« اقتصاد و انتخابات | صفحه اول | گزارش یک مناظره »

8 اردیبهشت 88

انسان موجود ناشناخته

اینروزها بیشتر از گذشته به شناخت انسانها فکر می کنم و در واقع می توان گفت نوع شناختی که آدمی در منظومه هستی شناسی از انسان شناسی پیدا می کند میزان وثیقی با نوع نگرش و رفتار آدمی در عرصه حیات فردی و اجتماعی و روابطی که با دیگران برقرار می کند ، دارد . یادم می آید که در سالهای دوران جوانی که شخصیت و جهت گیری فکری و سیاسی ام در حال شکل گیری بود بدلیل تعریفی که دکتر شریعتی از کتاب " انسان موجود ناشناخته " نوشته الکسیس کارل داشت این کتاب را مطالعه کردم و الان جز هاله ای از آنچه مطالعه کردم در ذهن ندارم اما در گذر زمان و کسب تجربیات و دانش بیشتر هر روز بیشتر از گذشته به این نتیجه می رسم که " انسان موجود ناشناخته " ای است که شاید کمتر انسانی قادر به شناخت کنه وجودی او باشد و از اینرو رفتار با این موجود به ویژه در عرصه حیات اجتماعی و حکومتداری باید با توجه به این موضوع و در نهایت دقت و توجه باشد

در حدیثی آمده است :" کسی که خود را شناخت خدا را شناخته است " . در وجه ایجابی این کلام خود شناسی مرادف خداشناسی برشمرده شده است چون انسان شناسی به مفهوم واقعی ما را بسوی خالق این هستی و انسان راهنمایی می کند اما در وجه سلبی همانگونه که ما قادر به شناخت کنه و ذات خداوند نیستیم رهیافتی بسوی کنه و ذات انسان نمی توانیم داشته باشیم و این همان " انسان موجود ناشناخته " را بازنمایی می کند . در حدیث دیگری داریم :" راه های بسوی خدا بعدد نفوس خلایق است " که این معنای دیگری از آن حدیث است با این تبصره که هر انسانی بدلیل ویژگی های خود راهی مخصوص بخود بسوی خدا دارد و در واقع ما به اندازه انسانها در طول تاریخ و عرض جغرافیا راه و رفتار متفاوت و متنوع از انسانها در حیات فردی و اجتماعی داریم و اصل تنوع و تکثر ذاتی وجود آدمی است و هیچ انسانی را نمی توان همطراز دیگر انسانها دانست و رفتاری قالبی و یکسان را از آنها انتظار داشت یا به آنها تحمیل نمود حتی برای عبادت و پرستش خدا! و البته این به معنای تعلق به یک دین و انجام مناسک عبادی یکسان نیست چراکه در این تعلق و عبادت نیز برداشت ها و رفتار ها یکسان نیست .
هرچند در نوع انسان شناسی هایی که وجود دارد ما با نوع خوشبینانه و بد بینانه نسبت به انسان و چگونگی اداره حیات اجتماعی او مواجهیم و تقریبا می شود گفت که در اداره اجتماع و تنظیم روابط حکومتی اصل بر انسان گرگ انسان است می باشد اما به نظرم این نگاه بدبینانه چاره ساز حیات انسانی نبوده است و تا هنگامی که اصل بر نگاه خوشبینانه به انسان و حیات معنوی و اخلاقی گذاشته نشود انسان ها از وضعیتی جنگلی نجات نخواهند یافت . بدون آنکه بخواهم به تطویل کلام و کالبد شکافی این موضوع بپردازم غرض از نوشتن این مطلب تذکار نکته ای بود که فکر می کنم انقلاب اسلامی که انقلابی بنام خدا لقب گرفت در پی تحقق آن بود و آن ارائه الگویی بر پایه نگاه خوشبینانه به انسان و حیات معنوی و اخلاقی بود اما و صد اما که نظام برآمده از انقلاب به تدریج به همان راهی می رود که دیگر نظامات سیاسی مبتنی بر انسان گرگ انسان است ره پیموده اند . بررسی جزئیات این مدعا را به وقتی دیگر می سپارم اما واقعا بنده از این برخورد های پرهزینه و کم فائده و تابخردانه با دگراندیشان ( از دانشجویان و زنان گرفته تا فعالان گارگری و سیاسی و...) توسط نهادهای مختلف حکومتی درمانده ام و در نمی یابم که اینها به کجا می انجامد ؟ وچه فائده ای دارد؟و...متاسفانه آن افراد و نهادهایی که دست به اینگونه اقدامات با فرض دلسوزی برای نظام می زنند به همه راه اشتباهی می روند که دلسوزان نظام سابق با همین روش رفتند! اینروزها کتابی را از یک مبارز و چریک زمان شاه می خواندم که پس از سالها عمر و تجربه به صراحت براین موضوع تصریح کرده است که در آن روزگار چقدر ساده و کم دانش بوده است اما ظلم و ستم و برخوردهای نادرست نظام پهلوی با مخالفانش از یکسو و فقر و فلاکت و بدبختی اکثریت مردم از سوی دیگر راهی جز مبارزه چریکی برای او باقی نگذاشته بود ! من متحیرم که وقتی حکومتگران ما دراداره روزمره امور و ارائه الگویی کارآمد در این باره حتی در حد کشورهایی چون ترکیه و مالزی هم در مانده اند چگونه انتظار دارند که همه مردم بلا استثناء موافق آنها باشند ؟ و نمی دانم که خدا آخر و عاقبت ما را با ین وضعیت ختم به خیر می کند یا نه؟و...



   نظرات

امید :

خدا آخرت عاقبت ما را ختم به خیر و شر نمی کند( ان الله لا یغیرو ما بقوم الا یغیرو بانفسهم ) این ماییم که آخر عاقبت را خیر و شر می کنیم.خوشحالم که - هر چند دیر - به خود شناسی رسیده اید و بفکر خدا شناسی
دوست ندارم نمک روی زخمهای گذشته بریزم چون فعلا هیچ فایده ای ندارد و جز سوق دادن شما به همان سمت قبلی و به طرف دوستان سابق که همچنان معتقدند مرغ یکپا دارد ، ثمر دیگری ندارد
پرسیده اید: واقعا بنده از این برخورد های پرهزینه و کم فائده و تابخردانه با دگراندیشان ( از دانشجویان و زنان گرفته تا فعالان گارگری و سیاسی و...) توسط نهادهای مختلف حکومتی درمانده ام و در نمی یابم که اینها به کجا می انجامد ؟ وچه فائده ای دارد؟و...
در جواب باید بگویم که من میدانم چه فایده ای داشته و دارد ولی میدانم که اگر بنویسم شما را خوش نمی اید خود سانسوری میکنم تا زحمت حذف را توسط شما کم کنم . چون دو سه کامنت قبلی من بر خلاف گذشته حذف شده و شاید این نیز به دلایل خود شناسی جدید شما بوده
به هر حال بر خلاف نظر شما معتقدم امروز خیلی بیشتر از سابق انسان و خصوصیات آن شناخته شده ( در حد شناخت مشکلات امروز و راه حلها کشور) همچنان که هستی و تاریخ
ولی نمیدانم چرا شما با برگشت به گذشته و بیان ِ:"انسان موجود ناشناخته" همچنان دوست دارید آب را بیشتر گل آلود کنید؟
آیا واقعا از سالها پیش معلوم نبود که حذف دگر اندیشان ( آنهم بناحق و با توسل به دروغ) این وضعیت را بوجود می آورد؟ ایا میدانید سرکوب آنها که در آن زمانها وقوع این روزها را هشدار میدادند ، توسط چه کسانی حمایت میشد؟

مزروعی : باسلام ، برخلاف ابتدای نظرتان شما همچنان اصرار دارید نمک بر زخم بپاشید و البته این شیوه غالب ما ایرانیان است ! من نظرات را مرور کردم و دریافتم که اخیرا همه نظرات شما را انتشار داده ام و نمی دانم منظور شما کدام نظرتان است اما به هرحال شما در هر شرایطی معنرضید و می توانید این ادعا را بکنید و نمی دانم شما که اینهمه اهل نظر هستید چرا خود یک وبلاک بنام خودتان راه نمی اندازید تا با آزادی کامل و بدون هرگونه سانسور و خودسانسوری در آن تظرات را ارائه کنید تا دیگران استفاده کنند؟ من بارها اعلام کرده ام که این وبلاک را مطابق سلیقه خودم اداره می کنم و اگر انتشار نطری را مناسب ندانم سانسور می کنم اما الحق و الانصاف ایراد شما وارد نیست .در مورد این نظرتان نیز ممکن است برداشت من و شما از دگراتدیش یکسان نباشد و به همین دلیل نوع داوری مان نسبت به رفتار حکومت و حکومتگران ! من دگراندیشان را کسانی می دانم که به لحاظ عقیدتی و سیاسی با حاکمیت اختلاف نظر ورای دارند و فقط به کار فکری و نظری و سیاسی مسالمت آمیز و قانونی می پردازند و طبعا این شامل حال افراد و گروههای که به فعالیت های مسلحانه و غیرقانونی پرداخته و یا با دشمنان ایران ازقبیل رژیم صدام یا آمریکا و...همپیمان و پیاله شده اند نمی شود و دراینکه همه ما سرنوشتمان را خودمان می سازیم شکی وجود ندارد و اگر شما با فرهنگ دعا آشنا باشید این اصل هیچگونه تناقضی با این دعا ندارد .

 

:

با سلام جناب مزروعي
شما تكنوكراتهاي جمهوري اسلامي افتادين بجان تبليغات موسوي
اقا من عكسهاي همايش امروز موج سوم رو ديدم اصلا اون وضعيت رو نپسنديدم
در مورد موسوي بهتره روي صداقت وسادگي وپاكيزگي اخلاقي ومديريتيش وسواس بخرج داده بشه ونه اينكه شماها بزور بهش بگين دستاش رو مشت كنه توي يك تالار مجلل كه اصلا بهش نمياد
اقا موسوي چند شاخصه مهم داره بايد روي دريافت اين شاخصه هاش توسط مردم كار بشه كه اتفاقا نوع شخصيت مديريتيه موسوي بسيار مناسب گرفتاريهاي اكنون زمان ماست
1.صداقت
2.سكوت توام با تفكرش
3.پاكيزگي ووسواس در مصرف بيت المال
4.مخالفتش با باند بازي ورابطه بازي وپارتي بازي ومقدس مابي
5.پافشاريش در نهادينه كردن وارتقا قانون
5.ضرورت احساس مسئوليت وپاسخ گويي در مقابل معيشت واشتغال ورفاه و...مردم مخصوصا جوانان
اينها بنظرم كه اصلا نميشناسمش در وجودش بسادگي هويداست وبايد روش كار بشه
ضمن اينكه بله بايد شفاف تر حرف بزنه ومحكمتر جلوه كنه واينكه در نهايت بقول شاعر سكوت خودش رو اشكاره كنه وهراس نداشته باشه از انكه بگويند سخن به بيهوده ميگويد

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! اگر شما اینقدر دلسوز آقای موسوی هستید چرا اسمتتان را ننوشته اید؟ اما در باره این نظرتان : 1- نمی دانم استفاده شما از واژه تکنوکرات را به چه معنایی بگیرم اما ظاهرا آنرا منفی می دانید ولی قطعا هر نظامی در دنیای امروز به تکنوکرات ها نیاز دارد و البته بنده خود را تکنوکرات نمی دانم و شغل دولتی هم ندارم . 2 - بنده هم در آن مراسم دعوت شده بودم و هیچ مسئولیتی در آن مراسم متوجه بنده و دوستانم به زعم شما تکنوکرات نبود تا پاسخگوی شما باشم و ممکن است بنده هم ایراداتی به آن مراسم داشته باشم .3- در مورد رفتار آقای موسوی درآن مراسم آیا شما فکر می کنید آقای موسوی با این سن وسال و تجربه اجرایی و دانش و...براحتی تحت تاثیر این وآن قرار می گیرد تا دست هاشان را مشت کند و...و اینجاست که من به دلسوزی شما برای ایشان شک دارم چون در این نظرتان نوعی توهین وجود دارد.4- در مورد توصیه هاتان هم امیدوارم دوستداران و طرفداران موسوی به اینها توجه و تاکید کنند.

 

Mousa :

Mr. Mazrooi:
I really like this post, it is sooooo true. I wish you and other reformists knew this 30 years ago, before Iran-Iraq war, before cultural revolution, before closing newspapers like Ayandegan and Bamdad, before invading U.S consulate and taking hostages for 444 days. Unfortunately, it is too late now, Mr. Mazrooi. We never had ant free and fare elections, and all preseidents were just followers.But, I am hopeful to this new generation, they know more than us and they are going to the right path, our version of
RENESSAINCE.

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! که اصرار دارید اینگونه حرف ها را تکرار کنید و نمی دانم فائده اینگونه تکرار ها چیست ؟ و ظاهرا ما ایرانیان در هرجای عالم که باشیم عادت داریم که گذشته را رها نکنیم و همه بدبختی های امروز و فردایمان را نیز به گردن گذشته بیندازیم و خودمان را از هر گونه مسئولیتی در این باره رها سازیم ! دوست عزیز ! شما که مرا خطاب کرده اید و ظاهرا مسئولیت همه این رخداد را به گردن من انداخته اید خوب منهم می توانم از شما بپرسم شما آن موقع چه می کردید ؟ و اگر سن و سال شما به آن سال ها قد نمی دهد پس اینگونه آسان نگر به مسائل تاریخی نباشید . بطور مثال در مورد اشغال سفارت آمریکا قاطبه ملت ایران موافق بودند و اینرا می توانید براحتی از آرشیو تاریخ دریابید بنابراین چگونه شما اینرا متوجه یک فرد یا جریان می کنید؟ تحلیل وقوع این رخداد و آثار و پیامدهای مثبت و منفی آن یک بحث تاریخی مفصل و منطقی را می طلبد ( همچون اصل انقلاب ) و دیگر رخدادهای پس از انقلاب ، بنابراین هریک از ما بهتر است بجای غرق در گذشته شدن و بدنبال یقه گرفتن این و آن رو به آینده داشته باشیم و با عبرت آموزی از گذشته و نه به دنبال محاکمه این و آن برای ساخت آینده فکر کنیم و قدم برداریم و اگر امیدواری به نسل جدید دارید امید وارم از این زاویه باشد نه آن زاویه ای که شما در این نظراتتان به آن می پردازید.

 

صمدمهدي پور :

جناب آقاي مزروعي عزيز باسلام
همواره شاهدبوده ايم هركسي نامزدي براي هرموردي شود قاعدتا صحبت هايي ميكند وحرف هايي مي زند وميگويد اگرانتخابم كنند و شوم چه خواهم كرد.قطعا فاصله هست بين نظروعمل،وچقدربداست وعواقب بدي دارد كه كسي بگويد چه خواهم كرد وبعدا انجام ندهد يا نتواند به انجام برساند وبدترازهمه برخلاف حرفهاي قبل ازانتخاب شدنش عمل كند كه اين درواقع صفت انسانهاي دروغگو ومنافق است(به نظرمي ايد دولت فعلي مصداقي ازاين مطلب باشد).علت اينكه خاتمي عزيز را هنوزهم مردم عادي وهم افرادسرشناس دوست دارند وبه او ارادت مي ورزند همين است كه ايشان نجابت وصداقت داشته ودارند.نمي خواهم بگويم ايشان صددرصد دردوران 8ساله خود خوب عمل كرد كه البته هيچ كس نمي تواند ادعاي مطلق وصددرصدي داشته باشد اماهمين صداقت درگفتاروعمل اوراهمچنان محبوب داشته است.(هيچ كس بي دامن تر نيست اما ديگران بازپوشند وما برآفتاب افكنده ايم)
ازطرفي همه ما وهمه مسئولان بايد بدانند كه اين اختياراتي كه دارند واينكه حالا رئيس جمهورهستند ياهر پست ومنصبي كه دارند چون اعتباري وقراردادي وگذرا است درواقع في نفسه داراي ارزش نيست وارزش خودآنها هم صرفا بدليل منصبي كه دارند نيست،وقتي ارزشمند مي شودكه فرد بتواند نهايت استفاده را درخصوص كساني كه به او راي داده اند و او را برسرآن رياست ومسئوليت واختيارات آورده اند بنفع آن افراد استفاده كند.درواقع خودجمهوري اسلامي دركل وتمامي شخصيت هاي آن وقتي ارزشمند خواهند بود كه نهايت سودرساني ومنفعت را براي ملت ومردم خود داشته باشند،درغيراين صورت روز بروز اين ارزش واعتبار را ازدست مي دهند وحتي ارزش فردي خود را هم مخدوش خواهند نمود.(اين مطلب مصداق بالاترين رده حكومت تا پايين ترين آنها مي باشد).
ازطرفي تمامي مسئولين مملكت از رهبرتا پايين ترين افرد بدانند وآگاه باشند كه در برابر انسانهاي پاك و وارسته چون شهداي عزيزهيچ نيستند وهمه ما به آنها مديون وبدهكاريم .چون بالاترين ثروت ودارائي انسان جان وزندگي است آن عزيزان ازاين متاع خود درجهت حق،عدالت ،صداقت وهمه ارزشها گذشتند .وبا قدرتمندترين وداراترين وارد معامله شدند ومتاع خودرا با دنياي موقتي وگذرا معامله نكردند،وخداوند ثمن اين معامله راوجودخودش وبهشت برينش تعيين نمود.پس برهمه ما يك امربديهي باشد كه كاري نكنيم كه اگرآخرتي دركار باشد(علم داريم اما همواره دريقيين نيستيم) واگرحساب وكتاب وسوال وجوابي دركارباشد نتوانيم جواب دهيم وسرافكنده ودرمانده شويم.(حاسبوا قبل ان تحاسب)
در اينجا بعنوان يك شهروند وبه عنوان يك فرزند شهيد به آقاي مهندس موسوي ازباب فذكرانما انت مذكريادآوري مي كنم حال كه عده كثيري ازبزرگان سياسي وافرادي كه شمارابهترازمن وما مي شناسند وهمچين ديگراقشارمردم به سوي شما توجه نموده اند وعده و وعيد كارهاي نشدني ندهيد وقول انجام اموري را بدهيد كه شدني است،البته براين باورم كه اگروعده اي مي دهيد ناشي ازجلب توجه و راي دادن مردم به شما نيست،بلكه ناشي ازصداقت شماست(همچنين كارنامه مثبت شما در گذشته) كه اميد است هركه را مردم به او اقبال داشتند بتواند درجهت ايراني سرافراز براي همه ايرانيان وبشريت منشا خيرات وبركات ورشد وتعالي وآرامش درتمامي ابعاد باشد.يقينا همه ما از هر فردي كه رئيس جمهور شود چنين انتظاري داريم.


صمد مهدي پور
12 /02/1388
با اميد آن روز

 

:

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! اگر شما اینقدر دلسوز آقای موسوی هستید چرا اسمتتان را ننوشته اید؟ اما در باره این نظرتان : 1- نمی دانم استفاده شما از واژه تکنوکرات را به چه معنایی بگیرم اما ظاهرا آنرا منفی می دانید ولی قطعا هر نظامی در دنیای امروز به تکنوکرات ها نیاز دارد و البته بنده خود را تکنوکرات نمی دانم و شغل دولتی هم ندارم . 2 - بنده هم در آن مراسم دعوت شده بودم و هیچ مسئولیتی در آن مراسم متوجه بنده و دوستانم به زعم شما تکنوکرات نبود تا پاسخگوی شما باشم و ممکن است بنده هم ایراداتی به آن مراسم داشته باشم .3- در مورد رفتار آقای موسوی درآن مراسم آیا شما فکر می کنید آقای موسوی با این سن وسال و تجربه اجرایی و دانش و...براحتی تحت تاثیر این وآن قرار می گیرد تا دست هاشان را مشت کند و...و اینجاست که من به دلسوزی شما برای ایشان شک دارم چون در این نظرتان نوعی توهین وجود دارد.4- در مورد توصیه هاتان هم امیدوارم دوستداران و طرفداران موسوی به اینها توجه و تاکید کنند.
با سلام جناب مزروعي صاحب وبلاگ ودنياي مجازي وداراي اسم:
اينقدر اين اسم نداشتن وداشتن وغيره را به رخ ما نكشيد وما در دنياي واقعبت شما كه واقعيتش بكام شماست وفلاكت ما اينروزها با بيتوجهي به اصل زندگيم كه به لحاظ زماني انجام اموري برايم اهميت دارد وممكن است بيتوجهي مرا دچار هزينه كند بيهوده مشغول وارد صحبت شدن با هر انكه بتوانم مشاركتش را جلب كنم واو نيز ديگران را به اندازه خودمان وتحمل مان در شنيدن افاضات اين جماعت هستيم وهمين امروز از چند نفر شنيدم كه ميگفتند انان كه انتخاب ميكنند خودشان ميكنند وبه راي ما نياز ندارند جالب كه همشان هم تحصيل كرده بودند وما در رنج كه به انها بقبولانيم اقا ويا خانم كه انصافا خانمها فهميده ترند شما شركت كن وقتي ميگويي انها كار خود را ميكنند شركت كن چون اگر هم نكني انها باز هم كار خود را ميكنند واگر بكني شايد نتوانند بكنند وزحمت ان چند قدم راه رفتن است وجيزي كه ناراحتم كرد با يك دانشجو صحبت ميكردم كه در خوابگاهش با بچه ها صحبت كند واو ميگفت اين جماعت انگار از جنمي ديگر هستند وانگار نه انگار واز شهر خودشان ميگفت كه البته دور افتاده است وبه من ميگفت اصلا هيچ تو فرض كن راي انجا را خرديدند اولين بار بود به عينه از يكنفر شنيدم
باور كنيد جناب مزروعي اينكار را شما نميتوانيد در دنياي مجاز با ادمهايي كه نميشناسيد بصورت محاوره رو در رو ودويا سه چهار نفره وبي مناسبت نميتوانيد بكنيد وخود را كوچك كنيد
واگر دردنياي مجازنظر ميدهيم انچه بفكرمان ميرسد است شايد مفيد گردد براي بقيه وگرنه نه دلسوز ونه دنبال چيزي كه همانطور كه ميفرماييد نامي هم نداريم ونشاني وكامنتهاي ما ورودي مشخصي براي شما دارد وبهتراست اين زرنگ بازي وتكنوكرات بازي را براي ما در نياوريد در مورد اينكه برخي شما تكنوكرات ها چه ها كرديد در دوران اصلاحات مخصوصا دولت دوم بهتر است برويد كسي را رنگ كنيد بس كنيد اقا اين خيمه شب بازي وكارشناس مابي ومقدس مابي را ما كه هالو نيستيم كه
در ضمن تكنوكراتهاي جمهوري اسلامي وقتي ميگويم معين ومتعارف العموم است بحمدالله

مزروعی : باسلام ، والا من می مانم با چه زبان و منطقی با شما گفتگو کنم که در هرحال خود را محق و بنده را محکوم می دانید و براحتی اتهام می زنید و...به همین دلیل نظر شما را بی کم و کاست انتشار می دهم تا کاربران خود داوری نمایند که حق با کیست ؟


من به چند دليل نميپسندم اين وضعي كه بود وهست را:1.فضاي سالن بسته بود وهرببينده اي عكس را ميديد احساس ميكرد اينها چيه تو يه جاي بسته جمع شدند وخودشون ميگن وميخندن وخبر از عالم ندارند وكلا برامد خوبي نداشت وبهرحال بهتر است موسوي در فضاي باز كه روحبخشتر وواقعي تر است صحبت كند
حالا خاتمي اگر بود ميگفتيم با دوستانش متينگ گرفته وقابل قبول بود ضمن اينكه اين حريف همين چيزها را دستاويز ميكند ودر اخرين نمايشش به مردم ميگويد من رانت اينها رو قطع كردم وچه وچه واونها از اين ميسوزند واوصولا شما را بقولي عافيت جو جلوه خواهد داد ميگي نه كمي صبر كن موقعش بشه
2.اساسا فضاي باز مفيدتر است وواقعي
3.من شعارهاي اقاي كروبي را قويتر ومشاركت جو تر ميدانم حيف كه ديگه شيخ حنايش رنگي ندارد وبهر حال اين مشكل افرين است
پايان كلام اينكه انقدر در اين فضاي مجازي توهين توهين نكنيد واگر زورتان ميايد كسي شما را مجبور نكرده بخوانيد وانتشار دهيد
من هم براي اينكه اين مشكل رفع شود ديگر به وبلاگ شما نظر نميدهم تا شايد شما تيك توهين! همچون تيك مطروحه ديگر در عالم سخنوري وسياست ايران نگيريد
فكر كنم غالب شما حاكمان اكنون وديروز تيك مخصوص خود را داريد

در

 

:

خیلی خوب بود مچکرم

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007