« احمد بورقاني و آزادي مطبوعات در گفت وگو با علي مزروعي: براي «انتقاد» مرزي جز قانون قائل نبود | صفحه اول | اقتصاد ايران در گذشته و حال / مناظره مزروعي و داوري در دانشگاه لرستان »

14 بهمن 88

به یاد احمد بورقانی

خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر است و او مقتدر و آمرزنده است.» (سوره ملک آیه 2) فلسفه خلقت انسان از نظر خداوند اینگونه است و در واقع فرصت تولد تا مرگ برای همه ما انسانها میدان آزمایش است تا وجود ما در آتش کوره وقایع و حوادث دنیا حرارت دیده و پخته شود و جوهره و باطن ما بیرون ریزد و اینکه کدامیک از ما نیکوکار تر است ؟

قطعا تا زمانی که پرونده حیات انسانی بسته نشده است نمی توان درباره کارنامه عملش و بیرون آمدنش از آین ازمایش ارزیابی و جمع بندی نهایی داشت اما در باره افرادی که حیات دنیایی را پشت سرنهاده اند می توان به ارزیابی و جمع بندی پرداخت . ازاینروست که در آموزه های دینی ما آمده است اگر پس از مرگ هرمسلمانی چهل مومن بر صحت اعمال و نیکوکاری او شهادت دهند خداوند اورا آمرزیده و وارد بهشت می کند .

در 13 بهمن ماه 1386 احمد بورقانی دعوت حق را لبیک گفت و از این فانی به دار باقی شتافت و خانواده و دوستان خود را در غمی عمیق و جانکاه فرو برد ، و اگر نبود این حقیقت که زندگی و مرگ بدست خداست و همه انسانها طمع مرگ را می چشند ، تحمل فراق او برای آنانی که از نزدیک اورا می شناختند و نرد دوستی با او داشتند طاق فرسا و عمر سوز بود چرا که او یکی از بندگان خدا بود که در میدان آزمایش الهی موفق بوده و توانسته بود در هنگام مرگ مدال "نیکوکار بودن" را بر تابوت خود بیاویزد و اینرا تشییع جنازه باشکوه و اشکهای غمی که برسوگ او ریخته شد ، گواهی دادند .

احمد بورقانی از خانوادهای زحتمکش برآمد و برای رهایی مردمش از ظلم و جور و استبداد و عقب ماندگی در دوران جوانی وارد مبارزه با رژیم کودتایی پهلوی شد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای خدمت وارد خبرگزاری جمهوری اسلامی شد و تلاش کرد گزارشگر و خبرنگار صادقی برای انعکاس اخبار و وقایع جاری در جامعه ما باشد . او همچون همه آنانی که سر در گرو دفاع از میهن داشتند بارها به جبهه های جنگ تحمیلی رفت تا راوی و گزارشگر حوادث و رخدادهای حماسه های دفاع مقدس باشد و پس از جنگ نیز به آمریکا رفت تا تجربه خبرنگاری در سطح جهانی را رهتوشه خود سازد . پس از بازگشت از آمریکا بدلیل تغییراتی که در مدیریت خبرگزاری ایرنا اتفاق افتاده بود کناره گیری اختیار کرد اما در انتخابات ریاست جمهوری هفتم با خیل عظیم مردمی همراه شد که به آقای خاتمی رای دادند و پس از استقرار دولت اصلاحات مسئولیت معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بعهده گرفت و طرحی نو برای فعالیت های مطبوعاتی در کشور درانداخت و ایندوره را به « بهار مطبوعات» جمهوری اسلامی ایران تبدیل ساخت تا اینکه مخالفت نیروهای اقتدارگرا راه را برادامه کار او بست و او که نمی توانست با سانسور و توقیف و دربند شدن روزنامه نگاران همراهی و موافقت کند عطای مقام و پست دولتی را به لقای خانه نشینی بخشید و بار دیگر از شغل رسمی کناره گرفت .در انتخابات مجلس ششم به اصرار دوستان روزنامه نگار و جبهه مشارکت نامزد نمایندگی از تهران شد و مردم شریف تهران مزد زحمات و پایداری های اورا در خدمت به انقلاب و مواضع اصلاح طلبانه اش دادند و او با رای بالای مردم تهران وارد مجلس ششم شد و الحق و الانصاف یکی از نمایندگانی بود که هیچ دغدغه ای جز خدمت به مردم و دفاع از حقوق قانونی و شهروندی آنها نداشت و دراین مسیر حتی از مزایایی قانونی که به او تعلق می گرفت چشم پوشید و در انتهای مجلس به لحاظ زندگی مادی همانگونه خارج شد که واردشد . اما دریغ و درد که او بواسطه نامهربانی هایی که از سوی حاکمیت اقتدارگرا متوجه اش شد و اورا هرازگاهی به محکمه کشانده و خط ونشان برایش می کشیدند حتی حاضر به نامزد نمایندگی برای مجلس هفتم نشد هرچند در رخداد اعتراض و تحصن نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم به ردصلاحیت گسترده نامزدهای نمایندگی انتخابات مجلس هفتم همراهی کامل و نقش فعال داشت و غالب نطق ها و بیانیه هایی که در این مدت از تریبون مجلس خوانده یا از سوی متحصنان صادر می شد به قلم او بود . بورقانی پس از مجلس ششم باز خانه نشینی اختیار کرد اما هرجا اصلاح طلبان به کمک او برای کار و فعالیت نیاز داشتند حاضر بود و بی مزد و منت بار آنها را بدوش می کشید و البته تفریح او هم رفتن به دادگاهها و پاسخگویی اش برای دوران مسئولیتش در معاونت مطبوعاتی بود که دعوت حق اورا از این تفریح باز داشت و ننگ بردل مخالفشان نهاد.

احمد بورقانی دولتمردی به تمام معنی خدوم ، پاک ، دانشمند و متخصص در حرفه خبرنگاری و سیاستمداری اخلاق مدار و در یک کلام مسلمانی عامل بود و ظاهر و باطنش یکی بود و از همین رو از ریا و تملق و ظاهرگرایی و زهدمابی بیزار و خیلی زود رنج از نامردمی ها و بی اخلاقی ها که می دید و قطعا اگر زنده بود حوادثی را که پس از انتخابات امسال رخ داد تحمل نمی توانست بکند . دومین سالگرد بورقانی در حالی فرا می رسد که بهترین دوستان او ماههاست در بند و زندانند ، و خانه ای که او برای روزنامه نگاران فراهم آورد تا همکاران اورا در قالب انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران گرد هم جمع کند امسال نمی تواند بدلیل پلمپ غیرقانونی همچون سال گذشته « بیاد احمد بورقانی » به عنوان « معمار توسعه مطبوعات » مراسمی بگیرد و از پیشکسوتانی این عرصه که احمد به آنها عشق می ورزید ، تجلیل و تقدیر نماید . زمان همچون برق و باد می گذرد و همه ما زود یا دیر از این جهان می رویم اما و صد اما که چه کارنامه ای از خود باقی می گذاریم و از آزمایش الهی چگونه بیرون می آییم؟ احمد بورقانی کارنامه نیکی از خود بجای گذاشت و رفت . او از ابرار و نیکان بود چرا که فریفته وسوسه هایی دنیایی نشد و بخاطر مطامع مادی به هیجوجه حاضر نشد با اصحاب قدرت همراه شود و حقوق انسانها را نادیده بگیرد و حتی در عرصه زندگی خصوصی اش ظلمی را برکسی روا دارد . او سعید زندگی کرد و سعید مرد . خدایش بیامرزد و امید آنکه الگویی برای مسلمانی ما باشد .



   نظرات

آشنا: :

ضمن عرض تسلیت دوباره به دوستان و خانوده اش میگویم زنده ها هرگز نمی میرند شعری از شاعر معاصر در اندوه از دست دادن دوست دیرینش می خواندم که تقدیم می کنم به روح بلندش از طرف شما دوستان باوفا :
یاد یار مهربان
جویبار نغمه می غلتید گفتی برحریر
آبشار شعر،گل می ریخت نغز و دلپذیر
مخمل مهتاب بود این،یا طنین بال قو؟
پرنیان ناز آواز سرا پا حال او
نغمه را با سوز دل ،این گونه سازشها نبود
در نوای هیچ مرغی این نوازشها نبود
ما به آغوش تو بسپردیم جان پاک او
بهد از این ای آتشین لاله بپوشان خاک او
اهل دل در ماتمش با چشم گریان مانده اند
جمع مشتاقان او اینک پریشان مانده اند

 

هم محل :

سلام آقای مزروعی میشه بپرسم چرا تاریخ وبلاگ شما میلادیه

مسئول فنی سایت: به لحاظ نرم افزاری که در وبلاگ استفاده می شود امکان تبدیل تاریخ آرشیو به شمسی تاکنون امکان پذیر نبوده است، درصدد هستیم به زودی این امکان را ایجاد کنیم

 

سعيد :

در روز 22 بهمن سه گروه در راهپيمايي بودند.
گروهي نه اعتراض داشتند و نه حمايتي از كسي ميكردند و طبق عادت و سنت هميشگي به راهپيمايي آورده شده بودند يا مي آمدند.گروهي براي حمايت از رهبري و كم كردن روي فتنه گران و اغتشاشگران و كفار و منافقين آورده شده بودند و اغلب براي اينكار يا مامور بودند يا به طمع چيزي شركت كرده بودند واكثرا در آزادي بودند و با كيك و سانديس و سرويس حكومت روبرو بودند.
گروه سوم كه براي نفي استبداد چه پادشاهي و چه غير پادشاهي آن آمده بودند كساني كه از دروغ و دغل خسته شده اندو حقوق انساني و شهروندي خود را مطالبه ميكردند كه اغلب در آريا شهر و ستارخان و فردوس و مترو صادقيه بودند كه امكان تجمع پيدا نكردند و با گاز اشك آور و باتم و شوكر و زندان و ... پذيرايي شدند.
آنچه در رسانه ميلي در بوغو كرنا شده نماهايي خاص از ميدان آزادي و خيابان انقلاب است كه در آن حتي سبزها هم مختلط بودند.(از جمله خود من)
واقعا احمدي نژاد بدترين دروغگوي تاريخ بشريت است كه گفت در ايران آزادي تقريبا مطلق است.چگونه است كه برخورد با راهپيمايي مخالف و موافق يك دولت در ايران اينقدر متفاوت است؟ چرا اينترنت عملا تعطيل شده پيامك در روزهاي خاصي قطع ميشود و شبكه هاي ماهواره با پارازيت قطع ميگردد.
اصلا يك سوال اساسي:
چرا شبكه هاي خبري ماهواره با پارازيت قطع شده است ولي شبكه هاي مستتهجن ومبتذل آنچناني آزاد و شفاف است؟
چه كسي با فساد مخالف است ؟
چه كسي طرفدار آزادي گردش اطلاعات و اخبار و بيان است؟

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007