« پاسخ به مطلب دروغ روزنامه وطن امروز | صفحه اول | جامعه دوقطبی شده و روزهای دشوار »

4 تیر 88

نامه سرگشاده به رئیس قوه قضائیه

بسمه تعالی

جناب آیت الله شاهرودی

ریاست محترم قوه قضائیه

باسلام ،

اصل 20 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صراحت دارد :" همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد يكسان‏ در حمايت‏ قانون‏ قرار دارند و از همه‏ حقوق‏ انساني‏، سياسي‏، اقتصادي‏، اجتماعي‏ و فرهنگي‏ با رعايت‏ و موازين‏ اسلام‏ برخوردارند. " و اصل 22 :" اصل‏21 حيثيت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسكن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏ است‏ مگر در مواردي‏ كه‏ قانون‏ تجويز كند. " و بدون آنکه بخواهم به دیگر اصول قانون اساسی در ارتباط با وظیفه حاکمیت نسبت به تامین حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع و قانونی اشاره کنم به اطلاع جنابعالی می رسانم صبح روز دوشنبه 25 خرداد ساعت 30/8 چهار نفر بدون اجازه وارد منزل بنده شدند وتا اطاق خواب بنده آمدند و پس از اعتراض من و درخواست حکم ورود آنها یک نامه به امضای اقای مرتضوی خطاب به معاونت امنیت داخلی وزارت اطلاعات برای پیگرد مظنونین به اقدام علیه امنیت ملی را نشان دادند ( واقع اینکه در این شرایط من نتوانستم مفاد این نامه را بدقت بخوانم ) . پس از رویت این نامه من گفتم شما با استناد به این نامه بدون اسم حق ورود به خانه مرا نداشتید اما آنها با تحکم گفتند ما با تکیه براین نامه می توانیم ! آنگاه سراغ پسرم حنیف را از من گرفتند که بنده توضیح دادم ایشان مدتهاست در این خانه زندگی نمی کند و ارتباط چندانی هم با ما ندارد و از فحوای کلامشان برمی آمد که آنها بدنبال او به خانه بنده آمده اند اما پس از این گفتگو آنها خواهان بازرسی و تفتیش منزل بنده شدند و باز من به آنها یاد آور شدم که شما با استناد به این نامه نمی توانید خانه مرا بازرسی و تفتیش کنید اما فردی که ظاهرا سرتیم چهار مامور داخل شده به منزل ما بود با تحکم خواستار بازرسی و تفتیش منزل آنهم از اطاق خواب بنده شد و بنده و خانواده هم که غیر تسلیم و رضا به این خواسته و اقدام غیرقانونی (که دائم به آنها متذکر می شدیم) چاره ای نداشتیم نظاره گر بازرسی و تفتیش محتویات منزل شدیم و دو مامور مشغول تفتیش و دومامور دیگر هم ناظر و مواظب اوضاع بودند ! در حین این بازرسی و تفتیش مجادله هایی بین من و خانواده ام با این ماموران پیش می آمد مبنی بر اقدامات غیرقانونی آنان ، و ازجمله بنده به آنها گفتم که شما اگر مدرک و سندی علیه بنده دارید چرا اینکارها را می کنید و چون سند و مدرک ندارید حالا با بازرسی و تفتیش می خواهید پرونده و سند سازی کنید اما باید بدانید که یک آدمی مثل من بالفرض اگر سندی هم داشته باشد که اینقدر حواسش پرت نیست که آنرا درخانه نگه دارد ! و شما بگوئید دنبال چه چیزی می گردید تا من به شما بدهم . به هرحال پس از بیش از یکساعت بازرسی و تفتیش هرآنچه را فکر می کردند از محتویات منزل بدردشان برای سند سازی می خورد جدا کردند تا ببرند و من درخواست صورت جلسه وسائل کردم . مامور سرتیم به هنگام نوشتن صورت وسائل نام پسرم حنیف را به عنوان صاحب منزل نوشت که من به او یاد آور شدم اینجا منزل من است و بنابراین من این این برگه را قبول ندارم و امضاء نمی کنم که این بار ایشان کوتاه آمد و برگه تازه ای بنام بنده و فهرست وسائل را در آن نوشت که عبارت بودند : 1- تعداد سی و چهار عدد سی دی و سه عدد حافظه کامپیوتر ، 2 – یک کیس کامپیوتر (که متعلق به پسردوم اینجانب است ) ، 3 – یک لپ تاب با وسائل متعلقه ( که متعلق به دختر اینجانب است ) 4- یک پوشه که در برگیرنده اوراق مختلفی از جمله گزارشات سال هایی که من در رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در نیجریه و پاکستان کار می کردم ، و 5- چهار جلد کتاب مربوط به خاطرات آیت الله منتظری . اما بدلیل مجادله ای که بین من و ایشان بر سر صورت وسائل پیش آمد من از امضای این برگه نیز خودداری کردم و از ایشان خواستار شدم که آدرسی و شماره تلفنی برای پیگیری و باز پس گیری این وسائل به من بدهد که ایشان گفت شما می توانید از آقای موتضوی در این باره پیگیری کنید . من گفتم که دست ما که به ایشان نمی رسد لااقل یک شماره تلفن یا آدرس بدهید که ایشان گفت هروقت بخواهند وسائل را به شما برگردانند با شماره تلفن منزل شما تماس می گیرند . تنها نشانه ای که بنده توانستم از این ماموران داشته باشم هنگام سوار شدن بر ماشین پژوی 206 سفید رنگی بود که شماره آنرا برداشتم (22-372ن36) و این پایان ماجرا بود .

جناب آقای شاهرودی سوابق بنده روشن است و همینطور مواضع فکری و سیاسی ام ، و در گذشته و حال آنچنان شفاف عمل کرده و می کنم که چیزی برای پنهانکاری ندارم و قطعا این ماموران با کنکاش در انچه برده اند همین را درخواهند یافت اما غرض از نوشتن این نامه به شما طرح این سئوال است که آیا این شیوه عمل کردن و به زندگی خصوصی افراد وارد شدن و تا فیها خالدون آنها را بازرسی و تفتیش کردن آنهم با استناد به یک نامه کلی بدون اسم و مشخصات و حق بازرسی و تفتیش با کدامیک از مو ازین قانونی و شرعی و حتی اخلاقی و مروت و انصاف می خواند ؟ یادآور می شوم که در دورانی که انقلاب اسلامی اوج گرفته بود در ماه رمضان سال 57 حکم دستگیری بنده توسط فرماندار نظامی اصفهان بدلیل فعالیت های انقلابی صادر و به ژاندارمری ملک شهر ابلاغ شده بود و ماموران این ژاندارمری به رغم داشتن حکم به منزل پدرم در مارچین مراجعه نکردند تا اسباب ناراحتی آنها نشوند بلکه به فردی که به نوعی پاکار روستای مارچین محسوب می شد مراجعه و از او خواستند که مرا به خانه اش بخواند و وقتی من به خانه او رفتم حکم بازداشت را به من نشان داده و مرا با خود بردند و دو روز بعد هم با حکم مشخص به خانه پدرم برای بازرسی و تفتیش مراجعه کردند . متاسفانه من چگونه می توانم از مقایسه این دو برخورد بگذرم و آیا اینگونه عمل کردنها به نفع انقلاب و نظام است ؟ و ما از این طریق می توانیم اختلافات فکری و سیاسی را حل کنیم ؟ آیا دفعه قبل که با همین ذهنیت در پی بازداشت پسر بنده بودند و خود من اورا بردم و تحویل ماموران نیروی انتظامی دادم و به رغم قولی که دادند پس از بازجویی و حداکثر ظرف 24 ساعت آزاد می شود اورا 65 روز در زندان انفرادی با آن وضع فجیع نگه داشتند و سرانجام پیگیری های انجام شده باعث شد که حضرتعالی شخصا وارد این ماجرا شوید و هیاتی را مسئول رسیدگی به پرونده ایشان و دیگران موسوم به وبلاگ نویسان کردید و در نهایت حجت الاسلام علیزاده به عنوان سخنگوی این هیات در مصاحبه با مطبوعات اعلام داشت که پس از رسیدگی کامل به این پرونده معلوم شد به جز سه نفر بقیه نه تنها تقصیری نداشته بلکه قصور هم نداشته اند و دستور منع تعقیب برای همه آنها صادر شده است . براستی اینها چه هزینه و فائده ای برای انقلاب و نظام دارد ؟ و بنده پشیمانم که چرا آن بار علیه این همه بی قانونی وظلم شکایت و پیگیری نکردم فقط با این توجیه که چه اشکالی دارد که ما هم اینگونه هزینه بدهیم ! فکر می کنم همان جریانی که آن ماجرای پرهزینه را بوجود آورد باردیگر در پی تکرار آن است و نمی دانم که اینان اصلا به هزینه و فائده اینگونه اقدامات خود برای نظام و آینده آن فکر می کنند یا نه؟ امیدوارم که واقعا و قلبا در پی خدمت به نظام باشند اما از نظر من اینگونه اقدامات اگرچه در کوتاه مدت ممکن است حاوی برخی فوائد تصوری باشد اما در دراز مدت بسیار پرهزینه و به ضرر نظام است . فراموش نکنیم که در رژیم گذشته نیز همینگونه اقدامات غیرقانونی و زورگویانه و ظالمانه باعث گریز مردم از آن رژیم و انقلاب شد. بنده به صراحت به این ماموران گفتم که شما وقتی با من و خانواده ام این می کنید تکلیف دیگر مردمان روشن است ، و اینان پاسخ دادند که مردم عادی مثل شما کار سیاسی نمی کنند ! خوب در زمان رژیم گذشته نیز به مردم عادی که کاری نداشتند و آنها هم با سیاسیون کار داشتند آنهم با سیاسیونی که مخالف رژیم بودند اما سرانجام آن کارها را دیدیم ! اما ظاهرا امروز با سیاسیون موافق نظام اما مخالف با برخی شیوه و رویه هم کار دارند !

جناب آقای شاهرودی بنده هنوز نمی دانم که این ماموران واقعا به زیر مجموعه کدام نهاد نظامی و امنیتی تعلق دارند چون هیچ نام و نشانی از خود به من ندادند و جز آن نامه کلی (که آنرا هم به درخواست بنده و در حد روخوانی نشان دادند ، خطاب به معاونت امنیت داخلی وزارت اطلاعات که ظن مرا به اینکه اینها مامور وزارت اطلاعات بودند می برد ) که از نظر بنده هیچگونه انطباقی با موازین قانونی و و شرعی و حقوقی جاری در جمهوری اسلامی ایران برای ورود به زندگی خصوصی افراد و بازرسی و تفتیش و بردن وسائل نداشت لذا از جنابعالی به عنوان ریاست قوه قضائیه درخواست دارم بر پایه اصل 156 قانون اساسی به این موضوع رسیدگی کنید .

جناب آقای شاهرودی به عنوان یک شهروند ایرانی مسلمان که از دوران جوانی دل به انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی بسته و در تمام سال های گذشته در حد توان و فهم خود در خدمت به نظام انجام وظیفه کرده است یادآورمی شوم آنانی که تصور می کنند با اعمال اینگونه روشهای غیرحقوقی و امنیتی به انقلاب و نظام خدمت می کنند سخت در اشتباهند و به نظرم اینگونه عمل کردن هیچ کمکی به حل مشکلات و اختلافات فکری و سیاسی جامعه ما نمی کند و جز آنکه بر قطبی شدن فضای جامعه و شکاف بین حاکمیت و مردم ( به عنوان موافق و مخالف ) دامن زند حاصلی در پی ندارد و برای حل اختلافات و مشکلات باید فکر و راه دیگری را پیمود و اگر هدف اینگونه اقدامات ترساندن و ایجاد رعب در دل سیاسیونی مثل بنده است باز فکر نمی کنم این شیوه جوابگو باشد و اگر آقای مرتضوی فکر می کند باعث و بانی آنچه در کشور جریان دارد بنده هستم اینجانب بدون هیچ اعتراض و دادگاهی حاضرم خودم را دراختیار ایشان قرار دهم و به زندان روم تا ایشان دریابد که تصورات باطل و خیالات نادرست در باره افرادی مثل بنده و پسرم دارد ، و با نیاموختن از تجربه بازداشت و زندانی کردن قبلی پسرم باز می خواهد آن آزموده را تجربه کند !

بنده به این حدیث شریف سخت باور دارم که :" الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم " وازاینرو نسبت به ظلمی که بر من و خانواده ام تاکنون روا شده است به شما به عنوان مرجع رسمی رسیدگی به تظلمات و شکایات نوشتم شاید موثرافتد و جنابعالی نه برای من بلکه برای حفظ آبروی جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از خسارت های بیشتر اقدامی بکنید . قطعا این روزها و دنیا می گذرد و همه ما باید در روز حساب و کتاب پاسخگوی اعمالمان باشیم و دعا می کنم و امیدوارم که در آنروز ما رو سیاه نباشیم .

رجبعلی مزروعی



   نظرات

karimi :

برادر عزیزم جناب اقای مزروعی
ندای امام حسین درگوش تاریخ برای همیشه طنین افکن است که: هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی
ایا یاری کننده ای هست مرا یاری کند
و اکنون ندای دیکری پس از قرنها طنین افکن است که ایا دادگری هست که بداد مظلومین این زمان برسد
اگرامرین و سیاست گزاران و انها که به شما وخانوادتان ظلم کردند ندانند جمعیت 5 هزاری نفری مارچین سالهای 1350 و 30هزارنفری سال 1388به نقل از پدران ومادرانشان می دانند که برای پیروزی انقلاب ومبارزه با رزیم ستم شاهی
چه رنجها بردید و حتی در تظاهرات علیه رژیم ستم شاهی مورد اصابت گلوله قرار گرفتید اگر بخواهم همه انچه گذشت را بنویسم مطلب به
درازا خواهد کشید انقلاب پیروز شد هنوز شهد پیروزی انقلاب را نچشیده بودیم که جنگ تحمیلی بوقوع پیوست
در طول جنگ بارها وبارها حسب وظیفه و بفرمان امام به جبهه های جنگ شتافتی ودر داخل و خارج از کشور درخدمت
نظام بودی علی رغم پستهای حساس ونمایندگی مجلس زند گی ساده وبی الایشی داری وهیچگونه تغیری بلحاظ مادی ازاغاز پیروزی انقلاب تا کنون در زندگی شما مشاهده نمی شود . بجز خدمت به چیزی نیندیشیدی و مصداق واقعی صداقت در خدمت
بودی ودر این 4 سال شما را بعنوان یک کارمند ساده نیز نتوانستند تحمل کنند
واکنون نامه درد مندانه شما به رییس قوه قضاییه را خواندم واز ظلمی که بشما و خانواده ات روا داشته اند مطلع شدم
بسیار متاسف ومتاثر شدم پیش خود گفتم ایا توجهی به این همه بی عدالتی میشود اینها چه می گویند چه میخواهند
بیایند با همه انهایی که این روزها اسیر کرده اند وبه انها ظلم کرده اند مناظره کنند با امین زاده با نبوی با رمضان زاده با تاج زاده با حجاریان با عطریانفر با میردامادی با ........................................................ ایا بزعم انها بلا نسبت شما که این روزها
مورد اذیت وازار مصادره کنندگان انقلاب قرار گرفته اید از کیانوری ملحد بدترید که شهید بزگواری چون شهید بهشتی
که به تعبیر امام راحل قدس سره یک ملت بود با او مصاحبه کردنند
برادر عزیز در لحظات پایانی نوشته ام بیاد ان روزها افتادم که نوارهای سخنرانی شهد مظلوم دکتر شریعتی را گوش
می دادیم که با سوز هرچه تمامتر این ایه میخواند که:فاصبر ان وعد ا له حق بیاد می اوری که این ایه انهم از زبان دکتر
چه قوتی در دل ما ایجاد می کرد اکنون بیاد ان روزها این ایه زمزمه کن که وعده خدواند تبارک وتعالی حق است
این مطا لبی بود که بخاطرناراحتی از انچه بر شما گذشته است نوشتم شما هر دخل و تصرف و ویرایشی در ان را مجازید

کریمی

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007