« روش فرعونی | صفحه اول | روزگار غریبی است »

28 شهریور 88

منطق موقعیت

رفتار آدمها در موقعیت های متفاوت به لحاظ زمانی و مکانی چگونه شکل می گیرد؟ وعملی که از هریک ازما دربرابررخدادهایی که با آن مواجه می شویم سرمیزند ناشی از چیست ؟ و ریشه در چه دارد ؟ فکر می کنم پاسخ به این سئوالها بسیار دشوار و ناشدنی باشد چراکه در این باره می توان به دهها عامل مثل موقعیت زیستی و تربیتی (محل زادگاه ، وضعیت خانواده ، مدرسه و دبیرستان و دانشکاه ، ...) و شرایط محیطی و محاطی وارتباطی و تاریخی و ژنتیکی ودانشی و...انسانها اشاره کرد اما به نظرم سرجمع اینها نمی تواند توضیح دهنده و تحلیل کننده رفتارتک تک آدمیان باشد چراکه اولا غالب نزدیک به تمام آدمیان با داشتن پایه و مایه مشترکی از این عامل ها در موقعیت های مختلف حتی در برخورد با رخداد واحد موضع متفاوتی می گیرند و و دگرگونه عمل می کنند . ثانیا آنقدر رفتارآدمیان در برخورد با رخدادهای واحد متفاوت و پیچیده است که حکایت از اثرگذاری عواملی فراترازسرجمع عامل های برشمرده وشناخته شده می کند ( همانی که در فرهنگ دینی تقدیریا قضا و قدر می نامیم ). و آخر اینکه ما به تعداد آدمیان رفتار داریم ( به مصداق همان حدیثی که راههای بسوی خدا به عدد انفاس خلایق است ) اما می دانیم که در مقاطعی از زمان و تاریخ جمع قابل توجهی از همین آدمها هم جهت و همراه می شوند ( به تعبیر مولوی بدون آنکه همزبان ودر شرایط مشابهی به لحاظ عوامل تاثیرگذار در تکوین شخصیتی و هویتی آنها باشد همدل و همراه می شوند) و تحولات بزرگ تاریخی را رقم می زنند که اینرا نیز می توان ناشی از موقعیت خاصی که در آن قرار گرفته اند ناشی دانست .

با این مقدمه مختصر می خواهم بگویم تحلیل رفتار غالب به نزدیک تمام آدمیان ناشی از « منطق موقعیت » ی است که بطورآنی و زمانی در آن قرار گرفته اند هرچند می توان برای توضیح دهندگی و تحلیل این رفتار نقب هایی به گذشته افراد زد و ریشه هایی برای آن یافت اما به نظرم در غالب این تحلیل ها اقناعی نمی توان یافت . بطور مثال کافی است ما رفتار و عملکرد رو حانیون عالی مقامی که در شکل دهی و پیشبرد و پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشتند و پس از انقلاب از مسئولان درجه اول نظام جمهوری اسلامی ایران شدند در این دو دوره را زیر ذره بین بگذاریم ملاحظه خواهیم کرد چه به لحاظ رفتار فردی (حوزه خصوصی زندگی ) و چه اجتماعی و سیاسی ( حوزه عمومی ) غالب آنها تغییر رفتار فاحش دارند ! البته آنچه می تواند دراین باره بیشتر مورد توجه و مدنظر ماباشد همان رفتار در حوزه عمومی است و از این منظر کافی است که سخنان و بیانیه ها و نوشته های اینها را در قبل از انقلاب با دوران مسئولیت و حاکمیتشان مقایسه کرد و دریافت همین ها که در دوران رژیم گذشته خواهان حاکمیت قانون ، مردمسالاری ، آزادی بیان و مطبوعات و احزاب و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و انتخابات آزاد و...بودند و به لحاظ شرایط صدر انقلاب همه اینها را در قالب قانون اساسی ریخته و به تصویب ملت رسانده اند حال که در موقعیت تثبیت حاکمیت خود رسیده اند و همچون همه قدرتمداران تاریخ نگران از دست دادن آن هستند همه آنچه را خود از رژیم گذشته طالب بودند به فراموشی سپرده و همچون مسئولان رژیم گذشته طالبان چنین خواست هایی را برانداز و آشوبگرو...قلمداد کرده و به بازخواست و زندان و...می کشند . جالب آنکه اگر اینها فرصت می کردند و یکبار دیگر همان نامه و بیانیه هایی را که در گذشته امضاء کرده اند و در همین نظام و با بودجه عمومی و در تیراژ بالا انتشار یافته است آنگاه بخوبی در می یافتند « منطق موقعیت » چه بلایی بر سر آنها آورده است و آنها امروزچه فاصله ای با آنچه در گذشته می خواستند گرفته اند؟
کالبد شکافی این « منطق موقعیت » را در مورد همه نهاد ها و گروهها و افراد می توان انجام داد . مثلا به این شعار توجه کنید :" بسیجی واقعی ، همت بود و باکری " دنیایی ازمعنا توسط گویندگانش در رابطه با همین « منطق موقعیت » وجود دارد . آنها براین نظرند که همت وباکری به بسیجی واقعی در موقعیتی قرار گرفته بودند که جان خود را فدای امنیت و آسایش و...مردم کردند اما بسیجی و...امروز در موقعیتی قرار گرفته است که رو در روی هموطنان خودش می ایستد و...اخیرا در تحلیلی اختلافات و تنازعات موجود بر سر نتیجه انتخابات و سیاست های جاری به سه مقوله مبانی عقیدتی ، منافع و سلایق نسبت داده شد و البته اختلاف سلایق و حتی منافع پذیرفته و قابل تحمل دانسته شد اما اختلاف در مبانی عقیدتی به هیچ وجه قابل قبول و تحمل دانسته نشد و گفته آمد که در برابر مخالفان عقیدتی نظام سخت گرفته خواهد شد و...و البته این تحلیل بگونه ای ارائه شد بگونه ای که همه آنها که در حاکمیت قراردارند برپایه مبانی عقیدتی در موضع دفاع از نظام و عملکردش حتی در اجزا و مسئولین قرار دارند و همه آنانی که در موضع منتقد و معترض به این عملکردها قرار دارند به لحاظ مبانی عقیدتی مشکل دارند و برخورد با آنها توجیه داشته و بگونه ای برخوردهای فاجعه بار پس از انتخابات با آنها رفع و رجوع می شد؟ به نظر من مشکل اصلی در این تحلیل همین تکیه بر مبانی عقیدتی است چراکه دسترسی به اینکه در افراد حاکمیت و حامیانش و ایضا در خیل منتقدان و معترضان به وضع موجود کدامیک به خاط خدا و کدامیک به خاطر خرما عمل می کنند تقریبا ناشدنی است و جز خدای علی اعلا براین راز اگاه نیست و هیچیک از ما نباید در دام این موضوع بیافتیم چراکه رفتار آدمیان بسیار پیچیده تر از این حرف هاست و به همین خداوند در قرآن بیماری نفاق را خطرناکتر از کفر دانسته است و اینجاست که حتی شعارمرگ بر منافق که به آسانی از سوی حاکمیت و حامیانش نثار منتقدان و معترضان مسلمان می شود می تواند بسیار رهزن و خطرناک باشد و متاسفانه بسیاری از رفتارهای انجام شده غیرقانونی و شرعی و انسانی و اخلاقی پس از انتخابات برآمده از همین شعار است . من براین باورم که در هردو سوی مناقشه موجود در کشور ما بر سر انتخابات و سیاست های جاری افرادی وجود دارند که برپایه مبانی عقیدتی وصادقانه و خالصانه عمل می کنند و دغدغه حفظ و تحقق آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را دارند اما در عرصه سیاست و اجتماع و حوزه عمومی و اداره حکومت ما ناچاریم اصل را بر اختلاف منافع وسلایق بگذاریم و برای رفع اینها پایبند به قانونمندی ، که پایه اش قانون اساسی به مفهوم واقعی است ، و قواعد اخلاقی باشیم وجز این طریق هر راهی طی شود راه حذف و پیاده کردن هر از گاه گروهی از مردم از قطار انقلاب و نظام است . متاسفانه امروز غلبه این نگاه عقیدتی که شاقولش جز اقلیتی از جامعه را در برنمی گیرد موجبات نارضایتی اکثریتی را فراهم آورده است که جز اصلاحات در قالب همین نظام و اجرای تام و تمام قانون اساسی بدون ترجیح اصلی بر اصل دیگر را نمی خواهند و من در حیرتم که وقتی می شود در اداره حاکمیت راهی را پیمود که رضایت اکثریت قاطع مردم را به همراه داشته باشد ( همانگونه که در زمان امام بود و تجربه دیگر حکومتها هم اینرا نشان داده است ) چرا بخشی از حاکمیت اصرار دارند راهی را بپیمایند که جز رضایت اقلیت خاصی را پی نمی گیرد وهر روز بردامنه بحران مشروعیت و مقبولیت نظام می افزاید ؟ و البته خطر اینجاست که هم اینان اگر در پیمودن اینراه اصرار دارند این اصرار ناشی از پایبندی عقیدتی آنها نباشد بلکه ناشی از « منطق موقعیت »ی منافعی باشد که در آن قرار گرفته اند و حاضرند برای حفظ این منافع البته در قالبی از تمسک به مسائل عقیدتی و دینی دست به هرکار و جنایتی بزنند و...
نکته آخر اینکه اگرمی شد نیروهای صادق و مخلصی که در هر دو طرف وجود دارند با تمسک به این حدیث شریف و قاعده طلایی اخلاق که : " آنچه برای خود می پسندید برای دیگران بپسندید " ویا " آنچه برخود نمی پسندید بر دیگران نیز مپسندید" عمل کنند بسیاری از مسائل و مشکلات حل می شد اما حیف و صد حیف که پایبندی به اخلاق و این قاعده قدرت روحی و تخیل بسیار بالا می خواهد که حتی خیلی از افراد صادق و مخلص ما از آن خالی هستند و این است که برخی فکر می کنند باید حتما افراد سیاسی فعال را به بازداشت و زندان و بازجویی و...بکشاند تا از سرضمیر آنها آگاه شوند در حالیکه اگر بازجویان می توانستند در عالم تخیل خود را به جای اینان بگذارند و بالعکس ، و همه افراد جامعه ایضا ، انگاه فرصتی فراهم می آمد برای فهم متقابل و تفاهم ، اما وصد اما که « منطق موقعیت » هریک از ما ظاهرا پرده و حجابی شده است براینکه هر روز در دام سوء تفاهمات بیشتری بیافتیم و...و بجای اینکه با یاری و کمک و مشارکت یگدیگر ایران را در این مسابقه جهانی بسازیم نیروهامان را صرف تخریب و...یگدیگر نمائیم و روز به روز بر دامنه عقب ماندگی مان بیافزائیم و درعین حال شعار ها و مدعاهای فراوان و عجیب و غریب هم داشته باشیم و...



   نظرات

:

با سلام خدمت برادر ارجمند اقای مزروعی ، بنظر می آد برخلاف ناراحتی و یاسی که بعد از انتخابات دامنگیر ما شد اما نتایج عجیبی دارد اتفاق می افتد نتایج مثبتی که از انتخاب اقای موسوی هم بسیار با ارزشتر است اتفاقهای عجیبی دارد واقع می شود که از فکر ما بیرون است معلوم نیست که چه کسی دارد آن را مدیریت می کند فقط می دانم که خوب است ومبارک.گویا صبر حضرت حق از دست اینها سر آمده و دوره ستاریت او در برابر اعمال زشت بعضی دین فروشان به انتها نزدیک شده است . گویی دیگر زمان جلوه هیبت وقهر اوست انگار زمان رسوایی برخی نزدیک شده است بار الها ممنون.. نگذار این جنبش بی نتیجه شود.

 

سعید :

باسلام خدمت شما وتبریک عید فطر تعجب کردم از اینکه سایت شما هنوز مشمول فیلترینگ نشده است و البته جای خوشوقتی است. شاید هم شما به اعتدالتر می نویسید که هنوز روی وب بدون آنتی فیلتر در دسترس هستید.من از کسانی هستم که قبل از انتخابات اخیر با در میان گذاشتن دلایلم، مخالف شرکت در آن بودم ولی با پاسخی که شما دادید، و ذکر کردید که اگر راهی بهتر از این وجود دارد ارائه کنید مجاب شدم و دیگر دلابل آن اینبود بر خلاف انتخابات قبلی کاندیدای اصلاح طلبان(منظورم دو دوره آقای خاتمی است)در این دوره مردم مطالباتشان را از کاندیداهای اصلاح طلب مورد نظرخود در خواست و مصرانه شرکتشان رامنوط به بر آوردن این مطالبات پس از انتخاب کاندیدشان می کردند چیزی که در دوره های قبل نبود،از این شرکت پشیمان نیستم به دلیل اینکه این انتخابات برای مردم ما گشایشی عظیم به جلو بود وهست.اینکه در جمله ماقبل پاراگراف آخر ذکر کردید که حفط منافع باعت شد این وضعیت بوجود بیاید با شما کاملا موافقم و فکر می کنم آلترتاتیو اصلی همین است و البته به نظر من زیبنده تر این بود عنوان مقاله را (منطق منافع) می گذاشتید.یک ابهام برای من در اعلام نتایج رای برایم وجود دارد با توجه به اینکه ذکر کردید که(رای سازی شده است) ممنون می شوم به ان پاسخ دهید،و آن اینست که بنا بر گفته آقای مخملباف در همان شب انتخابات از بیت رهبری با آقای موسوی تماس گرفته شده و پیشاپیش برد انتخابات را به ایشان اعلام می کنندپرسش اینست آیا آقای موسوی خود شخصا تا به حال به این موصوع اذعان کرده یا خیر جون من در این مدت سه ماهه چیزی دراین خصوص ندیدم.با تشکر ازتوجهتان.

مزروعی : باسلام ، واقع اینکه وبلاک بنده هم مدتی از دسترس خارج شده بودهمانگونه که خودم خارج شده بودم! اما دوباره این امکان برقرار شده و امیدوارم که تداوم یابد هرچند هیچ چیزی در این کشور حساب و کتاب ندارد و اعتدال و...هم معنا ندارد.اما در مورد سئوال شما والا بنده بدلیل اختفاپس از اعلام نتیجه انتخابات و برای اینکه به اندازه کافی از دوستان بازداشت شده بودند دیگر هیچ دسترسی به کسی و ازجمله آقای موسوی نداشتم تا بتوانم پاسخ شما را بدهم .

 

:

من خیلی باهاتون سر کله زده بودم قبل انتخابات به اصطلاح صد البته بگیم منصفانه تر هست

اما حالا دیگه رمق زندگی ندارم اصلا وابدا کارای اون موقع رو نکردم وهزینه مالی وزمانی وروحی و... همجوره میدادیم تا که بخاطر زندگیمون بخاطر فردای خودمون وهمنوعانمون واسایش جغرافیای زندگی اجتماعیمون البته هر چند اندک بود هزینه ای که ما از این اقبال دادیم ولی خب وسعمون هم اندک بود
بیگمان امثال من وما خیلی زیادن تو این خاک دم کرده! ونفرین شده!
اما عاشقانی هزینه دادن سنگین سنگین سنگین سنگین که ما هر وقت یادمون میاد هنوز از چشمهامون خونابه روان هست وحقیقتا گریه میکنم اقای مزروعی بخاطر اونا که شجاعانه در بند رفتن وهزار اسیب بهشون رسید و........ گفتنی نیست
جالبه هرکس در دوره های گذشته در دولتهای سابق تو کار اقتصادی بود هزینه نداد وفقط ادمهای سیاسی وفعال مدنی زندگیشون بخطر افتاد واینهم از شعارای حکومت
اما وصد اما من معتقدم از مکانیک البته این اعتقادم نشات گرفته که تعادل اصل هست بر بقای یک پدیده وسازه ویا مکانیزم حالا چه پایدار چه ناپایدار وخداوند خالق این تعادل عاقبت بهر حال به عدالت خواهد بود چون این ذات طبیعتش هست

اما اقای مزروعی ما شماروهارو نقد میکردیم زمان اتنخابات در وجه اصطلاحیش البته باز هم!
و حتی تند با شما ها حرف میدیم ولی حالا برای بعضی دوستانتون باید اشک بریزیم باور کن!
خب این شرایط وموقعیت هست چه بسا ...
من هنوز موسوی رو مقصر میدونم ودورو بریاشو که چرا اونشب کذایی مناظره توپ رو شوت نکرد تو زمین حریف وقتی دید قاعده بازی بهم خورده؟!
باور کن اگر یک شوت محکم میکرد شاید هرگز اینطور نمیشد!
اما حالا جای این حرفا نیست
ولی خب اخر چی باید بشه سرنوشت ما وانها چی باید بشه شده جولانگاه بی افصاران این خاک هیچکی اصلا بفکر نیست انگار ای خدا!

اما اقای مزروعی از اینها بگذرم باید بگم این مملکت مردم فقر فلسفه سیاسی دارن وفقر فلسفه سیاسی وشماها هی سعی کردین فلسفه های بومی جایگزین فلسفهای کلاسیک کنین ولی باور کنین هیچی هیچکدومتون هیچوقت در چنته نداشتین جز اون جریان جامعه مدنی که باز اینو هم نتونستین بیارین تو عمق جامعه جا بندازین یعنی نخواستین اون موقع جدی باشین
وحالا این شد
البته میدونم نمیزاشتن ولی خب باز هم شما خوب عمل نکرده بودین
وحالا هم اگه این جنبش خاموش بشه یعنی ما باید ارزو به دل بمیریم ارزو بدل با یک عمری که اصلا عقده بود فقط تو وجودمون وبس!

 

حامد مزروعی :

تا چند کشی نعره که :((قانون خدا کو؟ گوش شنوا کو؟
کو آن که دهد گوش به عرض فقرا؟کو؟ گوش شنوا کو؟
مردم همگی مست و ملنگند به بازار ، از دین شده بیزار
انصاف و وفا و صفت و شرم و حیا کو؟ گوش شنوا کو؟
در علم و ترقی همه آفاق عوض شد ، اخلاق عوض شد
ما را به سوی علم و یقین راه نما کو؟ گوش شنوا کو؟
این دوره مگر دوره ی ربات حجال است؟ ، یا قحط رجال است؟
مردان هنرپیشه انگشت نما کو؟ ، گوش شنوا کو؟
امروز جمیع علما خانه نشینند ، در ماتم دینند
بر گردن ما از غم دین شال عزا کو؟ گوش شنوا کو؟
افکنده دو صد غلغله بر گنبد گردون ، صوت چوب باتوم
جوش علما و فقها و فضلا کو؟ گوش شنوا کو؟
هر گوشه بساطی ز شراب است و قمار است ، دیگی سر بار است
ای مسجدیان امر به معروف شما کو؟ گوش شنوا کو؟
پرسید یکی :((رحم و مروت به کجا رفت؟)) گفتم :(( به هوا رفت))
مرغی که برد کاغذ ما را به هوا کو؟گوش شنوا کو؟
یک نیمه ایران ز معارف همه دورند ، نیمی شل و کورند
فریاد کشیدند همه :((ندای ما کو؟)) گوش شنوا کو؟

 

امیر :

سلام

چقدر شما سعه صدر دارید ماشاالله که از این گونه مطالب که بوی آشتی می دهد می نویسید!
آشتی و صلح و سازش با قاتل مردم، شما را در صف آنها قرار می دهد.
حدود 2 سال قبل که مطالب شما را تعقیب می کردم عجیب سنگ ولایت.. را به سینه می زدید. حال چگونه توجیه می کنید؟
این درد یک دوا دارد و ان فقط رفراندم و تغییر قانون اساسی است (حذف ولایت و دین) مردم سالاری دینی به جایی نمی سد.

مزروعی : باسلام ،من از این نظر شما دریافتم که شما خواننده مطالب من نبوده اید به اینکه که مدعای شما نادرست است و اگر شما توانستید از نوشته های من دلیلی بر اثبات مدعایی که کرده اید بیاورید آنوقت می شود روی نظر امروز شما هم تامل کرد! دوست عزیزچرافکر می کنید که همه آنانی که در حاکمیت و مخالف نگرش شما هستند قاتل مردم هستند؟ قطعا اینگونه نیست و بسیاری از انها از آنچه اتفاق افتاده ناراحت اند ضمن اینکه اگر قرار به مصالحه برای انجام همان راه حل شما(رفراندم و تغییر قانون اساسی) باشد نیز باید با همین حاکمیت به راه حل رسید مگراینکه شما در پی انقلاب باشیید که این دیگر راه اصلاح طلبانه نیست.در ضمن چرا شما پیشاپیش حکم صادر کرده ایدکه مردم سالاری دینی بجایی نمی رسد؟ براستی اگر در یک رفراندوم اکثریت مردم به همین جمهوری اسلامی اما با اصلاحاتی در قانون اساسی یا اجرای تام و تمام همین قانون اساسی فعلی رای دادند آنگاه شما آنرا می پذیرید یانه؟ پس اجازه بدهید که راه سبز امید براهی برود که اصلاح امور جامعه را با کمترین هزینه و بیشترین فائده در پی داشته و از افراط و تفریط در اینراه پرهیز شود و خواسته جنبش در شرایط کنونی اجرای تام و تمام همین قانونی اساسی موجود و حتی نه تغییر آن است ودستیابی به این خواسته را باید از همه طرق ممکن و حتی مصالحه با آن بخشی از حاکمیت که می تواند با این خواسته همراه شود پی گرفت .وبه شما توصیه می کنم که نه نسبت ناروا به کسی بدهید و نه همه را یک گونه بپندارید .

 

ملت ما تقسیم شده :

من در تاریخ سی ساله انقلاب روزی را مانند روز قدس امسال نمی شناسم که بروشنی نشان داده باشد ملت ما تقسیم شده است. دو ملت بیگانه از هم در کنار هم. ملتی که ساخته دولت است و ملتی که خودساخته و خودبنیاد است. به زبان دیگر، روز قدس پایان راه ملت سازی دولتی در ایران بود. تمام قرن بیستم دولتها کوشیدند ملت بسازند و آن ملت را پشت سر خود جمع کنند. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. مثال عالی آن شوروی بود. مثال دانی اش کوبا. این میان هم بسیاری جا گرفته اند از ناصر و تیتو تا مائو. مساله با فروپاشی شوروی دگرگون شد اما پیش از آن چند سالی بود که مساله رهبران انقلاب ایران شده بود. این پایان آن راه است برای رهبران ایران هم.

مزروعی : باسلام ، من این مطلب را کاملش را خواندم اما با آن موافق نیستم چراکه فکر می کنم ایران از آن همه ایرانیان است و همه ما باید برای زندگی در کنار هم پیدا کنیم و تداوم این دوپارگی به نفع کشور ما نیست اما اینگونه چگونه این دوپارگی را به وحدت در عین تکثر برسانیم احتیاج به زمان و عقلانیت دارد که امیدواریم همه طرف های قضیه به این سمت حرکت کنند و ما راهی را طی کنیم که با کمترین هزینه راه پشترفت کشور را هموار نماید .

 

علي :

جناب آقاي مزروعي به نظر شما آيا با اين آقاياني كه جيفه دنيا و قدرت چند روزه كورشان كرده و حاضر به پذيرش هيچ منطقي نيستند مي شود به نتيجه اي حداقل در كوتاه مدت رسيد كساني كه زندگي و آبروي مردم و عزيزان برايشان اصل نيست وحفظ نظام اصل است و مهم انگار مردم آفريده شده اند براي حفظ نظام و نه نظام براي حفظ حقوق مردم و سربلندي ايران و اسلام . اينها پرده دريدگاني هستند كه هيچ نمي شناسند آبروي ايراني مي رود جانش به خطر مي افتد دربند دور از عزيزانش شكنجه مي شود مهم نيست و اسلام در خطر نيست اما اگر چند تايي در روز قدس شعاري بر خلاف ميل آقايان دادند اسلام در خطر است و وااسلاما

مزروعی : باسلام ، برپایه آموزه های اسلامی تا آنجاکه ما می توانیم باید تلاش کنیم تا اینها را به راه آوریم و از شیوه های عملی که هم کشور و نظام و هم خود آنان را متضرر می سازد باز داریم و مظمئنا بسیاری از اینها قایل اصلاح هستند و تا آنجا که می شود باید آنهایی را که حاضر به پذیرش هیچ منطقی نیستند به حداقل رساند و منزوی کرد و راه عبور بسوی آزادی و دموکراسی را هموار نمود .

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007