« موج سبز در اصفهان | صفحه اول | نامه سرگشاده به رئیس قوه قضائیه »

23 خرداد 88

پاسخ به مطلب دروغ روزنامه وطن امروز

بسمه تعالی


آقای مهرداد بذرپاش مدیر مسئول روزنامه وطن امروز
بر پایه ماده 23 قانون مطبوعات چون روزنامه وطن امروز در تاریخ 21 خرداد ماه در صفحه آخر در مطلبی ذیل عنوان « عملکرد اسرائیلی مسئوولان دولت اصلاحات در بورس تهران » به قلم فردی بنام دکتر مهدی رجبی ( که با عنوان فعال اقتصادی و کارشناس بازار سرمایه معرفی شده است !) مطالبی خلاف واقع و حاوی افترا را در باره بنده انتشار داده است ، لذا خواستار انتشار این پاسخ هستم و امیدوارم شما که ادعای بسیاری در زمینه اصولگرایی دارید از چاپ این پاسخ دریغ نفرمائید .
نویسنده پس از پارگراف مقدمه مدعی شده است : " ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از روی کار آمدن صفدر حسینی در دولت به‌عنوان‌ وزیر اقتصاد، ترکیب هیات مدیره بورس تغییر کرد به‌طور‌ی که مصطفی تاج‌زاده با گرایش‌ها و فعالیت‌های شدید سیاسی به همراه رجبعلی مزروعی، نویسنده روزنامه‌های زنجیره‌ای جایگزین افراد تحصیلکرده در بورس تهران شدند. در همین زمان صفایی‌فراهانی نیز در سمت معاونت وزیر اقتصاد منصوب شد؛ سمتی که فراهانی را به همه چیز رساند. اوج عملیات اسرائیلی طراحی شده توسط این افراد را می‌توان در مرداد ماه 82 بورس تهران مشاهده کرد. "
در پاسخ این مطالب واقع و حاوی افترا : 1- ظاهر نویسنده مطلب که خود را به عنوان « فعال اقتصادی و کارشناس بازار سرمایه » معرفی کرده است فرق « هیات مدیره بورس » و « شورای بورس » را نمی داند وگرنه مرتکب چنین خطای بزرگی نمی شد . به اطلاع ایشان برسانید که هرگز آقای تاج زاده یا بنده عضو« هیات مدیره بورس » نبوده ایم تا کارهایی که ایشان به خلاف واقع نسبت داده است بتوانیم انجام دهیم و به ویژه اگر ایشان توانستند کوچکترین رد پایی از آقای تاج زاده به هرشکلی در بورس پیداکنند به ایشان جایزه می دهم . 2- آقای صفدر حسینی در روزهای آخر سال 82 به وزارت منصوب شد و آقای صفایی فراهانی نیز پس از پایان کار مجلس ششم و در خردادماه سال 83 به سمت معاونت وزیر اقتصاد منصوب شد بنابراین نسبت دادن آنچه در سال 82 و به ویژه مرداد ماه 82 به عنوان « اوج عملیات اسرائیلی طراحی شده توسط این افراد » عنوان شده است از اساس باطل و خلاف واقع و افتراست . 3- بنده نیز از شهریور ماه سال 83 به عنوان یکی از دو اقتصاد دان عضو « شورای بورس » از سوی دولت معرفی شدم و آگاهان بازار سرمایه بخوبی می دانند که وظیفه این شورا فقط سیاستگزاری بود و هیچگونه دخالتی در بازار بورس نداشت که بتواند عملیاتی را طراحی کند ضمن اینکه ترکیب این شورا بگونه ای است که اگر اتهامی متوجه بنده باشد متوجه بقیه افراد حقیقی و حقوقی عضو این شورا از جمله نماینده دادستان کل کشورهم خواهد بود . سرجمع اینکه عملکرد بازار بورس در سال 82 با هر نگاهی هیچ ارتباطی با انتصاب آقایان صفدر حسینی ، صفایی فراهانی در وزارت امور اقتصادی و دارایی و اینجانب در شورای بورس ندارد و قطعا مطالب منتشره مصداق مثل معروف « دروغگو کم حافظه است » را در مورد نویسنده اثبات می کند .

در ادامه نویسنده آورده است :" پس از این دوره چون ماموریت آقایان به پایان رسیده بود و سهام شرکت‌هایی که با قیمت ارزان خریده بودند و در اختیار داشتند را به چندین برابر قیمت به مردم عادی فروخته بودند، قیمت‌ها رو به افول گذاشت و پس از مدتی به همان قیمت‌های واقعی سال‌های قبل و حتی کمتر از آن رسید. در طول این مدت بیشتر شرکت‌هایی که این آقایان و مدیران هماهنگ با آنها در آنجا حضور داشتند در سال‌های 83 و 84 به زیان رسیدند و پوچ بودن فعالیت تولیدی آنها به اثبات رسید. این همان کاری بود که سرمایه‌گذاران اسرائیلی در بورس‌های کشورهای آسیای جنوب شرقی انجام دادند تا پول‌های خود را چندین برابر کرده و فضای اقتصادی این کشورها را ناامن سازند. دولت اصلاحات در این زمینه حتی به خود نیز رحم نکرد و به نوعی به خودزنی اقتصادی دست زد."

در پاسخ به این مدعای خلاف واقع یاد آور می شوم که اگر نویسنده بتواند با دسترسی به اطلاعات اثبات کند که بنده و اقایان صفدر حسینی ، صفایی فراهانی و تاج زاده طی سال های گذشته معا مله سهام بورسی در شرکت هایی داشته ایم تمام ثروتی را که از این طریق بدست آورده ایم و ایضا اصل سهام را به ایشان می بخشیم اما چه کنیم که در این ملک که آوازه دینداری برخی (واز جمله مدیر مسئول روزنامه ) گوش فلک را کر کرده است هدف ، وسیله را توجیه کرده و اینها براحتی دروغ و افترا بردیگران بسته و انتشار می دهند و تاسف بار اینکه برای القای اینها به عناوین عجیب و غریب هم متوسل می شوند مثل عنوان این مقال یا سرمایه گذاران اسرائیلی ! امام حسین (ع) فرمود : " اگر دین ندارید لاقل آزاده بدنیا باشید." به عبارت دیگر اگر هر یک از ما در باره دیگران به آموزه های دینی و اخلاقی پایبند نیستیم لااقل بر پایه آزادگی انصاف و مروت داشته باشیم و اینگونه نباشد که بخواهیم به رقیب خودمان در عرصه سیاست هر نسبت خلاف واقع و افترایی را ببندیم و منتشر کنیم . نکته دیگر اینکه در زمانی دیگر که روزنامه همفکر و همسوی شما « سیاست روز » یک چنین مطالب واقع و دروغی را منتشر کرده بود بنده به صراحت اعلام داشتم آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟ خوشبختانه سامانه بازار بورس همه اطلاعات مربوط به معاملات بورس در این سالها را دارد و مدیریت این سامانه و بازار در اختیار منصوب دولت نهم است بنابراین بجای این مطالب خلاف واقع تقاضای انتشار آنرا دارم ضمن آنکه بنده حاضرم همه ثروت و دارایی خود و بستگان درجه اولم را پس از سی سال خدمت به نویسنده این مطلب یا هرکسی که داوطلب باشد به مبلغ یک میلیارد تومان واگذار نماید و از این طریق سود سرشاری را نصیب خود سازم !
هرچند بنای بنده بدلیل مسئولیتی که در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران دارم شکایت از مطبوعات نیست و امیدوارم با چاپ این پاسخ قدمی در راه اصلاح این مطالب خلاف واقع و افترا بردارید در غیر اینصورت بر طبق تبصره های 3و 4 ماده 23 قانون مطبوعات حق شکایت برای بنده محفوظ است . دعا می کنم که خداوند به همه ما سعه صدری عنایت فرماید که در میدان رقابت سیاسی آلوده به بی انصافی و دروغگویی و...نسبت به یکدیگر نشویم .

رجبعلی مزروعی


کل مطب در روزنامه وطن امروز ، پنجشنبه, 21 خرداد 1388

عملکرد اسرائیلی مسؤولان دولت اصلاحات در بورس تهران
نگاهی به عملکرد برخی از مسؤولان و جابه‌جایی‌های صورت گرفته در این حوزه در کابینه دوم خاتمی نشان می‌دهد که حباب قیمت‌ها صرفا یک پدیده نبوده و سیاست به کار گرفته شده توسط برخی از مدیران ایشان است.
ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از روی کار آمدن صفدر حسینی در دولت به‌عنوان‌ وزیر اقتصاد، ترکیب هیات مدیره بورس تغییر کرد به‌طور‌ی که مصطفی تاج‌زاده با گرایش‌ها و فعالیت‌های شدید سیاسی به همراه رجبعلی مزروعی، نویسنده روزنامه‌های زنجیره‌ای جایگزین افراد تحصیلکرده در بورس تهران شدند. در همین زمان صفایی‌فراهانی نیز در سمت معاونت وزیر اقتصاد منصوب شد؛ سمتی که فراهانی را به همه چیز رساند. اوج عملیات اسرائیلی طراحی شده توسط این افراد را می‌توان در مرداد ماه 82 بورس تهران مشاهده کرد. اکثریت سهامداران بورس تهران آن روزها را بخوبی در خاطر دارند؛ روزهایی که شاخص کل بورس به‌صورت حبابی در محدوده 14هزار الی 15هزار واحد بود و هر روز قیمت یک یا چند شرکت چنان دستخوش تغییر می‌شد که بسیاری از افراد یک‌شبه به ثروت‌های هنگفتی می‌رسیدند و در مقابل عده‌ای هم بخش عظیمی از سرمایه خود را از دست رفته می‌دیدند. عملیات در این زمینه و افزایش قیمت سهام شرکت‌ها از چند صد تومان به چندین هزار تومان به جایی رسید که عبده تبریزی، دبیرکل وقت بورس که در ظاهر نمی‌توانست جلوی این آقایان را بگیرد، یک هفته بورس تهران را تعطیل کرد تا بتواند این روند را به نحوی کنترل کند اما پس از یک هفته تعطیلی نیز حتی با اعمال سقف قیمت و حجم مبنا روند به همان شکل قبلی ادامه پیدا کرد. نسبت P/E برای خیلی از شرکت‌ها به محدوده 20 و بالاتر رسید به‌طور‌ی که قیمت هر سهم این شرکت‌ها معادل 20 برابر سود آنها شد. متاسفانه هنوز هم به‌علت عدم حضور اکثریت افراد جامعه در بازار سرمایه، مردم از اقدامات این افراد در بورس تهران بی‌اطلاعند.
پس از این دوره چون ماموریت آقایان به پایان رسیده بود و سهام شرکت‌هایی که با قیمت ارزان خریده بودند و در اختیار داشتند را به چندین برابر قیمت به مردم عادی فروخته بودند، قیمت‌ها رو به افول گذاشت و پس از مدتی به همان قیمت‌های واقعی سال‌های قبل و حتی کمتر از آن رسید. در طول این مدت بیشتر شرکت‌هایی که این آقایان و مدیران هماهنگ با آنها در آنجا حضور داشتند در سال‌های 83 و 84 به زیان رسیدند و پوچ بودن فعالیت تولیدی آنها به اثبات رسید. این همان کاری بود که سرمایه‌گذاران اسرائیلی در بورس‌های کشورهای آسیای جنوب شرقی انجام دادند تا پول‌های خود را چندین برابر کرده و فضای اقتصادی این کشورها را ناامن سازند. دولت اصلاحات در این زمینه حتی به خود نیز رحم نکرد و به نوعی به خودزنی اقتصادی دست زد. این خودزنی اقتصادی با فروش بلوکی سهام شرکت صدرا (صنعتی دریایی ایران) به سرمایه‌گذاری بانک ملی در قیمت‌های 23هزار ریال به ازای هر سهم صورت گرفت و پس از گذشت چند ماه سهام این شرکت رو به افول گذاشت تا جایی که سرمایه‌گذاری بانک ملی کل سهام خود را در این شرکت در سال 1388 به قیمت هر سهم فقط یکهزار ریال به فروش رساند و بزرگ‌ترین زیان را در تاریخ سرمایه‌گذاری در بورس تهران نصیب خود کرد. در آن زمان این گروه با ترغیب و تشویق کارمندان وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها به حضور در بازار سرمایه و خرید و فروش سهام، سهام شرکت‌ها را با قیمت گزاف به آنها فروختند و هنوز شمار کثیری از مردم عادی و کارمندان این سهام‌ها را در اختیار دارند اما ارزش آنها به کمتر از 10درصد رسیده است. بسیاری از کارمندان وزارتخانه‌ها از جمله وزارت صنایع هنوز برگه سهام شرکت‌های مختلفی همچون ایران خودرو و سایپا را با قیمت‌های 20هزار الی 24 هزار ریال در اختیار دارند در حالی‌که در حال حاضر قیمت سهام این شرکت‌ها در محدوده قیمتی کمتر از 2هزار ریال است.
با ایجاد چنین فضایی در بورس تهران اعتماد سرمایه‌گذاران بشدت تضعیف شد و همین آقایان پس از روی کار آمدن دولت نهم باز هم به تخریب این فضا پرداختند به‌گونه‌ای که به‌رغم تلاش دولت در ارائه سهام شرکت‌های صدر و ذیل اصل 44 در بورس تهران به تشکیک در ارائه این سهام پرداختند. نمونه بارز در این زمینه عرضه سهام شرکت مخابرات ایران در بورس بود چرا که هنوز هم روزنامه‌های طرفدار آنها اصرار بر ضررده بودن این شرکت دارند در حالی‌ که خود ایشان از درآمد سرشار حوزه‌های مخابرات و فناوری اطلاعات آگاهند. این شرکت بلافاصله پس از برگزاری مجمع سالانه خود اقدام به پرداخت سود سهامداران به ازای هر سهم 130ریال کرد در حالی ‌که بسیاری از شرکت‌های حاضر در بورس از توانایی پرداخت سود با این سرعت برخوردار نیستند اما شایعه‌پراکنی و تخریب افکار عمومی سبب شد تا مردم عادی از حضور در این بازار با توجه به پیشینه موجود از دولت اصلاحات پرهیز کنند. شاید امروز اکثریت جامعه درک کنند که اصرار بیش از حد دولت اصلاحات در زمینه توسعه سیاسی فریبی بیش نبوده است تا افکار عمومی از حوزه‌های اقتصادی چون بازار سرمایه غافل شوند و این حوزه‌ها عملا به
حیاط خلوت مدیران اصلاحات تبدیل شود.
امروز همان‌هایی که سهام بانک‌های خصوصی را با P/E معادل 6 الی 10 در بازار عرضه می‌کردند و به فاصله چند ماه این نسبت را به 20 رساندند، در عرضه سهام بانک‌های دولتی توسط دولت نهم با نسبت P/E معادل 5 از گران‌فروشی دولت حرف می‌زنند. آنهایی که سهام شرکت‌ها را با قیمت گزاف به مردم می‌فروختند در مقابل ارائه سهام شرکت‌های ارزشمند ملی با قیمت پایین در قالب سهام عدالت آن هم نه به خاطر ریختن پول به جیب دولت بلکه با هدف نهادینه کردن مالکیت ثروت کشور برای مردم که همانا صاحبان اصلی کشور هستند، ایستاده‌اند و به تخریب و تمسخر دولت می‌پردازند.
*فعال اقتصادی و کارشناس بازار سرمایه



   نظرات

حی :

اقای مزروعی در حال حاضر که ای مطالب را می نویسم در شهر ما طرفداران برنده انتخابات با کاروان شادی هلهله کنان در حال عبورند. عجیب مردمی اند که برای بدبختی خود شادی می کنند.دمکراسی ایرانی است دیگر من باور دارم رضا شاه هم اگر در ان زمان انتخابات می کرداو هم برنده می شدبرخی فکر می کنند حالا که انتخابات شد دمکراسی برقرار است نمی دانند که تا دانایی بر مردم حاکم نشود این جور دمکراسی ها نیز واقعا بدرد نمی خورد دانایی تا در جامعه تزریق نشود کاری از پیش نمی رود .اقای موسوی هم بیست سال بجای اینکه بیاید دانایی در را در جامعه تزریق کند در انزوای خود بود وحالا می خواست نتیجه کار دیگران را بچیند هیهات ! اما باز هم دستش درد نکند کاشکی بیاید ودر فعالیت حزبی واقعی وارد شود تا برای 4 سال دیگر یک بار دیگر کلاه سرمان نرود13 میلیون ،رای کمی نیست بخصوص که بر خلاف رای دیگران یک رای کیفی ومتعلق به نخبگان است پرده تزویر ضخیم تر از ان بود که مافکر می کردیم دمکراس اگر کیفی نشودبا صد تا انتخابات هم در اخر به دیکتاتوری میرسد این 13 میلیون از ان 22 میلیون رای خاتمی هم بهتر است قدرش را بدانیم نخبه سازی کنیم ادم داشته باشیم برای4 سال دیگر مثل این دفعه نشود که مانند اقای موسوی در دقیقه 90 تصمیم بگیرد وارد شود.

 

باور کردنی است!!؟؟؟؟!!! :

باور کردنی است که کروبی و رضایی وموسوی در زادگاه خودشان هم رای نیاورده اند؟!! باور کردنی است حتی یک درصد از ملت علاقه مند به شعار 70 هزار تومان کروبی نبوده اند؟!!!

 

حامد مزروعی :

برف می بارید و پیش از ما
دیگرانی همچو ما خشنود و نا خشنود ،
زیر این کج بار خامش بار ، از این راه
رفته بودند و نشان پای هاشان بود.
به قول رئیس جمهور محبوبم آقای میرحسین موسوی :
انا للله وانا اليه راجعون
امروز زمانی که نتایج انتخابات را شنیدم واقعا متاثر شدم. جامعه ما هشیار و بیدار بود و به ناگه همه ی چیزها زیرو رو شد.
نمیدانم نتیجه این انتخابات را چگونه تجزیه و تحلیل کنم. هرگونه که می خواهم خود را قانع کنم نمی توانم.
به نظر من این یک کودتا بود. کودتایی که با زیرکی تمام برنامه ریزی شده بود. جالب اینجاست بدانید تمامی سایت های مربوط به مهندس میرحسین موسوی از بعدازظهر روز انتخابات فیلتر شد و همانگونه که همگی مردم آگاه هستند حتی سیستم پیام کوتاه نیز از روز قبل از انتخابات مسدود شده بود.
زمانی که نتایح اولیه انتخابات اعلام شد سایت الف (www.alef.ir) که از سایت های حامی دولت است اینگونه نوشته بود : ((38000000 میلیون رای به صندوق ها ریخنه شده است که 24000000 میلیون از آن متعلق به دکتر احمدی نژاد است.))
سوال اینجاست که قیل از شمارش آرا چگونه این سایت حامی دولت چنین اخباری را منتشر کرده است؟؟ سوال اینجاست که چرا به ناظران اجازه نشد تا قبل از شروع رای گیری از صندوقها بازدید شود؟ سوال اینجاست که چرا ناظران مهندس موسوی از حوزه های اخذ رای اخراج می شدند و هزاران نکته دیگر !!!
محسن مخملباف یکی از حامیان مهندس موسوی در این زمینه می گوید: (( کودتایی در حال انجام است. او می گوید که وزارت کشور به ستاد موسوی اعلام پیروزی کرده حتی این پیروزی به اطلاع رهبر ایران نیز رسیده و او نیز قبول کرده است ولی وی گفته است که در اعلام خبر مدیریت درستی صورت گیرد.
از طرف دیگر از روزنامه های اصلاح طلب خواسته شده است که اعلام پیروزی را یک روز به تعویق بیاندازند و بعد از آن حمله به ستادهای موسوی شکل می گیرد و کودتای واقعی رخ می دهد .))
حضور گسترده مردم در پای صندوق های رای نشان از تغییر دولت بود و آنها آمده بودند تا به جهانیان اثبات کنند که ما قدرت تغییر را داریم ولی همانگونه که دیده شد پاسخ حکومت ایران چیزی جز توهین بسیار بزرگ به شعور و بینش سیاسی مردم نبود. جالب اینجاست که رهبر ایران نیز در برابر همه این حرف ها جوابی قانع کننده نداد و فقط و فقط در طی بیانیه ای اعلام کرد که این آرا ، آرا مردم است و دیگر کاندیداها باید به آن احترام بگذارند. آیا به راستی می بایستی رهبر یک جامعه چنین برخوردی داشته و به راحتی هر چه تمام تر از کنار این مسئله بگذرد.
زمانی که به مردم داخل و خارج از کشور نگاه می کنیم می بینیم که همگی یک دست سبز هستند و حتی زمانی که نتایج انتخابات ایران منتشر شد در خارج از کشور تظاهرات زیادی صورت گرفت و مردم از نتیجه به دست آمده ناراضی و ناراحت بودند. حتی زمانی که نتایج نهایی انتخابات اعلام شد تمامی افرادی که حامی آقای احمدی نژاد بودند نیز از بدست آمدن چنین نتیجه ای بهت زده شده بودند.
در هر صورت ما حامیان مهندس میرحسین موسوی تا آخر در صحنه هستیم و تا پای جان برای وی تلاش خواهیم کرد چون به راستی معتقد هستیم که مهندس موسوی برنده نهایی این انتخابات بود و این چیزی بود که تمامی مردم ایران زمین می خواستند ولی حکومت ایران این را نپذیرفت و متاسفانه این بار به صورت عینی شاهد بودیم که میزان رای ملت نبود. جمله ای تاریخی که امام خمینی آن را بیان کرد و این حکومت اسلامی آن را زیر پا گذاشت.
پس از اعلام نهایی نتیجه انتخابات ، مردم و حامیان مهندس موسوی به خیابانها ریختند که سهم بیشتر آن متعلق به تهران ، پایتخت ایران بود ولی متاسفانه ما شاهد درگیری بین ماموران و مردم بودیم که در این بین مردم آسیب های بسیار جدی و وحشتناکی دیدند. در بعدازظهر روز شنبه 23/3/88 بسیاری از طرفداران مهندس موسوی دستگیر شدند و حتی حامیان وی در جبهه مشارکت نیز تحت تعقیب بوده و مامورین قصد دستگری آنها را داشته اند. آری این است یک حکومت آزاد و حکومتی که ادعای دمکراسی و مردم سالاری دینی می کند. امیدوارم که رهبر این کشور برای تک تک این مسائل و زیرپا گذاشتن حق انسانی و حقوق بشر جواب قانع کننده ای داشته باشد.
در هر حال پس از 30 سال این یکی از پرشور ترین انتخابات ایران بود که به راستی حکومت جمهوری اسلامی دیگر به راستین شاهد چنین قضیه ای نخواهد بود و به اعتقاد من این سال ها ، سالهای قهر مردم با این حکومت است و تا چندین سال ادامه دارد.
به امید داشتن ایرانی سرافرازتر و موفق تر.
حامد مزروعی
یکشنبه ، 24/03/1388


 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007