« آیا حق با غالب است ؟ | صفحه اول | منطق موقعیت »

23 شهریور 88

روش فرعونی

1- انسان مرکز ثقل آموزه های دینی اسلام است . برپایه آیات قرآن آدمیان سرشتی زمینی و ریشه ای خاکی دارند اما روحی خدایی در آنها دمیده شده و رو به سوی آسمان دارند و از اینرو خداوند هنگام آفرینش این موجود بخود تبریک گفته است . انسان خلیفه و جانشین خدا در زمین و حامل امانت اوست و از اینرو کرامت دارد و بر بر و بحر گردش داده شده و برکثیری از دیگر خلایق برتری داده شده است و قدرت سلطه و نفوذ برآسمانها و زمین را دارد . والبته همه این ویژگی ها ناشی از قدرت تفکر و آگاهی و انتخابگری او بوده و اگر آدمی اشرف مخلوقات است چون معمار خویشتن خویش است و می تواند از پرده غرایزی که همه دیگر موجودات را در خود اسیر کرده بدر آید و راهی را در پیش گیرد که تا بی نهایت ادامه دارد و...و لطف و فیض الهی با ارسال رسولان الهی بر این موجود تعلق گرفته تا با انتخاب خویش راه را از چاه باز شناسد و راه آسمان را در پیش گیرد و طبعا هرنظام اجتماعی و سیاسی که بر پایه آموزه های اسلامی شکل گیرد شاکله و محتوایش باید برپایه ارزش نهادن تام و تمام به انسان و بسترساز حرکت او بسوی رشد و تعالی و کمال بخشیدن به مکارم اخلاقی باشد . اینکه در قرآن قتل نفس یک انسان همانند قتل همه انسانها و احیای نفس یک انسان از دام مرگ و ضلالت به مثابه زندگی بخشیدن به همه انسانها برشمرده شده است و درسیره نبوی و علوی حفظ احترام و حرمت و آبروی مومن همسنگ خانه خدا و فریضه شرعی و اخلاقی برهر فرد مسلمان و به ویژه نظام اجتماعی و سیاسی حاکم بر آنان است .

2- نزدیک به نیمی از آیه های قرآن اختصاص به بازگویی وقایع تاریخی تا دوران پیامبر اسلام به عنوان یکی از منابع اصلی معرفت بشری دارد و خداوند در این آیات مخاطبان خود را به مطالعه و بررسی و غور و تحلیل در رفتارها و احوالات انسانها و نظام های اجتماعی و سیاسی حاکم بر آنها به وبژه در برخورد با رسولان الهی دعوت می کند . خداوند در قرآن بارها انسانها را به سیر و سفر در زمین و مطالعه احوال پیشینیان و اینکه عاقبت کارشان چه شده باتعابیر مختلف دعوت کرده است چراکه قدرت انتخاب گری انسانها در عرصه عمل فردی و اجتماعی در مقاطع مختلف تاریخی و نهایت کارشان عینیت یافته است . در بازخوانی و غور در این پویایی و جدال تاریخی است که می توان به جوهره واقعی انسانها و حقایق بسیاری پی برد و با درس آموزی و عبرت از عاقبت کار آدمها و نظام های اجتماعی و سیاسی حاکم بر آنها راه را از چاه باز شناخت و از تکرار وقایع تاریخی نادرست و باطل جلوگیری کرد و راهی را پیمود که به سعادت و رستگاری انسانها و همان هدفی که آفریدگار هستی و رسولان الهی برای انسان ترسیم کرده اند ختم شود . جای بحث مبسوط این موضوع در حوصله این مقال نیست اما به قدر تشنگی و با توجه به شرایط کنونی کشورمان ذره از دریای تاریخی قرآن می چشم که امیدوارم برای همه ما به ویژه حاکمان بسیار آموزنده و عبرت انگیز باشد البته به شرطی که گوش و چشم ما بروی آیات الهی باز باشد .
3- بازگویی وقایع تاریخی دوران حاکمیت فرعون بر مصر و قیام حضرت موسی به عنوان رسول الهی برای رهایی بخشی قوم بنی اسرائیل از سلطه طاغوتی و ظالمانه او بخش زیاد و مهمی از آیات تاریخی قرآن را در بر می گیرد اما در این مقال فقط به چند آیه از این آیات قرآنی اشاره می کنم . خداوند می فرماید:" آیا مردم در زمین به سیر و سفر نمی روند تا عاقبت حال پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیاراز اینان قوی تر و آثار وجودیشان درروی زمین بیشتربودند سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت و از قهرو انتقام خدا هیچکس نگهدارشان نبود. این هلاکت پیشینیان بدین سبب بود که پیمبرانشان با آیات و ادله روشن به سوی آنها آمدند و آنان کافر شدند ، خدا هم آنان را به عقوبت گرفت که خدا بسیار مقتدر و سخت کیفر است . و ما موسی را با آیات و معجزات و حجت آشکار فرستادیم به سوی فرعون و هامان و قارون . آنها موسی را تکذیب کردند و گفتند او ساحر بسیار دروغگویی است . و آنگاه که او از جانب ما به صدق و حقیقت آمد(فرعون و قومش) به مردم گفتند بروید پسران آنان که به موسی آیمان آوردند بکشید و زنانشان را زنده گذارید(تا ضعیف و نابود شوند و ما بالعکس آنها را قوی کردیم) آری مکر و تدبیرکافران جز درضلالت و خسرانشان به کار نیاید .وفرعون گفت بگذارید تا من موسی را به قتل رسانم .واو خدای خود را بیاری طلبد . می ترسم که اگروی را زنده گذاریم دین و آیین شما را تغییر دهد و در زمین فتنه و فسادی برانگیزد ."(آیات 21 الی 26 سوره غافر) براحتی از آین آیات فهمیده می شود که فرعون باچه حربه و بهانه تبلیغاتی به مقابله با قیام رهایی بخش موسی برآمده بود : اینکه او ساحراست و می خواهد دین شما را تغییردهدو انقلاب یا کودتای مخملی کندو... ( ظاهرا در آن روزگار برچسب وابستگی به اجانب معناوکاربرد نداشت!) و در عین حال شدیدترین شیوه های عملیاتی را برای جلوگیری از پیوستن مردم به موسی و تنبیه افرادی که به قیام رهایی بخش می پیوستند در پیش گرفت که کشتن پسران سرمایه اصلی قیام یکی از آنها بود . خداوند در آیه 4 سوره قصص اینگونه « روش فرعون» را در مقابله با قیام موسی باز می کند:"همانا فرعون در زمین مصر ، تکبر و برتری ورزید و میان اهل آن سرزمین تفرقه و اختلاف افکند و طایفه ای (بنی اسرائیل) را سخت ضعیف و ذلیل کرد،پسرانشان را می کشت و زنانشان رازنده می گذاشت ، و همانا فرعون مردی بسیارمفسد و بداندیش بود." و در همین مایه درآیه 54 سوره زخرف آمده :" قومش را خوار و خفیف و ذلیل و زبون داشت تا همه مطیع و فرمانبرش شوند و آنها که این وضعیت را پذیرفتند مردمی فاسق و نابکار بودند ." بنابراین خداوند هرگونه برتری طلبی و استکبار ورزیدن حاکمان ، تفرقه اندازی میان ملت و تقسیم شهروندان به خودی و غیرخودی ، تمسک به کشتن و زندان و شکنجه و سرکوب و...و در نهایت تحقیر و خوار و ذلیل کردن افرادی راکه خواهان رهایی از استکبار حاکمان و نظام استبدادی هستند « روش فرعونی» بر می شمارد و اینکه در نظامی که برپایه آموزه های الهی سامان و سازمان می یابد اثری از اینها نباید باشد و...
4- آنچه در این مقال می خواهم رویش متمرکز شوم اینکه در نظام موجود جمهوری اسلامی ایران که به عنوان نظامی اجتماعی و سیاسی دینی شناخته می شود چقدر در عرصه عمل اجتماعی و سیاست گذاری ها و اجرائیات برپایه آموزه های دینی یا « روش فرعونی » به منظور صرف حکومتداری و به تعبیری که بسیار رایج است و برآن تاکید فراوان می شود حفظ نظام است؟ و سوگمندانه باید که برخی سیاست ها و رفتارهای عملی حاکمیت به ویژه در حوادث و وقایع پس از انتخابات اخیر شباهت عجیبی به «روش فرعونی» برای حکومت کردن از سوی حاکمان پیدا کرده است که از شرح تطبیقی آن با آنچه در آیات الهی آمده است می گذرم اما از این نمی توانم بگذرم که رفتاری که با نیروهای سیاسی و مردم متعرض به نتیحه انتخابات و به ویژه آنانی که فقط به جرم پایبندی به آموزه های رهایی بخش دینی وآرمانهای انقلاب اسلامی و امام بازداشت و زندانی و با وضعی زننده به دادگاههای نمایشی آورده شدند ، شد با« روش فرعونی» در اداره حکومت انطباقی کامل داشت و اینکه جریان و باندی فکر می کنند که با تحقیرو خوار و ذلیل و مرعوب کردن سیاسیون و آزادیخواهان و مردم می توانند راه بقای حکومت خود را ذیل حفظ نظام هموار نمایند برپایه آیات الهی در مورد عاقبت کار حاکمیت فرعون خطا و اشتباه می کنند و امیدوارم آنانی که انگیزه هایی غیر از این دارند دامن خود را از آلوده شدن به این روش برکشند . انقلاب اسلامی انقلابی علیه تحقیر شهروندان ایرانی بود و امام خمینی با وعده بازگرداندن عزت و کرامت و بزرگی و آبرو و احترام و خلاصه همه آن ارزش هایی که در آموزه های دینی برای انسان وعده داده شده به میدان مبارزه با رژیم فرعونی پهلوی برآمد و مردم نیز با او همراه شدند تا به این وعده ها دست یابند و قطعا هرگونه سیاست و عملی که اقتدارگرایان حاکم بخواهندبا آن تحقیر و ترعیب و تسلیم و فرمانبری مردم را نتیجه گیرند زود یا دیر شکست خواهد خورد . در اندیشه دینی و نظام اسلامی هیچکس را نمی توان خش و خاشاک نامید یا به سلول انفرادی کشاند و با لیاس زندان و دمپایی بع دادگاه آورد و...و تحقیرکرد تا تسلیم و فرمانبردار شود و...وانجام اینگونه اعمال ذیل هرعنوان و توجیهی باشد جز«روش فرعونی» و محکوم به شکست و زوال نیست .
5- با همه آنچه آمد باید متفطن براین نکته و ظریفه بود که شبیه سازی تاریخی به هرگونه و شکل باطل است وبا مطالعه و بررسی و غور و تحلیل تاریخ فقط می توان قواعد و سنت ها و روندهای حاکم بر جامعه و تاریخ را کشف کرد و از روش ها و رویه ها عبرت گرفت و از تکرار آنها پرهیز کرد وگرنه مسائل و مشکلات و رفتارها و تحولات هر جامعه را باید در ظرف زمان و مکان خودش باز شناخت . از این منظر شبیه سازی مسائل امروز جامعه ما با دوران های گذشته مثل دوران حکومت امام علی و حتی دهه اول انقلاب نادرست و رهزن اندیشه در شناخت درست و واقعی مسائل و مشکلات و راه حل عبور از آنهاست . به باور من نه جنس حکومت و حکومتگران امروز ما به تمامه از جنس حکومت امام علی و امام خمینی است و نه جنس معترضان و مخالفان به عملکردهای کنونی از جنس معترضان و مخالفان امام علی ازگونه قاسطین(معاویه و یارانش)،مارقین(خوارج) و ناکثین یا امام خمینی(گروههای مسلح وبراندازوخشونت طلب) هستند بنابراین همه وبه ویژه حاکمان ما باید از افتادن در دام چنین شبیه سازی هایی پرهیز کنند و با استفاده از همه تجربیات تاریخی و بطور خاص آیات تاریخی قرآن و سیره نبوی و علوی در پی پیمودن راهی برآیند که مرکز ثقل آن ارزش نهادن به انسانها و رهایی بخشی آنها باشد و اگر انسان جایگاه الهی خود را در ذهن و اندیشه حاکمان ما بازیابد آنگاه شاهد سیاست هایی دیگر و منطبق با آموزه های اسلامی خواهیم بود که قطعا ناقض با بسیاری از سیاست های جاری خواهد بود . و بیش از این تطویل نمی دهم که« روش فرعونی» پاسخی جز زوال و سرنگونی ندارد و اگر درخانه کس هست همین یک حرف بس است .



   نظرات

Sadegh.sm :

در ابتدای سخن خود شبیه سازی تاریخی می کنید و در آخر می گویید این کار را نباید کرد؟!
قوم یهود و فرعون را مثال زدید، مثال خوبی نیست....
یعنی حکومت "فرعون" شده است و این مظلومان یهود؟....
این حکومت مگر ادعای خدایی کرده است... مگر ادعای الحاد کرده است... مگر به زور فرمان به ساخت اهرام داده است؟
سرکوب کردن عده ای که خواهان براندازی نظام هستند، روشی فرعونی است؟
مبارزه با بی قانونی یک روش فرعونی است؟....
....
گفتید قوم یهود، قومی که وقتی موسی نبود روی به گوساله پرستی آوردند.....
بت پرستی و زیر پا گذاشتن همان ده فرمان موسی....

مزروعی : باسلام ،من متاسفم که شما با نوعی پیش داوری و بدون آنکه بخواهید اصل موضوع را دریابید ایتگونه نظرداده اید. دوست عزیزبا این نوع برداشتی که شما مرده اید بطورکلی بازگویی آیات تاریخی قرآن بلاموضوع می شوذ چراکه به هرگونه به آنها نگاه شود شما ازآن نتیحه شبیه سازی می گیرید در حالیکه هدف از این بازگویی ها کشف قواعد و سنت های حاکم برتاریخ و جامعه بشری است که نوشته مزبورهم از همین منظر بود و به همین دلیل اورده بودم که شبیه سازی را نادرست دانسته بودم.ظاهرا شما برپایه همین نطراشتباه به اینجا رسیده اید که قوم یهود گوساله پرست شدندو...حتی اگر اینگونه باشدباز می دانیم که موسی به سرکوب و کشتارو...آنها اقدام نکرد...اما آیامردمی که در انتخابات شرکت کردندوپس ازآن بدنیال این بودندکه رایشان چه شده است دنبال یراندازی نظام بودند؟ وآیا برپایه اصل 27 قانون اساسی شهروندان حق اعتراض وراهپیمایی مسالمت آمیز ندارند؟ اگر اینگونه باشدکه شهروندان دنیال رای خود نباشند و حق اعتراض هم نداشته باشندواگر اعتراض مردندبرانداز لقب کردندو مستحق سرکوب و کشتارو...خوب آیا این همان روش فرعونی نیست؟ و آیا رژیم های استبدادی ودرایران معاصر رژیم پهلوی غیر از این عمل میکرد؟ متاسفانه در نگرشی بگونه ای شما جای هیچگونه اعتراضی برای شهروندان نسبت به اعمال حکومتگران باقی نمی ماند و همه باید مطیع بی چون و چرای فرامین حاکمان باشند وحتی اگر از طریق انتخابات خواستند رئیس جمهور را عوض کنند برانداز می شوند! البته اگر بخواهید مرا به قانون ارجاع دهیدو...بیشتر به شوخی شباهت دارد چراکه تنها موضوعی که در ایران معنا ومفهوم ندارد اجرای قانون است و حاکمیت فقط ازقاتون پوششی برای اعمال خودش ساخته وآن بخشی از قانون اساسی را مربوط به حقوق ملت است کلا به فراموشی سپرده است و این همان اعمال روش فرعونی در حکومتداری است.

 

تابان :

سکوت کرده اید می ترسید؟

مزروعی : باسلام ، یعنی شما نمی ترسید؟

 

تابان :

راستش من هم می ترسم. البته بیشتربخاطر زن وبچه .ولی من یک آدم معمولی هستم شما چه؟

مزروعی : با سلام ، دوست عزیز من نمی دانم شما چه تصویر و تصوری از من دارید اما به همین دلایلی که شما نوشته اید منهم می ترسم با این تفاوت که خانواده من لب تیغ اند و سه ماه هست که تقریبا آواره اند ودر این شرایط من اگر کاری می توانسته ام در دفاع از حق و حقوق مردم بکنم کرده ام و خودم را هم بخدا سپرده ام و نمی دانم شما انجام چه کار دیگری رااز من انتظار دارید تا انجام بدهم ؟

 

ما همه از انسانيت خود بيگانه ايم از انسانيت! :

حق با شماست اقاي مزروعي كاملا

بقيه چرت ميگويند شما سكوت كرديد ميترسيد!

بي عدالتي جامعه ما محصول از خود بيگانگي همه ماست وبس!

انسان كه در گذار به تمدن اين جغرافيا به هر دليل از خود بيگانه شده ومحصولش فقر وظلم وبي عدالتي ونابرابري است وخدا رحم كنه خودش

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز من می ترسم اما سکوت هم نکردم بلکه در این ایام اگر فریاد هم برنیم جایی منعکس نمی شودوالبته از هر امکانی که ممکن بوده است برای اعلام نظر استفاده کرده ام و شما اگر امکانات بیشتری می شناسید اعلام کنید تا استفاده کنم . به هرحال من با کلیت کلام شما موافقم اما در عین حال در حدی که در توان دارم تلاش کرده ام ار خود بیگانه نباشم .

 

جواد :

آقاي مزروعي
من خودم يكي از ناظران مهندس موسوي هستم در كرج.دركوران امتحانات دانشگاهي بدون هيچ دستمزدي از ساعت 7 صبح تا 3 صبح روز بعد پاي صندوق ايستادم فقط به اميد پيروزي مهندس موسوي.وقتي هنوز شروع به شمارش آرا نكرده بوديم به ما اطلاع دادند آقاي احمدي نژاد با 60 درصد آرا پيش است.خوب شوكه شديم.همه از نتيجه اعلام شده شوكه شديم.البته من بعد از مناظره چهارشنبه شب احمدي نژاد با مهندس تقريبا از پيروزي نااميد شده بودم. ولي خوب حداقل انتظار اين اختلاف راي را نداشتم.
ولي به هر حال هرچند امروز به لطف اقدامات غير انساني واسلامي كه با معترضين شد از منتقدين جدي حكومت هستم ولي آن شب با تحليل خودم به اين نتيجه رسيدم كه تقلبي آشكار كه بخواهد نتيجه را عوض كند روي نداده است.
من فكر مي كنم ما مردم ايران را به خوبي نمي شناسيم وهمين باعث مي شود به درستي نتيجه گيري نكنيم.يكبار در دوم خرداد 76 و همينطور سال 80 فكر كرديم 20 ميليون اصلاح طلب به آقاي خاتمي راي داده اند كه بعدا متوجه شديم تحليلمان اشتباه بوده.
آقاي مزروعي در بين ما دانشگاهيان و تحصيلكرده ها بله آقاي احمدي نژاد راي بسيار پائيني دارد.ولي آيا در بين توده مردم هم اينچنين بود؟ما در اين سالها يك خلا بزرگ در كشور داشتيم.فاصله بزرگي كه ميان مردم ومسئولين ايجاد شده بود. آقاي احمدي نژاد رندانه از اين خلا به نفع خودش استفاده كرد و باعث شد علي رغم ميل من و امثال من در بين توده مردم محبوب بشود.شد همون آدم خوبه قصه كه بعد از سالها اومده تا به داد محرومين برسه و بيت المال را از مسئولين فاسد پس بگيره. مناظره چهارشنبه شب ايشان با مهندس را آقاي احمدي نژاد برد.البته با روشهاي غير اخلاقي.ولي هرچه بود توانست موجي در جامعه به نفع خودش ايجاد كند.مثلا در همين تهران وكرج كه من فكر مي كردم خيلي راي داشت باشد 30 درصد ديدم، نخير بعد از آن مناظره تو همين كرج وتهران چقدر حامي پيدا كرده.البته اكثر حاميان ايشان هم كساني بودند كه مطالعه بسيار اندك داشتند وخوب تحت تاثير ايشان قرار گرفتند. آقاي مزروعي تحليل ما اصلاح طلبان هميشه اين بوده كه منتقدين نظام به ما راي مي دهند.شايد همين تحليل بود كه نتوانستيم پيروزي آقاي احمدي نژاد را ببينيم. چون اين بار بخش قابل توجهي از منتقدين نظام به ايشان راي دادند.مثلا در فاميل ودوست و آشناي ما اكثر كساني كه به ايشان راي داده اند از منتقدين جدي نظام هستند كساني كه من سالها آن هار از بدوبيراه گفتن به نظام ورهبري منع مي كردم. خانواده ما كه از طرفداران نظام بود به ايشان راي نداد ولي خيلي از منتقدين نظام به ايشان راي دادند.
در كل مي خواهم اين را بگويم به نظر من در شمارش آرا تخلف بزرگي روي نداد. البته در قبل از انتخابات آري ولي در شمارش نه. البته آقاي مزروعي يك وقت فكر نكنيد بعد از ديدن اين دادگاه هاي نمايشي ومسخره به چنين تحليلي رسيدم.نه .اين دادگاه ها تنها كاربردش عصباني تر كردن معترضين است. من همان موقع اين تحليل را داشتم.
آقاي مزروعي من بعيد مي دانم شما و دوستانتان با توجه به سابقه خود نتوانيد اين واقعيت را كه خيلي از توده مردم منتقد نظام به احمدي نژاد راي دادند را ببينيد ولي براي من سوال هست آيا واقعا هنوز هم معتقديد تقلبي گسترده روي داده؟ البته آقاي مزروعي براي اين كه كامنت من طولاني نشود نمي توانم همه حرف هاي خودم را بزنم .ولي همين قدر مي گويم كه شايد ادعاي تقلب در انتخابات يك خوبي داشت براي من و خيلي از مردم تا بتوانند اون روي نظام را ببينند.اين جوانان معترض ابهام داشتند.خود مهندس هم ابهام داشت.اعتراض به نتيجه انتخابات حق مردم بود وپاسخگوئي حكومت وظيفه آن ها بود.ولي متاسفانه اين وضعيت امروز پيش آمد.اي كاش اصلاح طلبان 4 سال ديگه صبر مي كردند تا مردم نتيجه 8 سال رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد را در سفره هاي هرروز تنگ تر شده اشان ببيند آن موقع ما اصلاح طلبان به خوبي مي توانستيم انتخابات بعدي را ببريم.ولي با اين وضع آيا خود شما در آينده مي توانيد مردم را قانع به حضور در انتخاباتي بكنيد كه چنين تقلب گسترده اي در آن روي مي دهد؟آيا اصلاح طلبان متوجه اين نكته كليدي نبودند كه تنها راه آنان براي حضور موثر در صحنه سياسي كشور انتخابات است واگر مردم نسبت به انتخابات بي اعتماد بشوند به ضرر آن ها است.شما فكر مي كنيد آقايان ناراحت هستند .نخير شما با ادعاي تقلب باعث شديد در آينده ديگر شاهد حضور گسترده مردم نباشيم. واين به نفع اقتدارگرايان و به ضرر ما است.

مزروعی : یاسلام ،دوست عزیز! اگرهیچ دلیلی بر انجام تقلب در انتحابات وجود نداشت همین رفتارهای انجام شده پس از اعلام نتیحه انتحابات از سوی حاکمیت بکدست کفایت می کند! والبته برداشت من ازانتحابات ورفتارمردم متفاوت از شماست و براین باورم که رای سازی شده است و در مورد اینکه اصلاح طلبان باید صبر می کردند و...دوست عزیزظاهرا شما هنوزخیلی خوش هستید چراکه کاخ از پای بست ویران است- خواجه در بند نقش ایوان است ؟ کدام انتخابات؟ و مگراز انتخابات مجلس هفتم به اینطرف دیگرانتخاباسالم و...باقی باقی مانده است؟ واصلا به اصلاح طلبان اجازه حضور می دهند؟ و...

 

دروغ تقلب بود یا تقلب دروغ؟ :

با سلام اقای مزروعی در پاسخ به دوست بالایی باید گفت مجموع ارای اقای احمدی نژاد واقعا بیشتر از موسوی بود اما واقعا همه تقلب ها که در روز انتخابات صورت نگرفت اصل تقلب پیش از انتخابات بود ومهمترین آن این بود که احمدی نژاد خود را به عنوان یک منتقد اشکالات اصلی نظام که اکثریت مردم سالها به ان منتقد بودند مطرح کرد ، سمبل ان هم حداقل برای عوام کسی مثل رفسنجانی بود. یادتان هست که مردم در دهه 60 و70 چطور از رفسنجانی بد می گفتند احمدی نزاد هم همان حرف را امروز میزند مردم ما هم غافلند ازانکه اگر او منتقد ایشان بود باید همان سالها می گفت نه بعد از افتادن او از اسب. این از بزرگترین بی اخلاقی های احمدی نزاد بود که البته وبرحسب ظاهر برد خوبی هم داشت امادیگر این هم تمام شد. امروز مردم می گویند هاشمی انقدر که ما فکر می کردیم هم کاره ای نبود چرا که اگر او واقعا در قدرت نفوذی داشت نیم ساعت تریبون در صداوسیما را به او میدادند که بیاید از حیثیت خود وخانواد ه ا ش دفاع کند واین حرفهای تیم احمدی نزاد فرصت طلبی بی اخلاقانه وزشتی بیشتر نبود. تقلب بزرگ در روز انتخابات اتفاق نیفتاد بلکه پیش از آن بود .نمی دانم یکی از سریالهایی که چند سال پیش تلویزیون در محرم پخش می کرد را دیده اید در این سریال ودریکی از صحنه ها ابن زیاد در حالیکه نقاب زده بود وارد کوفه شد ماموران او دربین مردم پخش کرده بودند که امام حسین وارد کوفه می شود وبعد مردم چه استقبال پرشور وعشقی ازاو می کردند تا اینکه در مسجد ناگهان نقاب خود را برداشت و...و دیدیم که چطور مردمی که تایک ثانیه پیش هلهله می کردند یخ کردند . در انتخابات هم همان جور بود واقعا شب 13 خرداد دیدیم که چطور احمدی نزاد موضع اپوزیسیون ضد حاکمیت را گرفت بازرنگی وهوشیاری موضع ضدیت با بخشی از حاکمیت را گرفت که دیگر وجود نداشت(هاشمی وناطق و امثال او که دیگر شبحی ازقدرت بیش نیستند) - اما عوام این واقعیت را آن روز نمی دانستند وامروز- اگر چه دیر- می دانند وهر روز که بیشتر بگذرد بیشتر می فهمند. اشتباه اقای موسوی و کروبی شاید این باشد که قدرت تحلیل بسیاری ازمردم را درنبود رسانه های آزاد وروشنگر بیش از اندازه واقعی تلقی کردند .بسیاری از مردم وآرای خاموشی که درکمال تعجب رای به احمدی نژاد دادند در واقع مخالف اصلی همان تفکر احمدی نژادی بودند اما بدلیل سالها محدود شدن اطلاعات رسانه ای و فقر اطلاعات صحیح عوضی رفتند. تاحالا دیده اید که در بعضی مسابقات اتومبلرانی بعضی رانندگان خلافکار و همدستان انها تابلو مسیر مسابقه را برای بخطارفتن بقیه راننده ها به جهت خلاف میچرخانند.الان هم باید گفت که بسیاری از کسانی که به احمدی نزاد رای دادند در حقیقت به تفکر او رای ندادند بلکه به دروغی که چهره ای قهرمان ازو ساخته بودرای دادند .احمدی نژاد برای انها بخصوص بعد از شب مناظره که با باخت ظاهری میرحسین تمام شد بمدت فقط 9 روز قهرمان بود قهرمانی ضد فساد، مردمی ،شجاع و... اما بعداز ان روز وتمام شدن ان 9 روزکه فریادهای میرحسین وکروبی شنیده نشد وبعد از آنهمه بی حرمتی ها وشکستن غرور ایرانیانی که خس وخاشاک لقب گرفتند، بعد از خرد شدن سرها ودندانها ،بعداز هتک حرمت زنان ومردان ایرانی، بعد ازان تحقیرکردنهای رسوا در دادگاههاو... ان قهرمان پوشالی بیکباره فرو ریخت وچه فروریختنی ! بله اقای مزروعی باورکنید ولطفا باور کنید که احمدی نژاد رای های بیشتری را در روز انتخابات آوردبیشتر ازان سه تای دیگر امافقط و فقط برای چند ساعت ونه بیشتر که اگربود در این سه ماه برایش ودر دفاعش راهپیمایی میکردند الله اکبر می گفتند جنبشی سبزتر از مال مردم را به تصویر می کشیدند کسی هم که با انها کاری نداشت بیخطرو بیدردسر هم که بود. تقلب بزرگ مگر جز یک دروغ گویی بزرگ بود؟ یقین داشته باشید که بنیاد دروغ مثل یک حباب فرو خواهریخت. وکاشکی واکنش مردم بعد از این فهمیدن خشم باشد نه یاس

 

حمید :

مهندس عزیز سلام. ابتدا آرزوی سلامتی برای شما و فرزند شجاعتون رو دارم و دعا می کنم هر چه سریع تر شما و یارانتون طمع سبز آزادی رو در کنار هم بچشید.
چند ماه پیش ازتون سوال کردم که آیا امام در مورد پاسداران چنین جمله ای گفته: امام خمینی: به شما (سپاهیان) چه ربط دارد كه در مجلس‌(سیاست) چه ميگذرد؟
شما فرمودید نشنیدید. چند تا منبع پیدا کردم که این یکیشه: http://www.baharestan8.com/ShowNews.php?715

 

جواد :

آقاي مزروعي عزيز البته من مي دانم در اين چند وقت آنقدر به ما ظلم شده كه خيلي سخت هست بخواهيم از عدم تقلب صحبت بكنيم.شما فكر مي كني خود من چه حال و روزي دارم.به شدت از دست حاكميت عصباني هستم.روياي من يك جمهوري اسلامي پيشرفته بود كه قطعا با اين روند فعلي محقق نخواهد شد. جناب مزروعي من نمي خواهم به دليل مسائل امنيتي برخي از مسائل بازگو كنم. بنده به عنوان ناظر آقاي موسوي در كنار دوستان سبزم حتي به بازداشت گاه موقت هم در جريانات بعد از انتخابت رفتم وكتك هم خورده ام.بنابراين من ظلمي كه به مارفته را درك مي كنم. ودراين هم ترديدي ندارم كه آينده از آن ماست.اين كه من روي تقلب تاكيد زيادي دارم اين است كه دوست دارم براساس اطلاعات غلط درباره آينده وسياست هائي كه اتخاذ مي كنيم اشتباه نكنيم. اگر براساس اطلاعات غلط سياستگذاري كنيم آنوقت آقايون با دستگاههاي تبليغي قوي كه در اختيار دارند مشكلات زيادي براي ما ايجاد خواهند كرد.
خوب اين توضيحات دادم تا اين را بگويم:اگر تقلبي گسترده روي داده حداقل بايد چندين ناظر آقاي موسوي باتوجه به اعلام نتايج ريز صندوق هاي كشور اعلام عدم مطابقت با نتايج خود را بكنند.به عنوان مثال در صندوقي كه من حضور داشتم آقاي موسوي 1050 راي وآقاي احمدي نژاد حدود 700 راي داشت.وقتي آمار را وزارت كشور اعلام كرد دقيقا با آمار من مي خواند.خوب حالا حداقل از اين همه ناظر بايد تعداد قابل توجهي اعلام كنند آمار آن ها با آمار وزارت كشور نمي خواند؟
آقاي مزروعي براي من هم باورش خيلي سخت هست كه آقاي احمدي نژاد چنين راي بالائي بياورد ولي مجبورم باور كنم.آقاي هاشمي علي رغم احترامي كه براي ايشان قائلم آنقدر در جامعه بدبيني نسبت به ايشان وخانواده اشان وجود دارد كه تعداد زيادي از مردم فقط به اين دليل به موسوي راي ندهند كه وي مهره هاشمي است و احمدي نژاد مقابل هاشمي. به هر حال من تحليلم قبلا در مورد راي بالاي آقاي احمدي نژاد دادم.حتي شايعه اي كه در سطح شهر بعد از آن مناظره شيوع پيدا كرد اين بود كه موسوي داماد هاشمي است.ومن با چشم خودم مي ديدم مردم كم اطلاع چطور اين شايعه را براي تخريب موسوي دهان به دهان پخش مي كنند. آقاي مزروعي شما نگاه كنيد آقاي موسوي ساعت 2 شب مي گويد:هر نتيجه اي غير از پيروزمن يعني تقلب شده؟آخه چه منطقي مي تواند اين حرف غيرمنطقي را قبول كند. احمدي نژاد پديده عجيب و غريبي بود ولي هرچه بود براي خود من يك تجربه خوب بود .البته من معتقدم آقاي موسوي وكروبي در مناظره روبرو با احمدي نژاد نتوانستند تاكتيك هاي وي را خنثي كنند وعملا احمدي نژاد مناظره ها را برد .هر چه بود گذشت.من معذرت مي خواهم كه در اين شرايط تلخ كه تعداد زيادي از فعالين سياسي ما به جرم تلاش براي باشكوه برگذار كردن انتخابات در زندان آقايون به سر مي برند اينطور انتقادي نسبت به خودمان صحبت مي كنم. به اصطلاح نقد درون گفتماني است.

مزروعی : باسلام و تشکر از نوع نگاه و دلسوزی شما ، من نظر قبلی شما را بدون آنکه در باره آن اظهار نظر کنم منتشر کردم تا امکان داوری برای مخاطبان باز باشد اما هنوز براین نظرم که به رغم این نظر شما درانتخابات تقلب و رای سازی شده است بدلیل اینکه قبل از اینکه رای خوانده و اعلام شود عملیلت کودتایی با حمله به ستادهای اصلی آقای موسوی شروع شده بود در صورتی که اگر واقعا تقلبی در کار نبود نیازی به انجام اینکار نبود والبته همزمان با اعلام نتایج نیز این عملیات کودتایی با بازداشت سیاسیون و...ادامه یافت. نکته دیگر اینکه دوخبرگزاری متعلق به کودتا ( فارس و ایرنا) وروزنامه های کیهان و ایران هم در سایتشان خبر از پیروزی احمدی نژاد با 64 درصد آراء در ساعات اولیه توقف رای دادن دادند و آقای موسوی در واکنش به این خبرها و البته اخباری که از منابع مورد تاییدس گرفته بود در ساعت 23( ونه 2 صبح ) مصاحبه مطبوعاتی انجام داد و اعلام پیروزی کرد ضمن اینکه بحث تقلب تنها به روز انتخابات و رای مربوط نمی شود بلکه برپایه همین نظر شما احمدی نژادتقلب را از مناظره های تلویزیونی شووع کرد و با دروغ بستن به افراد راه خود را برای رای آوری پی گرفت و متاسفانه همه مراجع مسئول کشور که ادعای دینداری و قانونمداری شان گوش فلک را کرده است براینهمه بی قانونی و خلاف شرع و اخلاق چشم و گوش خود را بستند و شد آنچه شد ، و امروز جمهوری اسلامی ایران به اینروز افتاده است که می بینیم و ظاهرا هنوز هم مسئولان قصد فهم و درک مسائل رخداده و اصلاح را ندارند و فقط باید منتظر عنایت خدا ماند تا چگونه ما را از این وضعیت نجات دهد و...

 

سلمان محمدي :

سلام آقاي مزروعي عزيز
در پاسخ به نظر شما به همراه تابان بايد بگويم كه بلي شما الان پلاك داريد و اگر با شماها برخوردي شود فورا اخبارش به همه جا مي رسد ولي امثال ما نه كسي مي شناسدمان و نه اگر سر به نيست هم شويم دنيا شايد بفهمد. به اين دليل است كه ماها بيشتر مي ترسيم و البته اين موقعيت شما نيز ميتواند به علت شهامتتان در مراحل قبلي بدست آمده باشد ويا براي بسياري ديگر بدليل داشتن موقعيت هاي عالي تر كه تصادفا نصيب همه نمي شود.
و اما در مورد نظراتتان: همين طوري كه داشتم مي خواندم چيزي به ذهنم رسيد كه نمي توانم از گفتنش خودداري كنم:بلي سي سال است كه ما صداي پاي ديكتاتوري را مي شنيديم و مي ديديم كه اسلام و حجاب اسلامي و مبارزه با مفاسد و بسياري از اين شعارها صرفا براي سرگرم كردن مردم است و اينها را راه مي اندازند تا در جاهاي ديگر مافيايشان با خيال راحت و بدون نظارت و دردسر به كار خود بپردازد و ديديم كه چگونه خزنده به همه جا وارد شدند و همه عرصه ها را بدست گرفتند و تا امروز كه به اينجا رسيده ايم خود ما هم يك به يك هركجا كه خبردار شديم از قافله جمهوري اسلامي آقايان پياده شديم و ما هم صداي فرياد بازرگان و سحابي و امثالهم را دير شنيديم و همينطور كه جلو تر آمديم به اينجا رسيديم كه بسياري از معتقدين سرسخت حكومت آقايان به آنها پشت كردند چون به ماهيت غير قابل اصلاح آنها و اين سنگ بناي غلط پي بردند ولي تا آمدند و به ما پيوستند سالها طول كشيد و ما بسيار خسته شديم و معذب بوديم ولي حالا اميدواريم چون مي بينيم كه هرچه جلوتر مي رويم از شمار طرفداران آنها كاسته مي گردد و به مردم مي پيوندند.
حالا آنها هر چقدر ميخواهند فرياد وااسلاما سربدهند. هي بگويند در تظاهرات روز قدس مردم روزه خواري كردند و هرچه ديگر كه دلشان خواست بگويند . ديگر اثر ندارد. ديگر مردم به جان آمده اند. و اين حرفها ديگر اثري ندارد

مزروعی : باسلام ،متاسفانه شرایطی که بتدریج پس از سال 68 و رحلت امام خمینی در کشور بوجود آمده است باعث شده که نسل پس از انقلاب نسبت به اصل انقلاب و دهه اول جمهوری اسلامی مسئله دار شوند در حالیکه این داوری را نادرست می دانم و حداقل اینکه در دهه اول انقلاب اکثریت قاطع مردم با نظام بودند و به همین دلیل ما توانستیم در مقابل رژیم تجاوزگربعثی صدام بایستیم و از کشور دفاع کنیم و نگذاریم یک وجب از خال کشورمان از دست برودو درآن دورانبسیجی و سپاهی و...با ایثار و جهاد و شهادت شناخته می شدند تا مانند امروزهاکه...توصیه من به شما این است که در هرگونه تحلیل تاریخی باید منصف بود و دچار امروزبینی و تعمیم مسائل امروز به دیروز نشویم و هر شرایط تاریخی را باید درظرف زمان و مکان خودش ارزیابی کرد .

 

علی :

من هم با نظر شما موافقم ولی کو گوش شنواکجاست چشم بینا؟

 

علی :

بسمه تعالی


به کجا می رویم ؟

نگاهی دقیق به تاریخ نشان می دهد که " آنچه " که شاه را با خود " برد " رهبری دینی بود که بر اراده ملت استوار بود و بدون اراده ملت رهبری دینی این امکان را نمی یافت که ساختاری آنچنان مستحکم را در هم بپیچد و حداکثر می توانست اعتراض خود را به وضعیت جامعه و حاکمان آن ابراز کند .
اکنون بیش از سی سال از آن دوران گذشته است و جایگاه رهبری دینی که زمانی بر اراده کلیت ملت سوار بود متزلزل شده است . و حتی در خود رهبران دینی نیز آن همدلی و اتفاق نظر نسبی سابق وجود ندارد . براستی چرا؟.
برای کشف پاسخ لازم است بازهم به آن دورانها بازگردیم و خاطراتمان را مرور کنیم .
با نگاهی به طول تاریخ به راحتی مشخص و واضح است که همواره اراده مردم بر اراده حاکمان توفق داشته و این توفق هیچ ربط و رابطه ای با نوع حاکمیت نداشته است .
به هر شکل مجال برای پرداختن به تاریخ پر فراز و نشیب ایران کوتاه است و ما بررسی های خود را از زمان آن " شاه " پی می گیریم .
اشتباه مورخین آنجا است که چنین در کتب خود می آورتد که " شاهان " از آن جهت نابود گردیدند که به ملت خود ظلم کردند و استبداد پیشه نمودند و " آه " ملت گریبانگیرشان شد . و این اشتباهی مهلک در تاریخ و ثبت وقایع تاریخی است . که اغلب شاهان نیک می دانستند که اگر پشت ایشان به قاطبه ملت گرم نباشد در نهایت به زمین گرم خواهند خورد و این نکته ای است که یک کودک دبستانی نیز آنرا می فهمد ! .
پس چه شد که اینهمه " شاه " آمد و رفت و این او را بدنام کرد و او این را و دست آخر هم معلوم نشد که چرا ؟ . آیا " شاهان " بعدی از تاریخ عبرت نگرفتند ؟ . و آیا بشر واقعا از تاریخ نمی آموزد ؟
چنین نیست .
آنچه که " شاهان " و در نهایت آخرین " شاه " از درک آن باز ماندند و همین غفلت آنها را با خودش برد . توجه نکردن به " تغییرات تکاملی اجتماعی " بود . تغییراتی که کنترل آن در دست هیچ کسی نیست جز موجودی به نام " جامعه " .
" جامعه " موجودی است که اگر نتوانیم بگوئیم زنده است به وضوح می توانیم مدعی شویم " پویا " است و در راه تکامل گام بر می دارد و " آنچه " که " شاهان " و " حاکمان " را " اورده " و با خود " برده " است همین سیر تکاملی جامعه است .
" آ نچه " که " شاه " آ خر را نیز با خود برد همین سیر تکاملی جامعه بود که تحت رهبری دینی و در قالب یک هماهنگی بین " منطقی " که قاطبه ملت در سیر تکامل اجتماعی به آن دست یافته بودند با تعالیم دین مبین اسلام پدیدار گشت و رهبری دینی استوار بر اراده ملت طومار آخرین " شاه " را در هم پیچید .
افسوس که بخشی از همین مدعیان هدایت دینی نیز از درک واقعیت باز ماندند و چنین در یافتند که " این آنان بودند که طومار آخرین شاه را در هم پیچیدند " و در نخوت این پیروزی ! " ملت " و " مردم " و اراده ای که " پیروز " شدن را برای آنان میسر کرد را از یاد بردند و پیمودند آن راه " قبلا بارها پیموده شده " را .
این دسته از مدعیان " هدایت دینی " باید بدانند که اگر " ملت " امروز بر آنان " اخم " می کند و " اعتراض " می کند در هیچ جای دیگری ریشه ندارد جز " خودشان " ! .
آنها باید بدانند که از باد نخوت . لذت " پیروزی " را فقط برای خودشان نگاه داشتند و ذره ای از آن را به ملت ندادند !! .
و ای کاش فقط این کار را کرده بودند ! .
" گذاردن حساب پیروزی " بر آن ساختار مستحکم به حساب خودشان آنچنان ایشان را مغرور کرد که اینبار از " مردم و ملت " طلبکار درامدند و به تدریج " ملت " و " مردم " را به " خودی " و " غیر خودی " و " شهروند درجه یک " و " شهروند درجه دو " تقسیم کردند و دست آخر کردند آنچه نباید می کردند ! و با این منطق منفعت طلبانه که : " این " ما " بودیم که شما را از دست آن ظالم مستبد رهانیدیم پس بر هر آنچه که شما را اجبار کردیم هیچ حق اعتراضی نیست !! " .
وچه فراموشکاری هولناکی !! .
این دسته از مدعیان هدایت دینی بدانند که " جامعه انسانی " راه تکامل خود را خواهد یافت و باز هم بدانند و نگران نباشند که راه تکامل هر چند در مقاطعی زمانی انحرافاتی بیابد در نهایت یک مسیر را خواهد پیمود وآن مسیری نخواهد بود جز مسیر تعالیم دین مبین " اسلام " .
آنان که با " دموکراسی " مسئله دارتد و در هضم آن مانده اند نمیبینند که " دموکراسی " چیزی جز " حق الناس " نیست ؟ .
آیا مسلمان بودن به حرف است یا به عمل ؟
آیا با " کف " زدن برای " تشویق " اسلام به خطر می افتد یا با عربده ! زدن برای ابراز خوشحالی ؟
آقایان بدانند که " مسلمانی " به ادعا نیست و نخواهد بود و با زیر پا گذاشتن سه پایه اساسی دین مبین اسلام ( به ترتیب اولویت : حق الناس – حق النفس – حق الله ) و پرداختن به فرعیات پیش پا افتاده ای همانند نحوه " تشویق " و نحوه ابراز " شادمانی " و ... و ادعای " مسلمیت " نمی توانند در گروه " مسلمانان " قرار گیرند .

والسلام

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007