« آیا سیاست ما عین دیانت ماست ؟ | صفحه اول | حکمرانی خوب »

9 مهر 88

پاسخ به یک نظر

سعيد :من هم زماني به قول آقاي خاتمي به مردمسالاري ديني و اصلاحات در چهار چوب نظام معتقد بودم ولي هرچه جلو رفتم و كتك 18 تير 78 را خوردم و منطق ولايت مطلقه فقيه را ديدم كم كم متوجه شدم ريشه همه اين نابساماني و عقب ماندگي و خفقان و كجرويها و فسادها در جامعه ايران دو مساله اصلي است :
اول : وجود ديكتاتوري در بطن و شالوده نظام و عدم امكان رقابت آزاد سياسي و تسلط مردم بر سرنوشت كشور خود
دوم : آميختگي دين با سياست كه باعث صدمه جدي هم به دين و هم به آزادي انديشه و بيان و عدم حاكميت عقلانيت در جامعه ميگردد.
به نظر بنده چاره درد ايران از 150 سال پيش تا بحال كه جنبشهاي مختلف سياسي و اجتماعي به دنبال آن بوده اند فقط و فقط درمان دو مشكل ذكر شده است يعني ما نيازمند دو چيزيم:
1- دموكراسي خالص و واقعي (نه ديني يا جعلي و شرطي آن)
2- سكولاريسم به معني جدايي دين از سياست
با وجود احترامي كه به جنبش اصلاحات در ايران و رهبران آن قائلم ولي معتقدم اصلاح طلباني كه هنوز بعد از اين همه سرخوردگي و ناكامي از اصلاحات جزئي در اين نظام باز هم به اصلاحات و رفرم سطحي در چهارچوب نظام ولايت فقيه معتقدند واقعا خوش خيال و ساده لوح هستند. اگر نظام ظرفيت اصلاح داشت تا حالا اصلاح ميشد . خدا بيامرزد مهندس بازرگان را كه از همان اول داد ميزد و عيب نظام و قانون اساسي را بيان ميكرد ولي افسوس كه گوش شنوايي نبود.

مزروعی : باسلام ،دوست عزیز! اگر بنا برگفتگو و بحث پیرامون مقوله ای همچون ارتباط دین و سیاست است شما نباید از ابتدا طرف گفتگو و بحث را به " خوش خیالی و ساده لوحی" متهم کنید طبعا با چنین نگاهی دیگر جایی برای گفتگو و بحث باقی نمی ماند!اما در مورد اصل بحث باید تاکید کنم که دامنه این بحث و گفتگو آنقدر دراز و اندیشه سوز است که جایش در این وبلاگ نیست و احتیاج به ساعتها گفتگو دارد اما از نظر من و فقط درپاسخ به شما من هنوزبراین باورم که راه نجات کشور ما در پیروی از مشی اصلاحاتی است که آقای خاتمی تعریف کرده است و اینرا با تکیه بر تجربیات تاریخ معاصرایران و جهان می گویم و بنده در نمی یابم منظور شما از دموکراسی خالص
1- دموکراسی و مردمسالاری یک ایدئولوژی نیست بلکه یک روش در اداره امور و برخاسته از تجربیات و دانش بشری طی تاریخ است و بنابراین پیوستگی با نوعی ایدئولوژی خاص ندارد و می تواند در کشورهای با فرهنگها و ایدئولوژی های مختلف بکار گرفته شود همانگونه که تجربیات بشری اینرا نشان میدهد . البته من در نمی یابم که منظور شما از دموکراسی خالص و واقعی چیست چراکه این تجربه در کشورهای مختلف بگونه های متفاوتی اجرا و تجربه شده است و نمونه نزدیک به ما همین تجربه ترکیه است که می بینید در سایه همین تجربه و در نظامی سکولار اسلام گرایان به قدرت رسیده و دولت و مجلس را دراختیار گرفته اند. البته منهم با اصطلاح ترکیبی مردمسالاری دینی موافقت ندارم اما براین نظرم که دموکراسی می تواند در تلائم با آموزه های اسلامی قرار گیرد و هیچگونه تناقض و تضادی بین ایندو وجود ندارد.
2- بنظرم مشکل اصلی جامعه ما همانگونه که شما متذکر شده اید استبداد است اما این ربطی به آنچه شما آورده اید ندارد چراکه قبل از پیروزی اقلاب اسلامی و به ویژه دوره پهلوی رژیم های حاکم برایران همه سکولار بودند و درآنها اثری از تلفیق دین و سیاست و ولایت فقیه نبود اما بشدت استبدادی و دیکتاتوری و ظالم بودند بنایراین مشکل جامعه ما در سکولار یا دینی بودن نیست بلکه مشکل جامعه در ساختار حقیقی ای نهفته است که برغم پشت سرگذاردن چهار جنبش بزرگ مشروطیت ، نهضت ملی شدن صنعت نفت ، انقلاب اسلامی و اصلاحات هنوز بازتولید کننده استبداد است و متاسفانه درآمد نفت مشدد این بازتولید در پنج دهه اخیر بوده است و بنابراین بیشتر از نوع ایدئولوژی حاکم درایران این موافه های عمل کننده در ساختار حقیقی جامعه و بخصوص درآمد نفت بوده است که به باز تولید استبدادو گریز از حاکمیت قانون دامن زده است .
3- اگر در ایران حاکمیت قانون برقرار نشود که البته نیاز به تغییر ساختار حقیقی و معرفتی جامعه ما داردفرقی در اینکه نظام سیاسی ما سکولار یا دینی باشد ندارد . از زمان مشروطه تاکنون هدف همه مبارزان و روشنفکران و اندیشه ورزان اعم از دینی و سکولار حاکمیت قانون در جامعه ما بوده است اما سوگمندانه باید گفت که هنوزگرفتاری جامعه ما در همین مشکل عدم حاکمیت قانون است که آنرا به بهترین وجه می توان در رفتارهای حاکمیت طی ماههای اخیر و به ویژه در رفتار قوه قضائیه که خود باید مظهرعالی و تام و تمام قانونگرایی در کشور باشد، دید. بنابراین خواسته اصلی بنظرمن باید حاکمیت قانون باشدونه طرح موضوعاتی ازاینگونه کهما نظام سکولار یا دینی می خواهیم که هیچ کمکی به حل مسئله استبداد و گریز از آن نمی کند. بنظر من مشکلاتی که شما مطرح کردید در همین نظام و نقش ولایت فقیه ناشی از عمل نکردن به قانون اساسی فعلی و به ویژه نادیده گرفتن فصل حقوق ملت توسط حاکمیت اقتدارگراست وگرنه با اجرای تام و تمام همین قانون بسیاری از مسائل و مشکلاتی که هم اکنون جامعه ما گرفتار ساخته و نگاهی همچون نگاه شما (که بگونه ای در نوشته آیا سیاست ما عین دیانت ماست ؟بدان اشاره داشتم)را دامن زده است حل می شد و معلوم می گشت که جمع بین دموکراسی و آموزه های دینی ممکن است .
4- مطالعه تاریخ و جوامعی که امروز مردمسالار و توسعه یافته نام گرفته اند نشان داده است که آنها این مسیررا آسان وبسرعت طی نکرده اند بلکه حداقل دو سه قرن راه پیموده اند تاساختار حقیقی و معرفتی شان و بدنبال آن ساختارحقوقی شان تغییر و تحول یافته و به اینها دست یافته اند بنابراین ما باید با استفاده از این تجربیات و واقعیت جامعه خودمان راه بپیمائیم و فکر نکنیم که می توانیم از نردبان تاریخ بالا نرفته به آنچه می خواهیم برسیم! البته ما می توانیم با استفاده از تجربیات دیگران راه خود را کوتاه کنیم اما نمی توانیم آنراه راببریم یا حتی میانبر برویم.دوست عزیز! وقتی در جامعه ترکیه پس از هفت دهه حاکمیت سکولارها و نظامیان اکثریت مردم بسوی اسلام گرایان برگشته و آنها به حاکمیت رسانده اند که این به نوهی ارتباط دین و سیاست در این کشور را به نمایش می گذارد چگونه شما انتظار دارید در ایران از جدایی دین و سیاست دم بزنید که تمام شاکله آموزه های اسلامی شیعی ما سرشاز از ارتباط ایندو است و به نظرم غالب جامعه ماموافقتی با این جدایی ندارند اما نسبت به نحوه اجرای آن اما و اگر دارند.بنابراین اگر ما می خواهیم به دموکراسی دست یابیم این از معبر دین در جامعه ما می گذرد و باید به رواج ی از دین کمک کرد که این امر را مدد می رساند که این همان قرائتی است که نواندیشان دینی و اصلاح طلبان برآن تاکید دارند و دفاع بنده از جنبش اصلاحات و ادامه آن از سرخوش خیالی و ساده لوحی نیست بلکه مبتنی بر شناخت و معرفتی است که بنده دارم و بقدر مختصر در اینجا شرح دادم. و براین نظرم که با تمسک به قانون اساسی موجود نظام هنوز ظرفیت اصلاح دارد.
4 - مورد موضع آقای بازرگان نیز جای بحثش اینجا نیست اما باید بدانیم که این پیگیری و اصرار آقای بازرگان بود که منجر به تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و آوردن اصل ولایت فقیه در این قانون شد هرچند که بعدها ایشان با توجه به تجربه عملی جمهوری اسلامی ایران منتقد این موضوع شد و در اواخر عمر هم به نوعی اندیشه جدایی دین از سیاست رسید که با همه مواضع قبلی ایشان در این باره تناقض داشت و به همین دلیل تکیه بر یک کلام ایشان بدون بررسی سیر اندیشه و عمل ایشاندر دوران عمرشان ناقص خواهد بود و البته یه نظر من ایشان یکی از نادر دینداران و اندیشه ورزان و سیاستمداران و آزادیخواهان این ملک استبدادزده و نخبه کش است که قدرش در زمان حیات شناخته نشد و ما نتوانستیم آنگونه که شاید و باید از نظرات اصلاحی او استفاده کنیم وامروز هم جا دارد وقتی از او نام می بریم و می خواهیم از نظریات و تجربه او استفاده کنیم بطور همه جانبه وارد بحث شویم تا به نتیجه مطلوب دست یابیم و نه اینکه بطور جزیی و ناقص به او اشاره کنیم و بگونه ای بخواهیم نظر خود را از زبان او بگوئیم و در هرحال باید بدانیم که بازرگان یک دیندار سیاستمدار بود و همواره از موضعی دینی عمل کرد و این خود نوعی پیوستگی دین و سیاست در زندگی اورا به نمایش می گذارد و هرگز او در هیچ کجا طرفدار یک نظام سکولار(که خود قرائت مختلفی دارد) نبود.



   نظرات

بهنام :

پس ازانتخابات اخیرچه دستگیریهای غیرقانونی وحشتناک وچه خونهایی که به ناحق ریخته شدفاجعه ای به تمام معنابوداماجبهه اصلاحات درطول 8سال اصلاح طلبی ازتقویت حوزه عمومی ونهادهای مدنی واصناف واحزاب مردمی غافل شدوحوزه نهادهای مدنی وحوزه عمومی رامدیریت نکردوعلی رغم اعتقاداصلاح طلبان به تئوری فشارازپایین،این تئوری راعملی نکردنداگراین تئوری عملی میشدوحوزه عمومی قوی سازمان می یافت امروز روشنفکران وفعالان سیاسی به گونه فاجعه بارفرد-فرددرکام هیولای لویاتان دولت وحامیت بلعیده نمیشدند.پس بنابراین آنچه براصلاحات واصلاح طلبان دراین روزهارفت تقصیروغفلت 8ساله شان ازتقویت حوزه عمومی بودکه بابت آن امروزکتک اش رامیخورندمثلی میگویدخودم کردم که لعنت برخودم باد!

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! ظاهرا برخی از ما عادت داریم در هرزمان وشرایطی غر بزنیم یا به دیگران زخم زبان بزنیم و...و اصلا شما فراموش کرده اید که بیشترین هزینه ها و بازداشتی ها و زندانیان موجود از همین اصلاح طلبان بوده است! دوست عزیز! من نمی دانم شما در همه این سالها چه کرده اید اما من اینرا می دانم که دوستان اصلاح طلب بنده که اینروزها گرفتار بند و زندانندهمه تلاششان را برای همین ها که شما ایراد گرفته اید بکار بسته اندو اگر قرار است لعنتی بر کسی فرستاده شود (که من موافق آن نیستم) باید بر آنانی باشد که کنار گود نشسته اند و مرتب می گویند لنگش کن .

 

دوست منصف :

سلام جناب مزروعی عزیز به نظر شمااگر سردمداران با ادعای دینداری نتوانند کشور را اداره کنند و نارسایی هایی را از آنها مشاهده کنیم آیا همه مردم این آگاهی را دارند که این را به پای دین ننویسند؟ درضمن در اخر گفته اید بازرگان یک دیندار سیاستمدار بود و همواره از موضعی دینی عمل میکرد و... ظاهرا شما بدرستی معنی جدایی دین و سیاست را متوجه نشده اید و فکر می کنید شخصی که قائل به این موضوع باشد با دین ضدیت دارد درحالی که بسیاری که دغدغه دین دارند و نگران آلودگی ان هستند دوست دارند نهاد دین از سیاست جدا باشد .جناب مزروعی حرفهای آیت الله خمینی وحی منزل نیستند شما تمام سکان فکر خودتان را دست یک نفر داده اید اگه شما شخصی را قبول دارید این دلیل نمیشه که تمام نظریات اون شخص را وحی منزل بدونید

مزروعی : باسلام ، دوست منصف ! انصاف حکم می کنید که در گفتگو و بحث نسبت ناروا و نادرست ندهید . من در کدام نوشته یا گفته براین نظر بوده ام که حرفهای آیت الله خمینی وحی منزل است؟و...اگر شما توانستید دلیلی براین مدعا عرضه کنید آنوقت انصاف شما محک می خورد .بنده اینرا بخوبی می دانم که غالب مردم هرگونه نارسایی و...در جمهوری اسلامی ایران را بپای دین می گذارند اما این به معنای آن نیست که ما به این نتیجه برسیم پس دین باید از سیاست جدا باشد بلکه باید به رفع نارسایی ها اقدام کردوبنده به قدر وسعم در مورد بحث جدایی دین از سیاست و سکولاریزممطالعه دارم و اینگونه نیست که شما تصور کرده اید و باز هم متذکر می شوم مشکل کشور ما حکومت دینی یا سکولار نیست مشکل کشور ما استبداد زدگی است که در خشت و گل و ساختار حقیقی این سرزمین بمانند اژدهای هزار سر ریشه ئارد و باید برای حل آن اقدام کرد .

 

؟ :

اقای مرزوعی من تعجب می کنم شما بعد از این انتخابات مطالبی می نویسید که کمی بی ریط است. برای منی که در این دو سه سال مطالب شما را می خواندم یک جور ضعف بشمار می رود ؛همیشه مطالب قوی ومستند اقتصادی داشتید با خوانندکان بیشتری اما حالا پراکنده وازروی بی حوصلگی می نویسید. من می دانم شما هم مثل بیشتر افراد جامعه واقعا تحت فشارید واین وقایع اخیر هم مزید بر علت شده اما مگرما چند تا مثل شما داریم که بی خیال سکوتتان بشویم؟امشب آخرین مطلب اقای (محمد نوری زاد )را می خواندم در مورد فساد های اقتصادی اقایان مدعی عدالت!! بسیار جالب بود اماگذرا وبدون تحلیل. یکی مثل شما را می خواست که با مستندات بیشتر وقوی تر این زوایای تاریک را روشن کند.آخر وقتی که شما بنویسید وننویسید اینها مثل اب خوردن می گیرند و با اتهام وبی اتهام زندان می کنند وبادلیل وبی دلیل پرونده سازی می کنندپس چرا سکوت؟؟؟؟خب لااقل ازدرد مردم بنویسید انهم از دردی که گفتنش تخصص مثل شمایی را می خواهد که اگر یک روز هم سراغ شما آمدند دلخوش باشید که بادلیل امدند..چرا برای خودتان خط قرمز تعریف کرده اید؟ حق باید خط قرمز ما باشد نه خوشامد وبدآمد اقایان..نیاز جامعه بیشتر از این مطالب سه ماهه اخیر شماست واقعا چرا باید تعداد خوانندگان اقای نوری زاد دهها وصدها برابر بیشتر از اقای مزروعی اصلاح طلب باشد؟؟!!! جز این که او حقی را بی پروا می گوید که جامعه به ان عطش دارد؟؟ درست است که این سایت متعلق بشماست اما مسئولیت روشنفکرها در قبال جامعه کجا می رود؟برای یک سرباز فقط در سنگر نشستن و( امّن یُجیب) خواندن کافی نیست گاهی هم لازم است که سر بلند کرد وتیری انداخت.و درآخر،همه اینها را که گفتم دلیل نمی شود که نگویم اقای مزروعی دست شما را می بوسم.

مزروعی : باسلام و تشکر از لطف و محبت شما ، حق با شماست و دست روزگار مرا به این روز انداخته است ! اما واقع اینکه فکر می کنم که نقد علمی و فنی و تخصصی دولتی که بنیادش بر دروغ و تقلب و عدم مشروعیت و...است دیگر فائده ای ندارد و از اینروست که هیچگونه رغبتی به انجام آن ندارم و فکر می کنم باید به مسائلی پرداخت که بنیاد این گرفتاری ها را برای ما بوجود آورده است و از اینرو برپایه آنچه می فهمم به آنها پرداخته ام و البته خوشحالم افرادی پیدا شده اند که جبران کم کاری بنده را می کنندو صد البته که کار کشور از امن یجیب گفتن گذشته است که من مشغول به آن باشم !

 

سعيد :

ضمن تشكر از پاسخ شما به نظر بنده در اين مطلب ،بحث خوش خيالي كه بنده عنوان كردم مطلب كلي بود و هرگز شخص خاصي مد نظر من نبوده است و قصد جسارتي هم نيست كه شما هم از نظر سني و هم از نظر فكري جايگاه استادي بر بنده داريد.

مزروعی : باسلام ، من خود را درجایگاه استادی نمی بینم و فقط برای گفتگو و تبادل نظر نظرات خود را عرضه می دارم اما به نظرم همه ما در ارائه نظراتمان باید دقت داشته باشیم دیگران را به ضفات یا القابی که می تواند بحث و کفتکو را از مسیر درست و سازنده منحرف کندمتصف نکنیم .

 

:

ببينيد دوستان عزيز من قبلا يك ميني مناظره با آقاي مزروعي روي بحث تقلب در انتخابات داشته ام. من برخلاف اصلاح طلبان معتقدم بسياري از توده مردم منتقد نظام به احمدي نژاد راي دادند و احمدي نژاد انتخابات را برد حال با 24 ميليون راي نه با 20 ميليون حتما برده.
اين نكته خيلي مهمي است. من در ادامه صحبت هاي شما آقاي مزروعي كه گفتيد: مشکل کشور ما حکومت دینی یا سکولار نیست مشکل کشور ما استبداد زدگی است بايد اين نكته را از زاويه ديگر مطرح كنم.مشكل كشور ما حكومت ديني يا سكولار نيست مشكل كشور ما توده مردم بي مطالعه است. جناب مزروعي خيلي از مردمي كه به آقاي احمدي نژاد راي دادند به دليل نداشتن مطالعه سياسي اقتصادي فرهنگي حتي خودشان هم نمي دانند كه احمدي نژاد در مقابل آن ها قرار دارد نه در كنار آن ها.
آقاي مزروعي شما تيراژ روزنامه هاي ژاپني آلماني و آمريكائي را با كشور ما مقايسه كنيد.سرانه مطالعه در كشور ما يكي از پائين ترين سرانه هاي مطالعه است.
جناب مزروعي ما اين انتخابات را به مردم باختيم.مردمي كه در خوشبينانه ترين حالت از جلوي دكه روزنامه فروشي رد مي شوند و يك نيم نگاهي مي اندازند و اگر ريسك كنند يك خبرورزشي مي خرند.خواندن كتاب كه ديگر پيشكش.انتخابات اخير باعث شد خود من به نكته اي كليدي در عدم پيشرفت كشور برسم.و آن توده مردم بي مطالعه هستند.آنروز كه 20 ميليون نفر به خاتمي راي دادند نمي دانستند به چه دليل به خاتمي راي دادند و امروز هم همينطور.
من مي دانم خيلي از دوستان به دليل ظلم ها نارسائي ها و شبه استبدادي كه از سوي جمهوري اسلامي ديده اند مثل خود من از جمهوري اسلامي نااميد شده باشند ولي راه نجات كشور از انقلاب ديگري نمي گذرد. به قول دكتر سروش نمي شود مدام چاه كند بعد براي مكان براي دفن خاك هاي كنده شده چاهي ديگر كند.بايد ببينيم در همين جمهوري اسلامي چطور مي توان با استبداد سانسور فيلتر مبارزه كرد و توده مردم را با اين مطالبات همراه كرد؟آقاي مزروعي آيا شما اين نكته بنده را قبول داريد و به نظر شما راه همراه كردن مردم با اين مطالبات چيست؟

مزروعی : باسلام ، من در مورد کم مطلعه بودن مردممان با شما همنظرم اما دراینکه مردم از سرناآگاهی به آقای خاتمی یا احمدی نژاد رای داده اند با شما همنظر نیستم و به همین دلیل هم با میزان رایی که شما برای احمدی نژاد در انتخابات اخیرمدعی شده اید موافقت ندارم چراکه فکر می کنم اکثریت قاطع مردم اگر نه از روی مطالعه و آگاهی ولی از روی شعور غریزی و تجربه اجتماعی خیلی مسائل را تشخیص می دهندو اشخاص را می شناسند و اینگونه نیست که مردم نسبت به مسائل و سرنوشت خودشان و کشور انهم در شرایط امروز جهان و ایران که همه به اخباز و اطلاعات دسترسی دارند و گوش می دهند ، بی تفاوت نیستند اما اینکه ما انتظار داشته باشیم مردم عادی هم مثل نخبگان و روشنفکران و سیاسیون عمل کنند طبعا انتظاردرستی نیست .

 

نادر :

شعری از عزیز از دست رفته سعیدی سیرجانی : حال روز امروز ما

دین و دولت چو با هم آمیزند
اقتداری عجب بر انگیزد

گربه شمشیر، سبحه گردد یار
خوش زخصمان بر آورند دمار


آنچه نتوان به نام سلطان کرد
نام دین کردنش چه آسان کرد

نو شود راه و رسم شدادی
گم شود نام نحس آزادی


سعیدی سیرجانی بر گرفته از کتاب تجدد و تجدد ستیزی دکتر عباس میلانی .

 

حامد :

با سلام خدمت آقای مزروعی،
چندی پیش بود که همه منتظر اعلام نتایج انتخابات بودیم و به ناگه همه چیز تغییر کرد. من و شما و اکثر مردم می دانیم که در چند وقت اخیر چه بر سر این مملکت و مردم آن آمده است و حال اینکه به جایی رسیده است که آقایانی که روزی آمریکا را استکبار جهانی می خواندند حال با او بر سر یک میز مذاکره هستند که این خود برای ینده جای تعجب دارد ، هر چند الان برای نتیجه گیری خیلی خیلی زود است. بنده خود به شخصه خواستار اصلاح حکومت بودم و این اصلاح را در روی کار آمدن آقای موسوی می دیدم ولی چه خوب شد که مهندس موسوی بر سر کار نیامد تا دیدگاه من به عنوان یک دانشجو تغییر کند. بنده اکنون به هیج عنوان خواستار اصلاح این حکومت نیستم بلکه خواستار... یاد دارم وقتی برخی دوستان حرف از رابطه با امریکا را می زدند منطقه ای از ایران که قم نام دارد یکدست سفید پوش شده و عزیزان ایران دوست ما با کفن به خیابان ها می آمدند ، کیهان مقاله می نوشت و تنش های بسیاری به وجود می آمد.دولت ، دولت مهرورزی است. بالاخره روزی رسید که این دولت برای بدست آوردن مشروعیت خود دست به گریبان امریکا شد حال آن که میدانست مردم ساکت نمی شینند ولی من هرگز خونهایی که از جوانان این مرز و بوم ریخته شده است را فراموش نمی کنم.چه بچه هایی که کشته شدند و چه مادرانی که داغدار.
حامد
14/7/1388

 

مانی آ :

سلام
فراق از هر ها و هوی ... تولدتون مبارک

مزروعی : باسلام و تشکر از لطف و مهربانی شما که در این آشفته بازار کشور بیاد تولد من بودید! آری با همه اینها زندگی جاری است و باید زندگی کرد و هر روز تولدی نو و دوباره داشت و ارزو می کنم که بتوانم اینگونه باشم .

 

مریم مزروعی :

تولدتون مبارک...

مزروعی : باسلام و تشکر از لطف و مهربانی شما

 

محسن اردشيري :

سلام بر شما...
15 مهرماه روز ميلادتون رو صميمانه تبريك عرض مي كنم.
تاخير دو روزه به دليل خاموشي تلفن همراه شما بود! به هر حال در هر شرايطي براي شما و خانواده ي ارجمند صحت و سلامتي آرزومندم.

مزروعی : باسلام و تشکر از لطف و مهرباتی شما و عذرخواهی از اینکه تلفن همراه من به لطف دوستان شنودگر تعطیل است تا پاسخگوی شما یاشم . سلام مرا به خانواده برسانید و منهم آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما دارم .

 

سعید :

جناب آقای مزروعی
در مورد این نوشته موافقم که بحث گسترده ایست و مجال صحبت آن اینجا نیست .
چندنکته کوتاه عرض کنم:
1- تجربه بشری قابل مطالعه است که حکومتهای ایدیولوژیک سرانجام موفقی نداشته اند و آخرین دستاورد درزمینه روشهای حکومتی و موفقترین آنها حکومت غیر ایدیولوژیک و جمهوری بوده است که نمونه های آن را در جهان اول میبینیم.
لطفا یک حکومت دینی (با هر دینی که میخواهد باشد)به ما نشان دهید که جزئ حکومتهای موفق و پیشرفته امروز دنیا باشد. همان ترکیه هم که مثال زدید موقعیت نسبتا ممتازی دارد یک حکومت کاملا سکولار دارد بگذریم که به علت مسلمان بودن اکثریت مردمش هنجارهای اسلام در این کشور غالبا رعایت میشود که این هم یک نشانه از دموکراسی و آزادی در حکومت سکولار دموکراتیک میباشد.
2- مطابق آنچه که در تفسیر ولایت و حکومت در جمهوری اسلامی میگردد اصل حکومت فقط مال خداست که به پیامبر و سپس امام معصوم و ولی فقیه تفویض شده است.
اما خود میدانید که در اساس حکومت دموکراسی اصالت و حق حکومت فقط متعلق به خود انسان است.یعنی حاکم اسلامی مشروعیت از خدا میگیرد و حاکم جامعه دموکرات مشروعیت خود را از اکثریت مردم.
حال جمع دموکراسی و اسلامیت چه میشود و چگونه این دو در کنار هم قرار میگیرند هنوز من جواب قانع کننده ای از کسی نشنیده ام.
3-آقای مزروعی ارکان و اجزائ حکومت دینی براساس روایت و حدیث و تفسیر قرآن بنا میگردد و مسایل با تفسیر روایات حل میگردد اصلا هدف گم میشود هدف سعادت مردم است و فراهم کردن زندگی انسانی و شرافتمندانه برای ملت ولی هدف تبدیل میگردد به حرکت در جهت اسلامیزه کردن همه چیز براساس تفسیر و قرایت یک صنف خاص که روحانیون باشند و عقل و دانش بشری یا باید تعطیل شود (حداقل در زمینه علوم انسانی به فرموده آقا)یا باید در خدمت مدح و ثنای ایدئولوگها و تفسیر روایات صحابه و ائمه برای حل مشکلات روز قرار گیرد واینجا قرائتهای مختلفی از دین بوجود میاید که میزان درستی هم برای اثبات و نفی آنها وجود ندارد.
اما حکومت غیر دینی یکبار برای همیشه تکلیف خود را روشنمیکند و میزان و رهبر و مسیر جامعه عقل جمعی جامعه میباشد که بنا به اقتضای زمانه تصمیم گیری میکند سرنوشت جامعه هم در دست همه مردم است نه در دستان یک صنف خاص.
همانگونه که که شما هم اشاره کردید این بحث خیلی گسترده است ولی به نظر من خیلی بحث مهم و مفیدی است .ای کاش از این بحثها بیشتر مطرح میشد . به نظرم که بحث در این زمینه ها عمق فکری و آگاهی مردم را بالا میبرد شاید مشتری کمی داشته باشد ولی اعتقاد دارم که ارزش بالایی دارد.

مزروعی : باسلام ، من همانظور که پاسخ داده ام براین باورم که حکومت دینی می تواند یک حکومت ایدئولوژیک نباشد چرا برپایه یک نظریه دین فربه
تر از ایئولوژی است و به همین دلیل قابل جمع با دموکراسی است . درآموزه های دینی ما و همچنین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ( به ویژه اصل 56) حق حاکمیت از آن مردم است و همه مقبمات حکومتی بصورت مستقیم یا غیر مستقیم با رای مردم مشوعیت برای حکومت می یابند حال چقدر به این اصل عمل می شود آن بحث دیگری است که یه شرایط حقیق و حقوقی جامعه ما باز می گردد و ربطی به حکومت ایدولوژیک یا سکولار ندارد و البته در این باره بحث یسیار است .

 

:

سلام اقاي مزروعي عزيز

اميدوارم حالتون خوب باشه

حقيقت اينكه قبول ايمان وخرد بايد تركيب بشن
اما قبول كنيد كه اين حكومت دينداري كه بخواد قشر خاصي اونهم اين قشر معروف ولي مردم باشند اين فلسفه از بنيان محكوم هست

شرمنده ام كه اينطوري كلي نظر گذاشتم
قصد افاضه نداشتم
من اصلاحطلبان رو دوست دارم با تمام ذهنم
ولي اين مدل حكومت ديني ميره تو بحث پست قبلي

وهيچ فلسفه اي براش قابل قبول نيست

 

امید :

آقای مزروعی
خواهشی داشتم
بعنوان رئیس انجمن خبرنگاران می توانید مصاحبه ایی با مادر احسان نصر الهی کسی که صندلی را از زیر پای بهنود دیروز کشید تا انتقامش را از او بگیرد داشته باشید و از حال و احوال دیشب بپرسید که چگونه خوابیده و آیا این کشتن درد او را تسکین داده یا نه؟
شاید این گزارش بتواند -در آینده بعد از فروپاشی پیش رو - کمکی به حذف اعدام و کاهش اینهمه جرم و جنایت شود
گذشته ها گذشته
بهتر است به فکر آینده و ساختن آینده باشیم و به جوانان کمک کنیم تا اشتباهات مارا دوباره تکرار نکنند

مزروعی : باسلام ، دوست عزیزاینکار توسط من مقدور نیست اما نظر شما را انتشار دادم تا انشاالله همکاران خبرنگار من اقدام به اینکار کنند.

 

صمد :

جناب آقاي مزروعي عزيزم
سلامي گرم ومخلصانه ازاعماق وجودم خدمت شما وهمه دوستان وهمفكران شما تقديم ميدارم خيلي دلم پر از درد و رنج است ونميدانم به كه بگويم .دلم ازاين ميسوزه كه انسانهاي پاك و وارسته اي چون شهدا ازجان ومال و زن و فرزند خود گذشتند وهدفي جز عدالت صداقت وحفظ مردم وكشور واجراي احكام اسلام واقعي نداشتند ومن فرزند شهيد اگر اين همه درد ورنج را تحمل كردم انتظار اين روزهاي اسفبار ودرد و رنج آور را نداشتم ونداشتيم،بي عدالتي درهمه ابعاد دراين جامعه بيداد ميكند،نظام و حكومت با اعمال وگفتار وعملكرد تبديل به توليد متملقان ،چاپلوسان ومتظاهران شده است وهركس حرف حقي از سر دلسوزي ميزند به عناوين مختلف سركوبش ميكنند،ارزشها وضدارزشها جايشان عوض شده، از دشمنان شكايت برم به دوستان چون دوست دشمن است شكايت كجا برم

وقتي مسئولان به حرف دل من فرزند شهيد توجه نميكنند من هم مجبورم هركجا ميروم عقده گشائي كنم وانتقاد نمايم دراين سي سال متاسفانه ازشهدا ودركل ايثارگران وخانواده وبازماندگان انها استفاده ابزاري شده است ولي من درهرجائي كه توانسته ام وبتوانم ودر اينجا(اين وبلاگ) به مسئولان وهيت حاكمه ومردم شريف وعزيزكشورم ميگويم هدف شهدا وخواسته من به عنوان يك فرزند شهيد ويك شهروند اين نبوده ونيست شايد خيلي ازفرزندان شهدا وخانواده شهدا ودركل ايثارگران حرف دلشان همين حرفهاي من باشد ولي من از جانب خودم حرف مي زنم وموضع خود را واضح وآشكارا بيان ميكنم وقطعا ضد نظام وضد انقلاب هم نيستم و نمي توانم باشم.انتقاد وشكايت من از وضع موجود و بي عدالتي ها وظلم هايي است كه متاسفانه درتحت لواي دين انجام شده البته دين بذات خود ندارد عيبي هر عيبي هست ازمسلماني ما واين مدعيان است،كه عمدا يا سهوا يا ازسر خودخواهي وخود بزرگ بيني مرتكب اعمالي شده اند كه متاسفانه عده اي هم ناخوداگاه به حساب اسلام ودين ميگذارند ،اما متاسفانه ضربه مهلكي كه دراين سي سال هيئت حاكمه با عملكرد نادرست وناشايست خود به اسلام وارد نمود دشمنان قسم خورده عاجز بودند.
اين شعررا براي مدعيان مينويسم
جمله خلقان سخره انديشه اند زان سبب خسته دل وغم پيشه اند
بعضي ها فكر ميكنند كه فقط انها درست فكرميكنند و فقط عمل آنها درست است اين شعرمصداق آنهاست
اما وصف حال خودم
فاش ميگويم و ازگفته خود دلشادم بنده عشقم واز هردوجهان آزادم
هيچ ترتيب وادابي مجوي هر چه مي خواهد دل تنگت بگو
مسئولان بيايند پاي حرفها ودرد ورنج هاي من بنشينند تا بگويم، تا از ظلم وبي عدالتي مدعيان بگويم
بقول خودمون:تومون خودمون را كشته بيرونمون مردم را
تا مردم هم بدانند كه در حق ما هم ظلم وبي عدالتي شده وبدانند كه خبري نبوده ونيست
درپايان جناب آقاي مزروعي عزيز ميگويم كه من به شما وامثال شما افتخار ميكنم چون هيچ چيز بهتر ازصداقت وترجيح منفعت جمعي بر فردي نيست وشما مصداقي از اين هستيد درود بر حضور سبز شما وهمه آزاد مردمان وآزاد انديشان

مزروعی : باسلام و درود بروان پاک پدر شهیدت و خاندان شهیدان مهدی پور و آروزی رهروی راهشان و تشکر از لطف و محبتی که نسبت به من ابراز داشته اید فقط می توانم بگذرد این روزگار تلخ تر از سنگ ....

 

کاوه :

درود بر شما آقای مزروعی
قبل از هرچیز بگم که من نه تجربه شما رو دارم و نه به اندازه شما اطلاعات دارم واگر نظری میدهم برای یادگیری از شماست.
به نظر من فرق است بین حاکمیت دینی و حاکم دیندار. شما در پاسختون مثال ترکیه رو زدید. به نظر من از مزایای یک نظام دموکرات همینه که اگر امروز دوست داریم حاکمان ما مسلمان باشند به آنها رای میدهیم اگر نخواستیم دوره بعد عوضشان میکنیم.
اگر ما قبل از انقلاب مشکل استبداد داشتیم این استبداد حداقل توجیه شرعی نداشت.ولی امروز خودمون مشکلمون رو دو تا کردیم. مطلب دیگری رو که میخوام عرض کنم و شاید به نظر شما مسئله مهمی نباشه اینه که محدودیت هایی که در جامعه و درچارچوب همین قانون برای مردم وجود داره از جمله حجاب یا همین طرح امنیت اخلاقی خون خیلی ها رو به جوش آورده.درسته شاید اکثریت مردم این محدودیت رو قبول دارند ولی این دلیل نمیشه که آزادی های فردی اقلیت زیر پا گذاشته شود واین در قانون اسلامی ما وجود دارد.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007