« نامه سرگشاده به رئیس قوه قضائیه | صفحه اول | ای کاش کمی کتاب و تاریخ می خواندند »

6 تیر 88

جامعه دوقطبی شده و روزهای دشوار

اینروزها برای هر ایرانی که عرق وطن دارد روزهای بسیار سختی است . دیروز (دوشنبه 25 خرداد ) در حالی که سیل عظیم رای دهندگان به موسوی برای دفاع از رای شان و اعتراض به نتیجه اعلام شده انتخابات بسوی میدان انقلاب و آزادی روان شده بودند در میدان فلسطین چند جوان رای دهنده به احمدی نژاد بروشوری را بداخل ماشین های عبوری می انداختند که عنوان روی آن این بود :" از دروغ نهایی تا براندازی " . من با خواندن مطالب این بروشور که پس از رحلت حضرت امام و به ویژه دوم خرداد 76 و روی کارآمدن دولت اصلاح طلب خاتمی و مجلس ششم بارها و بارها در روزنامه هایی مثل کیهان و بولتن های نهاد نظامی و امنیتی و...و صدا و سیما مطرح شده است و چکیده آن این است که اصلاح طلبان در ایران در پی براندازی نرم و انجام انقلاب مخملین و رنگی به سبک کشورهایی مانند چکسلواکی ، گرجستان ، اوکراین و قرقیزستان با کمک آمریکا و غرب هستند و... روشن است که با یان نگاهی که اینها دارند هرگز برایشان قابل قبول نیست که اصلاح طلبان حتی از طریق انتخابات و صندوق رای به قدرت برسند و به نظر من همین نگاه است که انتخابات اخیر و نتیجه آنرا بجایی کشانده است که متاسفانه منجر به حوادث تلخ و کشته و مجروح شدن عده قابل توجهی از شهروندان ایرانی شده است .

می دانیم که در همه کشورهای دیگر هم انتخابات می شود و بالاخره فردی پیروز انتخابات از کار در می آید و بقیه نامزدها و طرفدارانشان هم طوعا یا کرها آنرا می پذیرند و در ایران پس از انقلاب نیز چنین بوده است اما در انتخابات اخیر بدلیل اینگونه نگرش غالب در حاکمیت و اینکه هرگونه تغییری ریشه در خارج دارد و حتی افرادی مثل موسوی بازیخورده این صحنه هستند اوضاع بگونه ای شده است که هیچیک از رای دهندگان به غیراحمدی نژاد نتیجه اعلام شده را باور ندارند و روند برگزاری انتخابات بگونه ای بوده است که افرادی همچون محتشمی پور و الویری ( که به هیجوجه وصله آمریکایی بودن بدانها نمی چسبد) نیز به صحت و درستی این انتخابات باور ندارند و خواستار ابطال آن و برگزاری دوباره آن در فضایی از اعتماد اند . آنچه فضای جامعه ما را به اینجا کشانده است « دوقطبی شدن جامعه » در سایه تحلیل هایی است که امروز چشمان حاکمیت و طرفدارنش جز از آن طریق نمی بینند و فکر می کنند خیل انبوهی از مردم ( حداقل نزدیک به چهارده میلیون نفری که به غیر احمدی نژاد رای دادند ) در دام انقلاب مخملین و رنگی و آمریکا و غرب گیر افتاده اند و معلوم است که به هیچوجه حاضر به مصالحه و گذشت از این تحلیل نیستند و سرکوب و نابود کردن هر معترضی راوظیفه شرعی خود می دانند و کاربرد هر روش و خشونتی را نیز مجاز . در اینصورت جامعه ما به کجا کشیده می شود؟

واقع اینکه من نمی دانم مدیریت عالی کشور چه تحلیل و نگاهی به اوضاع فعلی دارد اما اینرا می دهم که اگر این وضعیت دو قطبی ادامه یابد ما در روزهای آینده شاهد حوادث و وقایع بسیار تلخی خواهیم بود که می تواند کیان و بقای نظام جمهوری اسلامی را به خطر اندازد . در همه نظام های مردمسالار ( و حتی غیر مردمسالار) تلاش می شود که جامعه دوقطبی نشود و تا آنجاکه امکان دارد تنوع و تکثر فکری و سیاسی برسمیت شناخته شده و از طرق مسالمت آمیز و قاعده مند در درون وحدت ملی هضم و جمع شود اما متاسفانه در ایران پس از حاکمیت یکدست اقتدارگرایان و روشی که احمدی نژاد در اداره کشور پیموده است راهی برعکس این طی شده و امروزه ما را به « جامعه دوقطبی شده و روزهای دشوار» کشانده است آنگونه که بجای مراکز رسمی تصمیم گیری خیابانها به صحنه درگیری و تنازع و در نهایت عامل تصمیم گیری تبدیل شده است ؟ آخر این چه نگاه و تحلیلی است که هرایرانی مخالف وضعیت موجود و حتی چهره هایی را که در سوابق انقلابی و ضد آمریکایی بودن آنها هیچ خدشه ای وجود ندارد طرفدار انقلاب مخملین و رنگی و...دانست و از ورود قانونمند آنها و با رای مردم به عرصه حاکمیت جلوگیری کرد ؟ آیا براین نوع عمل جز استبداد و دیکتاتوری چه نامی می توان نهاد ؟ آیا...من فکر می کنم مدیریت عالی کشور باید با نگاهی عمیق و واقعبینانه به آنچه در کشور جریان دارد جلوی هرچه بیشتر فرو رفتن مردم در این دوقطبی را بگیرد و راهی برون رفتی را پیش پای ملت گذارد که وحدت از دست رفته ملی را به کشور بازگرداند و قطعا برخورد های امنیتی و سرکوب گرانه و خشن در ایم مسیر نه تنها چاره ساز نیست بلکه ویرانگر است . مدیریت عالی کشور باید بداند حتی اگر نتیجه انتخابات همانی باشد که اعلام شده است اما آنانی که به احمدی نژاد رای نداده اند این نتیجه باور و قبول ندارند و این جمعیت کثیر شهروندان همین کشورند که نباید نادیده گرفته شوند چراکه ایران باید با توان و مشارکت همه ایرانیان ساخته شود و به نظرم برای جلب اعتماد اینان می ارزد که انتخاباتی دوباره و به شیوه ای برگزار شود که اعتماد همه ایرانیان پشتوانه آن باشد . حضرت امام می فرمودند ما برای حکومت بر قلبها آمده ایم و نه حکومت بر تن ها ، چراکه این دومی براحتی توسط حکومتها قابل انجام است . جمهوری اسلامی ایران در شکل و محتوا باید حکومت برقلبها را راهبرد خود قرار دهد و نه اینکه با تحلیل های بدبینانه و تقسیم افراد جامعه به خودی و غیرخودی و ...خیل عظیمی از جامعه ایران را به براندازی متهم و آنها را از حقوق حقه شان محروم و منکوب نماید . انتخابات اخیر بخوبی نشان داد که اکثریت قاطع ایرانیان در چارچوب این نظام خواهان مشارکت و حضور در اداره حکومتند و این انتخابات می توانست نقطه عطفی برای وحدت ملی ما در شرایط خطیر کنونی جهان باشد و صد اسف که این چنین نشد اما فکر می کنم که هنوز دیر نیست و امیدوارم مدیریت عالی کشور و همه بزرگانی که حرفشان در برون رفت کشور از این وضعیت بحرانی و دشوار نقش و تاثیر دارد به میدان آیند و راهی را برگزیند که جامعه ما از این دوقطبی وحشتناک و مخرب نجات بخشد و افقی تازه از وحدت ملی و آینده بهتر را نوید دهد . من به رغم همه تحلیل های بدبینانه و مایوسانه براین اصل باور دارم که ظرفیت تصمیم گیری مدیریت عالی ما بگونه ای است که می تواند نظام را از درون این روزهای دشوار عبور دهد و از سرمایه فکری و مادی و معنوی همه ایرانیان برای ساختن ایرانی آباد و آزاد و مستقل استفاده کند .



   نظرات

صمد مهدي پور :

با سلام خدمت همه انسان هاي صادق، آزاده وآزاد انديش

نه من و نه خيل عظيم ديگري از مردم كه معترض اين انتخابات وتقلب درآن هستيم با چشم سر تقلب و انواع آنرا نديده ايم .اما بنده براساس شواهد و قرائن بسيار زياد ميگويم كه قبل ازانتخابات،در زمان انتخابات و مهمترازهمه بعد ازانتخابات(تجميع،وشمارش آراء)تقلب و سوء استفاده هاي فراوان صورت گرفته است.و اين را هم براساس شواهد وعلائم منطقي زياد اظهار ميكنم .و دل و چشم دل هم گواهي مي دهد.توجه كنيد يك پزشك در مراحل ابتدائي معاينه بيمار مثلا عفونت ريه يا مثلا وجود سنگي دركليه را نمي بيند اما براساس مشاهده باليني وعلائم ظاهري به اين نتيجه ميرسد كه بيمار عفونت ريه دارد يا مبتلا به سنگ كليه است و براي اطمينان ازتشخيص اقدام به آزمايشات پاراكلينيكي ميكند(آزمايشات باليني).در انتخابات دهم مردم اعتماد و اطمينان ندارند ومسئولين مملكت بايد اعتماد واطمينان مردم را بدست آورند چون حق دارند اعتماد واطمينان نداشته باشند
ومسئولين از صدر تا پايين بدانند وآگاه باشند همين مردم بودند كه با اعتراضات خود به رژيم مستبد ديروز شما را بر صدرنشاندند و بدانييد وآگاه باشيد كه اگر به خواسته به حق ومشروع امروز همين مردم گوش ندادييد شما را هم به پايين خواهند كشيد.
و من فكر نمي كنم آقاي احمدي نژاد آنقدر ارزش داشته با شد كه شما به روي مردم شليك كنيد وآنها را بزنيد.آقا مردم بدلائل مختلف اعتماد واطمينان حاصل نكرده اند آيا حقشان اين است كه به روي آنها شليك شود وآنها را بزنيد
بنده با صراحت وقاطعيت نظرات وعقايد خود را مطرح مي كنم چون معتقدم اين حداقل حقي است كه بطور طبيعي همه انسانها بايد از آن بهره مند باشند،چرا كه بيان كردن يك نياز است وشنيدن يك هنر- حال اگرديگران هنر شنيدن آنرا ندارند مشكل از خودشان است

هيچ ترتيب وآدابي مجوي هرچه مي خواهد دل تنگت بگوي

صمد مهدي پور07/04/1388

 

محمد :

مدیریت راهبردی مملکت تصمیم خودش رو گرفته. حذف مخالفان به هر قیمتی. آقای مزروعی باتوم جای کلمات نشسته و امر جای اقناع. این از ایران ما چیزی جز ویرانه باقی نخواهد گذاشت.

 

:

روز 21 خرداد هزاران برگ سهام عدالت توسط تیمی که بدستور فرفرماندار اراک در یکی از مساجد هماهنگ شده بودند در روستاهای این شهر توزیع شد فقط چند ساعت قبل از انتخابات. و هزاران نفر شاهد بر این قضیه اند، شورای نگهبان چرا اینها را مهم نمی داند؟؟ چرا در دوره های قبل نتیجه انتخابات مجلس را به بهانه یک ناهار که یک کاندیدا داده بود باطل می کرد؟ این عدالت اقایان است؟؟؟ خاک بر سر این عدالت...

 

منصف :

سلام، خوب بود مینوشتید جامعه را دوقطبی کردیم.
وقتی آقای موسوی به راحتی (به علت عدم استنباط صحیح از آمارهای احمدی نژاد) وی را متهم به دروغگویی میکند و بگونه ای صحبت میکند که دراین مساله هیچ شک و شبه ای نیست، جامعه دوقطبی میشود. البته هدف رای آوری در انتخابات بود.
اما دیگر اتهام سنگین تقلب آنهم پس از انتخابات چه معنی دارد؟ بخصوص که مجددا بگونه ای مطرح میشود که هیچ شک و شبهه ای در آن نیست. قطعا این حرکت بچه گانه، احساسات عده ای را تحریک و جامعه را دوقطبی میکند. امیدوارم این مساله فقط از روی ...باشد و پشت آن یک بازی سیاسی وجود نداشته باشد.
الان یک نکته به ذهنم رسید در دوران آقای خاتمی مخالفین همیشه میگفتند که تحلیل آقای خاتمی غلط است. مثلا اگر ایشان میگفت شهید لینکلن نمیگفتند ایشان دروغ میگوید، نمیگفتند ایشان برای بهره برداری جناح چپ اینکار را میکند. حداکثر میگفتند تحلیل شما را قبول نداریم و بشدت هم انتقاد میکردند.
اما الان شماها به نیت احمدی نژاد حمله میکنید و او را ناپاک جلوه میدهید. هرکار برای مردم انجام میدهد را فریبکارانه جلوه میدهید.
مثلا میگویید رفته در روستاها و شهرهای کوچک کارکرده که رای جمع کند. یعنی اصلا به فکر مردم نیست و فقط رای میخواهد. آخر این منصفانه است که ما بیاییم و اقدامات آقای خاتمی در راستای گفتگوی تمدنها و توسعه سیاسی را یک فریبکاری در راستای جمع آوری رای تحلیل کنیم. همه میدانیم رای آقای خاتمی ربطی به این شعارها نداشت، همانگونه که رای به احمدی نژاد در دور اول ربطی به شعارهایش نداشت.
خلاصه جواب مطلب شما اینست که خودکرده را تدبیر نیست.

 

سعيد :

آقاي مزروعي!
وقتي مردم رابا قمه سلاخي ميكنند،وقتي فعالين سياسي در زندان شنكجه هاي غير انساني ميشوند،وقتي به پاي زنداني گلوله شليك ميكنند ،آشكارا در خيابان به مردم شليك ميكنندو بعد در تلويزيون دروغ ميبافند كه bbc به مردم شليك كرده است شما نگران اعتماد مردم به نظام هستيد؟ يا نگران انگ اقلاب مخملي؟ اصلا اگر اكثريت مردم دوست داشتند انقلاب مخملي بكنند همان خواسته مردم عين قانون و مشروعيت است. اصلا نظام چه چيزي غير از توافق مردم بر سيستم حكومتي است ؟ حالا كه اين مردم به خيابان آمدند و نه بزرگي به ديكتاتوري گفتند واقعيتها را بعنوان خواص اين جامعه بازتاب دهيد .
چه كسي مجوز توحش به لباس شخصيها و بسيجيها داد ؟
بعد از سخنان آقا در نمازجمعه باز هم معتقد به نظام ديني و ولايت فقيه هستيد؟ مردم بايد آگاه شوند و اين وظيفه خواص است. اميد كه شما براي ملت حركت كنيد و محافظه كاري نكنيد.

 

یک دوست :

سلام جناب مزروعی عزیز
مدتها بود که اینجا نیامده بودم .. و این روزها بخصوص دل و دماغ اینترنت آمدن را هم ندارم .. هم به خاطر مسائل اخیر و هم به خاطر اوضاع درب و داغون اینترنت که گاها باید التماس نمود یا یک صفحه بعد از نیم ساعت بالا بیاید...
جناب مزروعی عزیز در این کشور متاسفانه اگر کوچکترین نهاد مدنی متشکله را خانواده بدانیم به خاطر مشکلات فرهنگی ناشی از بسیاری مسائل دارای مشکلات عدیده است...پدر با پسر .. برادر با خواهر .. دختر با مادر .. و همچنین همسران .. همسایه با همسایه .. اهالی این کوچه با آن کوچه ... اهالی این قسمت از شهر با آن قسمت از شهر ... اهالی این شهر با اهالی اون یکی شهر... این استان با اون استان و خلاصه یک خود درگیری مزمنی گریبانگیر همه ماست که نه تنها روی آن کار نشده بلکه به طرق مختلف بر آن دامن زده شده .حالا به نفع کیست که اینگونه باشد خود جای سوال است... شما میگوئید جامعه دو قطبی .. من میگویم جامعه هزار قطبی... حتی از لحاظ سیاسی هم میدانیم و میدانید که دیگر دوقطب عمده سابق وجود ندارد و با کوچکترین تغییر همه چیز عیان شده و دردهای کهنه سرباز خواهد کرد ...
همیشه فکر میکردم با کوچکترین رقابت که معمولا منجر به اختلاف در میان احزاب و لایه های جامعه میشود، کشور ما به لحاظ وجود اقوام و ادیان و مذاهب مختلف با پیدایش چنین رقابتهاو به وجود آمدن اختلافات به ورطه آنچنان سقوط و جدائی هائی کشیده میشود که مدل یوگسلاوی پیش آن مثل یک جشن کوچک ترخیص از خدمت سربازی باشد..
در هفته قبل از انتخابات خوشبختانه این دیدگاه من عکس از آب در آمد و دیدم که چگونه همه یک دل و یکصدا .. یکپارچه و همرنگ شدند ... ولی همان یک هفته هم برای یک اتحادی که واقعا 30 سال در حسرتش بودیم کافی بود ..تا حسرت دل را بشکنیم و امیدواری حباب گونه ای در من و ما شکل بگیرد.. نشد که نشد و متاسفانه باز نغمه های جدائی و سرخوردگی و ناامیدی به گوش میرسد که واقعا میترسم از روزی که در آینده ایرانی برای فخر و وطنی برای زندگی نداشته باشیم..
حرف و حدیث زیاد است . دلمان پر است و مجال کم...
برای شما خانواده آرزوی سلامتی و بهروزی دارم
..یک دوست..

 

:

1. سلام، در اینکه تعداد آرای احمدی نزاد بیشتر از موسوی است شک نکنیم البته تقلبهایی هم ممکن است صورت گرفته باشد اما آنها تاثیر گذار نیستند من در منطقه خودمان می دیدم که چطور ازبرخی روستاهاصد در صد آرا بنفع احمدی نژاد در می امد --80000 هزار تومان سهام عدالت (یا حقارت) اقای احمدی نژاد واقعامعجزه می کرد .حتی روستاهایی که هنوز نگرفته بودند هم به امید گرفتن ان مثل بقیه روستاهای دریافت کننده به معجزه هزاره سوم رای دادند. تقلب اصلی در روز انتخابات اتفاق نیفتاد بلکه پیش از انتخابات صورت گرفت این نکته خیلی مهمی است که بسیاری از اقشار ضعیف رای خود را به همین 80 هزار تومان نقد یا نسیه فروختند . به دولتهای قبلی هم این نقد وارد است که چرا انقدر خود را مشغول کارهای زیر بنایی دیر بازده کردند واز خدمات رفاهی خرد غفلت کردند که 80 هزار تومان اینقدر جذابیت پیدا کرد که سر نوشت یک کشور اینطور خراب شود.(الان یک جوان تقریبا براحتی 2 میلیون وام ازدواج می گیرد یک زوج 4 میلیون ،چند سال پیش ولی همان جوان جرات نمی کرد به بانک پا بگذارد) .تقلب بزرگ دیگر که ان هم معجزه بود به مناظره برمی گشت خصوصا مناظره13 خرداد ، تا آن شب موج موسوی واقعا جذابیت عمومی داشت. در منطقه ما یکدفعه از فردای ان شب جو بکل عوض شد احمدی نژاد با نامردی و البته هشیاری و شیطنت موسوی را به رفسنجانی چسباند ویکدفعه خودش را در ذهن عوام به یک قهرمان ارتقا داد بسیاری از افراد از همان شب رای خود را از موسوی به احمدی نژاد تغییر دادند ، بماند که مراجع قانونی هم در برابر همان تقلب یا تخلف بزرگ که بحق می بایست به رد صلاحیت احمدی نزاد ختم می شد موذیانه سکوت کردند و افسوس که اصلاح طلبان کاری نکردند... بهر حال بعد از 22 خرداداتفاق بزرگی افتاد که رای اوردن این شخص یا رای نیاوردن ان شخص نبود بلکه پاره شدن رشته اعتماد سی ساله ای بود بین مردم وحاکمیت که چه آسان هم پاره شد ! از روز 22 خرداد تحول بسیار بزرگی اتفاق افتاد که هزینه ان چقدر باشد خدا می داند ؟!

 

:

اقا ما رای باختگان چه باید بکنیم؟؟ به کی شکایت کنیم سینه مان پر از درد است اعصابمان خرد شده. چه کلاهی سرمان رفت خدایا بحق حضرت زهرا رسواشان بکن.

 

حامد :

سلام آقای مزروعی
پس از انتخابات ریاست جمهوری شما در محله خودتان (مارچین) نبودید و از اوضای ما بی خبرید. برای شما می نویسم تا بدانید اینها علاوه بر شما ما را هم به آمریکا و انگلیس نسبت می دهند. ظاهرا این امر برای این افراد عادی شده است.در سالهای قبل زمانی که از ولایت فقیه نقد می شد آنوقت بود که به شما می گفتند جیره خوره انگلیس هستید اما در جریانات اخیر حتی انتقاد از آقای احمدی نژاد هم همین پاسخ را برای ما داشت. چند روز پیش یکی از افراد محل (رییس بسیج) جلوی بنده را گرفت و به من گفت تو با عقل خودت تصمیم نمیگیری و بازیچه دست افراد خانواده و فامیل شده ای. فقط در یک کلام می توانم به او بگویم اگر من با عقل دیگری تصمیم میگیرم مگر شما عقلی هم دارید که بخواهید با آن تصمیم بگیرید ، شمایی که حتی اراده نیز از خود ندارید. پس از صحبتهای فراوان با او ، او من را هم به انگلیس نسبت داد. این نکته برای من خیلی خیلی جالب بود ، من یک جوان 18 ساله هستم و براساس اتفاقات دور و اطرافم تصمیم گیری میکنم. یعنی این افراد آنقدر کوته فکر هستند؟؟ اینها حتی از یک جوان 18 ساله نیز می ترسند.
در آخر او شما را ضد انقلاب خطاب کرد و بنده به او گفتم دنیای جالبی داریم کسانی که خود روزی سردم دار انقلاب بودند الان ضدانقلابی هستند و شمایی که اصلا وجود نداشتید حالا انقلابی شده اید.

 

:

اقای مزروعی کجایی؟؟ ما الان به مطلب نیاز داریم الان که همه دلسرد ومایوس شده اند نکند شما هم دیگر امیدی به اصلاح امور ندارید؟

 

نیکبخت از اصفهان :

سلام آقای مزروعی
من از فعالین انتخاباتی دو دور خاتمی بودم و برای ایشان و مجلس ششم خیلی تلاش کردم . مدرس تربیت معلم باهنر اصفهان بودم .
یک بار در همین مرکز در همان سال ها سخنانی را گفتم که گویا به مزاق شما خوش نیامد . شب استعفای مهاجرانی بود . من هنوز فراموش نکردم . خیلی غمگین بودم اما شما که هنوز مست پیروزی بودید اصلا به گوشزد من توجهی نکردید . امروز مردم مظلوم ایران ضربه شما را می خورند .

 

صمد مهدي پور :

با سلام
دروغ ازكثيف ترين وبدترين صفات انسان است.داستان آن فردي كه خدمت رسول الله آمد وگفت مي خواهم ديگر كار خلاف نكنم پيامبر گرامي فرمود فقط دروغ نگو اين فرد رفت وهربار كه قصد كارخلافي داشت ياد فرموده حضرت مي افتاد وخلاف نمي كرد چون ميديد كه اگرطبق فرموده حضرت عمل كند امكان خلاف وجود ندارد.روي صحبتم با تمامي مسئولان ودست اندركاران نظام وخاصه اين انتخابات است .آقا بدلائل متعدد عده كثيري ازمردم به اين انتخابات اعتماد واطمينان ندارند اگرچه تقلب را با چشم سر نديده اند اما دلائل متعدد وزيادي دلالت بر تقلب وتخلف وجود دارد اگر راست ميگوييد ومردم گرا وحق وعدالت گرا وصادق هستيد بجاي اين برخوردهاي ناجوانمردانه ونابخردانه وقهراميزاعتماد واطمينان مردم را حاصل كنيد.مردم توقع زياد وغير منطقي ندارند.
صمد فرزند شهيد

 

:

با سلام لطفا این پیشنهاد را بررسی کنید:
با توجه مسدود بودن تمام را هها برای اعتراض مسالمت آمیز و با توجه به اینکه هیچ کدام از سران اصلاح طلب حاضر نیستند مردم عادی دچار ضرر و زیان شوند پیشنهاد میشود در اولین نماز جمعه ای که به امامت اقای هاشمی رفسنجانی تشکیل میشود شرکت نماییم. برای این کار فقفط کافی است اعلام شود که اقایان خاتمی کروبی ومهندس موسوی دراین نماز جمعه شرکت نمایند. بی شک کوتا چیان حضور مردم خواهان تغیرات را مشاهده خواهند نمود.
از دو حالت خارج نیست :
1- هیچ وقت به اقای هاشمی اجازه اقامت نماز را نمی دهند که دراین صورت می توان بر روی عدم حضور ایشان مانور داد.
2- ایشان نماز را اقامه خواهند کرد آن وقت جهان واقتدار گرایان حضور ملت مظلوم ایران را خواهند دید واین چند گام به پیش است
با تشکر

 

جواد :

سلام آقاي مزروعي
با توجه به شرايط روز كشور من يك پيشنهادي به ذهنم رسيده نمي دانم اصلا اين پيشنهاد عملي هست يا خير.
به نظر من اصلاح طلبان بايد طي يك بيانيه به مدت حداقل 2 سال از فعاليت هاي سياسي كناره گيري كنند.و با بيان اين كه ما به اين نتيجه رسيديم كه فقط باعث دردسر نظام هستيم و خوشحالي بيگانگان بنابراين براي انتخابات مجلس بعدي (كه بدون ترديد هيچ فضاي حتي تاريكي هم براي رقابت وجود ندارد) از ارائه ليست خودداري كنند. بگذاريد ببينيم آقايون مي توانند با اين دايره محدود هوادارانشان مملكت را اداره كنند.آيا مي توانند حضور حدااكثري مردم را دوباره ببينند؟ به نظرم به تعليق درآوردن فعاليت هاي حزبي البته بعد از معلوم شدن نتيجه اين حوادث و بازداشتي ها راه حل بدي نخواهد بود.نظر شما چيست؟

 

:

چطور میشود با توجه به اصل 17 قانون اساسی مجوز یک راه پیمایی اعتراضی و مسالمت آمیز و بدون حمل اسلحه را گرفت؟
و چرا آقای موسوی با توجه به پشتوانه حداقل سیزده میلون رای مردم مجوز یک راه پیمایی را نمیگیرد تا همه صومعه داران پی کاری گیرند؟

 

:

؟؟///؟؟؟؟؟تعطیل کردید انهم در ای بزنگاه؟ مرحبا...

 

جوات موات ایرانمان :

اخرین اخبار تقلب سبز منتشر شد

 

... :

ویدیوی کاملی درباره جنبش سبز و اعلام روز پنج شنبه اول مرداد ماه به عنوان روز برگزاری چهلم شهدای کودتا
http://www.youtube.com/watch?v=OCrFyVJPrKQ

 

... :

مستندی از فاجعه ای که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد...تهیه شده توسط جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران
http://tinypic.com/r/2ebffqa/3

 

:

???????????????سکوت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا؟؟؟؟

 

بهزاد خسروانی :

ماهی خسته به جويی باريک
شکوه می کرد ز تنگابه ی خود:
دل ِ من می خواهد
جُفتِ دريا بشوم
دل ِ من می خواهد
خود ِ دريا بشوم
پاسخش داد به آواز حزين
ماهی مانده به تور صياد:
اگر از جوی به رودی به چمی
واز آن رود به دريا بزنی
غم خود غرق کنی در مانداب
بزنی پُشتک و وارو در آب
موج در موج و غزلخوان
به شتاب
بروی تا ته دريا
بی تاب
هر بهاران پی جُفتت
شادان
بِدوی شور بسر
شوق بجان
عافيت، خواب کنی
آب شوی
خواب را پس زده
خيزاب شوی
تن و جان وا شده
سودا گردی
گمُ شوی در خود و
دريا گردی ؛
ياد ِ من باش
که در تور اسير
سفر ِ خاکی تلخم در پيش ...

 

:

با سلام
كدوم جامعه برادر اينكه شما ها ساختين بيگمان جنگل در مقابلش بهشته!!!
هيچ كارش نميشه كرد جز اينكه نابود شد

 

مجید :

از آنچه پبش بینی می کردید خیلی دشوارتر شد. مدت ها است مطالب خود را به روز نکرده اید و نشان می دهد که هوا خیلی پس است.

 

خیابان سمیه، شماره 180 :

وبلاگی برای اعضای در بند جبهه مشارکت ایران اسلامی

خیابان سمیه، شماره 180

خبر رسانی درباره هم حزبی های دربند وظیفه ماست

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007