپیروزی انقلاب تا کنون نیز رد یابی کرد و اینکه چگونه شرایط استبدادی می تواند تا زمانهای دور آثار مخرب در پی داشته باشد.
به نظرم خواندن این خاطرات به ما می آموزد که گرفتار اینگونه مباحث توان فرسا و بیهوده نشویم و خط اصلی را که همان مبارزه با استبداد و استعمار و دستیابی به عدالت و آزادی و مردمسالاری است، از دست ندهیم و همه مباحث ما باید مرتبط با این خط اصلی باشد؛ در غیر اینصورت کار و فعالیت ما جز تکرار همان تجربه تلخ و پرهزینه نخواهد بود و از اینرو فکر می کنم در شرایط امروز جامعه و جنبش سبز وجود افرادی همچون آقای سحابی و گوش سپردن به نظرات و تحلیل آنها نعمت بزرگی است که باید قدر دانست و از او و نظراتش نهایت استفاده را در راهبری جنبش کرد.

خواندن این خاطرات به ما می آموزد که سیاسی بودن در ایران چه هزینه سنگینی در پی دارد و تقریبا با استناد به تاریخ معاصر ایران می توان گفت کمتر فرد سیاسی ای بوده که سرِ سالم به گور برده است! و این از ویژگی های تاریخ استبدادی ماست و جالب این است که این قاعده سر سالم به گور نبردن متوجه حاکمان و دولتمردان مستبد هم بوده است ! و در واقع تاریخ معاصر ما مشحون از این به گورشدن ها و درجازدن هاست آنهم در قرنی که مسابقه پیشرفت و توسعه درگرفته و جهانگیر شده است. سحابی در این خاطرات براستی و بی پیرایه شرح می دهد که چه سختی هایی را در زندگی خصوصی اش به لحاظ مادی تحمل کرده است تا ادامه مبارزه اش را پی گیرد و دراین مسیر همسرش که چندان هم سیاسی نبودهچه فداکاری هایی که نکرده است و فکر می کنم این داستان اغلب سیاسیون ایران باشد که زندگی خصوصی شان را فدا می کنند تا زندگی بهتری برای همه ایرانیان فراهم سازند و در این میان همسران این سیاسیون نقش بسیار فداکارانه ای دارند که دیده نمی شود و اینرا من در همین حوادث اخیر جنبش سبز و فداکاری غیرقابل تصور و توصیف دیدم. اینکه آقای سحابی در ابتدا و انتهای خاطراتش به بازگویی نقش همسرش در زندگی مشترک و مبارزه سیاسی اش پرداخته و بحق از او تقدیر و تجلیل کرده است فصل تازه ای را به روی ما می گشاید و اینکه قدر و قیمت این زنان را که همواره پشتوانه بزرگی برای مبارزه بوده اند بدانیم و میدان را برای فعالیت بیشتر آنها فراخ سازیم.

نکته آخری که من از خواندن این کتاب آموختم اینکه راه نجات ما از این استبداد دیرپای خانه کرده در ایران، پایبندی به راهبرد اصلاح طلبی و پرهیز از هرگونه افراط و تفریط و خشونت ورزی در امر سیاست است. همانکه امروز ذیل نام جنبش سبز با شعار حاکمیت قانون و اجرای بدون تنازل فانون اساسی جمهوری اسلامی در جامعه ما ساری و جاری است. جنبشی که در پی تامین حقوق شهروندی و مدنی همه ایرانیان است و هیچکس را غیرخودی نمی داند و دستیابی به آنچه جنبش سبز می خواهد به نفع همه ایرانیان و از جمله حاکمان است. در این خاطرات می خوانیم که رژیم شاه چگونه راه بقا و حاکمیت خودرا در زندان و اعدام کردن مخالفان و منتقدان خود حتی آنها که در چارچوب قانون اساسی مشروطه و مسالمت جو فعالیت می کرده اند، جستجو می کرده است، اما سرانجام این رژیم و شاه چه شد؟ فرازهایی از این خاطرات که بسیار در اینباره درس آموز است را در ادامه می آورم:

"در فروردین سال 43 دادگاه تجدید نظر رهبران نهضت آزادی آغاز بکار کرد ... اولین کسی که برای دفاع از خود پشت تریبون قرار گرفت آقای مهندس بازرگان بودند. دفاعیات مهندس بازرگان 12 جلسه یعنی چهار هفته به طول انجامید. مهندس بازرگان در خلال صحبت هایش خطاب به رییس و اعضای دادگاه گفت خواهش می کنم این مطالب را به سمع ریئس مملکت هم برسانید. وآنگاه آیه قرآن کریم درباره حضرت موسی و فرعون را خواند. در این آیه ساحران که به خدای موسی ایمان آورده بودند، به فرعون می گویند: هرکاری می خواهی بکن، هرحکمی دلت می خواهد صادر کن، تو در همین حیات دنیا قضاوت خواهی شد(سوره طه آیه 72). یعنی پیش از آخرت در همین دنیا به حساب تو رسیدگی خواهد شد. بعد هم گفت ما به اطلاعتان می رسانیم که از این به بعد ما آخرین گروهی هستیم که با اعتقاد به قانون اساسی و فعالیت قانونی در چهارچوب قانون فعالیت کردیم و با محکومیت ما در این دادگاه، دیگر چنین گروهی پیدا نخواهد شد. حوادث و وقایع بعدی نشان داد که هر دو پیش بینی ایشان درست بود.

بعد از تبعید آقای خمینی به ترکیه اولین گروهی که دستگیر شدند گروه کشندگان منصور بودند که گروهی مسلح و معتقد به حرکت مسلحانه بود ..."(صص4-273) و در مورد رژیم پهلوی و شاه را هم میدانیم که در همین دنیا قضاوت شد!

پاسخگویی به مطالبات جنبش سبز از سوی حاکمیت به نفع همه ایرانیان و ازجمله خود حاکمان است و باید امیدوار بود که همه ما ایرانیان با درس آموزی از تاریخ بیاموزیم که سرکوب و زندان و اعدام حلال مشکلات تاریخی ما از جمله نحوه اداره کشور و استبدادورزی نبوده و نیست و توسل و تمسک به این اجرای این سیاست جز تکرار چرخه باطل تاریخ معاصرما نیست. باید همه ما دست بدست هم دهیم و طرحی نو دراندازیم و زندان و اعدام را از صحنه تاریخ و حکومتمان برای حل منازعات و مناقشه های سیاسی حذف نمائیم و قانون و حقوق مدنی را فصل الخطاب کنیم. از قدیم گفته اند کسی که تجربه شده ها را تجریه کند آیا بر او پشیمانی و ندامت رواست؟
خواندن اینگونه کتابها و خاطرات بیش از شهروندان معمولی امثال بنده برای دولتمردان حاکم مفید است و امیدوارم که برخی از آنها اینقدر وقت داشته باشند که مطالعه و غور کنند تا به تکرار تجربه شده ها نپردازند و خود و کشوری را دچار زحمت و پشیمانی نکنند و خیلی ساده دریابند که چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟ و اگر من جای این دولتمردان بودم بجای اینکه امثال مهندس سحابی را در مقاطعی به بند و زندان کشم و یا جلوی فعالیت های قانونی سیاسی و مطبوعاتی اش را بگیرم او را به مشاورت می گرفتم و بر صدر می نشاندم تا از اینهمه خاطره و تجربه برای ساختن ایرانی آباد و آزاد استفاده شود و اینکه سیاست ورزی از گونه ایشان ارزش یابد و قدر گیرد و راه برای سیاست کم هزینه و پرفایده گردد. بحق آقای سحابی در همه فراز و نشیب هایی که تجربه کرده و پشت سر نهاده است الگویی از یک مسلمان سیاست ورز و پایبند به اصول است که در همه احوال عزت و کرامت انسان و استقلال و آزادی و تمامیت ارضی ایران راهنمای عمل او بوده است و دعا می کنم که عمرش مستدام باشد در خدمت به ایران و ایرانیان



   نظرات

امیر :

درود بر شما

به مطلب شما اضافه کنم دادگاه اخیر ملیسویچ، جنایات او هنوز باعث وحشت انسان از فرسنگها دورتر می شود....
امیدوارم که آن چرخه استبداد متوقف شود. اما نسبت عدالت با اصلاحات چه می شود؟ به نظرم اگر آقای خاتمی از خون مرحوم "ابراهیم عزت نژاد" در کوی دانشگاه 78 نمی گذشت... امروز در این تاریک استبداد نبودیم.

 

:

سلام بر شما
حاکمان فعلی همانند حاکمان قبلی کشور فکر میکنند که رشد آگاهی های مردم نهایتا به بزیر کشیده شدن آنان منجر خواهد شد. این تجربه تاریخی در ایران معاصر است بگونه ای که هرگاه فضای باز و رشد آگاهی ها وجود داشته است به ناگاه حاکمان مورد نقد شدید از همه اطراف قرار گرفته و از قدرت به زیر افکنده شده اند. افول قدرت شاه با ورود کارتر به ایران و آغاز اجباری اصلاحات سیاسی همراه بود. آقای خامنه ای از این موضوع آگاه است و برای همین است که بشدت از آزادی مطبوعات و بی هزینه بودن انتقاد ممانعت به عمل میاورد. شعار اجرای بدون تنازل قانون اساسی این ضمانت را به ایشان میدهد که ادامه روند آزادی های مشروع به تهدید موقعیت ایشان منجر نخواهد شد. ولی گویا تند روی های دوران اصلاحات برای ایشان تجربه ای شده است که به این شعار راهبردی جنبش سبز اعتنائی نمیکند و یا اینکه خود را بی نیاز از توجه به خواسته های عمومی ملت میداند. در هر حال امیدوارم که ایشان هم که ظاهرا اهل کتاب است این کتاب آقای سحابی را بخوانند. سلامت و موفق باشید.

 

سعيد :

جديدا دوستي به من ميگفت آگاهي موجب آزادي و بهبود زندگي ميگردد و خود تجربه زندگي و آزادي باعث باروري و افزايش آگاهي ميگردد.
كار حكومت اسلامي اينست كه جلوي آزادي و گردش اطلاعات را بگيرد و با اخبار جعلي و گزينشي مانع از رشد آگاهي مردم شود.
اگر مردم با مطالعه و پيگيري اخبار سطح آگاهي خود را افزايش دهند مسلما سطح زندگي و آزاديهاي آنها نيز افزايش مي يابد.
اي كاش مردم ما بيشتر اهل مطالعه بودند.
اگر به سرزمين هاي كفر رفته باشيد ميبينيد كه مردم در مترو و اتوبوس و حتي كافه ها وقتي چند دقيقه وقت ازاد پيدا ميكنند فورا يك كتاب از كيف يا جيبشان بيرون ميآورند و شروع به مطالعه ميكنند.
براي من كه جالب بود حتي مسافران اتوبوس كه سر پا ايستاده اند هم مطالعه ميكردند.
بيشترين مطالعه را در بين چند كشور اروپايي بنده در آلمان ديدم.
جالب است كه وضع اقتصاد آلمانيها از همه كشورهاي اروپايي ديگر هم بهتر است.

 

مسعود پیوسته :

سلام آقای مزروعی
به نکته اساسی اشاره کردید . همان سیکل معیوب استداد - آزادی - هرج و مرج .امروز خیلی ها که نگاه اصلاح گرایانه دارند ، به درستی در حال واکاوی پیشینه خود ، همین درد مشترکی که اشاره کردیدهستند .
آن خویشتن خویش مورد تاکید مرحوم شریعتی که فقط اعتبار دهه پنجاهی که نداشت .اتفاقا ازدیروز خیلی وقت پیش تا امروز در آستانه دهه نود شمسی ما همین معضل منفعل بودن شعور خود آگاه خودیم . کمتر بروز پیدا کرده دست دوم پذیر .
خیابان های ما را ببین . هنوز چه پیاده و چه سواره ، درست راه نمی توانیم برویم !
هم دوست داریم تند تند انقلاب کنیم ، خلاف هم در کنارش . فکر نکنم بتوان این داستان را به انگلیس ربط داد !
امروز در خبر ها آمده بود رئیس پلیس راهنمایی کشور اعلام کرده ، به این مضمون که " اگر کسی درست راه برود تشویق می شود !"
آقای مزروعی ما خیلی کار داریم این طور نیست ؟!
هیچ راه دیگر نداریم . این بار واقعا نقطه سر خط .و به یک معنی : " از جلو نظام " !
امیدوارم ایام نوروز ، نقطه شروع خوبی باشد .
ما باید همین بخش ها را که شما و آقای مهندس سحابی و پیمان و ... دارید وارد آن می شوید ، پررنگ تر بدانیم و ببینیم .
امدوارم

 

محمد باقر عباسي سملي :

با سلام خدمت آقاي مزروعي عزيز
آقاي مزروعي ، مطلب شما را خواندم و ديدم كه چقدر درد مشترك و دغدغه ي مشترك داريم و در عين حال ديدم كه چقدر هنوز با هم فاصله داريم.دوست خوب من ، ترس تنها عنصري است كه ما را به اين فلاكت انداخته است . اگر نخبگان ما به اندازه ي توده هايمان جسارت داشتند وضع ما از سالها پيش به نحوي ديگر رقم مي خورد. اين ترس ، ترس از سركوب حكومت نيست ، اين ترس ، ترس از رها شدن از رسوبات فرهنگي ، ذهني و مذهبي خويش است .
بي شك تجربيات و معلومات جنابعالي از بنده بيشتر است ، اما ترديد نكن كه تا خود را از رسوبات پيش گفته رها نكنيم موفق به رها سازي ملك و ملت خويش نخواهيم شد.
اگر مايل بوديد مي توانيم اين بحث را به هر شيوه كه صلاح بدانيد ادامه دهيم و من بيش از اين از محضر شما بهره ببرم


برادر، صبح نزدیک است زمان رزم و پيكار است

زمان تن به تن جنگيدن اندر دشت و نيزار است

خمودي، خستگي، افسردگي عار است
کنون باید كه بر خيزيم و طوفانی به پا سازیم

بباید بر تن رنجور ظلمت رعشه اندازیم

خشونت را براندازیم

بيا تا آسمان را سقف بشکافیم

دوباره این سپهرنیلگون راازاسارتها رها سازیم

و طرحی نو دراندازیم

برادر، صبح نزديك است

پلشتی را بباید باشجاعت بیخ و بن کندن

درستی را بسان نور در جان وتن افکندن

رها سازیم انسان را ز افسردن

كنون فرض است ، نقاب از چهره ی تزویر بدریدن

شقاوت را بسان غده از اندیشه ببریدن

ریا را بی اثر سازيم

برادر، صبح نزديك است

طنین صلح را باید درون عالم اندازیم

غریو دشمنی را سرنگون سازیم

نوای دوستی را بیرق افرازیم

كنون بايد قفس را بشکنیم و عشق را از نو رها سازیم

روان خویش را با عطر بوی عشق بنوازیم

روا باشد که در این راه جان بازیم

 

فرزند کعبه :

جالب است

 

مسعود پیوسته :

سلام آقای مزروعی
این یادداشت شما مرا به یاد خویشتن خویش مرحوم شریعتی می اندازد .
شاید خیلی ها در همان شرایط دهه پنجاه، فکر می کردند همین " خویشتن خویش " چون مغفول مانده ما گرفتار آن چرخه استبداد - آزادی - هرج و مرجیم .
اما حالا تازه با درک شرایط موجود داریم آرام آرام به اهمیت " شعورخودآگاه" یا همان خویشتن خویش پی می بریم.
نقطه اتکای خوبی است .
ما باید همین جاهارا پر رنگ تر از هر جا و هر چیز دیگر کار کنیم .

 

سینا :

سلام یک سوال مطرح کرید بذاری با هم مرور کنیم.
***تاکی ما باید این چرخه باطل تاریخ معاصرمان (استبداد- جنبش و انقلاب – مشروطه و آزادی – استبداد) را تکرار کنیم؟ و راه گریز از عقب ماندگی و پیوستن به قافله رشد و توسعه را باز نکنیم؟
***پاسخ ان روشن است من توصیه می کنم به جای تحلیل تاریخ معاصر و سابقه مبارزاتی نگاهی به تاریخ دیرین خود بیندازیم تا ریشه این مشکلات که همه ناشی از فرهنگ غلط است رو پیدا کنیم این تفکرات غلط بود که حاکمت رو تشکیل داد و اما جواب سوال شما روشن است اصل و فرهنگ خود را بشناسیم و ان را به نسل ها بعدی منتقل کنیم چرا که حکومت حاصل تفکر یک نسل بر جوامعشان است راه اتحاد و همدلی چیزی جز ارزش های ملی نیست.
موفق باشید.

 

:

باسلام
1. بهتر بود عنوان اين مكتوب را ميگذاشتيد: نیم قرن خاطره و تجربه مهندس سحابي!
2. اميرالمؤمنين علي (ع) مي‌فرمايد: عاقلترين شما كسي است كه از تجارب گذشته‌گان پند بگيرد.
3. نتيجه: وقتي از سخنان اميرالمؤمنين پند نمي‌گيريم، چه انتظاري داريد:

 

علی :

سلام
من هم این کتاب را خواندم واقعا برخی وقایع تامل برانگیز و پند آموز است.

 

payday loans no checking account :

Thanks so much for this great article;this is the words that keeps me going through the day. I have been searching around for this site after asked to visit them from a buddy and was thrilled when I found it after searching for awhile. Being a demanding blogger, I’m dazzled to see others taking initivative and contributing to the community. I just wanted to comment to show my appreciation for your work as it’s very energizing, and many bloggers do not get credit they deserve. I am sure I’ll visit again and will send some of my friends.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007